تفسیر سوره  الماعون سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تفسیر سوره  الماعون
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32
  1. #1
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض تفسیر سوره الماعون





    آیه: 1
    أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ




    • آيا آن را که روز جزا را دروغ می شمرد، ديدی ?



    • ترجمه فولادوند
      آيا كسى را كه [روزِ] جزا را دروغ مى‏خواند، ديدى؟



    • ترجمه مجتبوی
      آيا ديدى آن كس را كه دين- دين خداى يا روز حساب و جزا- را دروغ مى‏انگارد؟



    • ترجمه مشکینی
      آيا كسى كه دين خدا و روز جزا را تكذيب مى‏كند، ديدى



    • ترجمه بهرام پور
      آيا آن كس را كه دين را تكذيب مى‏كند ديدى



    تفسیر سوره  الماعون

  2. تشكرها 2

    parsa (21-12-1388), حور العین (15-03-1389)

  3.  

  4. #2
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره الماعون




    تفسیر مجمع البيان

    آشنايى با اين سوره‏ در برابر يكصد و هفتمين سوره از سوره‏هاى قرآن هستيم. با سپاس به بارگاه فروفرستنده فرزانه آن، به شناسنامه‏اش مى‏نگريم: 1 - نام اين سوره‏ نام اين سوره «ماعون» است. در آخرين آيه از آيات جان‏بخش اين سوره از نماز گزاران سهل‏انگار و سوداگرى نكوهش شده است، كه در زندگى از رسيدگى به محرومان و سير كردن گرسنگان و تأمين نيازمندان خود دارى مى‏ورزند؛ و اين نام از آخرين آيه برگرفته شده است. 2 - فرودگاه اين سوره‏ در اين مورد سه نظر آمده است: به باور بيشتر مفسران اين سوره در مكّه بر جان نازنين محمد(ص) فرود آمده است. امّا «ضحاك» اين سوره را مدنى مى‏داند. پاره‏اى نيز بر آنند كه برخى آيات آن در مكّه، و برخى در مدينه فرود آمده است. 3 - شمار آيه‏هاى آن اين سوره داراى هفت آيه است، امّا پاره‏اى اين آيات هفتگانه را شش آيه به حساب آورده‏اند. گفتنى است كه اين سوره از 25 واژه، و 111 حرف پديدآمده است. 4 - پاداش تلاوت آن‏ از پيامبر گرامى آورده‏اند كه فرمود: من قرأها غفرالله له ان كان للزكاة مؤدياً.(311) كسى كه اين سوره را تلاوت كند و حقوق مالى خود را بپردازد، خدا او را مى‏آمرزد. و از امام باقر آورده‏اند كه فرمود: من قرأ اريت الذى... فى فرائضه و نوافله قبل الله صلوته و صيامه،...(312) كسى كه اين سوره را در نمازهاى واجب و مستحب خود بخواند و در انديشه عمل به آن باشد، خدا نماز و روزه‏اش را مى‏پذيرد، و او را در برابر كارهايى كه در دنيا، ناخواسته از او سر زده است محاسبه نمى‏كند. 5 - دورنمايى از محتواى آن‏ در اين سوره كوتاه خداى فرزانه روى سخن را به پيامبر نموده و ضمن هشدار به مردم، خصلت‏ها و رفتارهاى نكوهيده و زيانبار اصلاح‏ناپذيران و انكارگران معاد و جهان پس از مرگ را در چشم‏انداز حق طلبان قرار مى‏دهد، تا بنگرند و بيشنديشند و مراقب باشند كه به اين آفت‏ها و خصلت‏ها گرفتار نشوند: 1 - مباد بسان اينان محاسبه‏ناپذير باشند و حساب و كتاب و پاداش و كيفر روز رستاخيز را دروغ شمارند. 2 - مباد يتيم را برانند و او را از نظر مادى و معنوى و جسمى و فكرى مورد حمايت جدى قرار ندهند و او را آن گونه كه بايد نپرورند. 3 - مباد از رسيدگى به توده‏ها و قشرهاى آسيب‏پذير سرباز زنند و تنها براى انحصار قدرت و ثروت حرص زنند. 4 - مباد نماز و ديگر شعائر دين خدا را وسيله سوداگرى و رياكارى و جاه‏طلبى سازند و از دين كار بى دينى كشند. 5 - و مباد كه از يارى رسانى به نيازمندان روى برتابند و تنها به وعده‏هاى ميان تهى آنان را بفريبند. آرى، اين‏ها خصلت‏هاى نكوهيده ظالمان و حق‏ناپذيران است و در آيات اين سوره از اين‏ها سخن رفته و هشدار داده شده است است. 1 - آيا ديدى آن كسى را كه روز پاداش و كيفر را دروغ مى‏شمرد؟! 2 - اين همان كسى است كه يتيم را با خشونت مى‏راند؛ 3 - و [مردم را] بر خوراك [دادن به‏] بينوا بر نمى‏انگيزد. 4 - پس واى برآن نمازگزاران، 5 - كه در نمازشان غفلت مى‏ورزند. 6 - همانان كه ريا مى‏كنند؛ 7 - و [مردم را] از آنچه مورد نياز [آنان‏] است باز مى‏دارند. نگرشى بر واژه‏ها دعّ: اين واژه در فرهنگ عرب به معنى راندن سخت و خشونت‏بار آمده است، و واژه «يدع» از اين ريشه مى‏باشد. واژه «دعدعه» نيز از همين ريشه است كه به معنى «سخت تكان دادن كيل به منظور آكنده شدن آن» آمده است. حضّ: به معنى ترغيب و تشويق ديگران بر انجام كار شايسته آمده است. واژه «يحضّ» از همين ماده است. ماعون: اين واژه به معنى ظرف، اثاث و كالا، و هر چيز سودبخش آمده است. اين واژه از ريشه «مَعن» برگرفته شده است. تفسير خصلت‏هاى زشت حق ناپذيران‏ در سوره پيش قرآن شريف، از نعمت‏هاى گران خدا به «قريش» و ساكنان مكّه ياد كرد و آنان را به يكتاپرستى و ايمان فراخواند، اينك در ناسپاسى و كفرانگرى پاره‏اى از آنان مى‏فرمايد: أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ هان اى محمد(ص)! آيا آن كسى را كه روز پاداش و كيفر را دروغ مى‏خواند و بى اساس مى‏شمرد، ديدى؟ در آيه، روى سخن با پيامبر گرامى است و از آن حضرت مى‏پرسد كه: آيا ديدى آن كسى را كه با آن همه دليل و برهان روشن و روشنگر بر ترديدناپذير بودن رستاخيز، باز هم آن را دروغ مى‏شمارد و انكار مى‏كند. آيه شريفه بدان دليل در قالب پرسش آمده است، كه به بيشترين و بالاترين درجه انديشه‏ها را جذب كند، و آنان را به معاد توجه دهد؛ چرا كه انكار رستاخيز و حسابرسى، راه رشد و رستگارى و انجام كارهاى شايسته و دورى جستن از گناه و بيداد را در دنياى پراسرار وجود انسان‏ها مى‏خشكاند و نابود مى‏كند و او را به راه‏هاى ناپسندى كه بر خلاف فطرت كمال‏طلب و وجدان بيدارگر و خيرخواه انسان است وسوسه مى‏كند، و مى‏كشاند؛ چرا كه انسان بدون ايمان به حسابرسى و كيفر و پاداش، ديگر در مورد فرجام كار نمى‏انديشد. داستان فرود در مورد شأن نزول و داستان فرود اين آيات ديدگاه‏ها متفاوت است: 1 - به باور «كلبى» اين آيات در نكوهش «عاص بن وائل» فرود آمد. 2 - امّا به باور «سدى» و «مقاتل» در مورد «وليد بن مغيره» نازل شد. 3 - از ديدگاه «ابن جريح» در سرزنش «ابوسفيان» فرود آمد، چرا كه او ثروتى باد آورده داشت و هر هفته دو گوسفند سر مى بريد و مصرف مى‏كرد، امّا اگر يتيمى به سوى او مى‏رفت و چيزى مى‏خواست با خشونت و تندى و با عصا او را مى‏راند. 4 - و از «ابن عباس» آورده‏اند كه در نكوهش يكى از «نفاقگرايان» و رياكارانى كه دين را ابزار سلطه و فريب مى‏سازند فرود آمد. آن‏گاه در وصف انكارگر معاد و جهان پس از مرگ مى فرمايد: فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ اين همان كسى است كه يتيم را با خشونت و بى‏رحمى مى‏راند. اين تندى و خشونت او، به جاى مهر و صفا با يتيم، بدان جهت است كه او ايمان به پاداش و كيفر روز رستاخيز ندارد. به باور گروهى از جمله «مجاهد» منظور اين است كه: او يتيم را با خشونت و بيداد مى‏رنجاند و از حقوق‏اش محروم مى‏سازد. و مى‏افزايد: وَ لا يَحُضُّ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْكِينِ و مردم را از خوراك و غذادادن به بينوا و محروم بر نمى‏انگيزد و تشويق نمى‏كند. آرى، او، نه خود به هنگامه توانايى و داشتن امكانات، و يا به هنگام تنگدستى و ناتوانى، به گرسنه و بينوا كمك مى‏رساند و او را سير مى‏كند، و نه ديگران را بر اين كار انسانى ترغيب مى‏نمايد؛ چراكه روز پاداش را باور ندارد تا كارى انجام دهد. در چهارمين آيه مورد بحث در قالب هشدارى سخت از خصلت نكوهيده ديگر اين گروه مى‏فرمايد: فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ پس واى بر آن نماز گزاران، همانان كه در نمازشان غفلت مى‏ورزند؛ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ به باور «ابن عباس» منظور از اين گروه، آن كسانى هستند كه نمازشان را از هنگامه مقررى كه بايد خوانده شود به تأخير مى‏اندازند. از اميرمؤمنان آورده‏اند كه منظور منافقانند، چرا كه اين گروه نه به هنگام خواندن نماز اميد پاداشى دارند و نه وقتى نمى‏خوانند از كيفر آن مى‏ترسند؛ آنان هستند كه در نماز غفلت مى‏ورزند تا وقت مقرر آن بگذرد. اين گروه هنگامى كه با خوبان و نيكان روزگار باشند، از روى رياكارى و سوداگرى نماز را بهنگام مى‏خوانند، امّا آن‏گاه كه با هم‏انديشان خود و يا تنها باشند نمى‏خوانند. در ششمين آيه مورد بحث در مورد خصلت نكوهيده ديگر آنان مى‏فرمايد: الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ همان كسانى كه ريا و خودنمايى مى‏كنند، «انس» در تفسير آيه مى‏گويد: خداى را سپاس كه قرآن مى‏فرمايد: «عن‏صلاتهم» و نه «فى صلاتهم»، چراكه در صورت نخست بيانگر اين نكته است كه: اگر براى انسان در نمازش ناخواسته غفلت و سهوى پيش آمد كيفرى ندارد. در اين مورد كه منظور از «ساهون» چيست و يا كيست؟ افزون بر آنچه در ترجمه آمد، ديدگاه‏هاى ديگرى نيز آمده است؟ 1 - قتاده» مى‏گويد: منظور آن كسانى هستندكه نماز خود را بخوانند و يا نخوانند، در هر صورت برايشان يكى است و پروايى ندارند. 2 - از ديدگاه «ضحاك» منظور كسانى هستند كه نماز نمى‏خوانند. 3 - امّا «حسن» بر اين باور است كه: آنان كسانى هستند كه اگر بخوانند، از روى ريا و انگيزه تظاهر و خودنمايى مى‏خوانند، و اگر نخوانند هم پشيمان نمى گردند و افسوس نمى‏خورند. 4 - به باور «ابوالعاليه» اينان كسانى هستند كه نماز را در وقت مقررش نمى‏خوانند و ركوع و سجود آن را كامل و شايسته به انجام نمى‏رسانند و در سجده خويش سر را به اين سو و آن سو حركت مى‏دهند و آرامش و وقار لازم را ندارند. يكى از ياران امام صادق آورده است كه از آن حضرت از آيه مورد بحث پرسيدم، كه آيا منظور وسوسه شيطان است؟ سألته عن قوله: الذين هم عن صلوتهم ساهون. فرمود: نه، هر كس ممكن است ناخواسته دستخوش غفلت شود، آيه چينى كسى را نمى‏گويد؛ بلكه «ساهون» آن كسانى هستند كه خواندن نماز را از هنگامه مقرر آن به تأخير مى‏افكنند تا وقت آن بگذرد. فقال: لا، كل احد يصيبُه هذا، ولكن ان يغفلها ويدع أن يُصلى فى اوّل وقتها.(313) در بيان ديگرى آورده‏اند كه در تفسير آيه مورد بحث فرمود: هو الترك لها و التوانى عنها.(314) منظور آيه نخواندن نماز و سستى ورزيدن در انجام آن است. از حضرت رضا آورده‏اند كه فرمود: هو التضييع لها.(315) منظور تباه ساختن نماز است. و پاره‏اى نيز برآنند كه منظور از «ساهون» همان كسانى هستند كه در انجام كارها، نيت و هدف خداپسندانه و خالصى ندارند و با رياكارى و فريب مردم، همه اعمال خود را تباه مى‏سازند. و سرانجام در آخرين آيه مورد بحث كه پايان بخش سوره است در مورد خصلت زشت ديگر آنان مى‏فرمايد: وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ آنان همان كسانى هستند كه از دادن زكات و حقوق مالى خويش و وسائل مورد نياز مردم و هر آن‏چه سود بخش باشد، خوددارى مى‏ورزند. در مورد واژه «ماعون» و تفسير آن ديدگاه‏ها يكسان نيست: 1 - گروهى از جمله «حسن»، «قتاده»، «ضحاك» و «ابن عمر» بر اين باورند كه منظور از آن زكات واجب است. از اميرمؤمنان و امام صادق نيز همين ديدگاه روايت شده است. 2 - امّا به باور گروهى ديگر از جمله «ابن عباس»، «ابن مسعود» و «سعيد بن جبير» منظور وسايل و لوازمى، نظير دلو، سطل، تيشه، تبر، ديگ و يا چيزهايى بسان آب و نمك مى‏باشد كه مردم به آن‏ها نياز پيدا مى‏كنند، و به صورت عاريه و گاه رايگان مى‏گيرند و مى‏روند. 3 - «ابو بصير» از امام صادق آورده است كه: منظور وامى است كه آن را دريافت مى‏داريد، و يا اثاث و وسايل خانه است كه عاريه مى‏گيريد و نيز زكات و حقوق مالى است كه مى‏پردازيد. ابوبصير مى‏افزايد، گفتم: پاره‏اى از همسايه‏ها هرگاه كالا و يا وسيله‏اى رابه عاريه مى‏برند، آن را تباه مى‏كنند و مى‏آورند، اگر به چنين كسانى عاريه ندهيم گناهكاريم؟ فرمود: نه، اگر چنين باشد بر شما گناهى نيست. فقال: لا ليس عليك جناح ان تمنعهم اذا كانوا كذلك.(316) 5 - و به باور پاره‏اى منظور از «ماعون» همه كارهاى شايسته است كه انكارگران معاد از انجام آن‏ها خوددارى مى‏ورزند. پرتوى از سوره مباركه‏ 1 - ريشه خصلت‏هاى نكوهيده‏ از آيات جان پرور اين سوره چنين دريافت مى‏گردد كه محاسبه‏ناپذيرى و بى‏هدف و بى برنامه پنداشتن آفرينش و ايمان نياوردن به حساب و كتاب و پاداش و كيفر، ريشه همه زشتى‏ها و خصلت‏هاى ناپسند و كارهاى ظالمانه و تمامى حق كشى‏هاست. اگر فرد و جامعه‏اى به راستى باور داشت كه از همه بدانديشى‏ها و بدرفتارى‏ها و گفتارهاى زشت و ناروا و تحريف و كتمان حقايق و دورغ و دجالگرى‏هايش، سرانجام بازخواست خواهد شد، و به كيفرى سخت محكوم خواهد گرديد، و به شايسته‏كردارى‏ها و عدالت خواهى‏هاى او نيز پاداش شكوهبار خواهند داد، اگر به راستى اين را باور داشت حساب شده مى‏گويد و مى‏نويسد، و عادلانه و بى‏طرفانه قضاوت مى‏كند، و انسانى و سنجيده سياست مى‏ورزد، و بارعايت حقوق بشر مديريت مى نمايد؛ امّا اگر باور نداشت، براى رسيدن به آروزهاى خويش از هيچ جنايتى روى نمى‏گرداند. در زندگى جامعه‏ها و تمدن‏ها نيز چنين است و تفاوت اساسى نظام‏ها و جامعه‏هاى به راستى قانونمدار و مردم‏سالار با نظام‏هاى استبدادى و زورمدار چيزى شبيه به همين مطلب است. در جامعه‏اى كه قدرت و حق حاكميت از آن مردم است و آنان آگاهانه و آزادانه كسى را براى اداره جامعه خود با شرايطى بر مى‏گزينند و او را در قلمرو حق و عدالت يارى مى‏كنند و به او مشورت مى‏دهند و آزادانه در صورت لزوم او را نقد مى‏كنند و از او حساب مى‏كشند، و او مى‏داند كه محاسبه در كار است، تا در جامعه‏اى استبدادى كه فرد و يا هيئت حاكمه با زور عريان و يا فريب و بهانه‏هاى گوناگون زمينى و آسمانى قدرت ملى را غصب مى‏كنند و به مردم حساب پس نمى‏دهند، تفاوت از زمين تا آسمان است. آرى، همان سان كه انكار محاسبه رستاخيز منشاء خصلت‏هاى نكوهيده وتباهى‏هاست، محاسبه‏ناپذيرى حكومت‏ها نيز خود فسادى بزرگ است و بدترين فسادها و تباهى‏ها و رسوايى‏هاى اقتصادى، سياسى، اجتماعى، حقوقى، و اخلاقى را در پى دارد. 2 - خصلت چندگانه محاسبه‏ناپذيران‏ در آيات 7 - 2 چندين خصلت نكوهيده و زيانبار محاسبه‏ناپذيران به تابلو مى‏رود تا هشدارى باشد براى همگان: 1 - آنان يتيمان و ناتوانان را با تندى و خشونت مى‏رانند و حقوق آنان را پايمال مى‏سازند. 2 - در برابر گرسنگان احساس مسئولت نمى‏كنند، 3 - در عبادت و پرستش خدا و ارزش‏هاى معنوى زبانباز و رياكار و سوداگرند، و براى فريب مردم اين را بهانه مى‏كنند، امّا به مقررات عادلانه آن عمل نمى‏كنند. 4 - در برابر ظلم و ستمى كه بر مردم مى‏رود و يا حقوقى كه پايمال مى‏شود و يا وظيفه و رسالت و مسئوليتى كه به آنان وانهاده شده است، خود را به غفلت مى‏زنند، تا به هدف‏هاى جاه‏طلبانه خود برسند. 5 - و از كمك به مردم خوددارى مى‏ورزند. بارخدايا، ما را از اين گروه قرار مده.
    تفسیر سوره  الماعون

  5. تشكر

    حور العین (15-03-1389)

  6. #3
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره الماعون




    تفسیر الميزان

    ‌صفحه‌ى 632 (107) سوره ماعون مدنى يا مكى است و هفت آيه دارد (7) [سوره الماعون (107): آيات 1 تا 7] ترجمه آيات‏ به نام خداوند رحمان و رحيم، (اى رسول ما) آيا ديدى آن كس (وليد مغيره) را كه روز جزا را انكار كرد؟ (1). اين همان شخص (بى رحم) است كه يتيم را از در خود به قهر ميراند (2). و كسى را بر اطعام فقير ترغيب نمى‏كند (3). پس واى بر آن نمازگزاران (4). كه دل از ياد خدا غافل دارند (5). همانان كه (اگر طاعتى كنند) به ريا و خودنمايى كنند (6). و ديگران را از ضروريات زندگى منع مى‏كنند (7). بيان آيات‏ اين سوره تهديد كسانى است كه خود را مسلمان معرفى كرده‏اند ولى متخلق به‏ __________________________________________________ ____ ‌صفحه‌ى 633 اخلاق منافقينند، از قبيل سهو از نماز، و ريا كردن در اعمال، و منع ماعون، كه هيچ يك از اينها با ايمان به روز جزا سازگارى ندارد. و اين سوره هم احتمال دارد مكى باشد و هم مدنى. [اوصاف تكذيب كنندگان دين: راندن يتيم، عدم اهتمام به طعام مسكين، سهل انگارى در نماز گزاردن، ريا كارى و منع" ماعون"] " أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ" كلمه" رؤيت" هم مى‏تواند به معناى ديدن با چشم باشد، و هم به معناى معرفت. و خطاب در اين آيه شريفه به رسول خدا (ص) است، بدان جهت كه فردى شنونده است، نه بدان جهت كه پيامبر است، در نتيجه خطاب به عموم شنوندگان دنيا خواهد بود. و مراد از" دين"، جزاى يوم الجزاء است، پس كسى كه دين را تكذيب كند منكر معاد است. ولى بعضى «1» گفته‏اند: مراد از دين، همان معناى معروفش يعنى كيش و ملت است. " فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ" كلمه" دع" به معناى رد كردن به زور و به جفا است، و حرف" فاء" در كلمه" فذلك" براى توهم معناى شرط است، و تقدير كلام" أ رأيت الذى يكذب بالجزاء فعرفته بصفاته، فان لم تعرفه فذلك الذى ..." است، يعنى آيا آن كس را كه روز جزا را تكذيب مى‏كند، از راه صفاتى كه لازمه تكذيب است شناختى؟ اگر نشناختى پس بدان كه او كسى است كه يتيم را به زور از در خانه خود مى‏راند، و او را جفا مى‏كند، و از عاقبت عمل زشتش نمى‏ترسد، و اگر روز جزا را انكار نمى‏داشت چنين جرأتى را به خود نمى‏داد، و از عاقبت عمل خود مى‏ترسيد، و اگر مى‏ترسيد به يتيم ترحم مى‏نمود. " وَ لا يَحُضُّ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْكِينِ" كلمه" حض" به معناى تحريك و تشويق است، و در كلام مضافى حذف شده، تقديرش" و لا يحض على اطعام طعام المسكين" است، يعنى مردم را به اطعام طعام مسكين تشويق نمى‏كند. بعضى «2» از مفسرين گفته‏اند: اگر تعبير به طعام كرد، نه به اطعام، براى اين بود كه اشاره كرده باشد به اينكه مسكين گويا مالك زكات و صدقه است و احتياج ندارد به اينكه كسى به او اطعام كند، وقتى طعام را كه حق خود او است به او بدهند او خودش مى‏خورد، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده:" وَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ" «3». _______________ (1) تفسير فخر رازى، ج 32، ص 112. (2) روح المعانى، ج 30، ص 342. (3) سائل و محروم در اموال مردم حق دارند. سوره ذاريات، آيه 19. __________________________________________________ ____ ‌صفحه‌ى 634 بعضى «1» ديگر گفته‏اند: طعام در آيه به معناى اطعام است. و اگر تعبير به تشويق به طعام كرد، و نه به خود عمل (اطعام) براى اين بود كه حض هم شامل تشويق عملى يعنى خود عمل اطعام مى‏شود، و هم شامل تشويق زبانى. " فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ" يعنى آنهايى كه از نمازشان غافلند اهتمامى به امر نماز ندارند، و از فوت شدنش باكى ندارند چه اينكه به كلى فوت شود و چه اينكه بعضى از اوقات فوت گردد، و چه اينكه وقت فضيلتش از دست برود و چه اينكه اركان و شرايطش و احكام و مسائلش را ندانسته نمازى باطل بخوانند. در آيه شريفه تكذيب‏گر روز جزا به چنين نمازگزارانى تطبيق شده، چون حرف" فاء" كه بر سر جمله آمده مى‏فهماند جمله مزبور نتيجه تكذيب روز جزا است و مى‏رساند چنين نمازگزارانى خالى از نفاق نيستند، چون تكذيب روز جزا تنها به اين نيست كه به كلى آن را منكر شود، كسى هم كه تظاهر به ايمان مى‏كند و نماز مسلمانان را مى‏خواند، اما طورى مى‏خواند كه عملا نشان مى‏دهد باكى از روز جزا ندارد، او نيز روز جزا را تكذيب كرده. " الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ" كسانى كه عبادت را در انظار مردم انجام مى‏دهند، (و يا در انظار بهتر و غليظتر انجام مى‏دهند)، اينگونه افراد شكارچيانى هستند كه با زبان شكار حرف مى‏زنند، تا شكار بدامشان بيفتد، (در بين مسلمانان خود را مسلمان‏تر از آنان جلوه مى‏دهند، و معلوم است اگر در بين اهل ملتى ديگر قرار بگيرند چهره آن مردم را به خود مى‏گيرند). " وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ" كلمه" ماعون" به معناى هر عملى و هر چيزى است كه به شخصى محتاج داده شود، و حاجتى از حوائج زندگى او را بر آورد، مانند قرض و هديه و عاريه و امثال آن. تفسيرهاى متفرق ديگرى هم كه براى اين كلمه كرده‏اند به همين معنايى كه ما كرديم بر مى‏گردد. بحث روايتى [(چند روايت در باره مفاد آيات گذشته از جمله: سهل انگارى در باره نماز و مراد از منع" ماعون")] در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه" أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ" آمده كه اين آيه در _______________ (1) روح المعانى، ج 30، ص 343. __________________________________________________ ____ ‌صفحه‌ى 635 باره ابو جهل و كفار قريش نازل شد، و در ذيل آيه شريفه" الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ" آمده كه منظور از اين جمله كسانى هستند كه به كلى نماز را ترك كنند، زيرا اگر صرف سهو آدمى را مستوجب ويل سازد، بايد همه مستوجب باشند، چون هر انسانى و مسلمانى در نمازش سهو مى‏كند، امام صادق (ع) در ذيل اين آيه فرموده: منظور تاخير نماز از اول وقت و بدون عذر است «1». و در كتاب خصال از على (ع) آمده كه در ضمن حديث چهارصدبندى فرمود: هيچ عملى نزد خدا محبوب‏تر از نماز نيست، پس مبادا هيچ كارى از كارهاى دنيا شما را از نماز در اول وقتش باز بدارد، براى اينكه خداى عز و جل اقوامى را به همين جرم مذمت نموده و فرموده:" الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ" يعنى كسانى كه از در غفلت نسبت به امر نماز و اوقات آن سهل‏انگارى مى‏كنند «2». و در كافى به سند خود از محمد بن فضيل روايت كرده كه گفت: از عبد صالح (موسى بن جعفر (ع)) از مفاد كلام خداى عز و جل پرسيدم كه مى‏فرمايد:" الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ"، فرمود: كسى است كه حق نماز را ضايع كند «3». مؤلف: و اين مضامين در رواياتى ديگر نيز آمده. و در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابن ابى حاتم و بيهقى در كتاب سنن خود، از على بن ابى طالب روايت كرده‏اند كه در تفسير" الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ" فرمود: يعنى با نماز خود ريا مى‏كنند «4». و نيز در همان كتاب آمده كه ابو نعيم و ديلمى و ابن عساكر از ابو هريره نقل كرده‏اند كه گفت: رسول خدا (ص) در تفسير آيه" وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ" فرمود: ماعون همه آن چيزهايى است كه مردم به عنوان كمك در بين خود عاريه مى‏دهند و مى‏گيرند، از تبر گرفته تا ديگ و دلو و نظاير آن «5». و در كافى به سند خود از ابو بصير از امام صادق (ع) روايت آورده كه در ضمن حديثى فرمود: منظور از ماعون در جمله" وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ" قرضى است كه بدهى و _______________ (1) تفسير قمى، ج 2، ص 444. (2) خصال، ج 2، ص 621. (3) فروع كافى، ج 3، ص 268، ح 5. (4) الدر المنثور، ج 6، ص 400. (5) الدر المنثور، ج 6، ص 400. __________________________________________________ ____ ‌صفحه‌ى 636 احسانى است كه بكنى، و اثاث خانه‏اى است كه به عاريه بدهى، زكات هم يكى از مصاديق ماعون است «1». مؤلف: در اين روايت ماعون به زكات هم تفسير شده، و اين تفسير از طرق اهل سنت نيز از على (ع) روايت شده، نظير روايتى كه در الدر المنثور به اين عبارت آمده: " ماعون" زكات واجب است كه از آن مضايقه مى‏كنند، و به نماز خويش خودنمايى و ريا مى‏كنند، و مانع زكات خود مى‏شوند «2». و در الدر المنثور است كه ابن قانع از على بن ابى طالب روايت كرده كه گفت: از رسول خدا (ص) شنيدم مى‏فرمود: مسلمان برادر مسلمان است، وقتى با او بر خورد مى‏كند، سلامش مى‏گويد، و او سلام را به وجهى بهتر به وى بر مى‏گرداند، يعنى او بايد سلام كند و اين بايد عليك بگويد و بايد كه ماعون را از او دريغ ندارد. پرسيدم يا رسول اللَّه ماعون چيست؟ فرمود: از سنگ گرفته تا آهن و از آب گرفته تا هر چيز ديگر «3». مؤلف: رسول خدا در روايتى ديگر آهن را به ديگ‏هاى مسين و تبر آهنين، و سنگ را به ديگ‏هاى سنگى تفسير فرموده «4». _______________ (1) فروع كافى، ج 3، ص 499، ح 9. (2) الدر المنثور، ج 6، ص 401. (3 و 4) الدر المنثور، ج 6، ص 400.
    تفسیر سوره  الماعون

  7. تشكر

    حور العین (15-03-1389)

  8. #4
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره الماعون




    تفسیر نور

    اين سوره سيماى افراد منفى را معرفى مى‏كند: كسانى كه نسبت به دين، ديدگاه منفى دارند. <<يكذّب بالدّين>> نسبت به يتيم و مسكين منفى هستند و آنان را طرد مى‏كنند. <<يدعّ اليتيم و لا يحضّ>> در عبادت و نماز منفى هستند و اخلاص ندارند. <<ساهون - يراءون>> در خدمت به مردم منفى هستند. <<يمنعون الماعون>> مراد از «دين» در اينجا روز قيامت است، مانند <<مالك يوم الدين>> «دَعّ» راندن همراه با خشونت و «حَضّ» تشويق و ترغيب ديگران است. مراد از تكذيب دين و معاد در اين سوره، تكذيب قلبى است، نه قولى؛ زيرا مخاطب سوره، كسانى هستند كه نماز مى‏خوانند ولى نمازشان همراه با ريا و خودنمايى و سهو و غفلت است. «ماعون» از «مَعن» به معناى ابزار و وسايلى است كه معمولاً همسايگان به يكديگر عاريه مى‏دهند تا آنكه نيازشان برطرف شود. مثل ظروف غذاخورى در مهمانى‏ها. دين يك مجموعه به هم پيوسته است. نمازش از اطعام مسكين و رسيدگى به محرومين جدا نيست. در روايات، «ساهون» به معناى سستى، ترك و ضايع كردن نماز آمده است.<1050> حساب حضور در نماز جماعت، به خاطر حفظ شعائر الهى، از حساب ريا و خودنمائى به خاطر اهداف نفسانى جداست. در حديث مى‏خوانيم: كسى كه از دادن لوازم منزل خود به همسايگان دريغ ورزد، خدا روز قيامت لطف خود را نسبت به او دريغ خواهد كرد.<1051> البته در حديث ديگرى مى‏خوانيم كه پرسيدند: ما همسايگانى داريم كه هرگاه وسائلى به آنان عاريه مى‏دهيم، مى‏شكنند يا خراب م كنند، آيا گناه است كه به آنان ندهيم؟ حضرت فرمود: در اين صورت مانعى ندارد.<1052> در حديث مى‏خوانيم: هر كس به اوقات نماز بى‏اعتنائى كند و نماز را در اول وقت نخواند، ويل دارد.<1053> امام صادق عليه السلام فرمودند: ماعون، شامل قرض الحسنه و هر كار نيك درباره ديگران و در اختيار قراردادن وسائل خانه و از جمله زكات است.<1054> سنگدلى انسان به جائى مى‏رسد كه: نسبت به سخت‏ترين نوع فقر كه مسكين است. نسبت به ضرورى‏ترين نياز كه خوراك است. آن هم به مقدار مصرف نه ذخيره. نه خود اقدامى مى‏كند و نه ديگران را تشويق مى‏كند. نگاهى به مسئله ريا ريا و سُمعه دو خطر و آفت بزرگ هستند كه افراد مؤمن را تهديد مى‏كند. ريا آن است كه انسان كارى را براى ديدن مردم انجام دهد و سُمعه آن است كه كارى را بجا آورد و هدفش آن باشد كه كارش به گوش مردم برسد. اين دو كار از نشانه‏هاى نفاق است. چنانكه قرآن درباره م افقان مى‏فرمايد: <<اذا قاموا الى الصلوة قاموا كسالى يراءون النّاس>><1055> چون به نماز مى‏ايستند، نمازشان با كسالت و رياكارى است، همان گونه كه به ديگران كمك نمى‏كنند مگر در حال كراهت و نارضايتى. <<و لا ينفقون الا و هم كارهون>><1056> بر اساس روايات، رياكار ظاهرى زيبا و باطنى مريض دارد؛ در ظاهر اهل خشوع و تواضع است، ولى در باطن دست از گناه بر نمى‏دارد. او در ظاهر گوسفند و در باطن گرگ است. به جاى آنكه از دنيا آخرت را بدست آورد، از آخرت به سراغ دنيا مى‏رود و از پرده‏پوشى خداوند سوء تفاده كرده و گناه مى‏كند. پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: سخت‏ترين عذاب‏ها براى كسى است كه مردم در او خير ببينند در حالى كه در او خيرى نيست. فرشتگان اعمال برخى انسان‏ها را بالا مى‏برند، ولى خطاب مى‏رسد: هدفش خدا نبوده است، آن را برگردانيد. در فرهنگ اسلامى، ريا، نوعى شرك است و امام صادق‏عليه السلام درباره كسى كه عمل نيكى انجام دهد، اما نه براى خدا، بلكه براى اينكه مردم بشنوند و او را ستايش كنند، فرمود: او مشرك است، سپس آيه <<لا يشرك بعبادة ربه احدًا>><1057> را تلاوت فرمود.<1058> علامت رياكار آن است كه اگر ستايش شود كار نيكش را توسعه مى‏دهد و اگر ستايش نشود از كار خود مى‏كاهد. ناگفته نماند كه اين همه توبيخ و انتقاد براى كسانى است كه از ابتدا، كار را براى غير خداوند انجام مى‏دهند، ولى اگر انسان از آغاز هدفى جز خداوند نداشت، و دم از كار او آگاه شدند، مانعى ندارد. امام باقرعليه السلام فرمود: هيچ كس نيست مگر آنكه دوست دارد خوبى‏هايش در مردم ظاهر شود، به شرط آنكه از ابتدا نيّت او مردم نباشد. «اذا لم يكن صنع ذلك لذلك»<1059> اخلاص در برابر ريا و سمعه، اخلاص است كه در حديث مى‏خوانيم: خداوند جز خالصان را نمى‏پذيرد <<الا للّه الدّين الخالص>><1060> و هر كس چهل روز خود را خالص كند، چشمه‏هاى حكمت از قلب او به زبانش جارى مى‏شود. «من اخلص للّه اربعين صباحاً ظهرت ينابيع الحكمة من قلب الى لسانه»<1061> و نشانه ايمان كامل آن است كه حُب و بغض و بخشيدن و نبخشيدن براى خدا باشد و افضل عبادت اخلاص است و از فاطمه زهراعليها السلام نقل شده كه فرمود: « من اَصعد الى اللّه خالص عبادته اهبط اللّه عزّ و جلّ افضل مصلحته»<1062> هر كس عبادت خال ه درگاه خداوند فرستاد، خداوند بهترين مصلحت او را برايش نازل مى‏كند. 1- تكذيب عملى قيامت از سوى اهل ايمان، امرى شگفت‏آور و جاى سؤال است. <<اَرايت الّذى>> 2- طرد يتيم انسان را از خدا دور مى‏كند. <<يكذّب بالدّين... يدعّ اليتيم>> 3- نشانه ايمان، يتيم نوازى و توجه به گرسنگان و محرومان است و هركس بى‏توجه باشد بى‏دين است. <<يكذّب بالدّين... يدعّ اليتيم>> 4- ميان عقيده و عمل رابطه تنگاتنگ است. (مسائل جزئى مثل طرد يتيم را جزئى نگيريد كه گاهى از مسائل مهمى مثل تكذيب دين خبر مى‏دهد). <<يكذّب بالدّين... يدعّ اليتيم>> 5 - نيازهاى عاطفى، مقدم بر نيازهاى جسمى است. (اول محبت به يتيم، سپس سير كردن مسكين) <<يدعّ اليتيم... طعام المسكين>> 6- هر نمازى ارزش ندارد و هر نمازگزارى بهشتى نيست. <<فويل للمصلّين>> 7- سهو اگر برخاسته از تقصير و بى‏اعتنائى باشد، سرزنش دارد. <<عن صلاتهم ساهون>> 8 - سهو در نماز قابل جبران و بخشش است ولى سهو از نماز، به معناى رها كردن آن، قابل بخشش نيست. <<عن صلاتهم>> (نه «فى صلاتهم») 9- خطر آنجاست كه كار زشت سيره دائمى انسان شود. <<يكذّب... يدعّ... لا يحضّ>> (قالب فعل مضارع بيانگر استمرار كار است) 10- اخلاص، شرط قبولى نماز و عبادت است. <<فويل للمصلّين الّذين... يراءون>> 11- اطعام فقرا مخصوص توانگران نيست، همه وظيفه دارند، گرچه از طريق تحريك و تشويق ديگران باشد. <<لا يحضّ على طعام المسكين>> 12- كسى كه گاهى از نماز غافل مى‏شود، مشمول ويل است، پس وضع تاركان دائم نماز چيست! <<فويل للمصلّين... عن صلاتهم ساهون>> 13- بى‏تفاوتى نسبت به نيازهاى ضرورى مردم كيفر دارد. <<فويل للمصلين... يمنعون الماعون>> 14- خدمت به مردم در كنار نماز است. <<فويل للمصلين... يمنعون الماعون>> 15- غفلت از نماز، بستر غفلت از مردم است. <<عن صلوتهم ساهون... يمنعون الماعون>> 16- بى اعتنائى به گرسنگان، نشانه بى‏اعتقادى به قيامت است. <<يكذّب بالدّين... و لا يحض على طعام المسكين>><1063> 17- سهو از اصل و حقيقت نماز مهم است، نه از تعداد ركعات كه گاهى عارض مى‏شود و قابل جبران است. <<عن صلاتهم ساهون>> 18- افرادى كه از خدا جدا شوند، به دنبال كسب جايگاهى در نزد ديگران با ريا كارى هستند. <<يكذّب... يراءون>> 19- بخل، ويژگى منكران معاد است، كه حتى از عاريه دادن چيزهاى كوچك و ناچيز بخل مى‏ورزند. <<يكذّب... يمنعون الماعون>> «والحمدللّه ربّ العالمين»
    تفسیر سوره  الماعون

  9. تشكر

    حور العین (15-03-1389)

  10. #5
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره الماعون




    تفسیر اطيب البيان

    (1) (ارايت الذي يكذب بالدين ):(آيا ديدي آن كس كه روز جزا را انكار كرد؟

    تفسیر کشاف

    قرئ : أريت ، بحذف الهمزة ، وليس بالاختيار ، لأن حذفها مختص بالمضارع ، ولم يصح عن العرب : ريت ، ولكن الذي سهل من أمرها وقوع حرف الاستفهام في أول الكلام . ونحوه : صاح هل ريت أو سمعت براع رد في الضرع ما قري في الحلاب وقرأ ابن مسعود : أرأيتك ، بزيادة حرف الخطاب ، كقوله ( أرأيتك هذا الذي كرمت علي ) والمعني : هل عرفت الذي يكذب بالجزاء من هو ؟ إن لم تعرفه .
    تفسیر سوره  الماعون

  11. تشكر

    حور العین (15-03-1389)

  12. #6
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره الماعون




    تفسیر نمونه

    سوره ماعون مقدمه اين سوره در مكه نازل شده و داراى 7 آيه است. محتوى و فضيلت سوره ماعون اين سوره به عقيده بسيارى از مفسران از سوره هاى مكى است ، و لحن آيات آن كه در مقاطع كوتاه و كوبنده ، از قيامت و اعمال منكران آن سخن مى گويد گوياى همين مطلب است . رويهمرفته در اين سوره صفات و اعمال منكران قيامت در پنج مرحله بيان شده ، كه آنها به خاطر تكذيب اين روز بزرگ چگونه از ((انفاق )) در راه خدا، كمك به ((يتيمان ))، و ((مسكينان )). سرباز مى زنند، و چگونه در مورد ((نماز)) مسامحه كار و رياكارند، و از كمك به ((نيازمندان )) رويگردانند؟ در شاءن نزول اين سوره بعضى گفته اند: در باره ابو سفيان نازل شده كه هر روز دو شتر بزرگ نحر مى كرد، و خود و اطرافيان يارانش از آن استفاده مينمودند اما روزى يتيمى آمد و تقاضاى چيزى كرد او با عصايش بر او زد و او را دور كرد بعضى ديگر گفته اند كه آيه در باره وليد بن مغيره يا عاص بن وائل نازل شده است . در فضيلت تلاوت اين سوره در حديثى از امام باقر (عليه السلام ) آمده است كه من قراء اء راءيت الذى يكذب بالدين فى فرائضه و نوافله قبل الله صلاته و صيامه ، و لم يحاسبه بما كان منه فى الحياة الدنيا: هر كس اين سوره را در نمازهاى فريضه و نافله اش بخواند خداوند نماز و روزه او را قبول مى كند، و او را در برابر كارهائى كه در زندگى دنيا از او سرزده است مورد محاسبه قرار نمى دهد. <1> تفسير : اثرات شوم انكار معاد در اين سوره نخست پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را مخاطب قرار داده و اثرات شوم انكار روز جزا را در اعمال منكران بازگو مى كند. آيا ديدى كسى را كه روز جزا را پيوسته انكار مى كند؟! (اء راءيت الذى يكذب بالدين ). سپس بى آنكه در انتظار پاسخ اين سؤ ال بماند مى افزايد. او همان كسى است كه يتيم را با خشونت ميراند! (فذلك الذى يدع اليتيم ). و ديگران را به اطعام مسكين و مستمند تشويق نمى كند (و لا يحض على طعام المسكين ). منظور از ((دين )) در اينجا ((جزا)) يا ((روز جزا)) است ، و انكار روز جزا و دادگاه بزرگ آن ، بازتاب وسيعى در اعمال انسان دارد كه در اين سوره به پنج قسمت از آن اشاره شده است از جمله : ((راندن يتيمان با خشونت ،)) و ((عدم تشويق ديگران به اطعام افراد مسكين )) است يعنى نه خود انفاق مى كند و نه ديگران را دعوت به اين كار مى نمايد. بعضى نيز احتمال داده اند كه منظور از ((دين )) در اينجا قرآن يا تمام آئين اسلام است ، ولى معنى اول مناسب تر به نظر مى رسد، و نظير آن را در سوره ((انفطار)) آيه 9 كلا بل تكذبون بالدين ، و سوره ((تين )) آيه 7 فما يكذبك بعد بالدين نيز آمده است كه به قرينه آيات ديگر آن سوره ها منظور از دين روز جزا است . ((يدع )) از ماده ((دع )) (بر وزن حد) به معنى دفع شديد و راندن تواءم با خشونت و عنف است . و ((يحض )) از ماده ((حض )) به معنى تحريض و ترغيب ديگران بر چيزى است ، راغب در مفردات مى گويد: حص تشويق در حركت و سير است ، ولى حض چنين نيست . <2> از آنجا كه ((يحض )) و ((يدع )) به صورت فعل ((مضارع )) آمده نشان مى دهد كه اين كار مستمر آنها است در مورد يتيمان و مستمندان . باز در اينجا اين نكته جلب توجه مى كند كه در مورد يتيمان مساءله عواطف انسانى بيشتر مطرح است تا اطعام و سير كردن ، چرا كه بيشترين رنج يتيم از دست دادن كانون عاطفه و غذاى روح است ، و تغذيه جسمى در مرحله بعد قرار دارد. و باز در اين آيات به مساءله اطعام ((مستمندان )) كه از مهمترين كارهاى خير است برخورد مى كنيم ، تا آنجا كه مى فرمايد: اگر خود قادر به اطعام مستمندى نيست ديگران را به آن تشويق كند. تعبير به ((فذلك )) (با توجه به اينكه فا در اينجا معنى سببيت را مى بخشد) اشاره به اين نكته است كه فقدان ايمان به معاد سبب اين خلافكاريها مى شود، و به راستى چنين است ، آن كس كه آن روز بزرگ و آن دادگاه عدل ، و آن حساب و كتاب و پاداش و كيفر را در اعماق جان باور كرده باشد، آثار مثبتش در تمام اعمال او ظاهر مى شود، ولى آنها كه ايمان ندارند اثر آن در جراءتشان بر گناه و انواع جرائم كاملا محسوس ‍ است . در سومين وصف اين گروه ، مى فرمايد: ((واى بر نمازگزاران )) (فويل للمصلين ). ((همان نمازگزارانى كه نماز خود را به دست فراموشى مى سپرند)) (الذين هم عن صلاتهم ساهون ). نه ارزشى براى آن قائلند، و نه به اوقاتش اهميتى مى دهند، و نه اركان و شرائط و آدابش را رعايت مى كنند. ((ساهون )) از ماده ((سهو)) در اصل به معنى خطائى كه از روى غفلت سرزند، خواه در فراهم كردن مقدماتش مقصر باشد يا نه ، البته در صورت اول معذور نيست ، و در صورت دوم معذور است ، ولى در اينجا منظور سهو تواءم با تقصير است . بايد توجه داشت كه نمى فرمايد در نمازشان سهو مى كنند چون سهو در نماز به هر حال براى هر كس واقع مى شود، بلكه مى فرمايد از اصل نماز سهو مى كنند و كل آن را به دست فراموشى مى سپرند. روشن است اين مطلب اگر يك يا چند بار اتفاق بيفتد ممكن است از قصور باشد، اما كسى كه پيوسته نماز را فراموش مى كند و آن را به دست فراموشى مى سپارد، پيدا است كه براى آن اهميتى قائل نيست ، و يا اصلا به آن ايمان ندارد، و اگر گهگاه نماز مى خواند از ترس زبان مردم و مانند آن است . در اين كه منظور از ((ساهون )) در اينجا چيست ؟ علاوه بر آنچه در بالا گفتيم تفسيرهاى ديگرى نيز كرده اند، از جمله اينكه منظور تاءخير انداختن نماز از وقت فضيلت است . و يا اينكه منظور اشاره به منافقانى است كه نه براى نماز ثوابى معتقد بودند و نه براى ترك آن عقاب . يا اينكه منظور كسانى است كه در نمازهاى خود ريا مى كنند (در حالى كه اين معنى در آيه بعد مى آيد). البته جمع ميان اين معانى ممكن است هر چند تفسير اول مناسب تر به نظر مى رسد. به هر حال وقتى فراموش كنندگان نماز شايسته ويل هستند آنها كه به كلى ترك نماز گفته و تارك الصلوة هستند چه حالى خواهند داشت ؟! در چهارمين مرحله به يكى ديگر از بدترين اعمال آنها اشاره كرده ، مى فرمايد: آنها كسانى هستند كه پيوسته ريا مى كنند (الذين هم يراءون ). و در آخرين مرحله مى افزايد: آنها ديگران را از ضروريات زندگى منع مى كنند (و يمنعون الماعون ). مسلما يكى از سرچشمه هاى تظاهر و رياكارى عدم ايمان به روز قيامت ، و عدم توجه به پاداشهاى الهى است ، و گرنه چگونه ممكن است انسان پاداشهاى الهى را رها كند و رو به سوى خلق و خوش آيند آنها آورد؟! ((ماعون )) از ماده ((معن )) (بر وزن شاءن ) به معنى چيز كم است ، و بسيارى از مفسران معتقدند كه منظور از آن در اينجا اشياء جزئى است كه مردم مخصوصا همسايه ها از يكديگر به عنوان عاريه يا تملك مى گيرند، مانند مقدارى نمك ، آب ، آتش (كبريت ) ظروف و مانند اينها. بديهى است كسى كه از دادن چنين اشيائى به ديگرى خوددارى مى كند آدم بسيار پست و بى ايمانى است ، يعنى آنها به قدرى بخيل اند كه حتى از دادن اين اشياء كوچك مضايقه دارند، در حالى كه همين اشياء كوچك گاه نيازهاى بزرگى را برطرف مى كند، و منع آن ، مشكلات بزرگى در زندگى مردم ايجاد مى نمايد. جمعى نيز گفته اند منظور از ((ماعون )) زكات است ، چرا كه زكات نسبت به اصل مال غالبا بسيار كم است ، گاه ده درصد، و گاه پنج درصد، و گاه دو و نيم درصد است . البته منع زكات نيز يكى از بدترين كارها است ، چرا كه زكات بسيارى از مشكلات اقتصادى جامعه را حل مى كند. در روايتى از امام صادق (عليه السلام ) آمده است كه در تفسير ماعون فرمود: هو القرض يقرضه ، و المتاع يعيره ، و المعروف يصنعه : ماعون وامى است كه انسان به ديگرى مى دهد، و وسائل زندگى است كه به عنوان عاريه در اختيار ديگران مى گذارد، و كمكها و كارهاى خيرى كه انسان انجام مى دهد <3> در روايت ديگرى از همان حضرت اين معنى نقل شده ، و در ذيل آن آمده است كه راوى گفت : ما همسايگانى داريم كه وقتى وسائلى را به آنها عاريه مى دهيم آن را مى شكنند و خراب مى كنند، آيا گناه است به آنها ندهيم ؟ فرمود: در اين صورت مانعى ندارد. <4> در معنى ((ماعون )) احتمالات ديگرى نيز گفته اند، تا آنجا كه در تفسير قرطبى بالغ بر دوازده قول در اين زمينه نقل شده كه بسيارى از آنها را مى توان در هم ادغام كرد و مهم همان است كه در بالا آورديم . ذكر اين دو كار پشت سر يكديگر (رياكارى و منع ماعون ) گوئى اشاره به اين است كه آنها آنچه براى خدا است به نيت خلق بجا مى آورند، و آنچه براى خلق است از آنها دريغ ميدارند، و به اين ترتيب هيچ حقى را به حق دارش نمى رسانند. اين سخن را با حديثى از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) پايان مى دهيم ، فرمود: من منع الماعون جاره منعه الله خيره يوم القيامة ، و وكله الى نفسه ، و من وكله الى نفسه فما اسوء حاله ؟!: كسى كه وسائل ضرورى و كوچك را از همسايه اش دريغ دارد خداوند او را از خير خود، در قيامت منع مى كند، و او را به حال خود وامى گذارد، و هر كسى خدا او را به خود واگذارد، چه بد حالى دارد؟. <5> 1 - جمعبندى بحثهاى سوره ماعون در اين سوره كوتاه ، مجموعه اى از صفات رذيله كه در هر كس باشد نشانه ايمانى و پستى و حقارت او است آمده ، و قابل توجه اينكه همه آنها را فرع بر تكذيب دين ، يعنى جزا يا روز جزا قرار داده است ، تحقير يتيمان ، ترك اطعام گرسنگان ، غفلت از نماز، رياكارى ، و عدم همكارى با مردم حتى در دادن وسائل كوچك زندگى اين مجموعه را تشكيل مى دهد، و به اين ترتيب افراد بخيل و خودخواه ، و متظاهرى را منعكس مى كند كه نه پيوندى با خلق دارند، و نه رابطه اى با خالق افرادى كه نور ايمان و احساس مسؤ وليت در وجودشان نيست نه به پاداش الهى ميان ديشند و نه از عذاب او بيمناكند. 2 - تظاهر و ريا يك بلاى بزرگ اجتماعى ارزش هر عمل بستگى به ((انگيزه )) آن دارد، و يا به تعبير ديگر از ديدگاه اسلام ، اساس هر عمل را، ((نيت )) تشكيل مى دهد، آن هم ((نيت خالص )). اسلام قبل از هر چيز پرونده نيت را مورد بررسى قرار مى دهد، و لذا در حديث معروفى از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده است كه : انما الاعمال بالنيات ، و لكل امرء ما نوى : هر عملى بستگى به نيت او دارد، و بهره هر كس مطابق نيتى است كه در عمل دارد. و در ذيل اين حديث آمده است : آن كس كه براى خدا جهاد كند اجرش ‍ بر خداوند بزرگ است ، و كسى كه براى متاع دنيا پيكار كند، يا حتى نيت به دست آوردن عقال (طناب كوچكى كه پاى شتر را با آن مى بندند) كرده باشد بهره اش فقط همان است . <6> اينها همه به خاطر آن است كه نيت هميشه به عمل شكل مى دهد، آن كس كه براى خدا كارى انجام مى دهد، شالوده آن را محكم مى كند، و تمام تلاش او اين است كه مردم از آن بهره بيشتر گيرند، ولى كسى كه براى تظاهر و رياكارى عملى انجام مى دهد، تنها به ظاهر و زرق و برق آن مى پردازد، بى آنكه به عمق و باطن و شالوده و بهره گيرى نيازمندان اهميت دهد. جامعه اى كه به رياكارى عادت كند، نه فقط از خدا و اخلاق حسنه و ملكات فاضله دور مى شود، بلكه تمام برنامه هاى اجتماعى او از محتوا تهى مى گردد، و در يك مشت ظواهر فاقد معنى خلاصه مى شود، و چه دردناك است سرنوشت چنين انسان ، و چنين جامعه اى ؟! روايات در مذمت ريا بسيار زياد است ، تا آنجا كه آن را نوعى شرك ناميده اند، و ما در اينجا به ذكر سه روايت تكان دهنده قناعت مى كنيم : 1 - در حديث از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده است : سياتى على الناس زمان تخبث فيه سرائرهم ، و تحس فيه علانيتهم ، طمعا فى الدنيا لا يريدون به ما عند ربهم ، يكون دينهم رياء، لا يخالطهم خوف ، يعمهم الله بعقاب فيدعونه دعاء الغريق فلا يستجيب لهم !: زمانى بر مردم فرا مى رسد كه باطنهاى آنها زشت و آلوده مى شود، و ظاهرشان زيبا، به خاطر طمع در دنيا اين در حالى كه علاقه اى به پاداشهاى پروردگارشان ندارند ، دين آنها ريا مى شود، و خوف خدا، در دل آنها وجود ندارد، خداوند همه آنها را به عذاب سختى گرفتار مى كند، و هر قدر خدا را مانند شخص غريق بخوانند هرگز دعايشان مستجاب نمى شود. <7> 2 - در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم كه به يكى از يارانش به نام زراره فرمود. من عمل للناس كان ثوابه على الناس ‍ يا زراره ! كل رياء شرك !: كسى كه براى مردم عمل كند ثوابش بر مردم است ، اى زراره ! هر ريائى شرك است !. <8> 3 - در حديث ديگرى از پيامبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده است : ان المرائى يدعى يوم القيامة باربعة اسماء: يا كافر! يا فاجر! يا غادر! يا خاسر! حبط عملك ، و بطل اجرك ، فلا خلاص لك اليوم ، فالتمس ‍ اجرك ممن كنت تعمل له !: شخص رياكار در روز قيامت با چهار نام صدا زده مى شود: اى كافر! اى فاجر! اى حيلهگر! واى زيانكار ! عملت نابود شد، و اجرت باطل گشت ، امروز هيچ راه نجاتى ندارى ، پاداش ‍ خود را از كسى بخواه كه از براى او عمل كردى !. <9> خداوندا! خلوص نيت ، سخت مشكل است ، خودت ما را در اين راه يارى فرما. پروردگارا! آنچنان ايمانى به ما مرحمت كن كه جز به ثواب و عقاب تو نينديشيم و رضا و خشنودى و غضب خلق در راه تو براى ما يكسان باشد. بارالها! هر خطائى در اين راه تاكنون كرده ايم بر ما ببخش . آمين يا رب العالمين
    پاورقی :
    1-«مجمع البيان» جلد 10 صفحه 536.
    2-«مجمع البيان» جلد 10 صفحه 536.
    3-صيغه مبالغه غير از اوزان ششگانه معروف به وزنهاي ديگر نيز مي آيد ، از جمله همين وزن است که اشباه و نظائري نيز در لغت عرب دارد مانند «ضحکه» به معناي کسي که بسيار خندان است.
    4-«تفسير فخررازي» جلد 32 صفحه 92.
    5-«اصول کافي» جلد 2 باب النميمة حديث 1.
    6-«بحارالانوار» جلد 75 صفحه 142.
    7-«نورالثقلين» جلد 5 صفحه 668 7.
    8-«ما له» ممکن است اضافه «مال» به ضمير غالب باشد ، يا ترکيب از «ما» موصوله و صله آن ، جمله «اخلده» که فعل ماضي است معني مضارع دارد و يا به معني موجبات خلود است.
    9-«نورالثقلين» جلد 3 صفحه 17 و 19 حديث 60 و 64.

    تفسیر سوره  الماعون

  13. تشكر

    حور العین (15-03-1389)

  14. #7
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره الماعون




    فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ


    • او همان کسی است که يتيم را به اهانت می راند ،



    • ترجمه فولادوند
      اين همان كس است كه يتيم را بسختى مى‏راند،



    • ترجمه مجتبوی
      پس آن، كسى است كه يتيم را به سختى- با ستم و بى‏مهرى- مى‏راند



    • ترجمه مشکینی
      آرى او همان است كه يتيم را به سختى مى‏راند



    • ترجمه بهرام پور
      پس او همانست كه يتيم را به خشونت مى‏راند

    تفسیر سوره  الماعون

  15. تشكر

    حور العین (15-03-1389)

  16. #8
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره الماعون




    تفسیر مجمع البيان
    آشنايى با اين سوره‏ در برابر يكصد و هفتمين سوره از سوره‏هاى قرآن هستيم. با سپاس به بارگاه فروفرستنده فرزانه آن، به شناسنامه‏اش مى‏نگريم: 1 - نام اين سوره‏ نام اين سوره «ماعون» است. در آخرين آيه از آيات جان‏بخش اين سوره از نماز گزاران سهل‏انگار و سوداگرى نكوهش شده است، كه در زندگى از رسيدگى به محرومان و سير كردن گرسنگان و تأمين نيازمندان خود دارى مى‏ورزند؛ و اين نام از آخرين آيه برگرفته شده است. 2 - فرودگاه اين سوره‏ در اين مورد سه نظر آمده است: به باور بيشتر مفسران اين سوره در مكّه بر جان نازنين محمد(ص) فرود آمده است. امّا «ضحاك» اين سوره را مدنى مى‏داند. پاره‏اى نيز بر آنند كه برخى آيات آن در مكّه، و برخى در مدينه فرود آمده است. 3 - شمار آيه‏هاى آن اين سوره داراى هفت آيه است، امّا پاره‏اى اين آيات هفتگانه را شش آيه به حساب آورده‏اند. گفتنى است كه اين سوره از 25 واژه، و 111 حرف پديدآمده است. 4 - پاداش تلاوت آن‏ از پيامبر گرامى آورده‏اند كه فرمود: من قرأها غفرالله له ان كان للزكاة مؤدياً.(311) كسى كه اين سوره را تلاوت كند و حقوق مالى خود را بپردازد، خدا او را مى‏آمرزد. و از امام باقر آورده‏اند كه فرمود: من قرأ اريت الذى... فى فرائضه و نوافله قبل الله صلوته و صيامه،...(312) كسى كه اين سوره را در نمازهاى واجب و مستحب خود بخواند و در انديشه عمل به آن باشد، خدا نماز و روزه‏اش را مى‏پذيرد، و او را در برابر كارهايى كه در دنيا، ناخواسته از او سر زده است محاسبه نمى‏كند. 5 - دورنمايى از محتواى آن‏ در اين سوره كوتاه خداى فرزانه روى سخن را به پيامبر نموده و ضمن هشدار به مردم، خصلت‏ها و رفتارهاى نكوهيده و زيانبار اصلاح‏ناپذيران و انكارگران معاد و جهان پس از مرگ را در چشم‏انداز حق طلبان قرار مى‏دهد، تا بنگرند و بيشنديشند و مراقب باشند كه به اين آفت‏ها و خصلت‏ها گرفتار نشوند: 1 - مباد بسان اينان محاسبه‏ناپذير باشند و حساب و كتاب و پاداش و كيفر روز رستاخيز را دروغ شمارند. 2 - مباد يتيم را برانند و او را از نظر مادى و معنوى و جسمى و فكرى مورد حمايت جدى قرار ندهند و او را آن گونه كه بايد نپرورند. 3 - مباد از رسيدگى به توده‏ها و قشرهاى آسيب‏پذير سرباز زنند و تنها براى انحصار قدرت و ثروت حرص زنند. 4 - مباد نماز و ديگر شعائر دين خدا را وسيله سوداگرى و رياكارى و جاه‏طلبى سازند و از دين كار بى دينى كشند. 5 - و مباد كه از يارى رسانى به نيازمندان روى برتابند و تنها به وعده‏هاى ميان تهى آنان را بفريبند. آرى، اين‏ها خصلت‏هاى نكوهيده ظالمان و حق‏ناپذيران است و در آيات اين سوره از اين‏ها سخن رفته و هشدار داده شده است است. 1 - آيا ديدى آن كسى را كه روز پاداش و كيفر را دروغ مى‏شمرد؟! 2 - اين همان كسى است كه يتيم را با خشونت مى‏راند؛ 3 - و [مردم را] بر خوراك [دادن به‏] بينوا بر نمى‏انگيزد. 4 - پس واى برآن نمازگزاران، 5 - كه در نمازشان غفلت مى‏ورزند. 6 - همانان كه ريا مى‏كنند؛ 7 - و [مردم را] از آنچه مورد نياز [آنان‏] است باز مى‏دارند. نگرشى بر واژه‏ها دعّ: اين واژه در فرهنگ عرب به معنى راندن سخت و خشونت‏بار آمده است، و واژه «يدع» از اين ريشه مى‏باشد. واژه «دعدعه» نيز از همين ريشه است كه به معنى «سخت تكان دادن كيل به منظور آكنده شدن آن» آمده است. حضّ: به معنى ترغيب و تشويق ديگران بر انجام كار شايسته آمده است. واژه «يحضّ» از همين ماده است. ماعون: اين واژه به معنى ظرف، اثاث و كالا، و هر چيز سودبخش آمده است. اين واژه از ريشه «مَعن» برگرفته شده است. تفسير خصلت‏هاى زشت حق ناپذيران‏ در سوره پيش قرآن شريف، از نعمت‏هاى گران خدا به «قريش» و ساكنان مكّه ياد كرد و آنان را به يكتاپرستى و ايمان فراخواند، اينك در ناسپاسى و كفرانگرى پاره‏اى از آنان مى‏فرمايد: أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ هان اى محمد(ص)! آيا آن كسى را كه روز پاداش و كيفر را دروغ مى‏خواند و بى اساس مى‏شمرد، ديدى؟ در آيه، روى سخن با پيامبر گرامى است و از آن حضرت مى‏پرسد كه: آيا ديدى آن كسى را كه با آن همه دليل و برهان روشن و روشنگر بر ترديدناپذير بودن رستاخيز، باز هم آن را دروغ مى‏شمارد و انكار مى‏كند. آيه شريفه بدان دليل در قالب پرسش آمده است، كه به بيشترين و بالاترين درجه انديشه‏ها را جذب كند، و آنان را به معاد توجه دهد؛ چرا كه انكار رستاخيز و حسابرسى، راه رشد و رستگارى و انجام كارهاى شايسته و دورى جستن از گناه و بيداد را در دنياى پراسرار وجود انسان‏ها مى‏خشكاند و نابود مى‏كند و او را به راه‏هاى ناپسندى كه بر خلاف فطرت كمال‏طلب و وجدان بيدارگر و خيرخواه انسان است وسوسه مى‏كند، و مى‏كشاند؛ چرا كه انسان بدون ايمان به حسابرسى و كيفر و پاداش، ديگر در مورد فرجام كار نمى‏انديشد.
    تفسیر سوره  الماعون

  17. #9
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره الماعون




    داستان فرود در مورد شأن نزول و داستان فرود اين آيات ديدگاه‏ها متفاوت است: 1 - به باور «كلبى» اين آيات در نكوهش «عاص بن وائل» فرود آمد. 2 - امّا به باور «سدى» و «مقاتل» در مورد «وليد بن مغيره» نازل شد. 3 - از ديدگاه «ابن جريح» در سرزنش «ابوسفيان» فرود آمد، چرا كه او ثروتى باد آورده داشت و هر هفته دو گوسفند سر مى بريد و مصرف مى‏كرد، امّا اگر يتيمى به سوى او مى‏رفت و چيزى مى‏خواست با خشونت و تندى و با عصا او را مى‏راند. 4 - و از «ابن عباس» آورده‏اند كه در نكوهش يكى از «نفاقگرايان» و رياكارانى كه دين را ابزار سلطه و فريب مى‏سازند فرود آمد. آن‏گاه در وصف انكارگر معاد و جهان پس از مرگ مى فرمايد: فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ اين همان كسى است كه يتيم را با خشونت و بى‏رحمى مى‏راند. اين تندى و خشونت او، به جاى مهر و صفا با يتيم، بدان جهت است كه او ايمان به پاداش و كيفر روز رستاخيز ندارد. به باور گروهى از جمله «مجاهد» منظور اين است كه: او يتيم را با خشونت و بيداد مى‏رنجاند و از حقوق‏اش محروم مى‏سازد. و مى‏افزايد: وَ لا يَحُضُّ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْكِينِ و مردم را از خوراك و غذادادن به بينوا و محروم بر نمى‏انگيزد و تشويق نمى‏كند. آرى، او، نه خود به هنگامه توانايى و داشتن امكانات، و يا به هنگام تنگدستى و ناتوانى، به گرسنه و بينوا كمك مى‏رساند و او را سير مى‏كند، و نه ديگران را بر اين كار انسانى ترغيب مى‏نمايد؛ چراكه روز پاداش را باور ندارد تا كارى انجام دهد. در چهارمين آيه مورد بحث در قالب هشدارى سخت از خصلت نكوهيده ديگر اين گروه مى‏فرمايد: فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ پس واى بر آن نماز گزاران، همانان كه در نمازشان غفلت مى‏ورزند؛ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ به باور «ابن عباس» منظور از اين گروه، آن كسانى هستند كه نمازشان را از هنگامه مقررى كه بايد خوانده شود به تأخير مى‏اندازند. از اميرمؤمنان آورده‏اند كه منظور منافقانند، چرا كه اين گروه نه به هنگام خواندن نماز اميد پاداشى دارند و نه وقتى نمى‏خوانند از كيفر آن مى‏ترسند؛ آنان هستند كه در نماز غفلت مى‏ورزند تا وقت مقرر آن بگذرد. اين گروه هنگامى كه با خوبان و نيكان روزگار باشند، از روى رياكارى و سوداگرى نماز را بهنگام مى‏خوانند، امّا آن‏گاه كه با هم‏انديشان خود و يا تنها باشند نمى‏خوانند. در ششمين آيه مورد بحث در مورد خصلت نكوهيده ديگر آنان مى‏فرمايد: الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ همان كسانى كه ريا و خودنمايى مى‏كنند، «انس» در تفسير آيه مى‏گويد: خداى را سپاس كه قرآن مى‏فرمايد: «عن‏صلاتهم» و نه «فى صلاتهم»، چراكه در صورت نخست بيانگر اين نكته است كه: اگر براى انسان در نمازش ناخواسته غفلت و سهوى پيش آمد كيفرى ندارد. در اين مورد كه منظور از «ساهون» چيست و يا كيست؟ افزون بر آنچه در ترجمه آمد، ديدگاه‏هاى ديگرى نيز آمده است؟ 1 - قتاده» مى‏گويد: منظور آن كسانى هستندكه نماز خود را بخوانند و يا نخوانند، در هر صورت برايشان يكى است و پروايى ندارند. 2 - از ديدگاه «ضحاك» منظور كسانى هستند كه نماز نمى‏خوانند. 3 - امّا «حسن» بر اين باور است كه: آنان كسانى هستند كه اگر بخوانند، از روى ريا و انگيزه تظاهر و خودنمايى مى‏خوانند، و اگر نخوانند هم پشيمان نمى گردند و افسوس نمى‏خورند. 4 - به باور «ابوالعاليه» اينان كسانى هستند كه نماز را در وقت مقررش نمى‏خوانند و ركوع و سجود آن را كامل و شايسته به انجام نمى‏رسانند و در سجده خويش سر را به اين سو و آن سو حركت مى‏دهند و آرامش و وقار لازم را ندارند. يكى از ياران امام صادق آورده است كه از آن حضرت از آيه مورد بحث پرسيدم، كه آيا منظور وسوسه شيطان است؟ سألته عن قوله: الذين هم عن صلوتهم ساهون. فرمود: نه، هر كس ممكن است ناخواسته دستخوش غفلت شود، آيه چينى كسى را نمى‏گويد؛ بلكه «ساهون» آن كسانى هستند كه خواندن نماز را از هنگامه مقرر آن به تأخير مى‏افكنند تا وقت آن بگذرد.
    تفسیر سوره  الماعون

  18. #10
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تفسیر سوره الماعون




    فقال: لا، كل احد يصيبُه هذا، ولكن ان يغفلها ويدع أن يُصلى فى اوّل وقتها.(313) در بيان ديگرى آورده‏اند كه در تفسير آيه مورد بحث فرمود: هو الترك لها و التوانى عنها.(314) منظور آيه نخواندن نماز و سستى ورزيدن در انجام آن است. از حضرت رضا آورده‏اند كه فرمود: هو التضييع لها.(315) منظور تباه ساختن نماز است. و پاره‏اى نيز برآنند كه منظور از «ساهون» همان كسانى هستند كه در انجام كارها، نيت و هدف خداپسندانه و خالصى ندارند و با رياكارى و فريب مردم، همه اعمال خود را تباه مى‏سازند. و سرانجام در آخرين آيه مورد بحث كه پايان بخش سوره است در مورد خصلت زشت ديگر آنان مى‏فرمايد: وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ آنان همان كسانى هستند كه از دادن زكات و حقوق مالى خويش و وسائل مورد نياز مردم و هر آن‏چه سود بخش باشد، خوددارى مى‏ورزند. در مورد واژه «ماعون» و تفسير آن ديدگاه‏ها يكسان نيست: 1 - گروهى از جمله «حسن»، «قتاده»، «ضحاك» و «ابن عمر» بر اين باورند كه منظور از آن زكات واجب است. از اميرمؤمنان و امام صادق نيز همين ديدگاه روايت شده است. 2 - امّا به باور گروهى ديگر از جمله «ابن عباس»، «ابن مسعود» و «سعيد بن جبير» منظور وسايل و لوازمى، نظير دلو، سطل، تيشه، تبر، ديگ و يا چيزهايى بسان آب و نمك مى‏باشد كه مردم به آن‏ها نياز پيدا مى‏كنند، و به صورت عاريه و گاه رايگان مى‏گيرند و مى‏روند. 3 - «ابو بصير» از امام صادق آورده است كه: منظور وامى است كه آن را دريافت مى‏داريد، و يا اثاث و وسايل خانه است كه عاريه مى‏گيريد و نيز زكات و حقوق مالى است كه مى‏پردازيد. ابوبصير مى‏افزايد، گفتم: پاره‏اى از همسايه‏ها هرگاه كالا و يا وسيله‏اى رابه عاريه مى‏برند، آن را تباه مى‏كنند و مى‏آورند، اگر به چنين كسانى عاريه ندهيم گناهكاريم؟ فرمود: نه، اگر چنين باشد بر شما گناهى نيست. فقال: لا ليس عليك جناح ان تمنعهم اذا كانوا كذلك.(316) 5 - و به باور پاره‏اى منظور از «ماعون» همه كارهاى شايسته است كه انكارگران معاد از انجام آن‏ها خوددارى مى‏ورزند. پرتوى از سوره مباركه‏ 1 - ريشه خصلت‏هاى نكوهيده‏ از آيات جان پرور اين سوره چنين دريافت مى‏گردد كه محاسبه‏ناپذيرى و بى‏هدف و بى برنامه پنداشتن آفرينش و ايمان نياوردن به حساب و كتاب و پاداش و كيفر، ريشه همه زشتى‏ها و خصلت‏هاى ناپسند و كارهاى ظالمانه و تمامى حق كشى‏هاست. اگر فرد و جامعه‏اى به راستى باور داشت كه از همه بدانديشى‏ها و بدرفتارى‏ها و گفتارهاى زشت و ناروا و تحريف و كتمان حقايق و دورغ و دجالگرى‏هايش، سرانجام بازخواست خواهد شد، و به كيفرى سخت محكوم خواهد گرديد، و به شايسته‏كردارى‏ها و عدالت خواهى‏هاى او نيز پاداش شكوهبار خواهند داد، اگر به راستى اين را باور داشت حساب شده مى‏گويد و مى‏نويسد، و عادلانه و بى‏طرفانه قضاوت مى‏كند، و انسانى و سنجيده سياست مى‏ورزد، و بارعايت حقوق بشر مديريت مى نمايد؛ امّا اگر باور نداشت، براى رسيدن به آروزهاى خويش از هيچ جنايتى روى نمى‏گرداند. در زندگى جامعه‏ها و تمدن‏ها نيز چنين است و تفاوت اساسى نظام‏ها و جامعه‏هاى به راستى قانونمدار و مردم‏سالار با نظام‏هاى استبدادى و زورمدار چيزى شبيه به همين مطلب است. در جامعه‏اى كه قدرت و حق حاكميت از آن مردم است و آنان آگاهانه و آزادانه كسى را براى اداره جامعه خود با شرايطى بر مى‏گزينند و او را در قلمرو حق و عدالت يارى مى‏كنند و به او مشورت مى‏دهند و آزادانه در صورت لزوم او را نقد مى‏كنند و از او حساب مى‏كشند، و او مى‏داند كه محاسبه در كار است، تا در جامعه‏اى استبدادى كه فرد و يا هيئت حاكمه با زور عريان و يا فريب و بهانه‏هاى گوناگون زمينى و آسمانى قدرت ملى را غصب مى‏كنند و به مردم حساب پس نمى‏دهند، تفاوت از زمين تا آسمان است. آرى، همان سان كه انكار محاسبه رستاخيز منشاء خصلت‏هاى نكوهيده وتباهى‏هاست، محاسبه‏ناپذيرى حكومت‏ها نيز خود فسادى بزرگ است و بدترين فسادها و تباهى‏ها و رسوايى‏هاى اقتصادى، سياسى، اجتماعى، حقوقى، و اخلاقى را در پى دارد. 2 - خصلت چندگانه محاسبه‏ناپذيران‏ در آيات 7 - 2 چندين خصلت نكوهيده و زيانبار محاسبه‏ناپذيران به تابلو مى‏رود تا هشدارى باشد براى همگان: 1 - آنان يتيمان و ناتوانان را با تندى و خشونت مى‏رانند و حقوق آنان را پايمال مى‏سازند. 2 - در برابر گرسنگان احساس مسئولت نمى‏كنند، 3 - در عبادت و پرستش خدا و ارزش‏هاى معنوى زبانباز و رياكار و سوداگرند، و براى فريب مردم اين را بهانه مى‏كنند، امّا به مقررات عادلانه آن عمل نمى‏كنند. 4 - در برابر ظلم و ستمى كه بر مردم مى‏رود و يا حقوقى كه پايمال مى‏شود و يا وظيفه و رسالت و مسئوليتى كه به آنان وانهاده شده است، خود را به غفلت مى‏زنند، تا به هدف‏هاى جاه‏طلبانه خود برسند. 5 - و از كمك به مردم خوددارى مى‏ورزند. بارخدايا، ما را از اين گروه قرار مده.
    تفسیر سوره  الماعون

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •