سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 66

موضوع: مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ای مه و آفتاب زوّارت

    ای همه خلق سر به دیوارت

    جگر سوخته چراغ بقیع

    چشم ها جای پای زوّارت

    کاش چون شمع تا سحر می سوخت

    دل ما در دل شب تارت

    پدر و مادرم فدایت باد

    که ز هر کس رسید آزارت

    زهرخند مغیره می زد زخم

    همچو شمشیر بر دل زارت

    به تو می گریم ای غریب وطن

    که تو را کشت عاقبت یارت

    جگر پاره پاره ات باشد

    قصة غصه های بسیارت

    سوز آن سیلی ای که زهرا خورد

    بود عمری به ماه رخسارت

    گل باغ دل علی ، به چه جرم

    در جگر رفت این همه خارت

    چشم "میثم" هماره ریزد اشک

    بر تو و بر دو چشم خونبارت

    عمر، جان دادن تو بود حسن

    یار هم دشمن تو بود حسن

    استاد سازگار







    امضاء


  2. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    حسن شدی که غریبی همیشه ناب بماند
    رد دو دست ابالفضل روی آب بماند

    حسن شدی که سوال غریب کیست درعالم
    میان کوچه وگودال بی جواب بماند


    حسین نیز غریب است اگرشبیه برادر
    ولی بناست بقیع حسن خراب بماند

    کمی ز غصه ی تو رخنه کرده است به بیرون
    تفاوت زن چون “جعده” و “رباب” بماند


    به احترام حسین سه روز مانده به گودال
    بناست زائر تو زیر آفتاب بماند

    مهدی رحیمی





    امضاء


  3. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    بهتر بگویم

    باید که از یک شاخه پرپر بگویم

    وقتی شبانه
    می شست حیدر زخم یک پیکر بگویم

    آرام و بی تاب
    هنگام غسل از چشم های تر بگویم

    از زخم پیکر

    از های های گریه ی حیدر بگویم

    اینجا که باید
    از خاطرات کوچه و یک در بگویم

    از در که گفتم
    از زخم روی سینه مادر بگویم

    قدری جلوتر
    از غربت و تنهائی خواهر بگویم

    باید بماند...
    وقت وداعم از شه بی سر بگویم



    ایمان کریمی







    امضاء


  4. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    اشکهایش به مادرش رفته
    سینه ی پر شراره ای دارد
    نه! به یک طشت اکتفا نکنید
    جگر پاره پاره ای دارد
    **
    از علی هم شکسته تر شده است!
    علتش کینه ها، حسادت هاست
    غربت چشمهای مظلومش
    سند محکم خیانت هاست
    **
    خواهرش را کسی خبر نکند
    مادرش خوب شد که اینجا نیست
    لخته خونها سرِ لج افتادند
    هیچ طشتی حریف آنها نیست
    **
    از غرور شکسته اش پیداست
    صبر هم صحبت ِ دل ِ آقاست
    نه! من از چشم سم نمی بینم
    کوچه ای شوم قاتل آقاست
    **
    ....





    امضاء


  5. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    کوچه ای تنگ ،کوچه ای تاریک

    شده کابوس هر شب ِ آقا
    برگه را پس بده...نزن نامرد….
    چیست این جمله بر لب ِ آقا؟
    **
    از صدای ِ شکستن بغضش
    چشم دیوارها سیاهی رفت
    مادرش راه خانه ی خود را
    تا زمین خورد، اشتباهی رفت
    **
    تا که باغش میان آتش سوخت
    میله های قفس نصیبش شد
    کودکی نه! بگو خزان ِ بهار
    پیری زود رس نصیبش شد
    **
    نفسش بند آمده ای وای
    به خدا نای روضه خوانی نیست
    شکر دارد که گوشه ی این طشت
    لااقل چوب خیزرانی نیست

    وحید قاسمی





    امضاء


  6. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,610
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    يا حسن غريب تر از تو ديگه دنيا نديده
    چه کسي مثل تو اين اندازه طعنه شنيده؟

    مو به مو ديدي چطور فاطمه شد قد خميده
    ميگن از زهر جفا خون شده آقا جگرت

    ز پا افتاده اي و خون شده قلب خواهرت
    ببين اومده به بالاي سر تو خواهرت




    امضاء



  7. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,610
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    همه ي عمر تو با غربت و غصه سر شده
    بيشترين جسارتا تو کوچه پشت در شده

    بردن مادرت از تو کوچه درد سر شده
    مردم اينجا مسلمونن ولي بد دهنن

    با همين طعنه هاشون دل شما رو مي شکنن
    تو کوچه مادر و پيش چشم بچه اش ميزنن

    شده سهم تو،
    ستم و زخم جگر و

    طعنه ي روي منبر و
    روي کبود مادر و

    يا حسن مولا ، يا حسن مولا
    آه و واويلا ، غريب مادر يا حسن ، غريب مادر




    امضاء



  8. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,610
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    تو شجاعت چيزي از علي تو دستِ کم نداري
    بميرم برات که حتي تو خونت محرم نداري

    پسر فاطمه اي ولي چرا حرم نداري؟؟؟
    مي سازيم برا شما صحن و سرا با شور و غوغا

    يه طرف صحن شما و يه طرف مرقد زهرا
    شعبه ي دوم بين الحرمين ميشه همونجا

    به تو دلبستم
    فداي خاک قدمت

    تو که معروفه کرمت
    ما رو ببر تا حرمت

    يا حسن مولا ، يا حسن مولا
    آه و واويلا ، غريب مادر يا حسن ، غريب مادر





    امضاء



  9. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,610
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    یه عقده ای دارم تو سینه
    بیام به پابوست مدینه

    بیام مدینه از غمت زاری کنم
    رو گونه هام اشکامو من جاری کنم

    برا مصیبتت عزاداری کنم - یا مولا
    آقام آقام آقام آقام - آقام حسن

    بیاد تو این دل پر خونه
    حضرت فاطمه محزونه

    جن و ملک برای تو شد سینه زن
    سینه شده ز داغ تو غرق محن

    شد ناله های فاطمه ای وای حسن - یا مولا
    آقام آقام آقام آقام - آقام حسن

    میان آن کوچه چه دیدی
    تو ناله ی مادر شنیدی

    اگر چه گشته قاتل تو همسرت
    ولی تو را کشته عزای مادرت

    ای به فدای اون دو تا چشم ترت
    آقام آقام آقام آقام - آقام حسن



    شاعر : رضا رسولی

    امضاء



  10. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    تاریخ عضویت
    امرداد 1393
    شماره عضویت
    7103
    نوشته
    7,450
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    تشکر
    24,645
    مورد تشکر
    14,354 در 6,191
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    من جگر پاره زهرایم و پاره جگرم
    همه را یارم و خود از همه مظلوم‌ترم

    خانـه‌ام قتلگـه و یـار ستمگر قاتل
    سوخته از شرر زهر، ز پا تا به سرم

    عمر من بود محرّم، همه روز و همه شب
    قاتل از زهر جفا کشت به ماه صفرم

    لب فرو بستم و دیدم که اهانت می‌کرد
    قاتـل مـادر مظلومه مـن بـر پدرم

    با وجودی که خزان کُشت بهارانم را
    طشت شد باغ گل و لاله ز خون جگرم

    من که طاووس بهشتم به چه جرم و گنهی
    سوختـه از شـرر دوزخیان بال و پرم؟


    قسمتم بود به مسجد که ز طفلی هر روز
    قاتـل مـادر خـود را سـر منبـر نگـرم

    تا در آن کوچه رخ یاس نبی گشت کبود
    تیره شد صورت خورشید به پیش نظرم


    مضطرب بـودم و لرزیدم و حیـران بودم
    که چسان مادر خود را به سوی خانه برم

    در همان لحظه که شد مادر من نقش زمین
    مـن نگـه کـردم و او گفت خدایـا پسرم


    «میثم» ازآه تو گرسوخت جهان، نیست عجب
    از شـرار جگـر و سـوز دلـت بـا خبـرم

    غلامرضا سازگار



    امضاء
    .




صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی