نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام} سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام}
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    با بغض های تلخ



    بوی غربت حنجره ات، جهانی را غریبانه به گریه می اندازد.
    نفس های غریبانه ات، گریبانت را آغشته غریب ترین پیراهن ها کرده است.

    در پیراهنت، غریب ترین یوسف ها گریه می کنند
    ستاره های آسمان، از چشم هایت لبریز شده اند.


    جهانی اندوه، خانه ات را لبریز کرده است.
    سقف خانه ات گریه می کند. فرداهای تنهایی اش را؛

    شب هایی را که باید بی تو به خواب های سراسر کابوس برود،
    بی آنکه چشم هایت را در روشنایی کم سوی چراغ، بر پهنایش بچرخانی.

    ذکر «أَمَّنْ یُجیبُ»، دیوارهای خانه را در تکان گریه می لرزاند.
    ستاره های آسمان، یکی یکی از دهانت در کاسه ای از خون می افتند.

    ماه، در صورتت خوابیده است. ماه، روشن و روشن تر می شود.
    قطره های خون، صورت ماه را رنگ می کنند.

    ماه، سرخ تر و سرخ تر می شود؛
    سرخ تر از گونه های بی رنگت، گونه های رنگ پریده آغشته به خونت.

    نسیم در پیراهنت، زخم سینه ات را مویه می کند.
    جهان از سرما می لرزد.


    بسترت در آتش تب می سوزد.
    گره گره به آخر جهان نزدیک تر می شوی.

    نفس های نیمه کاره ات، آغشته بهشتند؛
    آغشته بوی خداوند، آغشته باران، آغشته ابرهایی که بهارها را
    گریه می کنند؛ بهارهایی که با بغض های تلخ تو شکوفه خواهند داد.

    در خاک بقیع، در بقیع بی بقعه، زیر گرمای سوزانی که عرق پرواز
    را بر بال های غربت کبوتران شعله می کشد.




    نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام}
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 08-09-1393 در ساعت 00:18


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  2. #12
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    کریم اهل بیت



    باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی امان نفرت و کینه؟
    باور کنم که این آسمان پرستاره، پیکر توست که مهبط
    زخم های مکرر جهل و عصیان است؟

    این تن توست که در طواف یکریز تیرهای کینه توز، به گل نشسته؟
    تنی را که در هجوم بی امان بارانی توامان حسادت و نفرت
    تشییع می شود، روزی زینت شانه های پیامبر صلی الله علیه و آله بود

    روزی زینت دامان فاطمه علیهاالسلام بود.
    این پیکری که در احاطه شعله های تنگ نظر در نهایت بی رحمی
    و قساوت پرپر می شود، پیکر آقای جوانان اهل بهشت است.


    روزگار غربتت را پایانی نیست.روزگاری در شبیخون خیانت ها و
    توطئه ها، تن به صلحی سبز می دهی ـ به اجبارـ تا دین بماند و روزگاری
    دیگر، در حریم خانه خود، آشنایی بیگانه از پشت به تو خنجر می زند.

    تو حتی در خانه خویش هم غریبی.
    همسرت، روشنان حضور آسمانی ات را تاب نیاورد؛


    زنی که لایق سایبان مهربانی ات نبود، زنی که به رسم آشنایی
    زهر بی وفایی به کامت ریخت.داستان غربت تو هنوز ادامه دارد.

    از کوچه های بنی هاشم، از کبودی صورت مادر تا امروز
    در تشییع مظلومانه پیکرت، در هجوم تیرهای نفرت و کینه!


    چشم های تنگ نظر، تاب نیاوردند بزرگی ات را؛
    دیدند و خود را به کوری زدند!

    حق ناشناسان فتنه جو که عمری بر گرد خوان کرامتت
    میهمان بودند، امروز، به تقاص آن همه خوبی و مهربانی، گرد هم آمدند
    تا پیکرت را تیرباران کنند؛ در برابر دیدگان فاطمی حسین علیه السلام
    و صبوری حیدری عباس!


    گرد هم آمدند تا شعله شعله داغ بگذارند بر دل خونین زینب علیهاالسلام .
    یا کریم اهل بیت! اینک من آمده ام، تا شریک غربتت باشم.

    آمدم تا زائر مزار بی چراغت باشم، تا بر سفره کرامتت
    میهمان شوم حالا این من و این وسعت بی حد
    و مرز کرامت تو یا کریم اهل بیت!



    نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام}
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 06-09-1393 در ساعت 16:47


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  3. #13
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    غریب شهر خود





    آخر، غربت هم اندازه ای دارد، صبر هم حدی دارد، غم هم... آه!
    چه بگویم از غم های بی کران تو ای پیشوای غریب!؟


    گفتم: غریب؟ چه کنم که حروف، غیر از این توانی برای بیان
    حال تو ندارد؛ وگرنه کجا با یک کلمه می شود به عمق غربت تو رسید؟

    حال تو را چه کسی جز خدای تو می داند؟
    تو حتی در میان اهل خانه خود غریب بودی و نگاه غمگینت
    را حتی از همسرت می پوشاندی.

    دلت شده بود خانه دردهای نگفتنی.
    جز به خواهرت، به چه کسی می توانستی اعتماد کنی؛
    آن گاه که ظرف طلب کردی برای فوران درد این سال ها؟


    سال ها بود زهر در کام داشتی و دم برنمی آوردی.
    سال ها بود به هر بهانه ای راه خانه مخفی مادر را
    پیش می گرفتی و زائر شبانه اش بودی، دردت را به خاک او که
    نمی گفتی،دیگر چه کسی می توانست مرهم زخم هایت باشد؟


    سال ها بود حتی برای زیارت مزار جدت باید از ازدحام
    نگاه های مرموز و پرکینه ای عبور می کردی
    و خود می دانستی معنی آن نگاه ها را.


    سال ها بود پشت صبر را به خاک رسانده بودی
    و طاقت برایت شده بود لهجه هر مصیبتی.


    با این حال، هر که از هر کجا بی نصیب می ماند
    راه خانه تو احاطه اش می کرد و ناگاه، خود را جلوی دروازه
    کرامت تو می دید و بی پروا طلب می کرد حاجتش را.


    آخر می دانست کریمی و به این صفت از همه به جدت شبیه تری؛
    حتی چهره نورانی ات، همه را مسافر روزهای خوش مدینه با رسول می کرد.


    از کوچه که می گذشتی، هر کس به بهانه ای در مسیر راهت
    می ایستاد تا لحظه ای، جلوه ای از بهشت را در سیمای ملکوتی تو ببیند
    و تو با آن لبخند بی ریا و مهربانت به او سلام کنی؛ درست مثل جد بزرگوارت.


    با این همه، تو در شهر خودت هم غریب بودی
    و در خانه ات و در میان دوستان.


    حالا چگونه می شود این همه غربت را با یک کلمه تصویر کرد
    امام مظلوم و غریب ما، امام حسن مجتبی علیه السلام .






    نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام}
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 08-09-1393 در ساعت 00:20


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  4. #14
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    تو می روی و من می مانم





    تو تلخی زیر کامت از ماجرای تحمیلی صلح را در
    طعم سوزناک زهر خیانت مزه مزه می کنی و من رد
    سوزش آن را با جگر شرحه شرحه ات دنبال می کنم.


    تو در آتش نابهنگام دل، زینب علیهاالسلام را صدا می زنی
    و من در توفان خاکستر جانم، مادر را به کمک می طلبم.


    تو آه سینه را فرو می خوری و من بغض دیرپای خویش را.
    تو گریه هایت را در دامان طشت می ریزی و
    من سر به دامان حسین علیه السلام.


    تو طشت را پر از خونابه جگر می کنی
    و من کاسه چشم را آغشته به خون دل.


    تو سر به زیر عبا می کشی تا نبینم لب های کبودت
    را و من سر به زیر چادر می برم تا نبینی دانه های سرخ اشک هایم را.


    تو دست کوچک عبدالله را در دست من می گذاری
    و من دست او را در دست حسین علیه السلام.


    تو با یک آه تا کربلا می روی و من با دست بریده عبدالله جا می مانم.
    تو جنازه به تیر و کمان می سپاری و من، دل
    به خشم فرو خورده عباس علیه السلام.


    تو راه به سوی بقیع پیش می گیری و من راه خانه ای با در نیم سوخته.
    تو شب های سکوت ابدی ات را به عطر مزار گمشده
    ما در می آمیزی و من شب های گریه های خاموشم
    را به بوی یاسی که نسیم از بقیع می آورد.


    تو می روی و کوله بار اندوه موروثی فاطمه علیهاالسلام
    را بر شانه های حسین علیه السلام می نهی و من می مانم
    تا آن را از گودال کربلا به امانت بردارم.


    نزهت بادی



    نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام}
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 21-08-1394 در ساعت 14:18


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  5. #15
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    چراغ همیشه روشن مظلومیت


    پنجره دل را باز کن تا به تازگی خویش هم قدری ببالی
    تا روحت به آن سوی ندیده ها هم نظر بیفکند.


    دریا پر گرفته است برای آستان بوسی نامی که خود نور است.
    ابرها، کشان کشان می آیند و به این نقطه که می رسند
    متحیر می مانند و حقارت خویش را بر بلندای ظاهر، به شرم می نشینند.


    غزل ها دلتنگی های شبانه را پشت دیوار بقیع می برند.
    با پای دل آمده ایم اینجا؛

    اندکی خویش را باید در نظر نداشت تا شاید نظر کنند.

    صمیمی ترین لحظه ها را می شود از متن این فضا گرفت.

    حالِ عجیبی است؛ تمام پدیده ها، امشب را در همسایگی شیون
    به سر می برند؛ شیونی که غرق در عطرِ خوشِ خداست.


    در این قطعه از زمین، جهانی از استغاثه شناور است.
    در این فرصت، دلِ هر قلم اگر در مسیر شفاعت نتپد، بیمار است.


    اینجا همه چیز ساده و صمیمی است و مهیا برای اینکه انسان
    گوشه ای از روح خود را برای تبرک، به آسمان بقیع بزند.


    نه اکنون، که پیش از ما چقدر رؤیای بهشتی به این دیار فرستاده شده!
    چقدر خواسته های شریف، در سینه این خاکْ پنهان شده!

    دنیا، نگاشته ای از منظومه های بلند روشن است.
    وقتی صحبت از اینجا می شود، نسیم ایمان می وزد از چهار سو؛

    به ضمیمه رنگی از غربت.

    اصلاً غروب اینجا خیمه زده است حتی در نیمه روز.
    بر این خاک، دلتنگی آسمان پاشیده شده است.


    وقتی صحبت از اینجا می شود، غمی بزرگ بر سینه انسان می نشیند و
    اندوهی پهناور.
    در قبرستان تاریک بقیع، چراغ مظلومیت، همیشه روشن است.

    اینجا مظلومیت امام مجتبی علیه السلام بازخوانی می شود.
    حدیث بیرون منزلش: نارفیقان و یاران مخالف؛

    آنان که می آمدند و سجاده از زیر پای آقا می کشیدند.

    حدیث درون خانه اش هم که معلوم است!

    ... و حدیث این قبرستان...
    اینجا تاریک است و بی بارگاه و خلوت.


    محمد کاظم بدرالدین


    نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام}
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 06-09-1393 در ساعت 16:49


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  6. #16
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    لحظه هاى غریبى است. شکوه برزخى یک سفر بى بازگشت؛
    بغض ترک خورده یک سکوت طولانى!

    زمان به افطار نزدیک مى شود و زمین به لرزشى عظیم تن مى دهد.
    روزه سختى بود. همه زخم هاى اسلام در روزه امروز او حلول کرده است.


    بغض، گلوى صبرش را مى فشارد.
    مدت هاست که با غمى مهیب دست به گریبان است،
    ولى اینک دلش براى سفرى تنگ شده است!

    این شب ها، مکر مخفیانه اى در خانه او رخنه کرده است.
    همسرش جعده، مدتى است مرموز و تلخ به او مى نگرد.
    عجیب تر اینکه از نگاه امام فرارى است.


    به غروب نزدیک مى شود؛ به غروبى غریبانه!
    پس از على علیه السلام ، چه بار سنگینى بر شانه هاى شکسته اش منزل کرد!

    آن جماعت به ظاهر مسلمان، چقدر پشت او را خالى کردند
    و چه ها بر سر دل بى تابش آوردند! خدا مى داند.


    اینکه با قرصى نان و مشتى خرما و جرعه اى آب روزه بگشاید، افطار نیست.
    آیا روزه خاموشى او را گاه افطارى روشن فرا مى رسد؟!

    تقدیرش روزه صبر و سکوت بود و تقدیر حسین علیه السلام
    افطار روشن فریاد و حماسه.


    از کوزه مى نوشد تا افطار کرده باشد،
    اما زهر در تاروپودش حلول مى کند و... .

    زینب علیهاالسلام جامه سوم مصیبت را بر تن مى کند.
    شام سیاه مدینه جارى شده و جگر پاره امام بر تشت... .


    بقیع منتظر است؛ زیرا خوب مى داند دشمن اجازه دفن او را
    کنار مرقد پیامبر نخواهد داد؛ حتى اگر جنازه اش تیرباران شود...

    روزگار غریبى است و امام مجتبى علیه السلام تنهاترین مرد.
    این را شهادت غریبانه اش شهادت داده است.


    محبوبه زارع



    نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام}
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 06-09-1393 در ساعت 16:50
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  7. #17
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    کسی را خبر نکن!





    کسی را خبر نکن؛
    بگذار در چهاردیواری غربت خویش جان دهم!


    همان بهتر که کسی نفهمد زهری که بر جانم نشسته
    از نیش مار خانگی ام برخاسته که نان و نمک مرا خورده است.


    پدرم در گریز از غم غربت در میان جماعت حق نشناس
    خانه نشینی را برگزید تا با خاری در چشم و استخوانی در گلو
    شیوه سکوت پیشه کند، اما من در زیر باران تهمت
    و زخم زبان و طعنه، سایه بان خانه خویش را شکسته دیدم.

    دشمن، آخرین پناه و دستگیرم را نیز به اشغال خود درآورده بود.

    خورشید را با کرم شب تاب عوض کردی!

    مرا تنها بگذار، دیگر نیازی نیست بوی
    خیانت را در پستوی خانه پنهان کنی!


    تمام این روزها که بی وفایی ات را با دروغ به هم می بافتی
    تا تشت رسوایی ات از بام نیفتد، تاروپود قالی کهنه
    و پوسیده دلت، پیش رویم از هم گسسته بود.


    تو گمان کردی آن وعده های سر خرمنِ سوخته
    می تواند مس وجود تو را طلا کند و ازاین رو، خورشید
    را با یک مشت کرم شب تاب عوض کردی!


    طلا در همین خانه بود و راز کیمیاگری در دوست داشتن نور!
    نگذار چشم زینب علیهاالسلام به تو بیفتد!

    از این خانه برو!
    صدای قدم های پرشتاب خواهرم در کوچه می پیچد.


    هزار بار در دل آرزو کرده است خدا کند که خبر دروغ باشد
    و تو بهتر از هرکسی می دانی که خبر را به درستی
    به گوش عقیله بنی هاشم رسانده اند.


    به کنیزان گفته ام تشت پر از خونابه های جگرم را پنهان کنند.
    به تو نیز می گویم که پیش از ورود زینب علیهاالسلام از اینجا برو.

    طاقت ندارم پیش از کربلای حسین علیه السلام
    چشم خواهرم به چشم قاتل برادرش بیفتد.


    همان یک کربلا برای خمیدن قامت زینب علیهاالسلام کافی است.





    نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام}
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 06-09-1393 در ساعت 16:51


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  8. #18
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    او هنوز هم غریب است




    می گویی غریب است؛ مظلوم است؟
    برایش گریه می کنی و اشک می ریزی؟
    راست می گویی، حسن در هاله ای از مظلومیت و غربت پنهان
    است و جای آن دارد که برای غربتش خون گریه کنی به جای اشک.

    حتّی آستان و بارگاهی ندارد که زیر سایه آن، از آفتاب گرم مدینه
    خلاص شوی؛ تنها کاری که می توانی انجام دهی این است که
    روزها پای پوشت را به خاطره کفشداری بقیع بسپاری و
    با پای برهنه مهمان او شوی؛ آن هم از دور.


    زیارتنامه ات را آرام بخوان! مواظب شکفتن بغضت باش که
    به گوش شرطه های وهّابی نرسد! این جا غیر از حال خودت
    باید مواظب اتّحاد مسلمانان و سهمیه زائران ایرانی باشی.


    شب ها امّا حال دیگری دارد؛ درست است که درها بسته، امّا
    دیگر کسی برای نمناکی صورتت، چپ چپ نگاهت نمی کند
    و به نشانه اعتراض، آیات شرک را برایت لقلقه نمی کند.

    حالا می توانی سرت را در شبکه های پنجره ها فرو ببری
    و پیشانی ات را به آن بچسبانی و تا دلت می خواهد گریه کنی
    و خالی شوی. تازه در آن ظلمت کسی از حال چشم هایت هم باخبر نمی شود.

    امّا از همه اینها که بگذری، یک چیزی می ماند که مثل سنگ
    توی دل آدم سنگینی می کند. چرا؟ این همه غربت برای چیست؟


    مگر امام حسن علیه السلام سید جوانان
    اهل بهشت نیست؟ کریم اهل بیت نیست؟

    آخر می دانی! نه این که امام فقط در مدینه غریب باشد،
    نه؛ او در بین دل های ما نیز غریب است؛
    همان طور که تاریخ، حدیث غریبی او را به دوش می کشد.


    امام غریب ما، همان رزمنده ای است که حضرت
    امیرالمؤمنین علیه السلام بارها او را از قلب سپاه دشمن بیرون
    می کشید و دیگرانرا سفارش می فرمود، مراقب او باشند تا نسل
    پیامبر صلی الله علیه و آله با شهادتش در خطر نیافتد.


    همان امامی است که در جریان فتنه جمل، به کوفه رفت و با
    خطبه کوتاه و چشمگیر خود، جمع عظیمی را
    بر جنگ علیه اهل جمل تحریک کرد.

    امام ما، همان امامی است که سه بار، مال خود را با
    خدا تقسیم کرد و 25 بار نیز بیابان های گرم حجاز را برای
    زیارت خانه دوست، با پای پیاده طی کرد.

    امام ما با همه بزرگواری اش و با همه سخاوت و شجاعت
    و کرمش، هنوز هم غریب است، هنوز هم.


    سید حسین ذاکرزاده




    نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام}
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 07-09-1393 در ساعت 23:24


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  9. #19
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زینب اعصاره ی صبرم، آرامش دلم!
    هیچ گاه نتوانستم از غصه ی دلم برایت بگویم و
    خستگی هایم را به پای نگاه مهربانت بریزم
    هرچند همه ی دلخوشی ام تو بودی!

    تو کربلا را در پیش داری، همان یک عاشورا برای پیرکردن تو بس است
    مخواه که حدیث غربتم را برایت بازگویم که تاب دیدن اندوهت را ندارم!


    روایت تنهایی من تکرارِ مظلومیت پدر است که مرا نیز تنها گذاشتند
    پشتم را خالی کردند آن چنان که فرماندهان لشکرم در
    خظ به معاویه نوشتند «اگر به عراق آیی پیمان می بندیم که حسن
    را دست بسته به تو می سپاریم».

    بگذار مرا «مزل المؤمنین» خطاب کنند، بگذار سنگم
    بزنند و بگویند مؤمنین را روسیاه کردی!



    اما کدام مؤمن! ایماننزدانیان بازیچه ای است برای رسیدن به
    آن چه نفسشان می طلبد! من از کوفیان دلسرد شدم چون پدرم
    راکشنتد، اثاثم را غارت کردند و نیزه بر شکمم زدند....


    شایعه ی سازشِ من با معاویه که پخش شد، خیل عظیمی از لشکرم
    به سوی خیمه ام حمله کردند، شمشیرها به رویم کشیده شد
    و مظلومیت جامه ای شد بر اندامم!



    زینب جان! قاسم این جا چه می کند؟
    چطور از نگاه تو فرار کرده و خودش را به بسترم رسانده است
    او راآرام کن خواهرم! به او بگو اگر بعد از من بچه های
    مدینه او و عبداللّه کوچکم را آزار دادندو در نزدشان نام مرا به بدی بردند
    غم به دلشان راه ندهند و نزد عمویشان عباس علیه السلام بروند.

    تا عباس هست بوی یتیمی در شامه ی هیچ کودکی نمی پیچد
    و احساس بی کسی بر دل هیچ غریبی چنگ نمی زند.


    به او بگو که پهلویش ذخیره ی کربلاست و دست کوچک عبداللّه
    نذر حسین علیه السلام، بگو که جای مرا در کربلایش حسین خالی نگذارند.



    خواهرم! تو خلاصه ی غصه های ما اهل بیت هستی!
    آخرین روز حیات مادر را بیاداری که درگوشت چیزی
    نجوا کرد و از آن پس نگاه توست و خنجر حسین علیه السلام؟!

    نمی دانم از جنازه ام برایت گفته است خبر داری که مرا به
    حرم جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله راه نمی دهند
    و تابوتم میزبان هفتاد چوبه ی تیر می شود؟



    کاش کفنم را نگاه نکنی و خونی را که از نوک تیرها می چکد
    نبینی، دست را به یاد آن شبی ارم کن که هنگام غسل هنوز
    از سینه ی ما در خون می چکید.



    خداحافظ زینبم!
    در این سال ها جای خالی فاطمه علیهاالسلام را
    برای همه ی ما پر کردی، دلم برای مهربانی هایت تنگ می شود.

    صبور باش پاره ی دلم!
    من گریه ام برای توست، تو «ام المصائب» عالمی!


    همین که می دانم بعد از من بر تو و حسین علیه السلام چه
    خواهد گذشت کافی است که مرا به تلاطم وا دارد. پس گریه نکن
    وجگرم را در این گاهِ رفتن بیش از این مسوزان!



    عزیزم! نگاه کن مادر به استقبالم آمده، با همان قدِ کمان
    و پهلوی شکسته! ببین چگونه سرم را بر سینه ی خیش چسبانده است!


    ازکناربسترم بلند شو و بی تابی مکن که خدا این جا حضور دارد
    و مخاطب من شده است تا با او حدیث دردهایم را بگویم:

    «خدایا! تنهایی، مرا آزار می دهد و دلم سخت گرفته
    و خسته است، خسته از جفای کوچه ها، خسته از آزارهای
    اهل خانه ام، خسته از زخم زبان و ملامت، خسته از این همه
    مصیبت که دلم را شرحه شرحه کرده است! آغوش بگشا و حسین را دریاب!».





    نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام}
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 28-09-1393 در ساعت 14:54


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  10. #20
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    زینب اعصاره ی صبرم، آرامش دلم!
    هیچ گاه نتوانستم از غصه ی دلم برایت بگویم
    و خستگی هایم را به پای نگاه مهربانت بریزم
    هرچند همه ی دلخوشی ام تو بودی!

    تو کربلا را در پیش داری، همان یک عاشورا برای پیرکردن
    تو بس است، مخواه که حدیث غربتم را برایت بازگویم
    که تاب دیدن اندوهت را ندارم!


    روایت تنهایی من تکرارِ مظلومیت پدر است که مرا نیز تنها گذاشتند
    پشتم را خالی کردند آن چنان که فرماندهان لشکرم در
    خظ به معاویه نوشتند


    «اگر به عراق آیی پیمان می بندیم که حسن را دست بسته به تو می سپاریم». ب


    گذار مرا «مزل المؤمنین» خطاب کنند، بگذار سنگم بزنند
    و بگویند مؤمنین را روسیاه کردی!

    اما کدام مؤمن! ایماننزدانیان بازیچه ای است برای رسیدن
    به آن چه نفسشان می طلبد!

    من از کوفیان دلسرد شدم چون پدرم راکشنتد، اثاثم را
    غارت کردند و نیزه بر شکمم زدند....

    شایعه ی سازشِ من با معاویه که پخش شد، خیل عظیمی
    از لشکرم به سوی خیمه ام حمله کردند، شمشیرها
    به رویم کشیده شد و مظلومیت جامه ای شد بر اندامم!


    زینب جان! قاسم این جا چه می کند؟
    چطور از نگاه تو فرار کرده و خودش را به بسترم رسانده است
    او راآرام کن خواهرم!

    به او بگو اگر بعد از من بچه های مدینه او و عبداللّه کوچکم
    را آزار دادندو در نزدشان نام مرا به بدی بردند
    غم به دلشان راه ندهند و نزد عمویشان عباس علیه السلام بروند.


    تا عباس هست بوی یتیمی در شامه ی هیچ کودکی نمی پیچد
    و احساس بی کسی بر دل هیچ غریبی چنگ نمی زند.

    به او بگو که پهلویش ذخیره ی کربلاست و دست کوچک عبداللّه
    نذر حسین علیه السلام، بگو که جای مرا در کربلایش حسین خالی نگذارند.


    نیستان اندوه {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی علیه السلام}
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 16-08-1395 در ساعت 00:30


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •