سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

موضوع: ▌ღ▬◄تقويم تاريخ اسلام(ماه صفر)►▬ღ▐

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض ▌ღ▬◄تقويم تاريخ اسلام(ماه صفر)►▬ღ▐





    ღ▬
    تقويم تاريخ اسلام(ماه صفر)▬ღ




    سلام و عرض ادب

    به یاری پروردگار ،جهت آشنایی با تاریخ اسلام ،
    وقایعی که در ماه
    صفر در تاریخ اسلام رخ داده است را
    مرور خواهیم نمود
    .



    ویرایش توسط کنیز فاطمه(سلام الله علیها) : 09-08-1392 در ساعت 21:31
    امضاء


  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    -1-





    مسلمان شدن سه تن از مشركين مكه - سال هشتم هجرى قمرى




    عمرو بن ‏عاص، خالد بن ‏وليد و عثمان ‏بن ‏أبى‏ طلحه كه از سران مشرك مكه و از دشمنان و مخالفان رسول ‏خدا(ص) بودند، پس از سالها دشمنى و مبارزه با پيامبر(ص) و مسلمانان، سرانجام از مكه به مدينه رفته و در نزد رسول ‏خدا(ص)، اسلام اختياركردند.(1)


    اين واقعه، بنا به روايت واقدى در هلال صفر سال هشتم قمرى به وقوع پيوست.(2)

    بى ‏ترديد مسلمان شدن اين عده از مشركان قريش، نه به خاطر باورهاى قلبى و اعتقاد واقعى آنان به مبانى و اهداف اسلام، بلكه چنين روى كردشان به خاطر حفظ موقعيت شخصى و ارضاى خواسته‏هاى نفسانى و شيطانى آنان در پناه اسلام بود.


    زيرا رسول ‏خدا(ص) از ميان آنان برخاسته و سيزده سال در مكه معظمه كه وطن آنان بود، مردم را به اسلام و يگانگى خدا دعوت كرده بود. اين عده نه تنها به او ايمان نياوردند، بلكه با شديدترين حالت با آن حضرت، مخالفت و دشمنى نمودند و پس از مهاجرت آن حضرت به مدينه منوره، چندين نبرد سرنوشت ‏ساز و شكننده بر ضد پيامبر(ص) و مسلمانان را پديد آوردند.


    پيداست اگر آنان قصد شناخت اسلام و پذيرش آن را داشتند، پيش از اين اقدام مى‏كردند. اين عده، غير از چند سالى كه اسلام آورده و در عصر رسول خدا (ص) در زمره مسلمانان درآمده بودند، نه پيش از آن و نه پس از رحلت پيامبر(ص) كه بيشترين مدت عمرشان بود، نام نيكى از خود به جاى نگذاشتند.

    زيرا پيش از مسلمان شدن، با پيامبر (ص) و پس از رحلت آن حضرت، باخاندان پيامبر (ص) و مقام ولايت و امامت، دشمنى كردند.


    1- بحارالانوار (علامه مجلسي)، ج21، ص 46؛ تاريخ ‏دمشق (ابن عساكر عسقلاني)، ج16، ص 219 و ج 46، ص 127 112 و تاريخ ‏ابن‏خلدون، ج1، ص 439 2- المغازى (واقدي)، ج2، ص 745







    امضاء


  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    -2-





    وقوع جنگ صفين - سال 37 هجرى قمرى




    امام على بن ابى طالب(ع) پس از نايل شدن به خلافت اسلامى، براى سامان بخشى به نارسايى هاى حكومت و برگرداندن سيره و سنت پيامبر(ص) اقدامات ارزنده اى به انجام رسانيد.

    مهمترين اقدامات تاثيرگذار آن حضرت عبارت بود از عزل حاكمان و عاملان نالايق و ستمگر و جانشينى فرمانداران شايسته و خداجوى، كه خدمت به مردم را سرلوحه كار خويش قرار داده و از ظلم و تعدى به مردم پرهيز داشته باشند.

    در اين راستا، تصميم به عزل معاويه بن ابى سفيان از حكومت شام و نصب حاكمى ديگر در جايگاه وى گرفت .ولى معاويه به اين تصميم حضرت(ع) ترتيب اثرى نداد و شيوه سركشى و ياغى گرى در پيش گرفت .

    امام على(ع) براى وى نامه هايى ارسال نمود و او را به فرمان برى از خليفه منتخب مردم فراخواند، ولى معاويه با پاسخ هاى زننده و تهديدآميز زمينه جنگ و جدال را فراهم ساخت و براى هجوم به سرزمين عراق به بهانه واهى خون خواهى عثمان مقتول آماده گرديد.

    حضرت على(ع) براى مشاركت عمومى مردم در امر حكومت و حل تنگناهاى پديد آمده، نامه‏هايى به فرمانداران خود در شهرهاى مختلف و سران قبايل و بزرگان عرب ارسال نمود و همگان را ترغيب به شركت در اين امر عظيم كرد.






    امضاء


  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    معاوية بن ‏ابى ‏سفيان نيز در شام سپاه بزرگى را به حركت درآورد و آنان را به سوى عراق گسيل داشت. پيش‏تاز سپاه امام على(ع)، مالك ‏اشتر نخعى بود كه با چهارهزار مرد جنگى به سوى شام اعزام شد.

    و پيش‏تاز سپاه معاويه، سفيان ‏بن ‏عمرو، معروف به ابوالأعور سلمى بود كه پيش از ورود مالك ‏اشتر، وارد سرزمين صفين شد و راه‏هاى هموار برداشت آب از رود فرات را به تصرف خويش درآورد و از برداشت آب، از سوى سپاهيان مالك‏ اشتر، جلوگيرى به عمل آورد.

    مالك ‏اشتر و سپاهيان او، با اين كه بسيار خسته و تشنه بودند، بنابر سفارش اميرمؤمنان(ع)، بردبارى پيشه كرده و از اقدام به نبرد خوددارى نمودند. ولى ابوالأعور و سپاهيان شام، بردبارى مالك ‏اشتر را حمل بر ترس و رعب آنان نموده و بر آنان حمله‏ ور شدند.


    مالك ‏اشتر كه حجت را تمام شده يافته بود، دستور مبارزه و دفاع را صادر كرد و براى نخستين بار، دو سپاه در برابر يك ديگر قرار گرفتند. ولى دليرى مالك ‏اشتر و هدف‏دار بودن مبارزات سپاهيان او، صحنه را بر ابوالاعور و شاميان تنگ كرد و در نتيجه، نه تنها تهاجم بى‏حاصل آنان را دفع كرد، بلكه آنان را از اطراف رود فرات نيز به عقب راندند و خود بر آب فرات تسلط كامل يافتند.







    امضاء


  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    در اين نبرد تعداد زيادى از شاميان كشته و زخمى شدند و بازماندگان شكست خورده، از آب فرات محروم شدند.

    يكى از قهرمانان شامى به نام عبدالله‏ بن‏ منذر تنوخى به دست يك نوجوان رزمنده از سپاه مالك ‏اشتر به نام ظبيان ‏بن ‏عماره ‏تميمى كشته شد و رسوايى بزرگى براى شاميان به بارآورد.(4)

    سپاهيان شامى براى جبران شكست فضاحت بار خويش، بارها اقدام به حمله و تهاجم نمودند ولى با هوشيارى و مديريت رزمى مالك‏اشتر و ديگر فرماندهان حضرت على)ع(، كارى از پيش نبرده و برعكس، متحمل شكست ديگر شدند.

    پس از ورود طلايه ‏داران دو سپاه به صفين، حضرت على)ع( نيز در رأس سپاهى به استعداد يكصدهزار نفر، در 22 محرم سال 37 قمرى وارد صفين شد و به مالك‏ اشتر پيوست.

    هم چنين در همين ماه، معاوية بن‏ ابى‏ سفيان وارد صفين شد و به سپاه شكست خورده ابوالاعور سلمى ملحق گرديد و عملاً دو سپاه بزرگ در كنار يك ديگر قرارگرفتند.(2) حضرت على)ع( پس از تصرف رود فرات از سوى سپاهيان رزمنده‏اش، دستور داد كه برداشت آب، براى دو سپاه آزاد باشد و كسى حق منع از ديگران را نداشته باشد.

    دو سپاه در ماه محرم، به حرمت اين ماه از جنگ و نبرد خوددارى كرده و چشم اميد به صلح و سازش دوختند. اميرمؤمنان)ع( با ارسال نمايندگانى چند به نزد معاويه، تلاش زيادى به عمل آورد كه رويارويى دو سپاه، بدون خون‏ريزى به پايان رسد.

    ولى معاوية بن ‏ابى‏ سفيان كه از تعداد لشكريان خود مغرور بود، به تمام درخواست‏هاى حضرت على)ع( پاسخ منفى داد و بر مجازات قاتلان عثمان مقتول، پافشارى نمود و زمينه نبرد خونين را فراهم كرد.








    امضاء


  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    سرانجام پس از پايان ماه محرم و حلول ماه صفر، سپاهيان عراق و سپاهيان شام در دسته‏هاى چند منظم شده و به صف آرايى پرداختند. از آن روز نبرد بى‏امان آغاز گرديد و هر روز دسته‏هايى از طرفين به مبارزه برخاسته و يك ديگر را آماج تير و تيغ قرارمى‏دادند.(3) مالك ‏اشتر نخعى كه از مشاوران و ياران نزديك حضرت على)ع( بود، در بسيارى از اين عمليات‏ها شركت مى‏كرد و با فتح و ظفر برمى‏گشت.


    در اكثر درگيرى‏ها، پيروزى با سپاهيان امام على)ع( بود. افرادى چون مالك‏ اشتر نخعى، عمار بن ‏ياسر، امام حسن مجتبى)ع(، امام حسين)ع(، محمد حنفيه، عبدالله‏ بن ‏عباس، هاشم ‏بن ‏عتبه و بسيارى ديگر از سپاهيان امام على)ع( در اين درگيرى‏ها، دلاورى‏هاى فراموش نشدنى از خود بر جاى گذاشتند و سپاهيان دشمن را به شكست و عقب نشينى وادار كردند. خود امام على)ع( نيز در بسيارى از عمليات‏هاى فردى و گروهى شركت نمود و دلاورى‏هاى آن حضرت، مايه دلگرمى ساير سپاهيان اسلام مى‏گرديد.


    در اين نبرد تعدادى از ياران نزديك حضرت على)ع( مانند: عمار بن ‏ياسر، هاشم ‏بن ‏عتبة )معروف به هاشم مرقال(، اويس ‏بن ‏قرنى، صفوان و سعد از پسران حذيفة اليمان، عبدالله‏ بن‏حارث )برادر مالك‏اشتر(، خزيمة بن ‏ثابت )معروف به ذوالشهادتين(، و عبدالله‏ بن‏ كعب به شهادت رسيدند.




    امضاء


  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    هم چنين از سرداران معاويه، افرادى چون:

    ذوالكلاع حميرى، عبيدالله‏ بن ‏عمر بن ‏خطاب، كريب ‏بن‏ صباح، عبدالله‏ بن ‏ذى ‏الكلاع، حوشب‏ ذا ظليم، عوف ‏بن ‏مجزئه ‏كوفى، عروة بن ‏داودد مشقى كشته شدند. مهم‏ترين عمليات اين جنگ بزرگ، واقعه " ليلةالهرير" بود.

    در اين واقعه كه سپاهيان امام على)ع( پس از نماز عشا، اقدام به حمله سراسرى نمودند، ضربه مهلكى بر سپاهيان شام وارد آمد. اين عمليات تا شب بعد ادامه يافت و از طرفين تعداد زيادى كشته و زخمى گرديدند. بنا به روايت نصر بن ‏مزاحم، در حدود هفتاد هزار تن از طرفين كشته شدند كه بيشتر آنان از لشكريان معاويه بودند.(4) اما معاويه، با اشاره و دسيسه عمرو بن ‏عاص، پانصد جلد قرآن مجيد را بالاى نيزه كرد و در ميان دو سپاه به اهتزاز در آورد و همگان را به حكميت قرآن فراخواند.

    امام على)ع( و ياران نزديك او، چون مالك ‏اشتر، عبدالله‏ بن ‏عباس، عدى ‏بن ‏حاتم و بسيارى از فرماندهان جنگى، دست معاويه را خوانده و اقدام وى را چيزى جز يك نيرنگ جنگى نمى‏ديدند. به همين جهت، دستور ادامه عمليات را صادر نمودند. ولى برخى از فرماندهان و سپاهيان امام على)ع(، مانند اشعث‏ بن ‏قيس، مِسعر بن ‏فدكى و زيد بن ‏حصين، فريب نيرنگ‏هاى معاويه و عمرو بن ‏عاص را خورده و بر پايان يافتن عمليات، اصرار نمودند.


    آنان چون حضرت على)ع( را مصمم به ادامه عمليات مى‏ديدند، وى را تهديد به جنگ داخلى و قتل آن حضرت كردند. اميرمؤمنان)ع( براى جلوگيرى از جنگ داخلى، به فرماندهان و ساير رزمندگان دستور عقب‏نشينى داد. سپاهيان عراق به فرمان آتش‏بس اميرمومنان)ع( گردن نهاده و با ناباورى تمام، به پادگان برگشتند.

    مالك ‏اشتر كه خود را پيروز ميدان مى‏ديد و تا فتح خيمه ‏گاه معاويه، چندگامى فاصله نداشت، ناچار شد به خاطر نفاق و دودستگى گروهى از سپاهيان امام على(ع) و به دستور آن حضرت به خيمه‏ گاه برگردد. وى از اين بابت بسيار ناراحت و خشمگين بود و بر آنان فرياد زد و آنان را به خاطر نيرنگ و خيانت و بى‏وفايى سرزنش و ملامت كرد.


    معاويه و عمرو بن ‏عاص كه با اين نيرنگ، از هلاكت رهايى يافته بودند، با ارسال نامه‏ هايى چند براى امام على)ع( از وى خواستند كه براى پايان جنگ از قرآن مدد گيرند و آن را حَكَم و داور خويش قرار دهند. حضرت على)ع( كه نيرنگ آنان را مى‏دانست و آنها را اساساً پيرو قرآن نمى‏ديد، چندان به پيام‏هايشان اهميتى نمى‏داد ولى ناچار شد با اصرار برخى فرماندهان فريب خورده و قاريان سپاه خويش پيشنهاد آنان را بپذيرد.


    اشعث ‏بن ‏قيس كه در ظاهر از فرماندهان حضرت على)ع( ولى در باطن نسبت به آن حضرت دلِ خوشى نداشت و تمايل به معاويه و حكومت‏هاى اشرافى داشت، خود پيش‏قدم شد و از حضرت على)ع( درخواست كرد كه به نمايندگى از آن حضرت با معاويه سخن گويد. اميرمؤمنان)ع(، به وى اجازه ديدار با معاويه داد.

    وى به لشكرگاه شاميان رفت و پس از گفت‏وگو با معاويه، تصميم گرفتند يك تن از سوى سپاه شام و يك تن از سوى سپاه عراق به عنوان حَكَم و داور انتخاب شده و با بررسى آيات قرآن، حق را از ناحق تشخيص داده و خليفه شايسته را معرفى نمايند. از سوى شاميان، عمرو بن ‏عاص كه مبتكر اصلى عمليات‏هاى شاميان و نيرنگ‏هاى جنگى آنان بود، انتخاب شد و از سوى حضرت على)ع(، مالك ‏اشتر معرفى گرديد. ولى منافقان داخلى اعتراض كرده و مالك‏ اشتر را جنگ ‏طلب خوانده و راضى به انتخاب وى نشدند.





    امضاء


  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    آنان بر انتخاب ابوموسى‏ اشعرى كه در كوفه عزلت گزيده و از كمك به طرفين جنگ امتناع ورزيده بود، اصرار كردند. ولى امام على)ع(، وى را شايسته اين امر مهم ندانست و عبدالله‏ بن‏ عباس را معرفى كرد. اشعث ‏بن ‏قيس و ساير طرفداران حكميت، اصرار بر انتخاب ابوموسى نموده و حضرت على(ع) را با اكراه، وادار به پذيرش او كردند. بدين ترتيب با نوشتن قراردادنامه حكميت و تعهد طرفين بر اجراى آن، در روز چهارشنبه 17 صفر سال 37 قمرى آتش‏ بس برقرار گرديد و از آن پس به تدريج نيروهاى دو طرف، به سوى شهرهاى خويش بازگشت نمودند.(5)


    حضرت على)ع( تمامى اسيران شامى، غير از آنانى كه مرتكب قتل سپاه او شده بودند، آزاد كرد و معاويه نيز ناچار شد اسيران عراقى را آزاد گرداند.(6) ابوموسى‏ اشعرى و عمرو بن ‏عاص، مدتى در دومة الجندل (شهرى در ميان عراق و شام) به گفت ‏وگو نشسته و جوانب قضايا را بررسى كردند.


    سرانجام با پيشنهاد عمرو بن ‏عاص، تصميم گرفتند كه در مجمع عمومى مسلمانان، هم حضرت على)ع( و هم معاوية بن ‏ابى‏ سفيان را از خلافت بركنار كرده و انتخاب خليفه را بر عهده شوراى مسلمين بگذارند تا آنان هركسى را برگزيدند، خلافت اسلامى را بر عهده گيرد.


    روز موعود فرارسيد و ابوموسى و عمرو بن ‏عاص با دلهره و وسواس ويژه، وظيفه مهمى را بر گردن گرفته و آن را مى‏بايست در جمع مسلمانان بيان كنند و زمينه انتخاب خليفه منتخب را فراهم كنند.






    امضاء


  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ولى عمرو بن ‏عاص با نيرنگ تمام، ابوموسى را به اظهار نظر وادار كرد و او را پيش از خود، به منبر فرستاد. ابوموسى كه از جانب عمرو بن ‏عاص، اطمينان داشت، پس از بيان مقدمه، گفت:


    ما بعد از بررسى جوانب مختلف، به اين نتيجه رسيديم كه هر دو خليفه را عزل و انتخاب خليفه بعدى را بر عهده شوراى مسلمانان بگذاريم.

    به اين جهت، من از سوى سپاهيان عراق، على‏ بن ‏ابى‏ طالب)ع( را از خلافت مسلمانان عزل مى‏نمايم! از منبر به زير آمد و نوبت به عمرو بن ‏عاص رسيد. او نيز پس از مقدمه‏ اى گفت:


    حال كه ابوموسى، على)ع( را از خلافت عزل كرد، من معاوية بن ‏ابى ‏سفيان را به خلافت مسلمانان برمى‏گزينم و همگان را به بيعت وى فرامى‏خوانم! ابوموسى كه انتظار چنين خيانتى را از عمرو بن ‏عاص نداشت، بر او برآشفت و ميان آنان مشاجره لفظى بالا گرفت.


    شيعيان و هواداران امام على)ع( اعتراض كرده و اين تصميم را باطل، اعلام كردند و ابوموسى را خائن به دين و امت دانستند و او را از خود طردكردند.







    امضاء


  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    شاميان با خوشحالى به شام برگشته و به جشن و سرور پرداختند و سرانجام نبرد بزرگ صفين، بدون اين كه طرف پيروزى در ميدان داشته باشد و نتيجه قطعى به دست آورده باشد، با نيرنگ عمرو بن ‏عاص و خيانت افرادى چون اشعث ‏بن ‏قيس و ابوموسى‏ اشعرى به پايان رسيد.(7)


    1- وقعة صفّين (نصر بن مزاحم) ، ص 3

    2- بحارالانوار (علامه مجلسي) ، ج32، ص 430 و شرح نهج‏ البلاغه (ابن ‏ابى‏ الحديد)، ج3، ص 215

    3- وقعة صفّين، ص 206 و

    213 4- همان، ص 475

    5- همان، ص 507

    6- همان، ص 518

    7- نك: وقعة صّفين؛ أنساب‏الأشراب (بلاذري) و كشف‏ الغمه (علي بن عيسي اربلي) ، ج 1، ص 334






    امضاء


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی