داستان هايى از خدا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
داستان هايى از خدا
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 58
  1. #21
    عضو آشنا
    Mohamadi آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1392
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    خدایا قبل از ماه مبارک رمضان دلهای تمام مسلمین رو اماده ی ماه رمضان کن تا با درکی خدایی وارد بشن
    نوشته : 32      تشکر : 391
    182 در 32 پست تشکر شده
    دریافت : 2      آپلود : 0
    Mohamadi آنلاین نیست.

    پیش فرض




    روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند و او را بدینگونه سیر نمایند...
    بعد از ۷۰ سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که گرسنگی بر او غالب شد. طاقتش تمام شد و از کوه پایین آمد و به خانه بت پرستی که در دامنه کوه منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد، بت پرست ۳ قرص نان به او داد و او بسمت عبادتگاه خود حرکت کرد.
    سگ نگهبان خانه بت پرست به دنبال او راه افتاد، جلوی راه او را گرفت...

    مرد عابد یک قرص نان را جلوی او انداخت تا برگردد و بگذارد او براهش ادامه دهد، سگ نان را خورد و دوباره راه او را گرفت، مرد قرص دوم نان را نیز جلوی او انداخت و خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت مرد به راهش ادامه دهد.

    مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت : ای حیوان تو چه بی حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟

    سگ به سخن آمد و گفت: من بی حیا نیستم، من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم، شبهابی که به من غذا داد پیشش ماندم ، شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم، شبهایی که مرا از خانه اش راند، پشت در خانه اش تا صبح نشستم...

    تو بی حیایی، تو که عمری خدایت هر شب غذای شبت را برایت فرستاد و هر چه خواستی عطایت کرد، یک شب که غذایی نرسید، فراموشش کردی و از او بریدی و برای رفع گرسنگی ات به در خانه یک بت پرست آمدی و طلب نان کردی...مرد با شنیدن این سخنان منقلب شد و به عبادتگاه خویش بازگشت و توبه کرد...
    داستان هايى از خدا
    خدایا بی پناهم پناهت را از من نگیر


  2. #22
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فرار به سوی خدا ...





    می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود.

    همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.

    وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد.

    پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.

    پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟

    راه فراری ندارد! خودش را به سینه‌ی پدر چسباند.

    شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.

    شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید.


    «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»

    هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.






    داستان هايى از خدا





  3. #23
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,761 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دل شكسته ارزش دارد






    هر چيزى پس از شكسته شدن از قيمت مى افتد مگر دل،
    تا شكسته نشود قيمت پيدا نمى كند و هرچه شكستگى دل بيشتر شد
    رحمت خدا به او نزديكتر است و بيشتر شامل حال صاحبش مى شود،
    لذا ترحم كردن به دل شكستگان منشا خشنودى خداوند رحمان است مخصوصا غريب
    كه بيشتر مورد ترحم است. حتى ملك الموت هم كه خدا رحم در دلش قرار نداده
    به حالت غريب رحمش مى آيد، چنانچه در خبر دارد:

    يكى از انبياء از عزرائيل سؤال كرد تا حال هيچ دلت به حال كسى سوخته است
    و بر كسى ترحم كرده اى؟ عرض كرد:
    خداوند رحم در دل من خلق نفرموده و بر هيچ كس ترحم نمى كنم
    مگر غريب كه دور از وطن است، وقتيكه مى خواهم قبض روحش كنم
    اشك حسرت از چشم او جارى مى شود در آن حال مرا به او رحم آيد
    و جان او را به آسانى قبض ‍ مى كنم.


    اما اين ترحم عزرائيل ناشى از ترحم رب جليل است،
    چون مى داند كه خدا خيلى نظر مرحمت به غريب دارد،
    لذا بر او ترحم مى كند، چه بسا بنده كه مدت عمرش معصيت خدا را كرده،
    آخر عمرش كه مى شود وقت رفتن از دنيا در غربت واقع مى شود،
    خداوند به او رحم مى كند و او را مى آمرزد
    كه حكايتش در داستان 32 مى آيد.





    داستان هايى از خدا


  4. #24
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,761 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    جوان معصيت كار و غربت او(32)






    در بنى اسرائيل جوان فاسقى بود كه در زمان حضرت موسى (عليه السلام)،
    اهل شهر از معصيت او به تنگ آمده بودند به موسى خطاب شد،
    كه او را بيرون كن. حضرت موسى بيرونش كرد. به قريه اى رفت.
    از آنجا نيز بيرونش ‍ كردند، بالاى كوهى و در ميان غارى رفت و در آنجا مريض شد
    و كسى نبود كه او را پرستارى كند. صورت روى خاك گذارد و عرض كرد:

    يا رب لو كانت والدتى عند راسى لرحمتنى و بكت على ذلى و غربتى...
    پروردگارا! اگر پدر و مادر من حاضر بودند براى غربت من گريه مى كردند،
    الهى حال كه پدر و مادر را از من قطع كردى،
    رحمتت را از من قطع مكن و چنانچه دل مرا به آتش فراق آنها سوزاند
    به آتش غضب خود مسوزان.


    همينكه اين مناجات را كرد به حور و غلامان خطاب شد بصورت پدر و مادر
    و فرزندان او شوند و در پيش او حاضر شوند،
    آن جوان چشم گشود و آنها را ديد و خوشحال شد و از دنيا رفت.

    به حضرت موسى (عليه السلام) خطاب شد، اى موسى يكى از بندگان شايسته ما
    در فلان موضع مرده است. بسوى او برو و او را غسل بده و كفن كن،
    نماز بر او بخوان و او را دفن كن.
    موسى به غار آمد و ديد همان جوان فاسق است.


    عرض كرد: الهى مگر اين همان جوان فاسق نيست كه امر كردى
    از شهر و قريه بيرونش كنم.
    خطاب شد:
    اى موسى بواسطه مرض او و بواسطه دور بودن او از وطنش
    و اقرار كردن به گناهش به او رحم كردم.

    اى موسى هرگاه غريب بميرد ملائكه آسمان و زمين ترحما
    براى غربتش گريه مى كنند،
    چگونه من او را رحم نكنم و حال آنكه غريب است
    و منم ارحم الراحمين


    داستان هايى از خدا


  5. #25
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    جوانمرد ...




    جوانمرد بر تپه اي ، در سجده ،آفتاب را و غروبش را تقديس مي كرد


    مسافري كه از دورها آمده بود ، جوانمرد را ديد ،


    سفره ي دلش را گشود و از غريبي گفت و از غربت ناليد كه عجب دردي است اين درد بيگانگي


    و عجب سخت است تحمل بي سرزميني.


    جوانمرد لبخندي زد و گفت : برو اي مرد و شادمان باش ،


    كه اين غربت كه تو داري و اين رنج كه مي كشي هنوز آسان است ، پيش آن غربتي كه ما داريم.


    زيرا غريب نه آن است كه تنش در اين جهان غريب باشد ، غريب آن است كه دلش در تن غريب است.


    و ما اين چنينيم با دلي غريبه در تن خويش...







    داستان هايى از خدا





  6. #26
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پشه داراى تمام مشاعر حيوانى است




    يك برگ درخت آيه اى است از آيات الهى تا برسد به جانوران
    و انسان همه آيات الله اند؛


    پشه را ببين دستگاه خلقتش چقدر عظيم است.

    پشه اى كه با يك فوتى حركت مى كند، داراى تمام مشاعر حيوانى است.
    چشم دارد، گوش دارد، معده دارد، درك دارد، حتى قوه حافظه
    و واهمه هم در وجود اين حيوان جمع است.

    علاوه بر اين، شش دست و پا به آن لطيفى دارد. هوشش هم زياد است.
    از طرفى مساله خرطوم اين پشه بطورى در بدن انسان فرو مى كند كه انسان
    نمى فهمد تا بخواهى نگاهش كنى غذايش را خورده و رفته است.
    خرطومش چقدر قوى است.


    پشه با فيل در دستگاه خلقت تفاوتى ندارد بلكه پشه دو بال اضافه هم دارد.
    آنكه فيل را خلق كرد مى تواند همين دستگاه را در پشه ايجاد كند.

    لكن نسبت كه در بين مى آيد مخلوقات كوچك و بزرگ دارند ولى از
    لحاظ خلقت همه بزرگند.






    داستان هايى از خدا


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  7. #27
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مگر مى شود اين عالم خدائى نداشته باشد



    مى نويسند: پادشاهى بود دهرى مذهب. وزيرى بسيار عاقل و زيرك داشت.
    هرچه ادله و براهين براى شاه بر اثبات وجود صانع اقامه مى كردند كه
    اين آسمان ها و زمين را خدا خلق كرده و ممكن نيست اين بناهاى به اين عظمت
    بدون صانع و خالق موجود شود و ممكن نيست يك بنائى بدون بنا و استاد
    و معمار ساخته شود شاه قبول نمى كرد.


    آخر الامر وزير بناى يك باغ و درخت ها و عمارتى در بيرون شهر گذارد.
    بعد از اينكه تمام شد يك روز شاه را به بهانه شكار از آن راه برد.

    چون چشم شاه بر آن عمارت عالى افتاد متعجب شد.
    از وزير پرسيد: اين آسمان را كه بنا كرده و چه وقت بنا شده؟


    وزير گفت: كسى نساخته خودش موجود شده. پادشاه اعتراض شديدى
    كرد، اين چه حرفى است مى زنى!
    چگونه مى شود بنا بدون بنائى ساخته شود.


    وزير جواب داد: چگونه يك بنائى كوچك بدون بنا غير معقول است!

    چگونه مى شود بناى اين آسمان ها و زمين ها و گردش ماه و
    خورشيد و ستاره ها بدون صانع و خالق موجود شده باشد؟


    آن وقت پادشاه تصديق نمود و مسلمان و موحد شد.



    داستان هايى از خدا
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 03-06-1392 در ساعت 10:10


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  8. #28
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دو حيوان دعا كردند




    سالى قحطى و خشكسالى شد مردم براى دعاى باران به صحرا رفتند، هرچه
    دعا كردند باران نيامد در آن اثنا آهوئى را ديدم به سوى غدير
    ((گودال)) آبى مى دويد كه آب بياشامد.

    همينكه غدير را خشك ديد، حيران شد، چند مرتبه به سوى آسمان نظر
    كرد، ناگاه ابرى ظاهر شد و آنقدر باران آمد كه غدير ((گودال)) مملو از
    آب شد و آن آهو آب خورد و سيراب شد.



    در روايت ديگرى است:
    صيادى گفت: در صحرا براى شكار گاو كوهى رفته بودم. ديدم بچه اش
    را شير مى دهد. او را تعقيب كردم. آن گاو بچه اش
    را گذارد و رفت، آمدم او را گرفتم.

    همينكه آن حيوان بچه اش را به دست من ديد مضطرب شد سر
    به سوى آسمان بلند كرد، گويا به خدا شكايت مى كرد.


    يك وقت گودالى پيدا شد و من در آن گودال افتادم و بچه گاو از دست
    من رها شد و فرار كرد و آن حيوان آمد بچه اش را برد.

    حاصل اينكه هرگاه جمادات و نباتات و حيوانات خدا را بشناسند،
    انسان چگونه مى شود منكر وجود خدا شود؟!



    داستان هايى از خدا
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 04-06-1392 در ساعت 11:41


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  9. #29
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پيامبر گريه كرد



    رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بر زنيكه آتش تنور روشن كرده بود
    و نان مى پخت گذشتند. اين زن طفلى داشت كه پهلوى خود نشانيده بود.

    همينكه چشمش به آن حضرت افتاد عرض كرد:
    يا رسول الله شنيده ام كه شما فرموده ايد:
    ان الله ارحم بعبده من الوالده بولدها


    يعنى خداوند مهربان تر است به بنده خود از مادر
    نسبت به فرزند خود.آيا راست است؟ گفت: بلى.

    زن عرض كرد: مادر طفل خود را در اين تنور نمى اندازد
    خدا چگونه بنده خود را به جهنم مى برد؟



    فبكى رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) و قال:
    ان الله لا يعذب بالنار الا من انف ان يقول لا اله الا الله



    پس رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم)
    بنا كرد گريه كردن و فرمود:


    خدا به آتش كسى را عذاب نمى كند مگر اينكه از گفتن
    لا اله الا الله پرهيز كند، يعنى تكبر كند.




    داستان هايى از خدا


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  10. #30
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در ذات خدا تكلم نكنيد




    وقتى خاتم پيامبران (صلى الله عليه و آله و سلم) بر عده اى از اصحاب
    گذشتند، ديدند درباره ذات خدا سخن مى گويند، چنان غضب بر آن حضرت
    مستولى شد كه صورت مباركش سرخ گرديد و آنها را در
    تكلم كردن در ذات بى مثال منع كرده


    و فرمود:
    لا تكلموا فى ذات الله فانه لا يزيدكم الا تحيرا
    فرمود: در ذات خدا تكلم نكنيد زيرا كه اين راه جز
    سرگردانى و حيرانى چيزى نيست.




    و حال آنكه آنها چه مواعظ و نصايح از پيامبر شنيده بودند چقدر علم
    و عقل و كمال آنها بيش از ما بوده، با وجود اين پيغمبر آنها را از تكلم كردن
    در ذات حضرت احديت منع مى كند، آن وقت بعضى از مردم ما، كه هيچ
    سواد نداريم ، شعور نداريم، عقل ما قاصر است، مى خواهيم به ذات
    خدا پى ببريم، از اين جهت است بعضى عقلشان به جائى نمى رس
    د از دين برمى گردند و كافر مى شوند.




    داستان هايى از خدا


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •