پي‌ نوشتها:



* اين مقاله بدعوت كنگره جهاني فلسفه مسكو در ماه مي سال 2005 (خرداد 84) در كشور روسيه نوشته و ارائه شده است.



1. اسفار, ج2, ص 3, چاپ بنياد حکمت اسلامي صدرا



2. تمايز از لحاظ شناخت فلسفي بهتر.



3. نکته جالب در فلسفه ملاصدرا وجودي (انتولوژيک) بودن خود شناخت و علم است. شايد بهمين دليل است ملاصدرا وجود ذهني راکه محور اصلي شناخت است در کتاب خود در بخش مربوط به وجود شناسي آورده است.



4. اسفار, ج1, فصل وجود ذهنی. دراين باره حديث و جمله ای از پيامبر اکرم (ص) روايت شده است.



5. فرق اين دو گونه علم وشناخت در آن است که علم حصولي 1. علمي نارساست 2. غير مستقيم است. 3. انفعالي و انعکاسي است ولي علم حضوري انعکاس شيء خارجي نيست بلکه احاطه به آن, و در واقع رسيدن به عين آن حقيقت و احضار کردن آن يا او را در «حضور» خود يافتن است. علم حصولي شناخت ماهيت و مفهوم است ولي علم حضوري شناخت وجود آن مي‌باشد.
پديده شناخت اگرچه پلي براي رسيدن به فلسفه است ولي وجودي بنفسه نيست بلکه آن را مي‌توان يکي از مسائل وجودشناسي (انتولوژي) دانست که ضمن وجود انسان است و پديده‌اي اين جهاني است. ملاصدرا به اين نکته ظريف توجه کرده و اثبات کرد که وجود بر دو گونه و در دو ظرف است: وجود خارجي و «وجود ذهني».



6. می توان آنرا به ماکت سازی مهندس آرشيتکت تشبيه کرد با اين تفاوت که مهندس، پديده ذهنی خود را در مقياس بزرگتر در خارج می‌سازد و ذهن ماهيت خارجی اشياء را در مقياس کوچکتر در ذهن خلق می‌کند.



7. کلی طبيعی فلسفی را نوعی خاص و متفاوت با کلی منطقی دانسته‌اند.



8. اين موضوع از فلاسفه باستاني نيز نقل شده و قبول نوعي سلسله مراتب در جهان طبيعت با اين حقيقت در ارتباط است.



9. که در فلسفه اشراقي و فلوطيني از آن به پدر تعبير کردند.



10. در فلسفه اسلامي به آن Object معلوم بالعرض (بالواسطه) مي‌گويند.



11. به آن در فلسفه اسلامي Subject معلوم بالذات (بيواسطه) نام داده‌اند.


(¯*•¸.. ..¸.•*¯)مسئلهٴ شناخت در فلسفهٴ اسلامي (¯*•¸.. ..¸.•*¯)