شیخ رجبعلی خیاط سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شیخ رجبعلی خیاط
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 34
  1. #21
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,562      تشکر : 4,053
    5,622 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شیخ رجبعلی خیاط





    مبادی محبت خدا

    معرفت خدا
    امام حسن مجتبی عليه السلام می‌فرمايد:

    « من عرف الله أحبه؛
    هركس كه خدا را بشناسد او را دوست می‌دارد. »

    جناب شيخ می‌فرمود:
    « تمام مطلب اين است كه تا انسان معرفت شهودی نسبت به خدا پيدا نكندعاشق نمی‌شود، اگر عارف شد میبيند كه همه خوبيها در خدا جمع است ﴿ءآلله خير أما يشركون: آیا خدا بهتر است یا آنچه با او شریک میگردانند. سوره نمل آیه 59 ﴾ در اين صورت محال است انسان به غير خدا توجه كند. »


    آفت محبت خداوند
    جناب شيخ هميشه دنيا را با مثل «پير زنه» نام می‌برد و گاهی در مجلس خود، رو به شخصی میكرد و می‌فرمود:

    « باز می‌بينم كه تو گرفتار اين پيرزنه شده‌ای »!

    شيخ مكرر می‌فرمود:

    « اين‌ها كه میآيند پيش من، سراغ پيرزنه را فقط می‌گيرند، هیچ كسنمی‌آيد بگويد كه من با خدا قهر كرده‌ام مرا با خدا آشتی بده»!


    دل خدانما
    جناب شيخ می‌فرمود:

    « دل هر چه را بخواهد همان را نشان می‌دهد، سعی كنيد دل شما خدا رانشان دهد! انسان هر چه را دوست داشته باشد، عكس همان در قلب او منعكسمی‌شود، و اهل معرفت با نظر به قلب او می‌فهمند كه چه صورتی در برزخدارد، اگر انسان شيفته و فريفته جمال و صورت فردی گردد، يا علاقه زيادبه پول يا ملك و غيره پيدا كند،‌همان اشياء، صورت برزخی او را تشكيلمی‌دهند. »


    باطن دنيا پرستان
    جناب شيخ كه با ديده بصيرت باطنی مردم را می‌ديد، درباره تصوير باطنی اهل دنيا، آخرت و اهل خدا چنين می‌فرمود:

    « كسی كه دنيا را از راه حرام بخواهد، باطنش سگ است، و آن كه آخرت رابخواهد خنثی است، و آن كه خدا را بخواهد مرد است. »


    آن ميز چيست؟
    آقای دكتر ثباتی می‌گويد: مرد كفاشی بود به نام « سيد جعفر» - كه مرحوم شد- می‌گفت: در منزل ميز بزرگی داشتم كه جای مناسبی برای آن نداشتم كه آن را آن جا بگذارم و در فكر بودم كه آن را چكار كنم. شب شد رفتم جلسه، جناب شيخ كه مرا ديد، آهسته گفت:

    « آن ميز چيست كه آن جا - اشاره به دل او - گذاشته‌ای؟! »

    مرد كفاش ناگهان توجه نمود، خنده‌ای می‌كند و مي‌گويد: جناب شيخ جايی برای آن نداشتم، لذا آن را اينجا جا داده‌ام!.




    شیخ رجبعلی خیاط

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  2. تشكرها 2

    parsa (28-12-1388), الهادی المهدی (13-11-1390)

  3. #22
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,562      تشکر : 4,053
    5,622 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شیخ رجبعلی خیاط




    رسيدن به اسرار الهی
    جناب شيخ شيخ معتقد بود كه اصلی‌ترين مقدمات دست يافتن به اسرار الهی، خدا خواهی است، و می‌فرمود:

    « تا ذره‌ای محبت غير خدا در دل باشد، محال است انسان به چيزی از اسرارالهی دست يابد. »!



    بالاترين مراتب تقوی
    شيخ درباره مراتب تقوی می‌گفت:

    « تقوی مراتبی دارد، مرتبه نازله آن اتيان واجبات و ترك محرمات است كهبرای عده‌ای بسيار خوب و بجاست، ولی مراتب عاليه تقوی، پرهيز كردن ازغیر خداست، بدين معنا كه غير از محبت حق در دل چيزی نداشته باشد. »

    مكتب خداخواهی
    جناب شيخ معتقد بود كه:
    تا انسان دل را از غير خدا پرهيز ندهد به مقصداعلای انسانيت نمی‌رسد، حتی اگر كسی مقصدش از مجاهده كمال خود باشد بهمقصود نخواهد رسيد.

    از اين رو، اگر شخصی نزد ايشان می‌آمد و رهنمود می‌خواست و می‌گفت: هر رياضتی می‌كشم نتيجه نمی‌گيرم؛ می‌فرمود:

    « شما برای نتيجه كار كرده‌ايد، اين مكتب، مكتب نتيجه نيست، مكتب محبتاست، مكتب خداخواهی است. »


    بازشدن چشم دل
    مرحوم شيخ، باتجربه دريافته بود كه راه باز شدن چشم و گوش دل و آشنايی با اسرار غيبی، اخلاص كامل و خداخواهی به مفهوم مطلق است، و می‌فرمود:

    « اگر مواظب دلتان باشيد و غير خدا را در آن راه ندهيد آن چه را ديگراننمی‌بينند شما می‌بينيد و آن چه را ديگران نمی‌شوند شما می‌شنويد. »

    « اگر انسان چشم دل خود را از غير خدا پرهيز دهد، خداوند به او نورانيتمی‌دهد و او را به مبانی الهيات آشنا می‌كند. »
    «
    اگر كسی برای خدا كار كند، چشم دلش باز می‌شود. »
    «
    رفقا! دعا كنيد كه خداوند از كری و كوری نجاتتان دهد، تا انسان غيرخدا را می‌خواهد هم كر است و هم كور »!!


    شیخ رجبعلی خیاط

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  4. تشكرها 2

    parsa (28-12-1388), الهادی المهدی (13-11-1390)

  5. #23
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,562      تشکر : 4,053
    5,622 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شیخ رجبعلی خیاط




    چهره باطنی دل
    جناب شيخ می‌فرمود:

    « اگر انسان ديده باطنی داشته باشد می‌بيند به محض اين كه غير خدا رادر دل راه دهد، باطن برزخی او به همان صورت در‌ می‌آيد، اگر غير خدا رابخواهی قيمت تو همان است كه خواسته‌ای، و اگر خداخواه شدی قيمت نداری، « من كان لله كان الله له » اگر در تمام لحظات مستغرق در خدا باشیانوار الهی در تو تابش میكند و‌ آن چه بخواهی به نور الهی می‌بينی. »



    شيوه عاشقی خدا

    يكی از شاگردان شيخ می‌گويد: با معرفی جناب شيخ، مدت‌ها به خدمت آيت الله كوهستانی به «نكا» می‌رفتم؛ تا اين كه يك روز صبح كه برای رفتن به نكا به گاراژ ايران پيما، در ناصر خسرو میرفتم، جناب شيخ را ديدم، فرمودند:

    « كجا می‌روی؟ »
    عرض كردم به نكا، نزد آيت الله كوهستانی. فرمودند:
    « شيوه ايشان زاهدی است بيا برويم تا من روش عاشقی خدا را يادت دهم »!!
    بعد دست مرا گرفت و به خيابان امام خمينی- فعلی- كه سنگ فرش بود برد، در جنوب خيابان، در كوچه‌ای، در منزلی را زد، دخمه‌ای مايان شد كه تعدادی بچه و بزرگ، فقير و بيچاره در آن جا بودند، جناب شيخ به آنها اشاره كرد و فرمود:
    « رسيدگی به اين بيچاره‌ها انسان را عاشق خدا می‌كند!! درس تو اين است،نزد آيت الله كوهستانی درس زاهدی بود و حالا اين درس عاشقی است. »

    و از آن به بعد، حدود ده سال با جناب شيخ سراغ افرادی بيرون شهر می‌رفتيم، شيخ نشان می‌داد و من آذوقه تهيه می‌كردم و به آن‌ها می‌رساندم.


    تعبد

    شيخ با اينكه خود اهل كشف و شهود بود می‌فرمود:
    « در مكاشفات يقين نداشته باشيد و هيچ وقت بر مكاشفه تكيه نكنيد. هميشه بايد رفتار و گفتار امامان را الگو قرار دهيد. »
    و می‌فرمود:
    « مقدس‌ها همه كارشان خوب است، فقط « من » خود را بايد با ( خدا ) عوض كنند. »
    و می‌فرمود: « اگر مؤمنين منیّت ( خودخواهی ) خود را كناربگذارند به جايی می ‌رسند. »


    شیخ رجبعلی خیاط

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  6. تشكرها 2

    parsa (28-12-1388), الهادی المهدی (13-11-1390)

  7. #24
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,562      تشکر : 4,053
    5,622 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شیخ رجبعلی خیاط




    تقليد
    براساس مسلك تعبد، شيخ در احكام مقلد بود، و از آيت الله حجت - يكی از مراجع تقليد معاصر خود- تقليد می‌كرد، و در ارتباط با انتخاب اين شخصيت علمی ‌برای تقليد خود می‌فرمود:

    « به قم رفتم،مراجع تقليد را ديدم، از همه بی هواتر آقای حجت بود. »


    جناب شيخ معتقد بود، كسانی كه در سير و سلوك از طريقه اهل بيت(ع) فاصله دارند، هر چند بر اثر رياضت از نظر قدرت روحی، به مقامات و توان‌هايی دست يابند، اما درهای معارف حقيقی بر آنان بسته است.
    يكی از فرزندان شيخ نقل می‌كند كه: با پدرم به كوه « بی بی شهربانو» یکی از کوه های اطراف ری رفته بوديم، در بين راه اتفاقاً به شخصی از اهل رياضت برخورديم، وی ادعاهايی داشت، پدرم به او فرمود:

    « حاصل رياضت‌های تو بالاخره چيست؟ »

    آن شخص با شنيدن اين سخن، خم شد و از روی زمين قطعه سنگی را برداشت و آن را تبديل به گلابی نمود و به پدرم تعارف كرد و گفت: بفرماييد ميل كنيد!
    پدرم فرمود:
    « خوب! اين كار را برای من كردی، بگو ببينم برای خداچه داری؟ و چه كرده ای؟! »

    مرتاض با شنيدن اين سخن به گريه افتاد ... .

    مخالفت با رياضت غير شرعی
    جناب شيخ معتقد بود اگر كسی حقيقتاً به احكام نورانی اسلام عمل كند، به همه كمالات و مقامات معنوی دست خواهد يافت. او با رياضت‌هايی كه برخلاف سنت و روش مذهب است، به شدت مخالف بود. يكی از ارادتمندان ايشان نقل كرده است: مدتی مشغول رياضت بودم و با كناره گيری از همسر علويه‌ام، در اتاقی جداگانه مشغول ذكر می‌شدم و همان جا می‌خوابيدم، پس از چهار پنج ماه، يكی از دوستان مشترك، مرا به ديدن جناب شيخ برد، پس از دق الباب، به محض اين كه شيخ مرا مشاهده كرد، بدون مقدمه گفت:

    « می‌خواهی بگويم؟! »

    من سرم را پايين انداختم، بعد شيخ متذكر شد كه:

    « اين چه رفتاری است با همسرت كرده و او را ترك كرده‌ای؟ ... اينرياضت‌ها و اذكار را بزن گاراژ! يك جعبه شيرينی بگير و برو پيشعيالت، نماز را سر وقت بخوان با تعقيبات معموله. »

    سپس شيخ به احاديثی كه تأكيد می‌كند اگر چهل روز كسی خالص عمل كند، چشمه‌های حكمت از دلش می جوشد اشاره كرد و فرمود:

    « طبق اين احاديث، اگر كسی چهل روز به وظايف دينی خود عمل كندقطعاً روشنی خاصی پيدا می‌نمايد. »

    آن شخص به توصيه شيخ رياضت را رها كرد و به زندگی معمولی خود بازگشت.



    شیخ رجبعلی خیاط

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  8. تشكرها 2

    parsa (28-12-1388), الهادی المهدی (13-11-1390)

  9. #25
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,562      تشکر : 4,053
    5,622 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شیخ رجبعلی خیاط




    حساب خمس
    دكتر حميد فرزام - يكی از شاگردان جناب شيخ - در توصيف تعبد ايشان می‌گويد: شيخ، شريعت و طريقت و حقيقت را با هم داشت، نه اين كه مانند درويش‌ها پشت پا به شريعت زند. اولين حرف ايشان به بنده اين بود كه:

    « برو حساب خمست را بكن »

    مرا فرستاد نزد مرحوم آيت الله آقا شيخ احمد آشتيانی - رحمه الله عليه - در « گذرقلی » و گفت: « بايد بروی خدمت ايشان » و چه مردی بود! آيت حق بود و من از او چه فيوضاتی كسب كردم! و چه چيزها ديدم!... رفتم خدمت ايشان و حساب كلبه محقری كه داشتم كردم.

    نماز و نیاز
    یکی از ویژگیهای برجسته تربیت شدگان مکتب جناب شیخ ، حضور قلب در نماز است. و این نبود مگر بدین جهت که شیخ برای جسد بی روح نماز ارزش چندانی قائل نبود و می کوشید علاقمندان او حقیقتاً نمازگزار باشند.

    آداب نماز
    در رهنمودهای جناب شیخ درباره نماز چهار نکته اساسی وجود دارد که هر چهار مورد برگرفته ازمتن قرآن و احادیث اسلامی است:

    عشق
    يكی از شاگردان شيخ، كه حدود سی سال با او بوده می‌گويد: خدا شاهد است كه من می‌ديدم در نماز، مثل يك عاشق در مقابل معشوقش ايستاده، محو جمال اوست.
    ادب
    جناب شيخ درباره ادب حضور می‌فرمايد:
    « شيطان هميشه می‌آيد سراغ انسان، يادت باشد كه توجه خود را ازخدا قطع نكن، در نماز مؤدب باش در نماز بايد همانند هنگامی كه دربرابر شخصيت بزرگی خبردار ايستاده‌ای باشی، به گونه‌ای كه اگرسوزن هم به تو بزنند تكان نخوری! »



    شیخ رجبعلی خیاط

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  10. تشكرها 2

    parsa (28-12-1388), الهادی المهدی (13-11-1390)

  11. #26
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,562      تشکر : 4,053
    5,622 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شیخ رجبعلی خیاط




    حضور قلب
    يكی ديگر از شاگردان شيخ می‌گويد: گاهی به من می‌فرمودند:
    « فلانی! می‌دانی در ركوع و سجود چه میگويی؟ در تشهد كهمی‌گويی:« اشهد أن لا اله ألا الله وحده لا شريك له »، آيا راستمیگويی؟ آيا هوای نفس نداری؟! آيا به غير خدا توجهی نداری؟! آيابا ﴿ أرباب متفرقون ﴾ سر و كار نداری؟! »
    مواظبت بر نماز اول وقت
    در احاديث اسلامی بر نماز گزاردن در اول وقت تأكيد فراوانی شده است، امام صادق عليه السلام می‌فرمايد:

    « فضل الوقت الأول علي الآخر كفضل الاخرة علي الدنيا؛
    فضيلت اول وقت ( نماز) بر آخر وقت، همچون فضيلت آخرت است بردنيا. »

    جناب شيخ مقيد بود كه نمازهای پنجگانه را در اول وقت بخواند و ديگران را نيز بدان توصيه میفرمود.

    نوکر امام حسین نمازش تا الان نمی ماند
    خطيب توانا، حجت الاسلام والمسلمين، جناب آقای سيدقاسم شجاعی، خاطره جالبی از جناب شيخ در اين‌باره دارند. ايشان می‌فرمايند: من از دوران مدرسه و ابتدايی منبر میرفتم و چون لحن سخن گرمی داشتم روضه‌های زيادی را می‌رفتم از جمله روزهای هفتم ماه به منزل جناب مرحوم آقا شيخ رجبعلی نكوگويان (خياط) نرسيده به بازارچه، بعد از كوچه سياهها می‌رفتم. از پله‌ها كه بالا می‌رفتيم، اتاق دست چپ، خانم‌ها جمع می‌شدند و برايشان روضه ماهانه می‌خواندم، اتاق جناب شيخ هم طبقه پايين آن قرار داشت. آن زمان سيزده ساله بودم و هنوز به حد بلوغ نرسيده بودم.
    روزی بعد از اتمام منبر به طبقه پايين آمدم و برای اولين بار با جناب شيخ برخورد كردم، كلاه‌هايی دستش بود و گويا عازم بازار بود، سلام كردم، يك نگاه به صورت من كرد و فرمود:

    « پسر پيغمبر صلی الله عليه و آله ونوكر امام حسين عليه السلام نمازش تا الان نمی‌ماند»!!

    گفتم: چشم، در حالتی كه دو ساعت به غروب مانده بود و آن روز مهمان بودم و تا آن ساعت نماز نخوانده بودم، به محض اين كه به صورتم نگاه كرد، اين حالت را در من ديد و گوشزد فرمودند. اين مطلب موجب شد كه من مواقعی در همان دوران قبل از بلوغ و بعد از آن گاهی در مجالس ايشان- كه مثلاً در منزل آقای حكيمی آهن فروش بود - می‌رفتم و از همان نوجوانی احساس می‌كردم اين مرد صحبت كه می‌كند مطالبش الهامی است، چون اطلاعات علمی نداشت، ولی وقتی صحبت می‌كرد تمام مخاطبين را مجذوب می‌فرمود، بطوری كه هنوز هم من از ايشان خاطرات و سخن دارم. من جمله، از كلماتی كه هميشه در ذهن من است اين كه می‌فرمود:

    « از كلمه«ما» بگذريد، آن جا كه دركارها كلمه «من» و «ما» حكومت میكند شرك است، فقط يك ضمير حاكماست آن هم ضمير«هو» و اگر از آن ضمير بگذريد ضماير ديگر شرك است. »

    وقتی اين طور كلمات را مرحوم جناب شيخ بيان می‌كرد، در قلب و فكر انسان مسكن می‌كرد.



    شیخ رجبعلی خیاط

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  12. تشكرها 2

    parsa (28-12-1388), الهادی المهدی (13-11-1390)

  13. #27
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,562      تشکر : 4,053
    5,622 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شیخ رجبعلی خیاط




    خشم، آفت نماز
    از جناب شيخ نقل شده‌است كه:

    « شبی حوالی غروب از نزديك مسجدی در اوايل خيابان سیروس تهرانعبور می‌كردم- برای درك فضيلت نماز اول وقت- وارد شبستان مسجدشدم ديدم شخصی مشغول اقامه نماز است و هاله‌ای از نور اطراف سراو را گرفته، پيش خود فكر كردم كه بعد از نماز با او مأنوس شومببينم چه خصوصياتی دارد كه چنين حالتی در نماز برای او پديداراست. پس از پايان نماز همراه او از مسجد خارج شدم نزديك دربمسجد، وی با خادم مسجد بگو مگويی پيدا كرد و به او پرخاش كرد وبه راه خود ادامه داد، پس از عصبانيت ديدم آن هاله نور از رویسرش محو شد! »

    خوف

    جناب شيخ در توضيح اين آيه كريمه:
    يدعون ربهم خوفا و طمعا؛
    پروردگارشان را از روی بيم و طمع می‌خوانند. سوره سجده آیه 16

    می‌فرمود:

    « اين خوف و طمع چيست؟ خوف فراق و طمع وصل اوست، قرينه اين معنافرمايش اميرالمؤمنين عليه‌السلام در دعای كميل: « فهبني يا الهي ... صبرت علي عذابك فكيف أصبر علي فراقك » است، و همچنين دعایامام سجاد عليه‌السلام: « ووصلك منی نفسي و إليك شوقي...؛
    وصال تو آرزوی من است و اشتياق من به سوی توست.». »
    بيم نپذيرفتن محبوب
    يكی از شاگردان شيخ می‌گويد:
    روزی (جناب شيخ) به من گفت:

    « فلانی! عروس، خود را برای كه آرايش می ‌كند؟ »
    عرض كردم: برای داماد.
    فرمود: « فهميدی؟ »
    سكوت كردم.
    فرمود:

    « شب زفاف، فاميل عروس تلاش می‌كنند او را به بهترين شكل آرايشكنند تا مورد پسند داماد واقع شود، ولی عروس در باطن، يك نگرانیدارد كه ديگران متوجه نيستند، نگرانی او اين است كه اگر شب وصالنتوانست نظر داماد را جلب كند و يا داماد حالت انزجاری از اوپيدا كند، چه كند؟
    بنده‌ای كه نمی‌داند كارهای او مورد قبول خداوند متعال واقع شدهيا نه، چگونه می‌تواند خايف و نگران نباشد؟! آيا تو خود را برای «او» آراسته می‌كنی يا برای «خود» و برای وجهه پيدا كردن ميانمردم؟! »

    « اموات وقتی مردند می‌گويند:
    رب ارجعون لعلي أعمل صلحا: خداوندا مرا بازگردان ( به دنیا ) تا شاید عملی صالح بجای آورم. سوره مومنون آیه 99 و 100
    عمل صالح آن است كه خدا بپسندد، نهاين كه نفس تو آن را امضا كند. »

    از اين رو، جناب شيخ هميشه از ملاقات با حق تعالی ترس و واهمه داشت و می‌فرمود:

    « كه خدا خود ترس ندارد ﴿ وأما من خاف مقام ربه: و هر کس از حضوردر پیشگاه عز ربوبیت بترسید. سوره نازعات آیه 40 ﴾ اگر او ما رانپسندد و كارهای ما مورد قبولش نشود چه خاكی بر سر كنيم؟ »

    فرزند شيخ می‌گويد: شيخ می‌گفت:

    « خدايا! ما را هم جزو قراضه‌ها - كه طرف می‌آيد و می‌گويد: من،قراضه و شكسته می‌خرم - خدايا! ما را هم بخر و قبول كن. »


    شیخ رجبعلی خیاط

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  14. تشكرها 2

    parsa (28-12-1388), الهادی المهدی (13-11-1390)

  15. #28
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,562      تشکر : 4,053
    5,622 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شیخ رجبعلی خیاط




    اذکار
    دست از من بردار
    !

    يكی از شاگردان شيخ از ايشان نقل كرده كه:

    « نفس خود را در عالم معنا ديدم؛ به اوگفتم: دست از من بردار!
    گفت: مگر نمی‌دانی كه من تا تو را هلاك نكنم از تو دست نخواهمكشيد! »


    پيامی از برزخ!
    يكی از دوستان شيخ نقل می‌كند: روزی خدمت ايشان بودم فرمود:

    « جوانی را در برزخ ديدم كه می‌گفت: نمی‌دانيد اين جا چه خبراست! هنگامی كه اين جا بيايی خواهيد فهميد؛ هر نفسی كه به غيرياد خدا كشيده‌ايد به زيان شما تمام شده‌است! »


    اهتمام به دو ذكر
    يكی از ارادتمندان جناب شيخ میگويد: شيخ به «استغفار» و «صلوات» خيلی اهميت می‌داد و دريافته بود كه اين دوذكر، دو بال پرواز سالك است. شيخ میفرمود:

    « هر كس در طول زندگی زياد صلوات بفرستد، به هنگام مرگ، رسول خداصلی الله عليه و آله لب او را می‌بوسد. »



    غلبه بر وسوسه شيطان هنگام ديدن نامحرم
    دكتر فرزام نقل می‌كند: جناب شيخ رجبعلی ذكر « يا خير حبيب و محبوب صل علی محمد و آله » را بعد از ديدن نا محرم بسيار مؤثر و كارساز می‌دانستند و بارها اين ذكر را به بنده سفارش و توصيه فرمودند تا از وسوسه شيطان در امان باشم، می‌گفتند:

    « چشمت به نامحرم می‌افتد، اگر خوشت نيايد كه مريضی! اما اگرخوشت آمد، فوراً چشمت را ببند و سرت را پايين بينداز و بگو: ياخير حبيب...؛ یعنی: خدايا من تو را می‌خواهم، اين‌ها چيه، اين‌هادوست داشتنی نيستند، هر چه كه نپايد دلبستگی نشاید... »



    تشرف آيت الله زيارتی
    يكی از شاگردان شيخ نقل می‌كند كه: جناب شيخ به مرحوم آيت الله آقای زيارتی در مهدی شهر، برای تشرف خدمت ولی عصر- عجل الله تعالی فرجه- دستور العملی داده بودند . پس از انجام آن به شيخ مراجعه كرد و عرض كرد كه دستور العمل را انجام دادم و موفق نشدم؟
    شيخ توجهی كرد و فرمود:

    « هنگامی كه در مسجد نماز می‌خوانديد سيدی به شما فرمود: انگشتردر دست چپ كراهت دارد، و شما گفتيد: كل مكروه جائز، هم ايشانامام زمان عليه السلام بودند. »





    تشرف يك مغازه ‌دار
    دو نفر مغازه‌ دار عهده ‌دار زندگی خانواده سيدی می‌شوند، يكی از آن دو برای تشرف به محضر امام زمان عليه السلام ذكر سفارش شده شيخ را شروع می‌كند. پيش از شب چهلم، يكی از فرزندان خانواده سيد نزد او میآيد و يك قالب صابون می‌خواهد. مغازه ‌دار می‌گويد: مادرت هم فقط ما را شناخته، فلانی هم هست،- اشاره به مغازه ‌دار ديگر- میتوانيد از او بگيريد! اين شخص می‌گويد: شب كه خوابيدم، ناگهان متوجه شدم كه از داخل حياط مرا صدا می‌زنند، بيرون آمدم كسی را نديدم، مجدداً خوابيدم، باز مرا به اسم صدا كردند ... تا سه بار، دفعه سوم، در منزل را باز كردم، ديدم سيدی روی خود را پوشانده است و می‌گويد:

    « ما می‌توانيم بچه‌هايمان را اداره كنيم، ولی می‌خواهيم شما بهجايی برسيد. »



    شیخ رجبعلی خیاط

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  16. تشكرها 2

    parsa (28-12-1388), الهادی المهدی (13-11-1390)

  17. #29
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,562      تشکر : 4,053
    5,622 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شیخ رجبعلی خیاط




    انتظار

    سلام مرا به او برسانيد
    يكی از شاگردانش مي‌گويد: او خود هميشه متوجه آن بزرگوار بود، ذكر صلوات را بدون « وعجل فرجهم » نمی‌گفت، جلسات ايشان بدون تجليل از امام عصر- عجل الله تعالی فرجه- و دعا برای فرج برگزار نمی‌شد، در اواخر عمر كه احساس می‌كرد قبل از فرج از دنيا می‌رود به دوستان میگفت:

    « اگر موفق به درك حضور حضرتش شديد، سلام مرا به او برسانيد. »



    خواسته مهم
    يكی از دوستان شيخ نقل می‌كند: درسالهايی كه خدمت ايشان بودم، احساس نكردم كه خواسته مهمی جز فرج حضرت ولی عصر(عج) داشته باشد. به دوستان هم تذكر می‌داد كه حتی الامكان چيزی جز فرج آقا از خداوند تقاضا نكنيد، حالت انتظار تا حدی در جناب شيخ قوت داشت كه اگر كسی از فرج ولی عصر- عجل الله تعالی فرجه- صحبت میكرد منقلب می‌شد و می‌گريست.



    پينه دوزی در شهرری
    يكی از شاگردان شيخ می‌گويد: روزی در خدمتشان بودم و راجع به فرج مولا امام زمان (ع) و خصوصيات انتظار صحبت بود، فرمودند:

    « پينه دوزی بود در شهرری- ظاهراً- به نام امامعلی قفقازی، ترك زبان، عيال و اولادی نداشت، مسكن او هم - ظاهراً- در همان دكانش بود، حالات فوق‌العاده‌ای از او نقل نموده‌اند. خواسته‌ای جز فرج آقا در وجودش نبود. وصيت كرد بعد از مرگ او را در پای كوه بی بی شهربانو- حوالی شهرری- دفن كنند. هر وقت به قبر ايشان توجه كردم ديدم امام زمان (ع) آن جاست. »


    انصاف با مردم و ديدار حضرت ولی عصر عليه السلام

    مردی از دانشمندان در آرزوی زيارت حضرت بقیت الله بود و از عدم توفيق رنج می‌برد. مدت‌ها رياضت كشيد و در مقام طلب بود.
    در نجف اشرف ميان طلاب حوزه علميه و فضلای آستان علويه معروف است كه هر كس چهل شب چهارشنبه مرتباً و بدون وقفه و تعطيل، توفيق پيدا كند كه به مسجد سهله رود و نماز مغرب و عشای خود را آنجا بگزارد، سعادت تشرف نزد امام زمان عليه السلام را خواهد يافت و اين فيض نصيب وی خواهدشد. مدت‌ها در اين باب كوشش كرد و اثری از مقصود نديد. سپس به علوم غريبه و اسرار حروف و اعداد متوسل شد و به عمل رياضت در مقام كسب و طلب برآمد، چله‌ها نشست و رياضت‌ها كشيد و اثری نديد. ولی به حكم آنكه شبها بيدار مانده و در سحرها ناله‌ها داشت، صفا و نورانيتی پيدا كرد و برخی از اوقات برقی نمايان میگشت و بارقه عنايت، بدرقه راه وی می‌شد. حالت خلسه و جذبه به او دست می‌‌داد حقايقی می‌ديد و دقایقی می شنيد

    در يكی از اين حالات او را گفتند: ديدن تو و شرفيابی خدمت امام زمان عليه السلام ميسر نخواهد شد، مگر آن كه به فلان شهر سفر كنی. هر چند اين مسافرت مشكل بود، ولی در راه انجام مقصود، آسان نمود

    پس از چندين روز بدان شهر رسيد و در آن جا نيز به رياضات مشغول گرديد و چله گرفت، روز سی و هفتم يا سی و هشتم به او گفتند: الآن حضرت بقیت الله، امام زمان عليه السلام در بازار آهنگران، در دكان پيرمردی قفل ساز نشسته است، هم اكنون برخيز و شرفياب باش

    بلند شد و به طوری كه در عالم خلسه خود ديده بود، راه را طی كرد و بر در دكان پير مرد رسيد و ديد حضرت امام عصر عليه السلام آن جا نشسته‌اند و با پير مرد گرم گرفته و سخنان محبت آميز می‌گويند، چون سلام كردم، جواب فرمودو اشاره به سكوت كردند، اكنون سيری است، تماشا كن

    در اين حال ديدم پيرزنی را كه ناتوان بود و قد خميده داشت، عصا زنان، با دست لرزان، قفلی را نشان داد گفت: آيا ممكن است برای خدا اين قفل را به مبلغ «سه شاهی» از من خريداری كنيد، كه من به سه شاهی پول احتياج دارم
    پير مرد قفل ساز، قفل را نگاه كرد و ديد قفل، بی عيب و سالم است، گفت: ای خواهر من! اين قفل «دو عباسی» ارزش دارد زيرا پول كليد آن بيش از «ده دينار» نيست، شما اگر ده دينار به من بدهيد من كليد اين قفل را می‌سازم و ده شاهی قيمت آن خواهد بود. پير زن گفت: نه مرا بدان نيازی نيست، بلكه من به پول آن نيازمندم، شما اين قفل را سه شاهی از من بخريد من شما را دعا می‌كنم





    شیخ رجبعلی خیاط

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  18. تشكرها 2

    parsa (28-12-1388), الهادی المهدی (13-11-1390)

  19. #30
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,562      تشکر : 4,053
    5,622 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شیخ رجبعلی خیاط




    پيرمرد با كمال سادگی گفت: خواهرم! تو مسلمان، من هم دعوی مسلمانی دارم، چرا مال مسلمان را ارزان بخرم و حق كسی را تضييع كنم، اين قفل اكنون هم هشت شاهی ارزش دارد من اگر بخواهم منفعت ببرم به هفت شاهی خريداری مي‌كنم، زيرا در دو عباسی معامله بی انصافی است بيش از يك شاهی منفعت بردن، اگر می‌خواهی بفروشی، من هفت شاهی می‌خرم و باز تكرار می كنم كه قيمت واقعی آن دو عباسی است، من چون كاسب هستم و بايد نفع ببرم يك شاهی ارزان خريده‌ام

    شايد پيرزن باور نمی‌كرد كه اين مرد درست می‌گويد، ناراحت شده بود كه من خودم می‌گويم، هيچ كس به اين مبلغ راضی نشد، من التماس كردم كه سه شاهی خريداری كنند، زيرا مقصود من با ده دينار انجام نمی‌گيرد و سه شاهی پول احتياج من است، پير مرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خريد!

    چون پيرزن بازگشت، امام عليه السلام مرا فرمود

    آقای عزيز! ديدی و سير را تماشا كرد، اين طور باشيد و اين جوری بشويد تا ما به سراغ شما بياييم، چله نشينی لازم نيست، به جفر متوسل شدن سودی ندارد، رياضات و سفرها رفتن احتياج نيست، عمل نشان دهيد و مسلمان باشيد تا من بتوانم با شما همكاری كنم، از همه اين شهر من اين پير مرد را انتخاب كرده‌ام، زيرا اين پير مرد دين دارد و خدا را می‌شناسد، اين هم امتحانی كه داد، از اول بازار اين پيرزن عرض حاجت (كرد) و چون (او را) محتاج و نيازمند ديده‌اند، همه در مقام آن بودند كه ارزان بخرند و هيچ كس، حتی سه شاهی نيز خريداری نكرد و اين پير مرد به هفت شاهی خريد هفته‌ای بر او نمی‌گذرد مگر آن كه من به سراغ او می‌آيم و از او تفقد می‌كنم

    حج

    جناب شيخ هيچ گاه استطاعت مالی برای انجام فريضه حج نيافت و حج نرفت، اما رهنمودهای او به برخی حج‌گزاران، نشان می‌دهد كه از راز و رمز حج اوليای خدا بطور دقيق خبر داشت. از اين رو، در پاسخ شخصی كه به او پيشنهاد می‌كند با هم به حج بروند می‌فرمايد:

    « برو عاشقی ياد بگير و بعد بيا تا بهمكه برويم »!

    تلاش برای زيارت حضرت ولی عصر (عج)
    يكی از ارادتمندان با سابقه جناب شيخ نقل می‌كند: در اولين سفری كه عازم مكه معظمه بودم خدمت ايشان رسيدم و رهنمود خواستم.
    مطالبی فرمودند: سپس افزود:

    « چطور ممكن است كسی دعوت داشته باشد به خانه‌ای برود و صاحبخانه را نبيند! همه توجه و فكرت اين باشد كه ان شاء الله آن وجودمبارك را در يكی از مراحل حج زيارت كنی. »


    تحريم محبت غير خدا در احرام
    « شخصی كه در ميقات محرم می‌شود بايد بداند كه اين جا آمده استتا غير خدا را بر خود حرام كند، و از لحظه‌ای كه تلبيه گفت، دعوتخدا را پذيرفت و غير او را بر خود حرام كرد، آن چه علاقه غيرخدايی است بر او حرام است و تا آخرين لحظات عمر نبايد به غير خداتوجه كند! »



    شیخ رجبعلی خیاط

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  20. تشكرها 2

    parsa (28-12-1388), الهادی المهدی (13-11-1390)

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •