مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)} سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}
صفحه 1 از 7 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 66
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    sham مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}






    آقا شنيده ام جگرت شعله ور شده
    بي کس شدي و ناله ي تو بي اثر شده

    پيش حسين سرفه نکن آه کم بکش
    خون لخته هاي روي لبت بيشتر شده


    يک چشم خواهرت به تو يک چشم بین تشت
    تشت مقابلت پر خون جگر شده

    از ناله هات زينب تو هل کرده است
    گويا که باز واقعه ي پشت در شده


    اي واي از مصيبت تابوت و دفن تو
    واي از هجوم تير و تن و چشم تر شده

    مي گفت با حسين اباالفضل وقت دفن
    اين تيرها براي تنش دردسر شده


    موي سپيد و کوچه و تابوت و زهر و تير
    دوران غربت حسن اينگونه سر شده



    مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2.  

  3. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آه از مصیبت حسن و حال مضطرش
    اَحشای پاره پاره و، قلب مکدرش


    آن دردها که در دل غمگین نهفتـه داشت
    و آن زهرها که در جگر افروخت آذرش


    آن طعنه‌ها که خورد ز دشمن به زندگی
    و آن تیرها که زد پـس مردن بـه پیکرش


    یک لحظه ساغرش نشد از خون دل تهی
    بعد شهادت پدر و فوت مادرش


    الله اکبر از لب آبی که نیمه شب
    نوشید و سر زد از جگر الله اکبرش


    ز الماس سوده، رنگ زمرد گـرفت، سیم
    یاقوت کرد جزع و چـو بیجاده، گـوهـرش


    آهی کشید و طشت طلب کرد و خون دل
    در طشت ریخت نزد ستـمدیده خواهرش


    زینب چو دید طشت پر از خون، فغان کشید
    گویی بـه خاطر آمـد از آن طـشت دیگـرش


    چندان کشیده آه که آتش گرفت چـرخ
    چندان گریست خون که گذشت آب از سرش


    "ادیب الممالک فراهانی"امیری



    مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  4. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    سايه ي دستي ميان قاب چشمان ترش
    چادرخاكي زهرا بالش زير سرش

    رنگ خون پاشيده بر آيينه ي احساس او
    لكه هاي سرخ روي گوشوار مادرش

    اين دم آخربه ياد ميخ در افتاده است
    خانه را آتش زند با روضه ي پشت درش


    لخته ها را پاك مي كرد از لب خشكيده اش
    زينب خونين جگر با گوشه هاي معجرش

    برخلاف رسم سرخ كشتگان راه عشق
    رفته رفته سبزتر مي شد تمام پيكرش


    با نظر براشك قاسم گفت: واي از كربلا
    نامه اي را داد با گريه به دست همسرش

    روضه ي «لايوم» مي خواند غريب اهلبيت
    كربلايي ها چه گريانند در دوروبرش!

    چشم اميدش به قد وقامت عباس بود
    ايستاده با ادب ساقي كنار بسترش

    وحید قاسمی



    مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  5. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ای مادری ترین پسر فاطمه ، حسن!
    ای مجتبی ترین ثمر فاطمه ، حسن !

    آن مقتدا که هیچ کَسَش اقتدا نکرد
    با اینکه هست تاج سر فاطمه ، حسن!


    وقتی که در مدینه غریبش گذاشتند
    یعنی شکست بال و پر فاطمه ، حسن!

    حتی صدای تو به سپاهت نمی رسید
    یعنی شکسته شد کمر فاطمه ، حسن!

    روزی که مادر تو به کوچه ز پا فتاد
    چشم تو دید درد سر فاطمه ، حسن!

    در ناله ها و نافله های شبش کسی
    چون تو ندید چشم تر فاطمه ، حسن!

    در بین اهل بیت ، خدایی خودت بگو
    مثل تو کیست خونجگر فاطمه ، حسن!

    چون تو کسی که چادر خاکی ندیده است
    ای قامتت عصا به بر فاطمه ، حسن!


    سیلی به پیش چشم تو بر مادرت زدند
    دیوار بود و زخم سر فاطمه ، حسن!

    زهرا اگر که شد سپر مرتضی علی
    آری تویی ، تویی سپرِ فاطمه ، حسن!


    الحق که از حسین تو هستی غریب تر
    این غربت است ، در نظر فاطمه ، حسن!

    یک یار هم کنار تو روز وفا نماند
    در غربتی تو هم اثر فاطمه ، حسن!


    یک عمر خونِ دل ز گلویت به تشت ریخت
    ای پاره پارۀ جگر فاطمه ، حسن!

    محمود ژولیده





    مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  6. #5
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    شبهای بی ستاره ترينت سحر نداشت
    غم نوحه های سينه­ی تنگت اثر نداشت


    يوسف ترين غريبِ خدا ماهِ آسمان
    از حالِ تو سراغ به جز چشمِ تر نداشت

    ای حضرتِ صبور ترين ، ای امام صلح
    ايوبِ صبر طاقتِ صبر اينقدر نداشت

    شهرِ مدينه بعدِ علی خود گواه بود
    هرگز زمانه ای ز تو مظلوم تر نداشت

    رد می شدند از روی خاكستر دلت
    اصلاً كسی از آتش قلبت خبر نداشت


    گفتند واجب است حسن سرزنش شود
    از اجر اين فريضه مدينه حذر نداشت

    بازم غريبه ها به خدا دوستی نبود
    در كوچه های طعنه تو را نيشتر نداشت


    بر منبر رسول خدا صبِّ مرتضی
    بر لب خطيب تكه كلامی دگر نداشت

    يك عمر خاطرات دلت را ورق زدم
    جز اشك و آه و غصه و خونِ جگر نداشت


    از خاطراتِ آتش و از ميخِ در بگير
    تا گوشواره ای كه دگر گوش بر نداشت

    از سينه ای كه آينه­ی سنگ خورده بود
    تا گيسوئی كه رنگِ حنايش اثر نداشت


    از چادری كه وصله دگر چاره اش نبود
    از كوچه ای كه راهِ گريزی دگر نداشت

    يك شب دو شب نه بلكه چهل سالِ آزگار
    كابوسِ كوچه از سرِ تو دست بر نداشت


    روزی نشد كه آينه­ی دِقِّ تو به عَمد
    با تازيانه از برِ چَشمت گذر نداشت

    صد پاره كرده ای جگرت را كريمِ دل
    وقتي كه درد جایی از اين خوبتر نداشت

    علیرضا شریف




    مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  7. #6
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    دست و پا ميزنی و بال و پرت ميريزد
    گريه ی خواهر تو روی سرت ميريزد

    بهتر است سعی كنی اين همه سرفه نكنی
    ورنه در طشت تمام جگرت ميريزد


    در تقلای سخن گفتنی اما نه... نه...
    جگرت از دهنت دور و برت ميريزد

    خبرش پخش شده زهر تو را خواهد كشت
    بي سبب نيست كه اشك پسرت ميريزد


    حرف لايوم كيومك چه به يادت انداخت؟
    آنقدر اشك ز چشمان ترت ميريزد

    جگرت،بال و پرت،اشك ترت ريخت ولی
    چه كسی هست كه با نيزه سرت ميريزد؟


    هانی امير فرجی




    مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  8. #7
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    تو مپندار که آتش زده ای برجگرم
    تو مپندار که زهر تو شده کارگرم

    دل من پیش تر از پیش برافروخته بود
    جگرم از اثر واقعه ای سوخته بود


    توندانی که چه ها من به دوچشمم دیدم
    توندانی من مظلوم چه ها بشنیدم

    همره مادرم از کوچه گذر میکردم
    وقت رفتن که به اطراف نظر میکردم

    کوچه آن روز ندانم که چرا خلوت بود
    به دلم دلهره و واهمه و محنت بود

    ناگهان دیدم از آن دور کسی می آید
    باورم بود که فریاد رسی می آید


    روز شد تیره تر از شام ‌‌‌‌‌٬گل وپروانه
    موقع رفتنِ‌ از کوچه به سوی خانه

    همه شهر مدینه سیه ونیلی شد
    صورت مادرم از کین هدف سیلی شد


    مادرم گفت حسن بر دلم آذر نزنی
    حرفی از قصه ی امروز به حیدر نزنی

    سعید خرازی




    مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  9. #8
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    یک عمر در حوالی غربت مقیم بود
    آن سیدی که سفره ی دستش کریم بود

    خورشید بود و ماه از او نور میگرفت
    تا بود ، آسمان وزمین را رحیم بود


    سر می کشید خانه به خانه محله را
    این کارهای هر سحر این نسیم بود

    آتش زبانه می کشد از دشت سبز او
    چون گلفروش کوچه ی طورکلیم بود


    این چند روزه سایه ی یثرب بلند شد
    چون حال آفتاب مدینه وخیم بود

    حقش نبود تیر به تابوت او زدن
    این کعبه در عبادت مردم سهیم بود


    بی سابقه است حادثه اماجدید نیست
    این خانواده غربتشان از قدیم بود

    آقا ببخش قصد جسارت نداشتم
    پای درازم از برکات گلیم بود


    رضا جعفري





    مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  10. #9
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ای که چون چشمت، ستاره چشم گریانی نداشت
    باغ چون تو غنچۀ سر در گریبانی نداشت


    آسمان چشم تو از ابر غم لبریز بود
    غیر اشک و خون دل، این ابر بارانی نداشت


    سینۀ تو، میزبان داغ و درد و رنج بود
    این مصیب خانه کم دیدم که مهمانی نداشت


    تو همان سردار تنهائی که در قحط وفا
    غم به غیر از سینۀ تو بیت الحزانی نداشت


    نی، ز تو آموخت پنهان کردن غم را به دل
    گر نمی آموخت از تو، نی نیستانی نداشت


    صبر تو شد چلچراغ نهضت سرخ حسین
    هیچ کس مانند تو عمر درخشانی نداشت


    بعد چندین سال رنج و خوردن خون جگر
    زهر پایان داد بر آن غم که پایانی نداشت


    تیرهای کینه وقتی بر تن پاکت نشست
    چون حسینت هیچ کس حال پریشانی نداشت


    روی بال قدسیان تا گلشن فردوس رفت
    عاقبت سامان گرفت آن دل که پایانی نداشت


    لاله ها همچون «وفائی» گریه کردند از غمت
    غنچه ای در باغ هستی لعل خندانی نداشت


    سیده هاشم وفائی





    مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  11. #10
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آسمان هم نوای غربت تو
    حرفی از قصّه ی فدک دارد

    مقتلت واژه هایی از جنس
    زخم های دل و نمک دارد


    زخم های دلی که از جنس
    کوچه و چادری پر از خاکند

    ای غریب غروب های بقیع
    خاطراتت چقدر غمناکند

    خاطراتی که خط اول آن
    داغ پیغمبر است یا مولا

    بعد از آن هم وداع با مادر
    مادری که خمیده از غم ها

    سر نخ بغض های دم به دمت
    خاطرات قدیمی کوچه است

    کوچه ای که در آن به همّت سنگ
    آینه در غروب شهر شکست


    خط سوّم مصیبت بابا
    غصّه ها درد های جانکاه است

    که هنوز از همان مصیبت ، خون
    چشم ماه و دل شب چاه است


    این همه رنج بس نبود آقا
    که به قتل شما کمر بستند

    چقدر مردمی نمک نشناس
    چقدر پست و بی حیا هستند


    عدّه ای با ریا و با تزویر
    لشکرت را به هم زدند آقا

    حمله کردند سوی خیمه یتان
    خون دل خوردی ای عزیز خدا


    حمله کردند سوی خیمه ولی
    کسی آتش به جان خیمه نزد

    شعله ها ماند تا غروب دهم
    داغ عظمای کربلا بشود


    عصر دلتنگی و غریبی ها
    خیمه ها بود و شاخه های یاس

    خیمه ها بود و آتش و غارت
    دور از چشم غیرت عبّاس


    وحید محمدی




    مجتباي فاطمه شد در شراره،ريزد از لعلِ لبش صدها ستاره(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




صفحه 1 از 7 12345 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •