سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 41

موضوع: در محضر استاد.

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    یعنی در زندگی نوبت تو شده بود. عمر و جوانی و مال به تو دادند. اگر تو، از روی نفهمی ، در قمار زندگی باختی ، تقصیر چه کسی است؟ آقایان! شما را به خدا، شب‏ ها در یک اتاق ، ساعتی را به آینده ‏ی خودتان فکر کنید و بدانید از همین اتاق جنازه ‏ی شما را بیرون می ‏برند و روی همین فرش‏ ها دیگران کیف می ‏کنند.

    میلیون‏ ها سال از عمر دنیا گذشته است و تو در این روزگار به دنیا آمده‏ ای. وسایلی هم در اختیار توست که با داشتن آن‏ ها می ‏توانی سعادتِ جاودان برای خودت تأمین کنی. تو که بد باختی به کسی مربوط نیست. چرا سرگرم آب و علفی؟! بدان که چه بخواهی و چه نخواهی :




    تو را به تخته‏ ی تابوت برکشند از تخت‏
    اگر چه لشکر و مُلکت هزار خواهد بود


    امضاء

  2. تشكرها 2


  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    در روان‏ شناسی بحثی است تحت عنوان فرار از واقعیّت ؛ یعنی روح آدمی بدان جهت که راحت‏ طلب است ، از فکر مرگ و بعد از آن فرار می ‏کند و خود را به مطالب دنیا سرگرم می ‏سازد.

    اگر به زور هم شده باید به خودتان بفهمانید که از هر چیز می ‏شود فرار کرد ، غیر از مرگ که چاره ا‏ی از آن نیست. خدا به پیغمبرش می ‏گوید :

    « إنَّکَ مَیِّتٌ وَ إنَّهُمْ مَیِّتون »(18) « تو می میری ؛ این‏ ها هم می ‏میرند.»


    چه ‏قدر بدبخت است انسانی که یک عمر جان می ‏کَنَد ، قبر و قیامت را هم فراموش می ‏کند ؛ آن‏ هم برای تأمین زندگانی کسانی که پس از مرگش ، حتّی در سال یک ‏دفعه هم فکر نمی ‏کنند که ما پدری داشتیم که دنیا و آخرتش را فدای ما کرد! زهی حماقت و بدبختی!!
    امضاء

  4. تشكرها 2


  5. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    جُناده از اصحاب امام حسن ـ ‏علیه السلام - می ‏گوید : در مرضِ موت به عیادت آن حضرت رفتم. تشتی در مقابل ایشان بود. از دهان مبارک آن‏ حضرت خون در آن می ‏ریخت. عرض کردم : مرا موعظه بفرمایید. فرمود :

    « اِسْتَعِدَّ لِسَفَرِک وَ حَصِّلْ زادَکَ قَبْلَ حُلولِ أجَلِک وَ اعْلَمْ أ نَّکَ تَطْلُبُ الدُّنْیا وَ الْمَوْتُ یَطْلُبُک ... وَ اعْلَمْ أ نَّکَ لا تَکْسِبُ مِنَ الْمالِ شَیْئاً فَوْقَ قوتِک إلّا کُنْتَ فیهِ خازِناً لِغَیْرِک.»(19)


    « مهیّای سفر آخرت باش و پیش از مرگ ، زادِ راهی برای خود فراهم کن و بدان که تو دنبال دنیا هستی و مرگ در طلب تو و هر چه را که بیش از احتیاج روزانه ‏ات تهیّه کنی ، مال دیگران است که بعد از مرگِ تو از آن استفاده می کنند.»





    امضاء

  6. تشكرها 2


  7. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض









    آری ، بعضی از افرادِ عاقل هم هستند که هدف آنان از طلبِ مال ، کارهای انسانی است و در سال میلیون‏ ها تومان در راه تعلیم و تربیت صرف می ‏کنند. چه ‏قدر فرق است بین این انسان و آن دیوانه ا‏ی که مرتّب جان می ‏کَنَد و خواب و خوراک را بر خودش حرام می ‏کند تا چند صفر بر موجودی بانکش اضافه شود!

    امیرمؤمنان ‏علیه السلام ‏می فرماید :

    «
    فَبَیْنا هُوَ یَضْحَکُ إلَی الدُّنْیا وَ تَضْحَکُ إلَیْهِ فی ظِلِّ عَیْشٍ غَفول إذْ وَطِى‏ءَ الدَّهْرُ حَسَکَه.»(20)

    « در حالی که (انسان غافل) به دنیا می خندد و در نهایت خوشی و بی خبری است ، ناگهان دنیا خارش را به او فرو می کند ( و راهی قبرستان می شود ).» پیامبر اکرم ‏صلی الله علیه وآله وسلم‏ به ابوذر فرمود :

    «
    یا أباذَرّ! إذا أصْبَحْتَ فَلاتُحَدِّثْ نَفْسَکَ بَالْمَساء وَ إذا أمْسَیْتَ فَلاتُحَدِّثْ نَفْسَکَ بِالصَّباح.»(21)

    « صبح که بیدار شدی مگو : امشب در دنیا هستم و شب که خوابیدی مگو: صبح از خواب بیدار می شوم.»



    امضاء

  8. تشكرها 2


  9. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    « علی ‏جان » مستخدم مدرسه ، جوانِ سالم و قوی ، یک روز صبح ، دیگر از خواب بیدار نشد. لااقلّ احتمال این مطلب را درباره‏ ی خودمان بدهیم. ولی ما به ‏قدری بیچاره‏ ایم که در زندگی از روش بُزها پیروی می کنیم.

    یک بُز از نهر می پرد ؛ چهار هزار تا دنبالش می پرند. ما هم می گوییم : همه ، پول برای وارث جمع می کنند ، ما هم باید جمع کنیم.

    وقتی می گویی : پیامبر و امیرالمؤمنین و امام حسن‏ صلوات ‏اللَّه ‏علیهم ‏فرمودند که : در زندگی به حدّاقل قانع باش و اگر مال فراهم می کنی با آن کار انسانی کن ؛ ابداً نمی فهمد و می گوید :




    گر زنی دمّ و گر زنی سُمّم‏
    من که از جای خود نمی ‏جُنبم!



    امضاء

  10. تشكرها 2


  11. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    از خداوندِ عالَم بخواهید به شما کمک کند تا از این خوابِ گران بیدار شوید. اگر به این افرادِ بی ‏خبر از خدا بگویید :

    عمل این مرد حجّت نیست ؛ دنباله ‏رو نباش؛ این‏ ها همان‏ هایی هستند که با یک غوره سردی و با یک کشمش گرمیشان می کند و اگر یک وصله به لباست بزنی ، جواب سلامت را نمی ‏دهند ؛ به‏ خاطر این‏ ها دنیا و آخرت و قبر و قیامت را از دست مده... نمی ‏فهمد.

    اگر ما به‏ جای سینه ‏زدن ‏ها و پلوخوردن‏ ها ، چند دقیقه ‏ی در عمر، فکر می کردیم که ما مسلمانیم و قرآن را قبول داریم ؛ این قرآن می گوید :

    « وَ إنْ تُطِعْ أکْثَرَ مَنْ فِی الْأرْضِ یُضِلّوکَ عَنْ سَبیلِ اللَّه»(22)

    « اگر دنباله ‏رو بیشتر مردم باشی ، از راه خدا گم‏راهت می کنند.» دیگر وضع ما غیر از این بود که هست و مایه‏ ی هلاکت میلیون‏ ها نفر نمی شدیم. به این مثال توجّه کنید :

    امضاء

  12. تشكرها 2


  13. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    شما در طبقه‏ ی پنجمِ ساختمان هستید. کودکی پنج ‏ساله خودش را پرت می ‏کند و می ‏میرد. همه می ‏گویند : شما او را کشتید. هر چه بگویید :

    به خدا قسم ، من او را هل ندادم ، می ‏گویند : می توانستی نگهش داری و نکردی. آیا این حرف صحیح است یا نه ؟ ما که می ‏توانستیم با صرف نیرو و مال ، هزارها بچّه ‏مسلمان را نجات دهیم ولی فکر مال و تجمّلات نگذاشت این کار را بکنیم و هزارها بچّه‏ مسلمان نابود شدند؛ آیا مسؤول جان و روح آن‏ها نیستیم؟

    ترسم از آن شب که شبیخون زنند
    خوارت از این دایره بیرون کنند

    خواه بنه مایه و خواهی بباز
    کآنچه دهند از تو ستانند باز

    خانه ‏ی داد و ستد است این جهان‏
    کاین بدهد حالی و بستاند آن‏

    گرچه یکی کرم بریشم‏گر است‏
    باز یکی کرم بریشم ‏خَور است‏

    کیست که این دزد ز راهش نَبُرد
    و آفت این غول به چاهش نبُرد؟

    امضاء

  14. تشكرها 2


  15. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    ممکن است کسی از شما نتواند مثل مرحوم شالچیان بنیان‏گذار مدرسه‏ ی باشد و هزاران نفر را نجات دهد ؛ ولی لااقلّ هر یک از شما از پسر خودش دستگیری کند؛ از راه کنترل معاشرت‏ ها و لباس ساده پوشیدن و از همه مهم ‏تر:

    خودتان را طوری بسازید که سمبل و الگوی زندگی او باشید. نگویید: سخت است.

    آری ، خیلی هم سخت است ولی پیامبر اکرم‏ صلی الله علیه وآله وسلم ‏فرمودند: « مؤمن زیرک است.»(23)

    اگر دو کار پیش آید که هر دو ضرر دارد ، کم‏ ضررتر را انتخاب می ‏کند و اگر هر دو نفع دارد ، آن کاری را که نفعش بیشتر است انجام می ‏دهد. آیا اگر از حالا پیش‏ گیری کنید و زحمت خودسازی را به خودتان بدهید سخت ‏تر است یا روزی که با یک جوانِ منحرف که مجسّمه‏ ی فساد اخلاق و امراض روانی است مواجه شدید؟
    امضاء

  16. تشكرها 2


  17. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    خانم مرحوم آقای روزبه می ‏گفت :

    ایشان یک روز صبح ، پیش از رفتن به مدرسه ، چای را در نعلبکی ریخته بود و فوت می کرد تا زودتر خنک شود. گفتم : قدری صبر کنید ؛ خنک می شود. گفت : بچّه ا‏ی در مدرسه در حال غرق ‏شدن است ؛ باید زودتر بروم و نجاتش بدهم.

    گفتم : مدرسه که حوض ندارد! گفت : می ‏خواهم چند دقیقه زودتر بروم تا شاید یک نفر را از غرق ‏شدن در این اجتماع فاسد نجات بدهم. ملاحظه کنید. این یک انسان است و کسی هم که فقط می ‏گوید : خودم و زن و بچّه ‏ام بلکه حتّی این را هم نمی ‏گوید و فقط می ‏گوید : پول! پول! - این هم انسان است.




    تو کز محنت دیگران بی ‏غمى‏
    نشاید که نامت نهند آدمى‏




    ای بیچاره ! برای چه کسی این ‏همه جان می ‏کَنی؟ صبر کن تا ببینی حتّی یک شب نمی ‏گذارند جنازه ‏ات در خانه بماند و با التماس به خادم مسجد ، در مسجد جایت می دهند.


    امضاء

  18. تشكرها 2


  19. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض









    یکی از علمای تهران گفت:

    یک بازاری مرا به خانه ‏ی خودش دعوت کرد. با آسانسور به طبقه‏ ی چهارم رفتیم. منظره‏ ی عجیبی بود.

    فرش‏ ها و لوسترها و تابلوهای نقّاشی و... در حدود چندین میلیون تومان اثاثیه در آن‏جا بود. در موقع برگشتن ، از پلّه ‏ها پایین آمدیم. به هر طبقه که می رسیدیم ، هر کدام به رنگ خاصّی بود؛ با همان وضع تجمّلی ننگ ‏آور.

    بعد از سه شب ، پسره ی این بازاری آمدند به مسجد که : پدرمان مرده است. گفتم : من چه کنم؟ گفتند : اجازه بدهید جنازه را به مسجد بیاوریم.

    گفتم : مسجد جای جنازه نیست.

    گفتند : در اتاق فرّاش بگذاریم. گفتم : زن و بچّه ‏ی او در آن اتاق‏ند؛ امکان ندارد. بگذارید یک شب در خانه بماند.

    گفتند : می ترسیم. گفتم : در یک اتاق بگذارید و در را هم قفل کنید. گفتند: باز هم می ترسیم. بالاخره ، آن شب حاج آقا تا صبح میهمان راهرو مستراح مسجد بود!
    امضاء

  20. تشكرها 2


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی