سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14

موضوع: به یاد مجاهدی نستوه

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    شمه ای از کرامات

    کرامات بزرگان ما حاصل تزکیه نفس و تقوای بسیار عالی آنان است.

    اگر چه نفس رسیدن به کرامت خود نوعی عقب ماندن از قافله خودسازی است اما بدون شک کسانی که به جایی می رسند اختیاراتی از جانب خدای متعال خواهند داشت. و این مطلبی است که روایات ما نیز آن را تایید می کند.

    ولی پیوسته کسانی که بار و بنه خویش را بسته اند و به سوی دوست سفر کرده اند از ابراز آن امتناع ورزیده اند. در اینجا به نمونه ای از این کرامات اشاره می کنیم.

    استاد معظم حجه السلام والمسلمین «عبدالقاسم شوشتری» امام جمعه محترم شاهین شهر زمانی که در شهر درود تشریف داشتند می فرمودندکه:

    حاج آقای بهلول چند سال قبل همراه یکی از دوستانش قرار بود به یکی از روستاهای دوردست برود.این روستا فقط یک ماشین شخصی داشته که هر روز سر ساعت مقرر کسانی را که قصد مسافرت به آن روستا را داشته اند می برد.فاصله این روستا تا شهر حدودا ده ساعت بود اما موقع حرکت ماشین برای بهلول مشکلی پیش می آید و نمی تواند در آن ساعت همراه دوستش به آن روستا برود لذا به رفیقش می فرماید:

    شما بروید من فردا که روز عاشورا است خواهم آمد دوست ایشان به سمت روستا حرکت می کند بعد از ساعتها به روستا می رسد مبیند تمام مردم به مسجد رفته اند پس از حضور در مسجد در می یابد که شیخ بهلول بالای منبر است ومشغول مصیبت است.

    با کمال تعجب از مردم می پرسند که شیخ رسیده است ؟ مردم می گویند که الان چندین ساعت است که شیخ در روستا است و منبر ایشان یک ساعت است که شروع شده است. بعدا که می خواهد از خود ایشان سوال کندشیخ امتناع می ورزد و او را امر به سکوت می کند.




    امضاء


  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    بعد از حمله خونین مسجد الحرام و بسته شدن راه حج یکی از روحانیان به ایشان می فرماید:

    جناب شیخ، گفته اند شما مستجاب الدعوه هستید دعا کنید که فهد بمیرد و را حج باز گردد. ایشان با تبّسم فرمودند هر وقت من بمیرم فهد هم خواهد مرد ودقیقاً این امر اتّفاق افتاد و همزمان با ارتحال علامه شیخ بهلول ،فهد نیز فوت كرد.


    می فرمودند:

    ایامی که در زندان بودم تقریبا ده سالی از زندانی شدن ما شاید گذشته بود که به من اطلاع دادند پسر یکی از وزرای دربار بیمار شده و هر کجا برده اند مداوا نشده است آخرالامر به سفارش یکی از نزدیکانش با اینکه سنی مذهب بودند متوسل به امام حسین (علیه السلام) می شوند و نذر میکنند اگر پسرش خوب شود برای امام حسین شیعیان ده روز مجلس روزه بگیرد

    .حالا پسر خوب شده است اما کسی از منبری ها حاضر نشده که در محضر آنها روضه بخواند به دو دلیل یکی سنی بودن آنها و دومی همه اشراف و وزرا بودند مطلب در خور آنها نداشتند.



    امضاء


  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    خلاصه به وزیر اطلاع می دهند که یک نفر منبری در زندان شما است او را بیاورید. به ما اطلاع دادند و قرار شد ما منبر برویم . ما هم قبول کردیم واشعار زیادی سرودیم.اما وقتی وارد مجلس شدم دیدم زن و مرد با هم مخلوط هستند لذا گفتم:

    شنیده ام امام حسین (علیه السلام) پسر شما را شفا داده است و شما نذر کرده اید روضه بخوانید و در ضمن کسی حاضر نشده که منبر برود حال که من منبر می روم شرطی دارم و آن اینکه همه زن ومرد در این تالار بزرگ باید جدا شوند.

    آنها بلافاصله جدا شدند و چند روز بحمدالله و کمک خدا منبر رفتم روز اول که برایم میوه آوردند نخوردم وگفتم :

    نمی خورم مگر اینکه برای رفقای ما در زندان ببرید آنها قبول کردند و تا آخرین روز منبر برای زندانیها میوه می بردند و این امر باعث خوشحالی زندانیان شده بود.





    امضاء


  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    پی نوشت:

    [1]سایت وارثون

    منابع:1.بصیرت نیوز2.چادر خاکی3.وارثون

    تهیه و فرآوی:
    محمد حسین امین – گروه حوزه علمیه تبیان



    امضاء


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی