❀ ღ ❀ ღ ❀ قصه ای از قصص مشکل گشایی امیرالمؤمنین علی(ع) ❀ ღ ❀ ღ ❀ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
❀ ღ ❀ ღ ❀ قصه ای از قصص مشکل گشایی امیرالمؤمنین علی(ع) ❀ ღ ❀ ღ ❀
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 28 , از مجموع 28
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    یا علی از لطف خود دستم بگیر
    عفو کن تقصیرم ای کیوان سریر

    گریه کرد آن پیرمرد از اضطراب

    شد شب جمعه دعایش مستجاب

    زد سر خود را به کند و شد ز هوش

    آمد آوازی ز حق او را بگوش

    صبح چون از خواب برداری تو سر

    سکه ایی بینی تو اندر پای در

    صرف کن اندر ره مشکل گشا
    قصه مشکل گشا را کن ادا

    چون به هوش آمد در آن دم پیرمرد

    سر به سوی حق نمود و سجده کرد

    سکه را دید و ز غم آزاد شد

    اندر آن زندان غم دلشاد شد

    گفت با آقای خود مشکل گشا

    قاصدی بر من رسان ای مرتضی


    ....

    ❀ ღ ❀ ღ ❀ قصه ای از قصص مشکل گشایی امیرالمؤمنین علی(ع) ❀ ღ ❀ ღ ❀

  2. تشكرها 2

    بیقرار ظهور (02-09-1392), سالک (02-09-1392)

  3. #22
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ناگهان گردید نمایان یک سوار

    بر در زندان بیفتادش گذار



    گفت عبدالله با آن نوجوان

    بر رضای خالق کون و مکان



    گیر این سکه ز من رو سوی شهر

    گیر نقل و قند و قدری شکر



    تا کنم انفاق در راه خدا

    تا بگویم قصه مشکل گشا



    رو به عبدالله نمود آن دم سوار

    گفت از مشکل گشا دستی بدار



    این سزای دزدیت دادست شاه

    بازگویی حضرت مشکل گشا



    قلب عبدالله شکست از حرف آن

    گفت رو گردی الهی سرنگان



    سرنگون شد اسب او در بین راه

    اوفتاد و مرد او با حال زار



    نعش او بردند اندر منزلش

    باب او آگاه شد بنمود غش



    بعد غش آن باب او دیوانه شد

    اتفاقا سوی زندان خانه شد





    ....

    ❀ ღ ❀ ღ ❀ قصه ای از قصص مشکل گشایی امیرالمؤمنین علی(ع) ❀ ღ ❀ ღ ❀

  4. تشكرها 2


  5. #23
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    گفت عبدالله بدان روشن ضمیر
    از چه گریانی بگو ای مرد پیر



    گفت بودم یک جوانی گلعذار

    شد برون از خانه از بهر شکار



    اوفتاد از اسب عمرش شد فنا

    نیست از داغش دگر هوشم به جا



    همچو شب تاریک گشته بخت من

    گر توانی چاره ای کن بهر من



    گفت عبدالله با آن بینوا

    عرض حاجت کن تو بر مشکل گشا



    هم بگیر این سکه را بر این زمان

    بر رضای خالق کون و مکان



    نقل گیر از شهر و آور از وفا

    تا بگویم قصه مشکل گشا



    نفس سرکش را دمی خاموش کن

    قصه مشکل گشا را گوش کن



    ....


    ❀ ღ ❀ ღ ❀ قصه ای از قصص مشکل گشایی امیرالمؤمنین علی(ع) ❀ ღ ❀ ღ ❀

  6. تشكرها 2


  7. #24
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    سکه را بگرفت مرد دل فکار
    رفت سوی شهر با حالی نزار



    نقل و شیرینی گرفت آن مستمند

    شد به زندان بر کنار کند و بند



    گفت عبدالله آن مرد خدا

    در زمان یک مدح از مشکل گشا



    هر زمان می گفت از صدق و صفا

    مشکلم بگشا تو ای مشکل گشا



    پیرمرد داغدیده دردمند

    شد به سوی خانه با حالی نژند



    شخصی آمد گفت او را از وفا

    چون که رفتی نزد آن پیر خدا



    حاجت او را به جان کردی قبول

    از تو شد خشنود الله و رسول



    شد شفیعت حضرت مشکل گشا

    زنده شد فرزندت از لطف خدا



    باش خوشدل ای حزین محترم

    آمدی از لطف حق بیرون ز غم



    دید چون روی پسر را پیرمرد

    شکر حق گفت و زمین را سجده کرد



    کرد پرسش شرح حال از آن پسر

    در جوابش گفت آن نیکو سیر





    ....


    ❀ ღ ❀ ღ ❀ قصه ای از قصص مشکل گشایی امیرالمؤمنین علی(ع) ❀ ღ ❀ ღ ❀

  8. تشكرها 2


  9. #25
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض












    کرده نفرینم چه پیر دل فکار

    من شدم مغضوب قهر کردگار



    جان من بابا چه شد از تن برون

    روح من بردند اندر آسمان



    در عزایی سخت افتادم بدان

    تا تو در زندان شدی گریه کنان



    نزد عبدالله آن مرد خدا

    چون شنیدی قصه مشکل گشا




    حضرت مشکل گشا شاه کبار

    کرد آزادم به حکم کردگار


    گفت:من گویم به این شاه دغا

    این چنین گفتا شد مشکل گشا



    من غضب کردم چه عبدالله را

    چون شب جمعه نبد بر یاد ما



    دخت عبدالله زار دل فکار

    کی کند دزدی شه بی اقتدار



    ز امر حق مرغی فرستادم بدان

    تا ربود عنبرچه را از آن میان



    ...

    ❀ ღ ❀ ღ ❀ قصه ای از قصص مشکل گشایی امیرالمؤمنین علی(ع) ❀ ღ ❀ ღ ❀

  10. تشكرها 2


  11. #26
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    حال عنبرچه بود جوف چنار

    در میان باغت ای ظالم شعار



    آن پسر با باب خود همراه شد

    زود اندر قصر نزد شاه شد



    شاه شد در باغ با جمعی امیر

    از چنار افتاد عنبرچه به زیر



    گفت شه آرید عبدالله را

    هست بی تقصیر آن مرد خدا



    خادمان شاه در زندان شدند

    زود برهاندند وی از کند و بند



    واردش کردند بر قصر امیر

    از خجالت شاه سر انداخت زیر



    بعد از آن گفتا به عبدالله شاه

    هستم از کارم به نزدت عذر خواه



    از گناهم در گذر ای با وفا

    محض آن سلطان دین مشکل گشا



    آن شهنشاهی که لطفش بیحد است

    بر سر شاهان عالم سرور است





    ...
    ❀ ღ ❀ ღ ❀ قصه ای از قصص مشکل گشایی امیرالمؤمنین علی(ع) ❀ ღ ❀ ღ ❀

  12. تشكرها 2


  13. #27
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض











    گفت عبدالله که ای شاه جهان
    از دل و جان عفو کردم این زمان



    نیست تقصیر از تو ای شاه بلند

    بود تقدیرم چنین در کند و بند



    حضرت مشکل گشا شاها چنین

    گوشمالم داد من دارم یقین



    شاه او را مهربانی کرد باز

    عذرخواهی کرد او را نیاز



    دولت آن پیرمرد خارکش

    شادگشت و شد روان در منزلش



    با عیالش خوشدل شادان شدند

    شکر حق می کرد مرد هوشمند



    بارالها حرمت مشکل گشا

    حق احمد شافع روز جزا



    حرمت سبطین و زهرای بتول

    حرمت ذریه پاک رسول



    ...
    ❀ ღ ❀ ღ ❀ قصه ای از قصص مشکل گشایی امیرالمؤمنین علی(ع) ❀ ღ ❀ ღ ❀

  14. تشكرها 2


  15. #28
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض












    حق آن شاهی که در دشت بلا

    شد تنش پامال اسب اشقیا



    حق اشخاصی که دارند آبرو

    روز و شب دارند با حق گفتگو



    جمع این مجلس مگردان نا امید

    بارالها حرمت شاه شهید



    جمله را حاجت روا کن ای کریم

    ای که نامت هست رحمن الرحیم



    هیچ امیدی را مگردان نا امید


    بارالها حق قرآن مجید


    منبع شعر:
    برگزیده اشعار در وصف مولا علی(ع)،مشکل گشا.
    جمع آوری:علیرضا دانایی





    با تشکر از لذت زندگی




    التماس دعا
    شادی روح والدین حقیر صلوات

    ❀ ღ ❀ ღ ❀ قصه ای از قصص مشکل گشایی امیرالمؤمنین علی(ع) ❀ ღ ❀ ღ ❀

  16. تشكرها 2


صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. Root کردن چیست و چه کارایی هایی دارد ؟
    توسط رایکا در انجمن مقالات آموزش و ترفندها
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 09-01-1392, 23:00
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 14-01-1389, 16:42

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •