داستان هايى از خدا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
داستان هايى از خدا
صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 58 , از مجموع 58
  1. #51
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مانند پير زنان خدا را بشناسيد



    اميرالمؤمنين (عليه السلام) با جمعى از پيروان در معبرى عبور
    مى نمود، پيرزنى را ديد كه با چرخ نخ ريسى خود مشغول رشتن پنبه بود.

    پرسيد:
    پيرزن بما ذا عرفت ربك
    خدا را به چه چيزى شناختى؟


    پير زن به جاى جواب، دست از دسته چرخ برداشت.
    طولى نكشيد پس از چند مرتبه دور زدن چرخ از حركت ايستاد.

    عجوزه گفت: يا على چرخ بدين كوچكى براى حركت احتياج به
    چون منى دارد، آيا ممكن است افلاك به اين عظمت و كرات به اين بزرگى
    بدون مدبرى دانا و حكيم و صانعى توانا و عليم با نظم معينى
    به گردش افتد و از گردش خود باز نايستد.


    على (عليه السلام) روى به اصحاب خود نمود و فرمود:
    عليكم بدين العجائز
    مانند پيرزنان خدا را بشناسيد.



    داستان هايى از خدا


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  2. #52
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    با خداى خود به مناجات پرداختم



    از لبيب عابد نقل شده : در ايام جوانى ، روزى در خانه ام مارى ديدم كه
    به سوراخى داخل شد، فورا به دنبالش دويدم و دم او را گرفته و بيرون كشيدم .

    ناگهان مار دور خود چرخيد و دست مرا نيش زد، پس از مدتى دستم از
    كار افتاد و فلج شد، به مرور ايام دست ديگر و پس از چندى پاهايم فلج شد،
    به مرور ايام دست ديگر و پس از چندى پاهايم فلج گرديد، طولى نكشيد كه
    هر دو چشم نابينا و زبانم گنگ گرديد، مدتى بدين حال بودم و مرا روى تختى
    خوابانيده بودند فقط از كل اعضاى بدنم ، گوشم مقدارى شنوائى داشت .


    ديگر توان انجام هيچ كارى را نداشتم ، هر حرف زشت و ناگوارى را مى شيندم ،
    اما قدرت پاسخگوئى نداشتم ، چه بسيار اوقاتى كه تشنه بسر مى بردم ولى كسى
    به من آب نمى رسانيد و چه لحظاتى كه سيراب بودم و به زور در گلويم آب
    مى ريختند، همچنين بسيار مواقعى بود كه گرسنه بودم و كسى طعامى به من نمى رسانيد
    و بسا ايامى بود كه سير بودم و به زور و جبر غذا مى خورم .

    چند سال بدين منوال گذشت ، تا اينكه روزى زنى نزد همسرم آمد و احوال
    مرا پرسيد، همسرم گفت : ((احوال بسيار بدى دارد، نه خوب مى شود كه راحت گردد
    و نه مى ميرد كه ما از دست او راحت شويم)) سپس سخنانى گفت :
    كه دانستم از زندگى با من به تنگ آمده است و راحتى خود را در مرگ من مى يابد.


    با آگاهى از اين ماجرا بى نهايت دل شكسته شدم و با اخلاص تمام و بيچارگى و
    درماندگى و با خضوع و خشوع زياد، در اندرون دل با خداى خود به مناجات پرداختم
    و نجات خود را به موت و يا حيات از او خواستم ، پس در آن لحظه فورا ضرباتى به
    تمام اعضاى بدنم وارد آمد و درد شديدى بر من عارض شد و مدتى در خواب رفتم .

    چون شب سپرى شد و از خواب بيدار شدم ، دستم را روى سينه ام ديدم ، در حاليكه
    يك سال دستم روى زمين افتاده بود و اصلا حركتى نداشت ، بسيار تعجب كردم كه
    چه شده است ، در دلم خطور كرد كه دستم را حركت دهم ، دستم را بلند كردم
    و دوباره روى سينه ام گذاشتم .


    دست ديگرم را حركت دادم و همينطور پاهايم را امتحان نمودم ، بالاخره از
    جاى خود بلند شدم و از تخت به زير آمدم و داخل حياط شدم .

    پس از يك سال ستاره هاى آسمان را مشاهده كردم ، نزديك بود كه از شادى
    قالب تهى كنم و بى اختيار زبانم به اين كلمه گويا گشت كه
    يا قديم الاحسان لك الحمد اى كسى كه احسان تو
    ديرينه است ستايش براى تو است

    در سرم عشق تو سودايى خوش است
    در دلم شوقت تمنائى خوش ‍ است

    ناله و فرياد من هر نيمه شب
    بر در وصلت تقاضاى خوش است

    با سگان گشتن مرا هر شب به روز
    بر سر كويت تماشايى خوش است

    گرچه مى كاهد غم تو جان من
    ياد رويت راحت افزايى خوش است

    در دلم بنگر، كه از ياد رخت
    بوستان و باغ و صحرايى خوش است



    داستان هايى از خدا


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  3. #53
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    تو را از مقام و درجه ات ساقط مى كنم



    روايت شده عابدى در تمام عمر در جنگى ماءوى كرده و به عبادت خداوند
    مشغول بود، روزى چشمش به پرنده اى افتاد كه بر بالاى
    درختى لانه داشت و آواز خوش سر مى داد.

    عابد با خود گفت : اگر محل عبادت خود را نزد آن درخت قرار بدهم
    بهتر است ، زيرا از صداى خوش آن پرنده هم لذت برده و با صداى آن
    پرده انس ‍ مى گيرم ، چنان كرد و محل عبادتش را نزد آن درخت قرار داد.

    خداوند به پيامبر آن زمان خطاب نمود و فرمود:
    به فلان عابد بگو كه انس به مخلوق من گرفتى ، تو را از مقام و درجه ات
    ساقط مى كنم ، بطورى كه با هيچ عملى دوباره به آن مقام نخواهى رسيد




    داستان هايى از خدا


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  4. #54
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    از باغهاى بهشتى بخوريد



    از نبى اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده كه فرمودند:
    از باغهاى بهشتى بخوريد.

    پرسيدند: باغهاى بهشتى چيست ؟

    حضرت فرمودند: هر صبح و شام به ياد و ذكر او مشغول بودن ،
    پس تا مى توانيد ذكر بگوئيد و كسى كه دوست دارد مقام
    خود را نزد خدا ببيند كه مقام خدا نزد او چقدر است ؟

    و به چه ميزان به ذكر خدا مشغول است ، زيرا خداوند،
    آن اندازه به بنده اش ‍ مقام مى دهد، كه او به خداوند داده است ؟

    بدانيد كه بهترين اعمال و ذكرها نزد خدا و بهتر از آنچه آفتاب
    بر آن مى تابد ياد خدا است و خودش خبر داده كه من ، همنشين كسى
    هستم كه مرا ياد كرده باشد و چه مقامى بالاتر
    از اينكه خدا همنشين كسى باشد.

    در روايات آمده كه دنيا و شيطان به سراغ اجتماع ذاكران خدا نمى روند


    جانا نظرى كه ناتوانم
    بخشا، كه به لب رسيد جانم

    درياب ، كه نيك دردمندم
    بشتاب ، كه سخت ناتوانم


    من خسته كه روى تو نبينم
    آخر به چه روى زنده مانم ؟

    گفتى كه : بمردى از غم
    تعجيل مكن كه اندر آنم


    اينك به در تو آمدم باز
    تا بر سر كويت جان فشانم

    افسوس بود كه بهر جانى
    از خاك در تو باز مانم


    داستان هايى از خدا


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  5. #55
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سخن خدا با بندگان



    بندگان من شش چيز از شماست و شش چيز از من :

    ا- توبه از شما و آمرزش از من .
    2- طاعت از شما و بهشت از من .
    3- شكر از شما و روزى از من .
    4- رضا از شما و قضا از من .
    5- صبر از شما و بلا از من .
    6- دعا از شما و اجابت از من .

    حضرت باقر (عليه السلام) درباره گنجى كه از پسران يتيم زير ديوار بود

    فرمودند:

    به خدا طلا و نقره نبود، تنها لوحى بود كه چهار جمله در آن نوشته شده بود:


    1- منم خداى يگانه جز من خدايى نيست ، و
    محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) فرستاده من است .


    2- عجبا كسى كه به قضا و قدر يقين دارد
    و چگونه در طلب رزق تعجيل مى كند؟


    3- شگفتا آن كه وضع اين عالم را مى بيند
    چطور منكر آخرت مى شود.

    4- عجبا آن كسى كه يقين به مرگ دارد چگونه دلش شاد مى گردد



    داستان هايى از خدا


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  6. #56
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    صفاتى كه خدا به بندگان خويش مى دهد



    رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند:

    چون خداوند كسى را دوست دارد هشت صفت به او الهام مى كند
    يعنى او را به هشت كار بگمارد عرض كردند: آن صفات چيست ؟

    حضرت فرمودند:

    1- چشم پوشى از نامحرم .
    2- ترس از خدا.

    3- حيا.
    4- اخلاق صالحان و برجستگان .


    5- صبر.
    6- امانت دارى .

    7- راستى .
    8- سخاوت



    داستان هايى از خدا


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  7. #57
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    هر كس با هشت طايفه بنشيند خدا...



    پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند:
    هر كس با هشت طايفه بنشيند خدا هشت چيز را در وجودش زياد مى كند:


    ا- هر كه با توانگرى بنشيند، خدا محبت دنيا را در دلش زياد كند.
    2- هر كه با بينوايان صالح بنشيند، شكر و رضايتش زياد شود.


    3- هر كه با سلاطين بنشيند، قساوت و تكبر افزايد.
    4- هر كه با زنان مجالست كند، نادانى و شهوتش را بيفزايد.

    5- هر كه با كودكان همنشين شود، روح جراءت بر گناه و شرع آزاد است .
    قهرا سرايت اين روحيه در بزرگ سبب جراءت و گناه او مى شود...
    6- هر كه با صالحان بنشيند، رغبتش به طاعت فزون گردد.


    7- هر كه با علماء نشيند، علمش بسيار مى شود.
    8- كسى كه با زهاد همنشين شود ميلش به آخرت بيشتر شود


    داستان هايى از خدا


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  8. #58
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    هر كس به خدا توكل كند در امان خواهد ماند




    در زمان پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) مردى بود كه هميشه توكل به
    خدا مى كرد و غالبا براى تجارت از شام به مدينه مى آمد، يك روز دزدى ، راه
    بر اين مرد تاجر گرفت و شمشيرش را به قصد كشتن وى بركشيد.


    تاجر گفت : اى دزد! اگر مقصود تو مال من است حاضرم مالم را در اختيار
    تو بگذارم ولى مرا نكش . دزد گفت : تو را بايد بكشم ، اگر اين كار
    را نكنم اسرار مرا فاش خواهى كرد.

    تاجر كه فهميد كه كشته خواهد شد، به دزد گفت : پس به من مهلت بده تا دو
    ركعت نماز بخوانم ، دزد قبول كرد، تاجر مشغول نماز شد و دست به
    سوى آسمان بلند نمود، عرض كرد:


    خدايا از پيغمبر تو شنيدم كه فرمود: هر كس ‍ به خدا توكل كند
    و نام تو را ذكر كند در امان و سلامت خواهد ماند.


    بنابر اين در اين صحرا يار و ياورى جز تو ندارم و به كرم تو اميدوارم چون
    اين كلمات را بر زبان جارى ساخت و خود را به درياى توكل انداخت

    ناگهان شخصى با عمامه سبز در حالى كه سوار بر اسبى سفيد بود
    ظاهر گشت ، دزد، تاجر را رها كرد و به سوى آن سوار رفت آن
    شخص با يك ضربه شمشير، دزد را به دو نيم كرد و او را
    از بين بردسپس با كمال خوشروئى به نزد تاجر آمد و گفت :




    اى كسى كه به خدا توكل كردى ! دشمن تو را كشتم و خداى متعال تو
    را از شر او راحت كرد.

    تاجر گفت : تو چه كسى هستى كه مرا در
    اين بيابان يارى نمودى ؟

    گفت : من توكل و اخلاص تو هستم كه حق تعالى مرا به صورت
    ملكى آفريده ، در آسمان بودم كه جبرئيل به من گفت :
    صاحب خود را درياب و دشمن او را هلاك نما،

    براى همين من فورا براى تو به زمين آمدم ، در اين موقع تاجر به سجده افتاد
    و شكر الهى را بجا آورد آن سوار غايب شد و تاجر به مدينه آمد
    واقعه را با جناب رسول الله عرض نمود،

    حضرت فرمودند: آرى توكل اين چنين است ، توكل ، انسان را به اوج
    سعادت مى رساند و درجه متوكل به اندازه انبيا و اوليا و شهداست
    و نتيجه توكل ، هماى رستگارى و تقرب به خداست



    داستان هايى از خدا


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •