▓彡♥♥♥ نيايش امام حسين عليه السلام در صحراى عرفات♥♥♥彡▓ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▓彡♥♥♥ نيايش امام حسين عليه السلام در صحراى عرفات♥♥♥彡▓
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 32 , از مجموع 32
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    63 - الهى انّك تعلم انّى و ان لم تدم الطّاعة منّى فعلا جزما فقد دامت محبة و عزما.

    ((لطيف پروردگارا! تو مى دانى اگر چه حالت توجه و نيايشم دوامى ندارد، ولى محبت و اشتياق توجه به سوى تو را هميشه در نهانخانه دل مى پرورانم .))

    زبانم هميشه گوياى حمد و ثناى تو نيست ، ولى آنگاه كه با سوز و گداز به مقام شامخ ربوبى ات متوجه گشته و چند كلمه از اعماق جانم به عنوان ستايشت برمى آورم ، مانند اين است كه در همه حال و در همه لحظات زندگى ، درى غير از در بارگاه تو نزده ام و سخنى با غير از تو نگفته ام .



    موجهاى بى كران محبتت در درونم به حركت در مى آيد و با نوسان ها بر غوغاى تمايلات و آرزوهاى حيوانى ام ، سينه به سينه به مبارزه برمى خيزد.

    من ناظر اين پيكارم ؛ چه پيكار جدى و چه رو در رو ايستادن وحشتناكى ! من پيروزى موج هاى محبتت را با حسرت جانكاه آرزو مى كنم . مى خواهم اين موج ها را با حسرت جانكاه آرزو مى كنم ، مى خواهم اين موج ها تا آخرين نفس در درونم از وزش نسيم هاى مهر و محبتت به حركت در آيند، اما نمى دانم چرا و به چه علت دوباره اين موجهاى الهى به تدريج رو به سكوت و خاموشى وحشت انگيز گراييده ، جاى خود را براى توهمات و خيالات پوچ و بى اساس خالى مى كنند

    اينك ، پيروزى آن هيجان هاى الهى ام را از تو مى خواهم ، نجات اين هماى سعادت ابدى را كه در زير پنجه هاى نيرومند كركس هاى تمايلاتم دست و پا مى زند، از تو مى جويم .
    آخر اى خداى مهربانم ! چه مى شود اگر روزى فرا رسد، پيش از آنكه چشمه سار دائم الجريان روحم به خشكى گرايد، و پيش از آنكه كوشش هاى جدى ام براى دريافت كشش به سوى تو بى نتيجه بماند، نسيمى از ابديت به اقيانوس مضطرب روحم بوزد و ببينم يك موج نهايى از وزش اين نسيم سر كشيده و:
    مى رود بى بانگ و بى تكرارها
    تحتها الانهار تا گلزارها


    64 - الهى كيف اعزم و انت القاهر و كيف لا اعزم و انت الامر؟

    ((خداى من ! چگونه تصميم قاطعانه بگيرم ؟ در حالى كه تو پيروز مطلقى ، چگونه تصميم نگيرم ؟ در حالى كه خود دستور به تصميم داده اى ؟))

    نيت ها و تصميم هاى ما درباره هر كارى كه مى خواهيم انجام بدهيم ، اگر غفلت از حقيقت امور داشته باشيم ، به استقلال و خودپرستى مى انجامد، در صورتى كه :

    ازمّة الامور طرّا بيده
    و الكلّ مستمدّة من مدده
    ((عنان تمام امور به دست قدرت اوست و همه حوادث و موجودات از او كمك مى گيرند.))
    و لا تقولنّ لشى ء انى فاعل ذلك غدا الا ان يشآء الله .

    ((درباره هيچ چيز مگو كه من آن را فردا انجام خواهم داد، مگر اين كه آن را به مشيت خداوندى مربوط بسازى .))

    اگر هيچ گونه تصميمى به كار نبنديم و هيچ كارى را اراده نكنيم ، بدون شك خلاف مشيت و دستور او خوهد بود. زيرا او خود فرموده است :

    و ان ليس للانسان الا ما سعى و انّ سعيه سوف يرى
    ((هيچ چيز براى انسان به جز كوشش او وجود ندارد و او نتيجه كوشش ‍ خود را به طور حتم خواهد ديد.))

    پروردگارا، اگر ((من )) بگويم ، مخالفت قيوميت و پيروزى مطلق تو است و اگر ((تو)) بگويم ، مسؤ وليت را منكر شده ام .

    خداوندا، لطف و عنايتت را شامل حال ما فرما و آن قدرت را به ما ارزانى كن كه درك كنيم تويى قادر مطلق ، و تويى بخشنده قدرت ها، و ماييم موجودى كه در بهره بردارى از آن نيروها بايد بكوشيم و از آنها حداكثر بهره بردارى را انجام بدهيم .


    ▓彡♥♥♥ نيايش امام حسين عليه السلام در صحراى عرفات♥♥♥彡▓


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  2. تشكرها 2


  3. #32
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    65- الهى تردّدى فى الاثار يوجب بعد المزار فاجمعنى عليك بخدمة توصلنى اليك .



    ((خداى من ! تماشا و تردد من در نمودهاى جهان هستى ، مقصدم را كه زيارت بارگاه توست دور مى سازد. توفيقت را شامل حالم فرما تا با انجام وظيفه به سوى تو رهسپار شوم .))

    جهان هستى ، خود را آماده شناسايى ما نشان مى دهد؛ وسيله شناسايى ما چيست ؟
    وسايل شناسايى ما همين حواس درونى و برونى و آلاتى است كه پديده ها را به كمك آنها دقيق تر و روشن تر درك كنيم . آيا اين وسايل و آلات مى توانند با امانت كامل ، واقعيت ها را براى ما قابل درك بسازند.

    البته نه ، زيرا عينك حواس و آلات ما با خواص خود از ناحيه پديده هاى جهان هستى رنگ آميزى مى گردد. ما با آن عينك مى نگريم و گمان مى كنيم واقعيت هاى جهان هستى را بدون دست خوردگى دريافته ايم . مگر نه اين است كه : ((ما در نمايشنانه بزرگ وجود، هم بازيگريم هم تماشاگر))، پس ‍ من كه تاكنون نتوانسته ام مرز حقيقى جهان هستى و ((من )) را مشخص ‍ بسازم ، چگونه مى توان ادعا نمايم كه جهان و من را شناخته و هويت ماوراى آن را دريافته ام ؟ و نيز تاريكى جهان ماديات و اختلاف نمودها و حكومت كيفيت ها و كميت ها و گسترش اين موجودات در رودخانه دائم الجريان كون و فساد از يك طرف ، و برى و منزه بودن آن موجود عالى و لطافت و نزديكى او به همين موجودات از طرف ديگر، نزديكترين فاصله را به دورترين مسافت ها مبدل ساخته است .


    آه خداوندا! براى ديدارت به كوهساران مى نگرم ، كشش مادى آنها مانند سد آهنينى ، لطافت روح و عظمت خواسته او را با خشونت مواجه ساخته و آن را باز پس مى گرداند.

    كوهساران فقط مى توانند رسوب اعصار و قرون گذشته را در خطوط خود به من نشان بدهند و سر به فلك كشيدن آن ها عظمت كميتى را كه دارا مى باشند، خاطرنشان مى سازد.
    كوه هاى سربه فلك كشيده كجا؟ پيشگاه ربوبى تو كجا؟

    درياها باعظمت تر و لطيف ترند؛ به درياها بنگرم شايد از پهنه هاى بى كران و موج هاى خروشان درياها گامى به سوى تو بردارم . اما حركات موجى درياها، دست خوش عوامل طبيعى خود مى باشند، هر چند كه عظمت دريا براى ما استقلالى نشان مى دهد و ما هم اديبانه براى آن در عين عظمت ، خود آگاهى نسبت داده و در تعيين سرنوشتش اختيارى به آن اضافه مى كنيم . ولى در آن هنگام كه دست از بازيگرى برمى داريم ، مى بينيم نه تنها ما در اسناد اختيار و استقلال به دريا توهم نموده ايم ، بلكه ممكن است همين توهم را آن خس ناچيز كه در نقطه بسيار كوچكى از موج دريا مى غلتد، به خود نسبت بدهد. اصلا ممكن است اين خس ناچيز بگويد: اين همه عظمت و امواج بى كران دريا فقط و فقط براى اوست :

    دريا كه به طبع خويش موجى دارد
    خس پندارد كه اين كشاكش با اوست

    آرى ، من هم توهم مى كنم ؛ دريا هم خيال مى كند؛ آن خس ناچيز هم گرفتار پندار خويشتن مى باشد.
    بالاخره ، اگر چه درياها تماشاگهى بس عظيمند، اگر چه تماشاى آنها در درون مان هيجان وصف ناپذيرى ايجاد مى كند. اگر چه درياها در هنگام موج حلقه هاى متصل ، زنجير وجود را براى ما مجسم مى سازند، وى با همه اين عظمت ها، دريا كشش هندسى دارد؛ قابل قسمت است ؛ گاهى در حركت و گاه ديگر در سكون است ؛ مى تواند تحت عوامل معينى به صورت بخار درآمده و در فضاى بى كران مستهلك شود. پس درياها هم نمى توانند مرا به سوى تو، اى خداوند لم يزل و لا يزال ، رهبرى نمايند.
    درياهاى بى كران و خروشان كجا؟ پيشگاه ربوبى تو كجا؟

    گل هاى ظريف و زيبا را نظاره مى كنم ؛ تبسم آنها ديدگانم را و بوى عطرآميز آنها مشامم را مى نوازد.
    اين گلها با تمام ظرافت و زيبايى كه دارند، و با تمامى آشنايى كه با احساس ‍ و شورش دل من دارا مى باشد، به اين ساده لوحى كه مى خواهم از آنها طريقى به بارگاهش انتخاب نماييم مى خندند و مى گويند: آن جمالى را كه تو جستجو مى كنى ديده ديگرى لازم دارد، زيرا اين ديده ها از كميت ها و كيفيت هاى محدود مشخص نمى تواند تجاوز نمايد، چنان چه ما خود با اين ديدگان رنگين و رنگ پرست به سراغ ديدارش نمى رويم .

    هله آنچه خواستم ، يافتم از دل خدابين
    نه به ارض خويشتن را و نه بر سما زدم من
    آن بويى كه مستانه به دنبالش مى دوى ، مشام ديگرى احتياج دارد.
    بينى آن باشد كه او بويى برد
    بوى او را جانب كويى برد
    به درختان سرسبز و خرم و دشت ها و دمن هاى روح افزا مى نگرم ، گوش به سكوت آنها كه عالى ترين سرود را مى نوازد، فرا مى دهم ؛ جنبش ها و لرزش هاى ظريف ، آنان راز وجود را براى ما رموز لطيفى را آشكار مى كنند. چه لذت و حيرت آميخته با وقار كه در روحم ايجاد نمى كنند!

    ولى آنگاه كه به ياد مى آورم ، خزان مرگبارى در دنبال اين طراوت و شادابى فرامى رسد، آنها را خاموش و بى شكوفه در بيابانها رها مى كند، سرودهاى دلپذيرشان كه با نواهاى زيباى پرندگان ظريف در هم مى آميخت ، در آن موقع به ناله هاى خزانى مبدل مى گردد. درك مى كنم كه ابديت در نهاد اين موجودات خرم و سرسبز نيز وجود ندارد.

    در اين موقع ، احساس مى كنم كه راهى نپيموده و در همان نقطه كه آغاز حركتم بوده است توقف نموده و متحيرم .
    گل ها و درختان سرسبز و چمن هاى خرم كجا؟ پيشگاه ربوبى تو كجا؟

    به ((خود)) مى نگرم و در اعماق قلب و عقل و خيال و وهم فرو مى روم . در آنجا جهانى بزرگ تر از جهان طبيعت مى بينم . اين جهان شگفت انگيز، اگر چه لطيف تر و نيرومندتر و نافذتر از جهان بيرون است ، زيرا اين جا ((من )) وجود دارد.
    اين جا جايگاه وجدان است . اين جا درك ذات ديده مى شود.
    با اين حال ، همين كه اين حقايق را به عنوان راه هاى سير و سلوك به سوى تو انتخاب مى كنم ، همان مقدار از حركت به سوى تو جلوگيرى مى كند، كه پديده هاى جهان خارجى .

    فضاى بى كران با نقطه هاى زرينش در مقابل چشمانم گسترده است . طاير تيزرو خيال با سرعت بى نهايت در آن پهنه به پرواز درمى آيد. كرات فضايى را با يك بال زدن در پشت سر مى گذارد.

    بى نهايت را مى بيند و آن را در مى نوردد. ولى چگونه مى توان باور كرد كه اين طاير تيزرو خيال در همان نقطه ايستاده ، بالى نگشوده و پروازى ننموده است ؟
    فضاى بى كران با نقطه هاى زرينش كجا؟ پيشگاه ربوبى تو كجا؟

    ولى اى خداوند بى چون ! اگر ما از اين موجودات هستى يا از اين جريان هاى درونى توقع ديدار تو را داشته باشيم ، ما را آنچنان عفو فرما كه چوپان ناتوان را، در آن هنگام كه تو را در هيكل برومند و با عظمت موسى عليه السلام مى ديد. ما را همان اندازه بپذير كه بزهاى آن چوپان را به پيشكشى و هى هى و هيهايش را به زمزمه الهى :
    اى فداى تو همه بزهاى من
    اى به يادت هى هى و هيهاى من
    در اين موقع است كه ديگر تمام ياءس و نوميدى ها به شادى و اميد مبدل گشته است ، زيرا به خوبى درك مى كنيم كه منحصرترين راه و نزديك ترين مسافت به سوى بارگاه عظمت تو، كنار گذاشتن تمام راه ها و قصد حقيقى زيارت توست .

    حال كه راه به سوى تو اين اندازه نزديك و سهل است ، پس قصد كنم و در مقصد باشم .
    جمعى ز كتاب و سخنت مى جويند
    جمعى ز گل و نسترنت مى جويند
    آسوده جماعتى كه دل از همه چيز
    برتافته از خويشتنت مى جويند
    خداوندا، اجازت فرما تا دمى چند رو در رويت به زانو در افتم ، قطراتى از اقيانوس جان ، نثار بارگاهت نمايم .

    آه ، اى نزديك تر از من به من ، خيال دورى راه تا درگاه جمالت خسته و فرسوده ام كرده است ، نه راه و مسافت ؛

    اشهد ان المسافر اليك قريب المسافة
    ((گواهى مى دهم مسافر كوى تو مسافت اندكى دارد.))
    اكنون ديگر كوهساران را مانند خال هاى زيبايى بر رخسار طبيعت كه جمال بى نهايت ماوراى خود را نشان مى دهد، مى نگرم . امواج خروشان درياها، نواى راز هستى را به گوشم مى نوازد.
    گل ها را در ميان انگشتان قدرتت كه بر مشام آدميزادگان گرفته شده است ، نظاره مى كنم .

    آن درختان سرسبز و چمن هاى خرم را در حال تكبير و تسبيح مى بينم ، وجد و شعفم آنگاه لبريز مى گردد كه نسيم نوازشگر بهارى را مى بينم كه شكوفه ها و برگ هاى شاداب را بر روى همديگر خم مى كند، تا بوسه بر لبان تسبيح گويان همديگر بزنند و سپس قامت راست نموده ، دوباره به ذكر و هلهله مشغول شوند.

    در اعماق قلب و عقل و خيال فرو مى روم ؛ با روشنايى خيره كننده اى كه بر آنها مى تابد روبه رو مى گردم ، و راه بسيار روشنى به سويداى دل - كه جايگاه تو مى باشد - به رويم باز مى شود.


    حال ديگر، فضاى بى كران با آن نقطه هاى زرينش كه در آغوش خود گرفته است ، مى تواند به عنوان آستانه بارگاه جلال و جمالت مرا به سوى خود خيره نمايد.


    ▓彡♥♥♥ نيايش امام حسين عليه السلام در صحراى عرفات♥♥♥彡▓


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  4. تشكرها 2


صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •