جناب مالک اشتر  یار باوفای امیر المومنین علـــــــــی(علیه السلام) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
جناب مالک اشتر  یار باوفای امیر المومنین علـــــــــی(علیه السلام)
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر افتخاری
    ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 450      تشکر : 949
    1,338 در 429 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض جناب مالک اشتر یار باوفای امیر المومنین علـــــــــی(علیه السلام)




    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

    مالك بن الحارث الاشتر النَخَعى ، سيف اللّه المسلول على اءعدائه - قَدَّسَ اللّهُ روحَهُ جليل القدر و عظيم المنزلة است و اختصاص او به اميرالمؤ منين عليه السّلام اَظْهَر از آن است كه ذكر شود و كافى است در اين مقام همان فرمايش اميرالمؤ منين عليه السّلام كه مالك از براى من چنان بود كه من از براى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم بودم (235) در سال سى و هشتم هجرى اميرالمؤ منين عليه السّلام او را حكومت مصر داد و پيش از آنكه به مصر رود آن حضرت براى اهل مصر كاغذى نوشت كه از جمله فقراتش اين است :
    اَمّا بعدُ؛ فَقَدْ بَعَثْتُ اِلَيْكُمْ عَبْدا مِن عِب ادِ اللّه لا يَن امُ اَيّ امَ الْخَوْفِ وَلا يَنْكُلُ عَنِ الاَْ عْد آءِ ساعاتِ الرَّوْع ؛ اَشَدُّ عَلَى الْفُجّ ار مِنْ حَريقِ النّارِ وَهُوَ م الِكُ بْنُ الْح ارِثِ اَخُومَذْحِجٍ فَاسْمَعُوا قَوْلَهُ وَاَطيعُوا اَمْرَهُ فيم ا ط ابَقَ الْحَقَّ فَاِنَّهُ سَيْفٌ مِنْ سُيُوفِ اللّه .(236)
    و عهدنامه اى كه حضرت براى اشتر نوشته اَطْوَل عهدى است از عهدنامه هاى آن حضرت و مشتمل است بر لطائف و محاسن بسيار و پند و حكمت بى شمار كه مرسلاطين جهان را در هر امارت و ايالت قانونى باشد كه بدان قانون دفع خراج و زكات شود و هيچ ظلم و ستم بربندگان و رعيّتها نشود و آن عهدنامه معروف و ترجمه ها از آن شده . و چون اميرالمؤ منين عليه السّلام آن عهدنامه را براى آن نوشت امر فرمود تا بسيج راه كند، اشتر با جمعى از لشكر به جانب مصر حركت فرمود.
    نقل است كه چون اين خبر گوشزد معاويه گشت پيغام داد براى دهقان عريش كه اشتر را مسموم كن تا من خراج بيست سال از تو نگيرم ، چون اشتر به عريش رسيد دهقان آنجا پرسيد كه از طعام و شراب چه چيز محبوبتر است نزد اشتر؟ گفتند: عسل را بسى دوست مى دارد. پس آن مرد دهقان مقدارى عسل مسموم براى اشتر هديه آورد و برخى از اوصاف و فوائد آن عسل را بيان كرد؛ اشتر شربتى از آن عَسَل زهرآلود ميل كرد هنوز عسل در جوفش مستقر نشده بود كه از دنيا رحلت فرمود. و بعضى گفته اند كه شهادتش در قلزم واقع شد و (نافع ) غلام عثمان او را مسموم نمود و چون خبر شهادت اشتر به معاويه رسيد چندان خوشحال شد كه در پوست خود نمى گنجيد و دنياى وسيع از خوشحالى بر او تنگ گرديد و گفت : همانا از براى خداوند جُنْدى است از عسل . و چون خبر شهادت اشتر به حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام رسيد به موت او بسى متاءسف گشت و زياده اندوهناك و گرفته خاطر گرديد و بر منبر رفت و فرمود:
    اِنّا لِلّهِ وَانّا اِلَيْهِ راجِعُونَ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْع الَمينَ اَلل هُمَّ اِنّي اَحْتَسِبُهُ عِنْدَكُ فَاِنَّ مَوْتَهُ مِنْ مَصائبِ الدَّهْرِ رَحِمَ اللّهُ م الِكا فَلَقَدْ اَوْف ى بِعَهْدِهِ وَقَضى نَحْبَهُ وَلَقى رَبَّهُ مَعَ اَنّا قَدْ وَطَّنّا اَنْفُسَن ا عَلى اَنْ نَصْبِرَ عَلى كُلِّ مُصيبَةٍ بَعْدَ مُصابِن ا بِرَسُولِ اللهِ صلى اللّه عليه و آله و سلّم فَاِنَّه ا مِنْ اَعْظَمِ الْمُصيب ات .(237)
    پس ، از منبر به زير آمد و به خانه رفت مشايخ نَخَع به خدمت آن حضرت آمدند و آن حضرت بر مرگ اشتر متاءسف و متلهّف بود؛
    ثُمّ قالَ: وَللّهِ دَرُّ م الِكٍ وَم ا م الِكٌ لَوْ ك انَ مِنْ جَبَلٍ لَك انَ فُنْدا وَلَوْ ك ان مِنْ حَجَرٍ لَك انَ صَلْدًا اَم ا وَاللّهِ لَيَهِدَّنَّ مَوْتُكَ عالَما وَلَيَفْرِحَنَّ عالَما عَلى مِثْلِ م الِكٍ فَلتبْكِ الْبَواكي وَهَلْ مَرْجُوٌّ كَمالِكٍ وَهَلْ مَوْجُودٌ كَمالِكٍ وَهَلْ ق امَتِ النِّساء عَنْ مِثْلِ مالِكٍ.(238)
    و هم در حقّ مالك فرمود: خدا رحمت كند مالك را و چه مالك ! اگر مالك كوهى بود، كوه عظيم و بى مانند بود، اگر مالك سنگى بود، سنگ صلب و سختى بود و گويا مرگ او مرا از هم قطع نمود(239) و هم در حق او فرمود: به خدا قسم كه مرگ او اهل شام را عزيز كرد و اهل عراق را ذليل نمود و فرمود كه از اين پس مانند مالك را نخواهم يافت .(240)
    قاضى نوراللّه در (مجالس ) گفته كه صاحب (مُعْجَم البُلدان ) در ذيل احوال بعلبك آورده كه معاويه كسى را فرستاد تا در راه مصر با اشتر ملاقات نمود، عسل زهرآلود به خورد او داد و او در حوالى قلزم به همان بمرد، چون خبر به معاويه رسيد اظهار سرور نموده گفت : اِنَّ لِلّهِ جُنُودا مِنْ عَسَلٍ؟! و جنازه او را از آنجا به مدينه طيّبه نقل نمودند و قبر منوّر او در آنجا معروف و مشهور است . و نيز گفته مخفى نماند كه اشتر رضى اللّه عنه با آنكه به حليه عقل و شجاعت و بزرگى و فضيلت مُحَلّى بود همچنين به زيور علم و زهد و فقر و درويشى نيز آراسته بود.(241)
    در (مجموعه ) ورّام بن ابن فراس رحمه اللّه مسطور است كه مالك روزى از بازار كوفه مى گذشت و چنانكه شيوه اهل فقر است كرباس خامى در بر و پاره اى از همان كرباس به جاى عمامه بر سر داشت ، يكى از بازاريان بر در دكّانى نشسته بود چون اشتر را بديد كه به چنان وضع و لباس مى رود در نظر او خوار آمده از روى استخفاف شاخ بَقْلَه اى بر اشتر انداخت ، اشتر حلم ورزيده به او التفات ننمود و بگذشت ؛ يكى از حاضران كه اشتر را مى شناخت چون آن حالت مشاهده كرد به آن بازارى خطاب نمود كه واى بر تو هيچ دانستى كه آن چه كس بود كه به او اهانت كردى ؟ گفت : ندانستم ، گفت : آن مالك اشتر صاحب اميرالمؤ منين عليه السّلام بود! پس آن مرد بازارى از تصوّر آن كار كه كرده بود به لرزه در آمد و از عقب اشتر روانه شد كه خود را به او برساند واز او عذر خواهد، ديد كه اشتر به مسجدى در آمده به نماز مشغول است صبر كرد تا چون اشتر از نماز فارغ شد سلام داد و خود را بر پاى او انداخت و پاى او را بوسيدن گرفت ؛ اشتر ملتفت شده سر او را بر گرفت اين چه كارى است كه مى كنى ؟ گفت : عذر گناهى كه از من صادر شد از تو مى خواهم كه ترا نشناخته بودم ، اشتر گفت : بر تو هيچ گناهى نيست به خدا سوگند كه من به مسجد جهت آن آمده بودم كه از براى تو استغفار كنم و طلب آمرزش نمايم ! انتهى .(242)
    مؤ لف گويد: ملاحظه كن كه چگونه اين مرد از حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام كسب اخلاق كرده با آنكه از اُمراء لشكر آن حضرت است و شجاع و شديدالشّوكة است و شجاعتش به مرتبه اى است كه ابن ابى الحديد گفته كه اگر كسى قسم بخورد كه در عَرب و عجم شجاعتر از اشتر نيست مگر استادش اميرالمؤ منين عليه السّلام گمان مى كنم كه قَسمش راست باشد، چه بگويم در حق كسى كه حيات او منهزم كرد اهل شام را و ممات او منهزم كرد اهل عراق را؟ و اميرالمؤ منين عليه السّلام در حق او فرموده كه اشتر براى من چنان بود كه من براى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم بودم و به اصحاب خود فرموده كه كاش در ميان شما مثل او دو نفر بلكه كاش ‍ يك نفر داشتم مثل او؛و شدّت شوكتش بر دشمن از تاءمّل در اين اشعار كه از آن بزرگوار است معلوم مى شود:
    شعر :
    بَقَيْتُ وَفْرى (243) وَاْنحَرَفْتُ عَنِ الْعُلى
    وَلَقيتُ اَضْيافي بِوَجْهٍ عَبُوسٍ
    اِنْ لَمْ اَشُنّ عَلَى ابْنِ هِنْدٍ غارَةً
    لَمْ تَخْلُ يَوْما مِنْ نِهابِ(244) نُفُوسٍ
    خَيْلا كَاَمْثالِ السَّعالى (245) شُزَّبا(246)
    تَغْدُو بِبيْضٍ فى الْكَريهَةِ شُوسٍ
    حَمِىَ الْحَديدُ عَلَْهِمْ فَكاَنَّهُ
    وَمَضانُ بَرْقٍ اَوْ شُعاعُ شمُوُسٍ(247)
    بالجمله ؛ با اين مقام از جلالت و شجاعت و شدّت شوكت ، حسن خلق او به مرتبه اى رسيده كه يك مرد سوقى به او اهانت و استهزا مى نمايد ابدا تغيير حالى براى او پيدا نمى شود بلكه مى رود مسجد نماز بخواند و دعا و استغفار براى او نمايد، و اگر خوب ملاحظه كنى اين شجاعت و غلبه او بر نفس و هواى خود بالاتر از شجاعت بدنى اوست . قالَ اَميرُالْمُؤ مِنينَ عليه السّلام اَشْجَعُ النّاسِ مَنْ غَلَبَ هَواهُ.(248)
    _________________________
    234- (بحار الانوار) 42/148.
    235- (حديقة الشيعة ) 1/160، چاپ انصاريان .
    236- (نهج البلاغه ) ترجمه شهيدى ص 312، نامه 38.
    237- (شرح نهج البلاغه ) ابن ابى الحديد 6/77، (الغارات ) 1/264 چاپ اُرْمَوى .
    238- همان ماءخذ.
    239- (مجالس المؤ منين ) 1/283، (الاختصاص ) ص 81.
    240- (الاختصاص ) ص 81.
    241- (مجالس المؤ منين ) 1/288 و 289، (معجم البلدان ) 1/454.
    242- (مجموعه ورّام ) 1/2، (مجالس المؤ منين ) 1/288.
    243- (وفر) يعنى توانگرى .
    244- جمع (نهب ) غارت و هر چه به غارت آورده شود.
    245- يعنى غولها.
    246- شُزَّبا يعنى لاغر و باريك و پژمرده .
    247- اى الطّوال .
    248- (بحار الانوار) 70/76.
    منبع : بنیاد دعبل خزاعی
    جناب مالک اشتر  یار باوفای امیر المومنین علـــــــــی(علیه السلام)



    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم و العن اعدائهم و انصر شیعتهم

  2. تشكرها 3

    parsa (28-12-1388), نرگس منتظر (23-12-1388), خراباتي (23-12-1388)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •