سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 66

موضوع: مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,259
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,330
    مورد تشکر
    88,482 در 29,306
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    نیست کس غیر از خدا آگاه از سوز نهانم
    خون دل هایی که خوردم ریخت بیرون از دهانم

    زهر نانوشیده قلبم بود مثل لاله پرپر
    بس که آمد بر جگر از دوستان زخم زبانم


    در وطن نه در میان خانه ی خود هم غریبم
    قاتلم گردیده یارب همسر نامهربانم

    قلب من شد پاره آن روزی که خود در کوچه دیدم
    مادرم نقش زمین گردید پیش دیده گانم

    جعده زهرم داد امّا قاتلم باشد مغیره
    بر لب از ظلمی که او کرده چهل سال است جانم

    خون دل هایی که زهرا و علی خوردند عمری
    اشگ گردید و روان شد از دو چشم خون فشانم

    هر کجا افتاد چشمم یا به ثانی یا مغیره
    رنگ از رویم پرید و سوخت مغز استخوانم


    من که ختم الانبیا خوانده است طاووس بهشتم
    در میان آشیان چون طایر بی آشیانم

    باغبان گلشن وحیم ولی از بس غریبم
    هم نشین خارها در بین باغ و بوستانم

    سوخت یاقوت لبم از زهر و شد معلوم آخر
    از چه پیغمبر ز طفلی بوسه می زد بر دهانم

    گر چه آل مصطفی ظلم فراوان دید «میثم»
    نیست از من هیچ کس مظلوم تر در خاندانم



    شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار



    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 26-08-1394 در ساعت 17:56
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  2. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بازم از لانه‌ی تن، طایر اندیشه‌ی من،
    پر زده در طرف چمن، تا که در اوصاف حسن،
    خوی حسن، بوی‌حسن، روی حسن، موی حسن،
    شبل شهنشاه زمن ،
    آنکه ز نامش همه را ساخته خوش بوی دهن،
    ساز کنم ساز سخن،
    از صفت معرفت و موهبت و میمنت و منزلتش دم زنم از تهنیتش،
    یا زغم تعزیتش، یا شرف و معرفتش،
    یا کرم و عاطفتش،
    کاین چه امامست و همام است و چه نام است،
    که بیحد و مقام است،
    قدش سرو خرامست، رخش ماه تمام است،
    به هر بزم نظام است، به هر رزم حسام است،
    همین دُر کلام است، که او نعمت عام است،
    به عالی و به دانی
    و به جن و ملک و بر بشر
    و آنچه که دارنده‌ی روح و نفس و جان و تن
    و ناطق و صامت بود از کون و مکان
    خدا را.
    جگر گوشه‌ی زهرا،
    گل گلشن طاها.





    امضاء


  3. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    ایدریغ از ستم کینه‌ی گردون که به تدبیر و حیل
    در همه دوران صفت دشمنیش از همه بیش است
    بخوبان و بزرگان و سترگان و دلیران و امیران
    و شجاعان و نجیبان و اصیلان و کریمان و رحیمان
    و سر اینکه در آنهاست همه جمع صفات حسنه
    لیک عجب در همه اوقات به هر دوره و هر عصر و زمان
    سخت گرفتار بلیات و دچار ستم طایفه‌ی جانی و ناپاک سیه دل،
    همه سوی ره باطل ، همه خونخواره و کاهل،
    همه محروم ز حاصل، همه با کفر مقابل،
    همه از آتیه غافل، همه غداره و جاهل،
    پسر فاطمه را با همه اوصاف پسندیده
    بدست زن قطامه‌ی پتیاره‌ی خونخواره ی میشومه‌ی غداره‌ی غافل
    ز خدا بدرگ و بدکیش، به عنوان زن خویش،
    بدون غم و تشویش،
    تو ای چرخ بکشتیش،
    بدان حیله که در هر ستم پیشه‌ای جراره‌ی بی عاطفتی
    بدتر از آن جعده نیامد و نیاید که حسن را
    ز پی وعده‌ی عقد پر شوم معاویه‌ی سگ باز
    ورق باز لعین،
    ظالم لامذهب بیدین،
    جفا گستر و پرسینه ای از کین،
    قاتل برجسته‌ترین،
    نابغه و نادره‌ی عصر و زمان،
    بر همه‌ی خلق جهان،
    از اثر سم شرربار بجانش بفشانید و بخونش بکشانید و بمرگش بنشانید
    زنان حرم محترم آل عبا را.
    جگر گوشه‌ی زهرا،
    گل گلشن طاها.





    امضاء


  4. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    آه کان زهر ستم بر جگر سبط پیمبر،
    خلف حیدر صفدر،
    پسر ساقی کوثر،
    گل زهرای مطهر،
    حسن آن حجت داور، دوم آئینه­ی مظهر،
    سومین ناطق منبر، مه افلاک سراسر،
    خورتابان فلک فر، در پر معنی و گوهر،
    به همه خلق مسخر،
    بکف قوم ستمگر، جگرش گشت پر آذر،
    کبدش سوخت ز اخگر، رخ چون لاله ­ی احمر،
    شد از آن زهر چو اخضر،
    که در افتاد به بستر، به فغان گفت به خواهر،
    که ایا زینبم این لحظه بیاور،
    ببرم طشتی و بنگر،
    که چها بر سرم آمد زیکی شربت آب
    این همه سوزندگی و تندی و تیزی که جگر در بر من خون شد
    و ازحنجر من یکسره بیرون شد
    و بی تاب و توانم بنمود
    و رمقم هیچ دگر نیست به اعضا
    و نمانده به تنم طاقت و نیرو،
    زکفم قدرت ازآن سو، به یدم قوت بازو،
    فتدم لرزه به زانو، نبود در همه­ ی اسکلتم جانی
    و در هیکل وارسته ی بی جسته و دلخسته
    و دست از همه جا شسته،
    همی بار سفر بسته و با یکدل بشکسته،
    روم جانب جد و پدر و مادر و دیدار نمایم
    همه احباب به آوازه و بدرود وداع
    ازدل پر درد کنم دار فنا را.
    جگر گوشه ی زهرا،
    گل گلشن طاها



    امضاء


  5. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    زینب آن خواهر دلخسته چو این واقعه بشنید زگفتار حسن،‌
    گشت دلش پر زمحن،
    دهر شدش بیت حزن،
    گفت که ای خسرو من،
    در تو چه حال است، که دل پر ز ملال است،‌
    تو را ضیق مجال است،
    نه هنگام زوالست، که بردی ز دلم تاب و توان،‌
    زاین سخنان، آتشم افتاد به جان،
    گفت و کشید آه و فغان،‌
    اشک غمش گشت روان،
    موی کنان مویه کنان، گشت بدان سوی روان،
    نزد حسین ابن علی نعره زنان،
    تابه سر بستر آن،‌وه که شه کون و مکان،
    خورد از آن ناله تکان،
    گفت که ای جان اخا زجابین که چه آمد بسر پادشه هر دو سرا،
    قاعده ی علم و عطا،
    زاده ی زهرا حسن آن حجت کبری شرف یثرب وبطحا،
    پسر آدم و حوا،
    پدر ملت دنیا وشفیع صف عقبی
    که درافتاد زپا سخت به بستر
    ز جگر ناله ی آذر
    به الم دیده ز خون تر
    که فغان می کشد ازسینه ی بی کینه ی سوزان،
    شررش بر دل بریان،
    که مرا عمر به پابان،
    شد و زهرم به دل آتش زد و
    در جان و تن خسته ام افروخت عدو زهر جفا را
    جگر گوشه ی زهرا،
    گل گلشن طاها.




    امضاء


  6. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    چون از این واقعه آگاه شد آن خامس اصحاب کسا،
    نو ثمر خیرالنسا، زاده ی شاه دوسرا،
    تشنه لب کرببلا، جست زجا
    گشت سراسیمه و شد اشگ فشان تاببر حضرا
    ان گفت که ای جان جهان،
    سرور سلطان زمین پادشه عصر و زمان،
    وارث جد و پدرم، کحل ضیاء بصرم،
    شمس ضحی ،بدرا دجی ،کهف تقی ،غوث وری ،
    جان اخا گو که چه آمد بسرت
    وزچه سبب شد به لبت جان که در افتاده ی از پا
    و نمانده به تنت طاقت و رفته ز کفت تاب.
    حسن گفت برادر من ازاین شربت آب آمده ام در تعب و
    جان من آمد به لب و
    مرگ نباشد عجب و
    هیچ نیفتد عقب و عبرتی از بهر بشر نیست
    که هرشیء در این عالم فانی به وجود آمده آخر به یقین می رود ازدار فنا
    نیست بر این دهر وفا
    اخر عمر من و در اول بی یاری غمخوارگی
    و روز گرفتاری و آسیب توبا عفت و با عصمت
    و با حرمت و بازحمت آن عترت غمپرور گریان و پریشان تو است
    از پس من بر همه مخلوق جهان سید و مولا و امامی.
    مده ای (شرمی) ازاین بیش بجولان کلامت
    اگر از اهل کلامی
    که سخن گر چه به ذوق عرفا هر چه ملیح است کمش به،
    رقمش به، قلمش به، اصمش به، نعمش به
    خصوص آن سخنی کاوست در او گوهر یکدانه ی ذی قیمت و پر ارزش کمیاب،
    نه پر پیچ و نه پر تاب،‌
    نه کم مغز و نه کم آب،
    پر ازلؤلؤ خوشاب،‌به یک جمله دو صد باب،‌
    به هر باب صد ابواب،‌
    قیول در ارباب که ازخانه ات انشاء شود و
    بر خرد افشاء شود و
    بر اذن آوا شود و
    مرده دل احیا شود و
    جلوه کند در همه عالم بر هر عاقل و بر زمره ی ان
    سلسله گان عرفا و نقبا و نجبا و ادبا و علما وسعدا بلغا و فصحا را-
    جگر گوشه ی زهرا،
    گل گلشن طاها.





    مرحوم محمد «شرمی» کاشانی






    امضاء


  7. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,660 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    مــــن دلــــخسته غــــریب وطـــــــنم
    پـــــــــــاره قــــلب پیمبر حـــــــــسنم

    نـــــــگذارید بـــــــفهمد زیـــــــــــنب
    کــــــــه چـــــــــرا غرق به خون شد کفنم


    تــــــــــیرها را بکشید از بدن و از تابوت
    تــــــــا ز تـــــابوت همانا بدن آید بیرون

    نـــــــــــگذارید که زینب برود سوی بقیع
    تــــرسم از غصه روانش ز تن آید بیرون


    هــــر که از اب کند رفع عطش در عجبم
    این چه آبی است که بنمود چنین تشنه ترم

    جـــــــــــگرم پاره ز زهر و بدنم پاره تیر
    ارمـــــغانی است که من در بر مادر ببرم

    کــــــــــاش چون فاطمه شب شوم تا نشود
    تـــــیر بــــــاران بدنم پیش دو چشم پسرم


    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 29-09-1393 در ساعت 17:37
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  8. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    ای کرامت به تو تمام، حسن!

    وی گدای تو خاص و عام، حسن!

    ای رسول و علی و فاطمه را

    نام تو خوش ترین کلام، حسن!

    قبر بی زائر تو کعبهٔ دل

    حرمت مسجد الحرام، حسن!

    این عجب نیست گر امام حسین

    پیش پایت کند قیام، حسن!

    پای تا فرق حُسن در حُسنی

    که خدایت نهاده نام، حسن!

    کعبه با آن جلال می گیرد

    از مزار تو احترام، حسن!

    کیستی تو کریم اهل البیت

    کیستم من تو را غلام، حسن!

    دوست دارم که در مدینه شبی

    به مزارت دهم سلام، حسن!

    زائر روضة البقیعم کن

    سیدی، سیدی، امام، حسن!

    با تو بودم کَرَم کن و مگذار

    بی تو عمرم شود تمام، حسن!

    خاک ذریهٔ رسولم کن

    جان زهرا قسم، قبولم کن

    ...


    امضاء


  9. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    تو به اجداد خویشتن پدری
    تو به شخص پیامبر پسری

    تو عزیز دل سه معصومی

    تو دو دریای نور را گهری

    تو ز سر تا به پا امام علی

    تو ز پا تا به سر پیامبری

    تو امامی امام صبر و رضا

    تو ولیِ خدای دادگری

    تو غریب همیشه در وطنی

    تو امام شهید در صفری

    تربت بی چراغ تو گوید

    کز شه کربلا غریب تری

    تو بزرگ شباب اهل بهشت

    تو به پیران راه راهبری

    به خداوندگار صبر قسم

    که تو در صبر صاحب ظفری

    تو جگر پارهٔ رسول خدا

    تو به زهرا ستارة سحری

    جگر پاره پاره ات گوید

    که تو از دست یار خون جگری

    صبر تو از قیام سخت تر است

    شاهدم لخته لختة جگر است

    ....





    امضاء


  10. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ای سلام خدا به جان و تنت
    ای همه حُسن در رخ حَسنت

    تو سپهر و ستاره زخم دلت

    تو چراغی و داغ، انجمنت

    پیکرت همچو شمع سوخته ای

    آب شد در درون پیرهنت

    پاره های جگر برون می ریخت

    با دل پاره پاره از دهنت

    ماهی بحر بر تو می گرید

    که غریبی هماره در وطنت

    جگر اهل بیت می سوزد

    تا قیامت به یاد سوختنت

    گه جفا در جواب مهر و وفا

    گاه دشنام پاسخ سخنت

    عوض آب، زهر کینه به کام

    جای گل، ریخت تیر بر بدنت

    تیرها بر تو گریه می کردند

    اشکشان بود جاری از کفنت

    باور هیچ کس نبود نبود

    که جسارت شود چنین به تنت

    تیر دشمن به زخم تازهٔ تو

    گشت شرمنده از جنازهٔ تو
    ....


    امضاء


صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی