سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 50

موضوع: آداب و آئين زندگانى شاگرد با استاد و راهبر و پيشواى خود

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض











    يكى از علماء پيشين گفته است:

    اين علم و دانش الهى، عبارت از همان دين و آئين آسمانى است. دقيق بنگريد كه دين و آئين خود را از چه استادان و معلمانى فرا مىگيريد(325).



    راه مناسب و روش ماءنوس در شناختن استاد شايسته، اين است كه دانشجو بايد با اساتيد معاصر، زياد به بحث و گفتگو نشسته و مجالست و همنشينى با آنان را ادامه دهد، و هر چه بيشتر آنان را بيازمايد و تحقيق كند كه آيا اساتيد فن، استاد مورد نظر او را از لحاظ تعليم و تدريس تاءييد مىكنند، و آيا سمت تعليم و اخلاق او را مىستايند، و كيفيت بحث و تحقيق او را مىپسندند.


    (و بالاخره بايد دانشجو، جهات مذكور را براى انتخاب استاد در نظر گرفته و سپس تحصيلات خود را نزد او آغاز كند).





    امضاء


  2. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض










    شاگرد و دانشجو بايد از آنگونه اساتيدى بپرهيزد كه معلومات خود را از لابلاى كتابها - بدون آن كه آن را نزد اساتيد فن بخوانند - فراهم آورده اند؛ چون اين احتمال قويا وجود دارد كه چنين استادانى در فهم متون علمى از تحريف و تصحيف و اشتباه و لغزش، مصون نباشند؛ و در نتيجه، شاگردان را نيز بلغزانند.



    يكى از دانشمندان سلف گفته است:

    اگر كسى شخصا بينش دينى خود را از بطون متون علمى - و استاد ناديده - فراهم آورد، در حقيقت، سعى و اهتمام خويش را در تضييع و تباه سازى احكام دينى، مصروف داشته است (326).






    امضاء


  3. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض










    دانشمند ديگرى مىگويد:

    از «صفحيون (327) يا صحفيون» بر حذر باشيد، يعنى از كسانى كه شخصا - و بدون آنكه در محضر استاد بنشينند و از درس او مستفيض گردند - مطالب را از لابلاى كتب علمى و نبشتارها، استخراج و استنباط مىكنند؛ از اينگونه اساتيد دورى گزينيد، زيرا تباهكاريها و لغزانندگى آنان از اصلاحات و درستكارى هاى آنها فزونتر است.



    نبايد دانشجو، خود را مقيد سازد كه نزد استادان معروف و نامور به تحصيل پردازد، و اساتيد منزوى و گمنام را از نظر دور دارد؛ زيرا پاى بند بودن به استاد مشهور و معروف و عدم توجه به اساتيد گمنام، بازده روح كبر و گردن فرازى شاگرد در برابر علم و دانش مىباشد. بلكه بايد گفت گرايش به چنين روحيه اى، عين حماقت و نابخردى است؛ چون علم و حكمت، گم گشته هر مؤمن و انسان پاى بند به ايمان است، او علم و حكمت را هر جا بيابد بدان دست مىيازد و آنرا بر مىگيرد، و وجود آنرا - در هر موردى كه بتوان بر آن دست يافت - غنيمت مىشمارد» (328) و طوق منت و احسان هر كسى كه او را در جهت علم و حكمت، سوق مىدهد به گردن مى نهد.






    امضاء


  4. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض










    چه بسا ممكن است يك استاد خامل و گمنام از چنان لياقت و شايستگى علمى و اخلاقى برخوردار باشد كه بايد براى خير و بركت علم، به وى چشم اميد دوخت؛ چون اگر استادى در عين خمول و گمنامى، لايق و شايسته باشد، سود و بهره او گسترده تر، و تحصيل علم از ناحيه او داراى كمال فزونترى است.



    اگر در احوال پيشينيان و پسينيان، سير و سياحتى كنيم و زندگى نامه آنانرا از نظر بگذرانيم به اين نتيجه مىرسيم كه سودمندترين عوائد علمى صرفا از سوى اساتيدى عائد مىگشته است كه از لحاظ تقوى و نصيحت و دلسوزى نسبت به شاگردان، حظ و نصيب فراوانى را دارا بوده اند.



    امضاء


  5. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض










    همچنين اگر آثار علمى و مصنفات آنان را مورد مطالعه قرار دهيم مىبينيم كه بهره گيرى از اثر علمى يك دانشمند پرهيزكارتر، فزونتر بوده، و موفقيت و كاميابى دانشجويانى كه سرگرم تحصيل از روى متن چنين آثارى بوده اند، بيشتر و جالب تر مىباشد.



    اين قضيه در مورد دانشمندان فاقد تقوى و عارى از مزاياى انسانى، و نيز در مورد آثار علمى آنان، نتيجه معكوسى را عايد دانشجويان مىگرداند. (يعنى دانشجويانى كه نزد استادان عارى از تقوى درس مىخوانند و يا در تحصيل و درس خود، از آثار علمى آنان استفاده مىكنند، خير و بركتى در كوشش آنها به چشم نمى خورد؛ بلكه در تحصيلات خود با ناكامى و عدم موفقيت مواجه مىگردند).






    امضاء


  6. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض











    2- بايد استاد را به عنوان پدر واقعى و روحانى تلقى كرد

    دانشجو بايد بر اين اساس بينديشد كه استاد و معلم او، پدر واقعى و روحانى وى، (و خود او به منزله فرزند روحانى او است). پدر (و فرزند) روحانى از پدر (و فرزند) جسمانى، با ارزش تر و ارجمندتراند.



    بنابراين بايد دانشجو در اداء حق ابوت و وفاء به حقوق تربيت استاد - علاوه بر رعايت ادب در حق او بدانگونه اى كه قبلا ياد كرديم - به شدت، ساعى و كوشا باشد. و بيش از ديگران به او احترام گذارد.



    از اسكندر پرسيدند: براى چه به معلم و استاد خود بيش از پدرت ارج مىنهى در پاسخ گفت: معلم، منشاء و سبب زندگانى جاويد و پايدار من است. ولى پدر من، مجراى وجود زودگذر و ناپايدار من مىباشد. علاوه بر اين پدرها معمولا - همزمان با اعمال غريزه جنسى با مادر - از توليد نسل و ايجاد فرزند و كمال او، غافل اند و در اين جهت، فاقد قصد و اراده مىباشند؛ بلكه قصد و اراده آنها متوجه لذت گيرى و كاميابى از اين غريزه است كه از اين رهگذر - ناخودآگاه - فرزندى به ثمر مىرسد.

    بر فرض هم اگر پدر - در حين زناشوئى - اراده توليد نسل و يا كمال آن را داشته باشد، ارزش اراده مقرون با عمل، از اراده عارى از عمل، بيشتر است.(يعنى اگر هدف پدر - قبل از شروع به عمل زناشوئى - مساءله توليد نسل و يا كمال او باشد، همزمان با عمل زناشوئى، از چنين اراده اى غافل مىباشد).



    اما يگانه هدف و اراده معلم در تربيت شاگرد و فرزند روحانى، تكميل وجود او است. آرى او مىكوشد تا شاگرد را به كمال لايق خود نائل گرداند.








    امضاء


  7. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض













    اصل وجود و هستى هر موجودى نمى تواند به آن، ارزشى اعطاء كند مگر آنگاه كه وجود را با عدم و نيستى بسنجيم. و الا خود وجود «فى نفسه» نمى تواند شرافت و ارزش موجود را ارائه دهد؛ زيرا اينگونه وجود و هستى بسيط و ساده، براى پست ترين موجودات مانند كرمها و حشرات گندبو و خيزدوك ها نيز فراهم آمده است.



    شرافت و ارزش هر وجود به كمال آن مربوط است. علت كمال وجود شاگرد، شخص معلم و استاد او مىباشد (نه پدر او كه بايد او را صرفا مجراى وجود ساده و بسيط وى دانست).



    گويند:
    سيد رضى «قدس الله روحه»، شخصيتى بزرگوار و بلند همت و داراى مناعت طبع بوده، و از هيچ كسى، منت و احسانى (آزرم آفرين) را نمى پذيرفت. وى داستان هاى شگفت آورى با خليفه عباسى (و دولتمردان وقت) دارد كه همگى آنها نمودار شخصيت والا و منزلت برجسته انسانى اين مرد بزرگوار است.

    از آن جمله به خاطر نوزادى كه خداوند به سيد موهبت فرمود، صله و هديه (كه فخرالملك وزير) براى او فرستاد (نپذيرفت (329)). امثال اينگونه داستان ها را به مقدار فراوان درباره سيد رضى ياد كرده اند.









    امضاء


  8. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض













    از آن جمله مىگويند:

    يكى از اساتيد وى، روزى به او گفت: به من چنين گزارش شده است كه خانه تو كوچك و تنگ و محدود است، و گنجايش كافى ندارد، و در خور شاءن و مقام تو نيست من خانه اى وسيع و بزرگ دارم كه در خور شئون تو مىباشد، و آنرا به تو اهداء مىكنم، و تو زندگانى خود را بدانجا منتقل كن.

    سيد رضى از قبول هديه استاد، سر باز زد. ولى استاد اصرار ورزيد و سخن خود را تكرار كرد. سيد رضى گفت:

    استاد عزيز! من تاكنون هرگز احسان و منت پدرم را با ديده قبول نپذيرفتم، با وجود داشتن چنين حالت روحى، چگونه مىتوانم احسان ديگران را قبول كنم استاد به او گفت: حق من نسبت به تو از حق پدرت بر تو، عظيم تر و مهم تر است؛ زيرا من پدر روحانى تو هستم؛ ولى پدر تو، پدر تن و جسد و جسم تو است.

    سيد رضى در برابر چنين استدلال قوى، تسليم بودن خود را اظهار كرده و هديه استاد را پذيرفت.


    بر اساس همين نكته اساسى است كه يكى از فضلاء برجسته مىگويد:



    • «من علم العلم كان خير اب
    • ذاك ابوالروح لا ابوالنطف»





    آنكه علم و دانش را به ديگران مىآموزد، بهترين پدر انسان به شمار مىآيد؛ چون او پدر روحانى و مجراى كمال جان و روان انسان است، او پدر نطفه نيست (كه ساختمان جسمانى و هستى تن و بدن و اندام ناپايدار آدمى را بپردازد. بلكه او، روح و روان انسانى را ولادتى نو و تازه و جاويد مىبخشد).






    امضاء


  9. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    3- استاد را بايد به عنوان پزشك معالج جان و روان برشمرد

    شاگرد و دانشجو بايد با اين اعتقاد به خويشتن بنگرد كه او فردى مبتلا به بيمارى نفسانى است؛ زيرا مرض و بيمارى عبارت از انحراف جسم از مجراى طبيعى است.

    شخصيت آدمى فطرة بر اساس سلامت روان، و علم و بينش، سرشته و استوار شده است. علت انحراف روح و روان انسان از مجراى طبيعى و عامل گرايش او از مسير علم و دانش و دين، عبارت از غلبه و تسلط و عدم تعادل اخلاط (330) و مزاج قواى بدنى است.



    بايد دانشجو معتقد باشد كه استاد، پزشك درمان بخش بيمارى او است؛ زيرا او سعى مىكند روح و روان شاگرد را به مجراى طبيعى آن بازگرداند. به همين جهت به هيچوجه، شايسته نيست كه از فرمان و اشاره او سرپيچى كند.

    مثلا اگر به دانشجو گفت: فلان كتاب را بخوان، و درس و مطالعه خود را به همين مقدار، محدود ساز و بدان قناعت كن. اگر دانشجو از اين فرمان استاد، سر باز زند، به منزله بيمارى است كه با پزشك معالج خود در طرز درمان خويش به جدال و مخالفت برمى خيزد و او را تخطئه مىكند. (بديهى است كه چنين بيمارى هرگز درمان نخواهد شد).



    در حكم و امثال آمده است:
    ««مراجعة المريض طبيبه، يوجب تعذيبه»»



    رفت و بازگشت و درگيرى و مخالفت بيمار با پزشك خود، موجب شكنجه و آزار و زيان به خود او مىگردد.





    امضاء


  10. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض












    چنانكه بر هر بيمارى لازم است كه از تناول ماءكولات آزاردهنده و زيان بخش، و غذاهائى كه اثر دارو را خنثى و تباه مىسازد - چه در حضور پزشك و چه در غياب او - خوددارى كند،

    همچنين بر شاگرد و دانشجو لازم است كه خويشتن را از پليدى هاى روحى و معنوى - كه هدف نهائى و منتهاى همت معلم، پرهيز دادن و نهى شاگردش از آنها است - خويشتن را حفظ و صيانت كند.

    اين پليديها و آلايش هاى روحى عبارتند از:
    كينه، حسد، خشم، آزمندى، حرص، كبر، غرور و امثال آنها از صفاتى كه از رذائل اخلاقى به شمار مىآيند.

    دانشجو بايد ماده اين بيمارى را از بيخ و بن بركند تا از راهنمائى هاى معلم و پزشك روحى خويش سودمند گردد.





    امضاء


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی