پائیز را دوست دارم ........... سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
پائیز را دوست دارم ...........
صفحه 5 از 13 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 126
  1. #41
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    khmgin






    شب های ملال آور پاییز است

    هنگام غزل های غم انگیز است
    گویی همه غم های جهان امشب

    در زاری این بارش یکریز است



    نمیدونم چرا همیشه از فصل پاییز بدم میاد
    احساس میکنم هر چه غمه تو این فصل رو دلم سنگینی میکنه


    پائیز را دوست دارم ...........


  2. #42
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    khmgin







    آه پائيز ! آه پائيز!
    پائيز نامهربان
    پائيز غم انگيز

    توهم مثل روزگار
    با من مهربون نبودي
    توهم خنجر زدي به دل دردمندم
    و بيرحمانه عزيزترينم را ازمن گرفتي

    همراه با بادهاي سوزنده ات
    پرستوي غريب مرا بردي
    تاج غرورم ٬‌ مايه عزت و افتخارم
    پدرم ٬‌گلم ٬‌اميدم ٬ عشقم
    تمام سرمايه ام ٬ همه هستي ام را
    چه راحت همراه با برگهاي خزان زده ات بردي


    و اينک من ٬ خسته ٬‌تنها ٬‌افسرده
    خزان زده ترين باغ هستي ام
    که اميدي به بهاري شدن دوباره ندارم



    پائیز را دوست دارم ...........
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 01-07-1393 در ساعت 23:46
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  3. #43
    عضو حرفه‌ ای
    ستايش آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,263      تشکر : 3,017
    8,477 در 2,450 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ستايش آنلاین نیست.

    پیش فرض






    پاييز مهربان!

    آوازهای رنگی خود را ز سر بخوان !
    با برگهای قهوه ای و سرخ و زرد خويش

    نقش هزار پرده ای از يادها بکش .....
    لختی درنگ کن!

    از سطر سطر دفتر يادم عبورکن!
    با من کتاب خاطره ها را مرور کن!

    تو يادگار عمر به تاراج رفته ای
    در روزهای خاطره انگيزت

    پيچيده عطر کودکی و نو جوانی ام
    من دکمه های لباسم را

    با دستهای مهر تو می بندم
    در کوچه های خاطره انگيزت

    دنبال عمر گمشده می گردم
    گلدان شمعدانی و ياسم را

    با قطره های مهر تو
    آب می دهم

    با من بمان!
    با من بخوان!

    همراه من کتاب زمان را ورق بزن :
    زنگ دبستان را زدند...

    احمد دوباره کنج حياط ايستاده است
    خورشيد کم کمک به نوک کوههای غرب

    نزديک می شود ....
    اما هنوز از حسنک نيست يک خبر

    معلوم نيست باز چرا دير کرده است!
    فرياد اعتراض حيوانها می رسد به گوش :

    بع بع .... مع مع
    کبری هنوز پشيمان است

    امسال هم دوباره کتابش را
    زير درخت خانه اشان جا گذاشته

    چوپان هنوز هم
    دست از دروغ گويی خود برنداشته

    با اينکه بره های قشنگش را
    همين پارسال گرگ
    از هم دريد و خورد .....

    پاييز مهربان!
    با من بساز!

    با من برای کوچ پرستو غزل بساز!
    من هم کتاب عمرو جوانی را

    زير درخت سبز زمان جا گذاشتم
    آموختم دروغ نگويم اما

    اين گرگ نا بکار
    يوسف من را
    از هم دريد .....
    ............

    دارد قطار حادثه از راه می رسد
    پيراهنم کجاست‌ ؟؟

    فانوس هم که نفت ندارد
    کو ماه ؟؟ کو سوار ؟؟

    باران حادثه است که می بارد
    آن مرد در باران می رود

    سد هم شکسته است
    پطرس کجاست ؟؟

    تاب و توان من هم از دست رفته است
    بازی تمام شد!

    اين دست آخر است ....
    تقدير برد و من

    ناباورانه باختم !
    اما چقدر خوب

    من گرگهای گله خود را شناختم .......



    پائیز را دوست دارم ...........


  4. #44
    عضو خودماني
    شکيبا آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 1,427      تشکر : 6,052
    4,852 در 1,201 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شکيبا آنلاین نیست.

    khmgin





    غروب پاییز




    دلم خون شد از این افسرده پاییز
    از این افسرده پاییز غم انگیز

    غروبی سخت محنت بار دارد
    همه درد است و با دل کار دارد

    شرنگ افزای رنج زندگانی ست
    غم او چون غم من جاودانی ست

    افق در موج اشک و خون نشسته
    شرابش ریخته جامش شکسته

    گل و گلزار را چین بر جبین است
    نگاه گل نگاه واپسین است

    پرستوهایی وحشی بال در بال
    امید مبهمی را کرده دنبال

    نه در خورشید نور زندگانی
    نه در مهتاب شور شادمانی

    فلق ها خنده بر لب فسرده
    سقف ها عقده در هم فشرده

    کلاغان می خروشند از سر کاج
    که شد گلزار ها تاراج تاراج

    درختان در پناه هم خزیده
    ز روی بامها گردن کشیده

    خورد گل سیلی از باد غضبناک
    به هر سیلی گلی افتاده بر خاک

    چمن را لرزه ها در تار و پود است
    رخ مریم ز سیلی ها کبود است

    گلستان خرمی از یاد برده
    به هر جا برگ گل را باد برده

    نشان مرگ در گرد و غبار است
    حدیث غم نوای آبشار است

    چو بینم کودکان بینوا را
    که می بندند راه اغنیا را

    مگر یابند با صد ناله نانی
    در این سرمای جان فرسا مکانی

    سری بالا کنم از سینه کوه
    دلم کوه غم و دریای اندوه

    آهم می شکافد آسمان را
    مگر جوید نشان بی نشان را

    به دامانش درآویزد به زاری
    بنالد زینهمه بی برگ و باری

    حدیث تلخ اینان باز گوید
    کلید این معما باز جوید

    چه گویم بغض می گیرد گلویم
    اگر با او نگویم با که بگویم

    فرود آید نگاه از نیمه راه
    که دست وصل کوتاهست کوتاه

    نهیب تند بادی وحشت انگیز
    رسد همراه بارانی بلاخیز

    بسختی می خروشم های باران
    چه می خواهی ز ما بی برگ و باران

    برهنه بی پناهان را نظر کن
    در این وادی قدم آهسته تر کن

    شد این ویرانه ویرانتر چه حاصل
    پریشان شد پریشان تر چه حاصل

    تو که جان می دهی بر دانه در خاک
    غبار از چهره گل ها می کنی پاک

    غم دل های ما را شستشو کن
    برای ما سعادت آرزو کن

    مشیری



    پائیز را دوست دارم ...........
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 01-07-1393 در ساعت 23:47

  5. تشكرها 15


  6. #45
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    گاه باران همه دغدغه اش باغچه نیست

    گاهی از غصه تنها شدنش می بارد






    پائیز را دوست دارم ...........

  7. تشكرها 14


  8. #46
    عضو حرفه‌ ای
    ستايش آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,263      تشکر : 3,017
    8,477 در 2,450 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ستايش آنلاین نیست.

    پیش فرض







    خردسالان پاییز را فصل " باد " می دانند که همراه خرده های برگ و خاک می وزد و آنها را ناچار می کند که گاهی چشم بر او ببندند.

    در این فصل آنها باید با لباس های اندک و تابستانی خداحافظی کنند. تمام خردسالان جهان در فصل پاییز بسیاری از اوقات دقایقی خیره به کاموای بافتنی مادر، منتظر تمام شدن ژاکت یا شال و کلاه خود هستند.

    خردسالی می گفت: " پاییز فصل از تنهایی درآمدن کدو تنبل و هویج و پرتقال ست، چونکه آنها هزاران دوست نارنجی پیدا می کنند" . برگ ها را می گفت. راست می گفت.





    پائیز را دوست دارم ...........

  9. تشكرها 12


  10. #47
    عضو حرفه‌ ای
    ستايش آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,263      تشکر : 3,017
    8,477 در 2,450 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ستايش آنلاین نیست.

    پیش فرض






    کودکان و نوجوانان پاییز را فصل " مدرسه " می دانند که در آن باید رنج بیدارشدن هفت صبح و خوردن گاه زورکی صبحانه و بستن بند کفش ها را بر خود هموار سازند.

    فصلی که برایشان برکت هم دارد البته؛ چون نو نوار می شوند و کتاب و دفتر و مدادرنگی برایشان می خرند. مداد رنگی هایی که با آن برگ های دفتر نقاشی شان را به رنگ برگ های پاییز درمی آورند.

    کودکی می گفت: " پاییز فصل شادی چترهاست که پس از خواب تابستانی برای دیدار دوست عزیزشان _ باران _ لب هایشان دوباره به خنده باز می شود ".

    به خوبی دریافته بود که چترها پاییز را به خاطر باران دوست دارند آخر هویت چتر وابسته به حضور این دوست باطراوت است. آن کودک هم راست می گفت.








    پائیز را دوست دارم ...........

  11. تشكرها 12


  12. #48
    عضو حرفه‌ ای
    ستايش آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,263      تشکر : 3,017
    8,477 در 2,450 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ستايش آنلاین نیست.

    پیش فرض







    جوانان پاییز را " بهاری می دانند که عاشق شده است ". برای ایشان پاییز جاده ای خیس از باران است که دو طرفش درختان رنگ به رنگ صف کشیده اند. آنها پاییز را فصل قدم زدن های طولانی می دانند در این جاده ی خیال انگیز؛ فصل حس کردن صدای خش خش برگ ها در سکوت های طولانی تر از پیاده روی هایشان.

    جوانی گفت: " پاییز فصل بیکار شدن مترسک هاست، مترسک هایی که حالا هرکاری میکنند پرنده ای به سراغ تنهایی شان نمی آید". راست می گفت.

    میانسالان را اغلب انگار کاری به پاییز نیست، آنها مدتهاست درگیر روزمره ها شده اند. شاید در پاییز به تنها چیزی که فکر می کنند اضافه شدن مخارج مدرسه ی فرزندان باشد. میان سالی روزگار سختی ست که بعضی سخت ترش می کنند و بعضی نه!

    هیچ میانسالی در این باره چیزی نگفت , و شاید من نشنیدم چون خیلی پنهان گفت . . .



    پائیز را دوست دارم ...........

  13. تشكرها 10


  14. #49
    عضو حرفه‌ ای
    ستايش آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,263      تشکر : 3,017
    8,477 در 2,450 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ستايش آنلاین نیست.

    پیش فرض






    سالمندان اما پاییز را همه ی اینها و بیشتر می دانند. پاییز برای ایشان با مهر آغاز می شود و با شب یلدا تمام. فصلی که انتظارشان برای دیدن فرزندان طولانی تر می شود.

    فصلی که صدای کلاغ های آن را نمی پسندند. فصلی که در آن آش می پزند، آش هایی که در تنهایی مزه نمی دهند، آش هایی که بیشتر اوقات در کاسه ها سرد می شوند...


    فصلی که با همه ی اینها دیدن نوه هایشان که در لباس های گرم بافتنی از در وارد می شوند، قند در دلشان و غم در سینه شان آب می کند. سالمندی می گفت: " خاطرات رنگ رنگ نسل ها پاییز؛. . . پادشاه فصل ها پاییز" .




    پائیز را دوست دارم ...........


  15. #50
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پاییز بسیار زیبا و عروس فصل هاست

    برگریزان درختان و خواب ناز غنچه هاست

    خش خش برگ و نسیم باد را بی انتهاست

    هر چه خواهی آرزو کن ، فصل فصل قصّه هاست







    پائیز را دوست دارم ...........

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



صفحه 5 از 13 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •