سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 67

موضوع: ای ساربان! محمل نگهدار، آمد به منزل کاروان،منزل نگهدار {اشعار اربعین }

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    همسفران کز سفر عشق رسیدند
    شاهد هفتاد و دو تن یار شهیدند

    آمده از شام، قافله عشق
    خوانده به هر گام، نافله عشق

    لعن الله من ظلمک یا حسین
    قتل الله من قتلک یا حسین


    همسفر بی سر ما خیز و نظر کن
    با من و این همسفران عزم سفر کن

    ای که غمت سوخت، حاصل زینب
    همسخنی کن، با دل زینب

    لعن الله من ظلمک یا حسین
    قتل الله من قتلک یا حسین

    ای که ز خاک تو وزد بوی مدینه
    خیز و ببین بی تو روم سوی مدینه

    ای گل زینب گلاب زهرا
    بی تو چه گویم جواب زهرا

    لعن الله من ظلمک یا حسین
    قتل الله من قتلک یا حسین


    رفتم و جسمت به بر خاک نهادم
    آمدم و بوسه به درگاه تو دادم

    ای به ولایت امام زینب
    به جسم و قبرت سلام زینب

    لعن الله من ظلمک یا حسین
    قتل الله من قتلک یا حسین


    خاطری افسرده و ماتم زده دارم
    سینه ای از داغ تو آتشکده دارم

    خار مغیلان رفته به پایم
    داغ رقیه مانده برایم

    لعن الله من ظلمک یا حسین
    قتل الله من قتلک یا حسین


    آمدم از گوشه ویرانه حسین جان
    رفته ز دستم دُر یک دانه حسین جان

    فرق شکسته بود نشانم
    داغ رقیه شعله جانم

    لعن الله من ظلمک یا حسین
    قتل الله من قتلک یا حسین

    من که ز داغت همه جا ناله کشیدم
    نغمه قرآن تو از نیزه شنیدم

    شاهد حالم قلب کباب است
    هدیه زینب اشک رباب است

    لعن الله من ظلمک یا حسین
    قتل الله من قتلک یا حسین


    قصه مظلومی تو گفتم و خواندم
    کاخ ستم را به عزای تو نشاندم

    کوفه ز داغت، کرب و بلا شد
    روز ستمگر، شام عزا شد

    لعن الله من ظلمک یا حسین
    قتل الله من قتلک یا حسین


    من که به صبرم کمر ظلم شکستم
    دست ستم، بند ستم بست به دستم

    داغ غم تو مونس ما بود
    جوشش خونت در همه جا بود

    لعن الله من ظلمک یا حسین
    قتل الله من قتلک یا حسین

    ضربت چوب و لب خونین تو دیدم
    از غم این حادثه من جامه دریدم

    پاسخ قرآن چوب جفا شد
    حق رسالت عجب ادا شد

    لعن الله من ظلمک یا حسین
    قتل الله من قتلک یا حسین



    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 24-08-1395 در ساعت 08:23
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    شماره عضویت
    1766
    نوشته
    1,160
    تشکر
    26,932
    مورد تشکر
    6,673 در 1,742
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    یک اربعین گذشته و زینب رسیده است
    بالای تربتی که خودش آرمیده است

    یا ایها الغریب سلام ای برادرم
    ای یوسفی که گرگ پیرهنت را دریده است


    ازشهر شامِ کینه، رسیده مسافرت
    پس حق بده که چنین داغدیده است

    احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است
    در کربلا نسیم مدینه وزیده است


    بر نیزه بودی و به سرم بود سایه ات
    با این حساب کسی زینبت را ندیده است

    این گل بنفشه های تن و چهره ی کبود
    دارد گواه ، زینبتان داغدیده است


    توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرت
    طعم فراق و غربت و غم را چشیده است

    آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه
    با آه می رود سکینه و خجلت کشیده است


    این دختر شماست که خواستند کنیزیش ....
    لکنت گرفته است و صدایش بریده است

    نیزه نشین شد حضرت سقا و اهلبیت
    زخم زبان زهر کس و ناکس شنیده است

    ***

    گفتی رقیه ... گفت نمی آیم عمه جان!
    در شام ماند و شهر جدید آفریده است
    ---
    یاسر مسافر



    امضاء


  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ساربان آهسته تر! این زمینﹾ کربلاست
    کاروان را کن خبر، این زمینﹾ کرب و بلاست
    لاله ی پرپر کجاست؟ پیکر بی سر کجاست؟

    وا حسینا، واحسینا


    ناقه ها زاری کنید، خون دل جاری کنید
    هم مرا یاری کنید، هم عزاداری کنید
    مقتل یارم کجاست؟ قبر دلدارم کجاست؟

    وا حسینا، واحسینا

    ای زیارت گاه من، حنجر خونین تو
    من خبر آورده ام از سر خونین تو
    در دلم صد کربلاست، قصه ی طشت طلاست

    وا حسینا، واحسینا

    من در این صحرای خون، جسمِ بی سر دیده ام
    از گلوی غرق خون با لبم گل چیده ام
    در همین گودال خون، چهره کردم لاله گون

    وا حسینا، واحسینا

    سنگر تبلیغ من محملم گردیده بود
    خود خبر داری چه ها با دلم گردیده بود
    من قیامت کرده ام، استقامت کرده ام

    وا حسینا، واحسینا

    من خبر آورده ام از سه ساله کودکت
    آن سه ساله کودکت، شد سفیر کوچکت
    شد شبانه دخترت دفن مثل مادرت

    وا حسینا، واحسینا

    یا اخا من زینبم، مظهر صبر توام
    قاصد خون تو و مظهر صبر توام
    جان زهرا مادرت، کن قبول از خواهرت

    وا حسینا، واحسینا


    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    شد اربعین سالار شهیدان
    در این عزا گویم با چشم گریان

    مظلوم حسین جانم ، مظلوم حسین جان

    در سرزمین طف مهمان رسیده
    دخت علی با یک قدّ خمیده

    مظلوم حسین جانم ، مظلوم حسین جان

    گوید حسینش را با آه و ناله
    در کنج ویران جا مانده سه ساله

    مظلوم حسین جانم ، مظلوم حسین جان

    لعن دو عالم بر بنی اُمیه
    شرمنده ام من بابت رقیه

    مظلوم حسین جانم ، مظلوم حسین جان


    شاعر : حاج امیر عباسی


    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  5. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,037 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض




    دارم عاشقی رو نفس می کشم

    هوای زمینت یه چیز دیگس



    اگه دورۀ سال ام بیام کربلا

    ولی اربعینت یه چیز دیگس


    پیاده میام بلکه آروم بشم

    بزار سینمو وا کنم آتیشه



    می خوام هرچی دارم بریزم به پات

    آدم گاهی اینجوری عاشق میشه


    نیگا کن پاهاشون پر از تاوله

    خدائیش عجب عاشقایی داری



    مسافر قدم ها تو باید بوسید

    داری پا رو بال ملک می ذاری


    چیکار می کنی با دلا اربعین

    که هر چی دله بیقرارت می شه



    مث خواهرت این روزا بدجوری

    زمین و زمون داغدارت می شه


    آدم تو بهشته خدائیش اگه

    رفاقت کنه عمری رو با حسین



    بزار با تموم بدی هام بگم

    که من خاک شیش گوشتم یا حسین


    دارن آسمونا گواهی میدن

    که صاحب عزای تو امشب خداس



    عجب بوی یاسی میاد تو حرم

    یه حسّی می گه ...فاطمه کربلاس


    شاعر : عبّاس شاه زیدی


    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 01-10-1392 در ساعت 16:41
    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  6. تشكرها 3


  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    یک اربعین گذشته و زینب رسیده است
    بالای تربتی که خودش آرمیده است

    یا ایها الغریب سلام ای برادرم
    ای یوسفی که گرگ پیرهنت را دریده است


    ازشهر شامِ کینه، رسیده مسافرت
    پس حق بده که چنین داغدیده است

    احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است
    در کربلا نسیم مدینه وزیده است


    بر نیزه بودی و به سرم بود سایه ات
    با این حساب کسی زینبت را ندیده است

    این گل بنفشه های تن و چهره ی کبود
    دارد گواه ، زینبتان داغدیده است


    توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرت
    طعم فراق و غربت و غم را چشیده است

    آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه
    با آه می رود سکینه و خجلت کشیده است


    این دختر شماست که خواستند کنیزیش ....
    لکنت گرفته است و صدایش بریده است

    نیزه نشین شد حضرت سقا و اهلبیت
    زخم زبان زهر کس و ناکس شنیده است


    گفتی رقیه ... گفت نمی آیم عمه جان!
    در شام ماند و شهر جدید آفریده است

    یاسر مسافر


    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 09-09-1394 در ساعت 08:58
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    اي خداي عشق آمد از سفر پيغمبرت
    نيمه جان برگشته اي آرام جانت خواهرت

    خواهرم اما نه آن خواهر که رفت از کربلا
    زينبم اما نه آن زينب که بشناسي مرا

    شمه اي گويم که از داغت چسان برگشته ام
    با لواي عشق رفتم با عصا برگشته ام

    بين همراهان زداغت قد کمان باشد بسي
    ليک از زينب کماني تر نمي باشد کسي

    از علمدارت نشاني مانده باقي حسين
    پوستي بر استخواني مانده باقي حسين

    بسکه تا شام بلا بر من جثارت کرده اند
    شام تا کرببلا طفلان مرا آورده اند

    آنقدر زخم زبان بر قلب تنگم مي زدند
    اي برادر شکر مي کردم که سنگم مي زدند

    بارها کردم جدا از ما جدا گردد سرت
    تا نبينبي زير شلاق اوفتاده خواهرت

    عشق تو هر سو کشاندم ورنه اي روح حجاب
    دختر زهرا کجا و بزم ننگين شراب

    سر به زيرم از امانت داري ام اي پير عشق
    ز آنکه جا مانده يکي از غنچه هايت در دمشق




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  9. Top | #18

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    4141
    نوشته
    243
    تشکر
    655
    مورد تشکر
    1,383 در 281
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    «چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام»
    «خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام»

    گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد
    قامت خم گشته یی بهر جواب آورده ام

    اشک، سرخ، چهره زرد و تن سیاه و موسفید
    اینهمه سوغات از شام خراب آورده ام

    اشک می بارم ز داغ چارساله دخترت
    گر چه پرپر شد گلت با خود گلاب آورده ام

    همرهم زین العباد این حجت دادار را
    جان و تن مجروح از بزم شراب آورده ام





    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-10-1392 در ساعت 18:55
    امضاء

  10. تشكرها 5


  11. Top | #19

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    4141
    نوشته
    243
    تشکر
    655
    مورد تشکر
    1,383 در 281
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    ای کربلا به قافله کربلا ببین
    حال مسافران به درد آشنا ببین

    ما زائران خون خداییم کربلا
    بر کاروان زائر خون خدا ببین

    سوغات درد و خون جگر ارمغان ماست
    احوال ما ز وضع پریشان ما ببین

    من زینبم که درد چکد از نگاه من
    در هر نگاه شعله چندین بلا ببین

    رویم کبود و دست کبود و بدن کبود
    یاس کبود گر که ندیدی مرا ببین

    اطفال را به گردن و بازو و دست و پا
    آثار تازیانه و بند جفا ببین

    هر یک کنار قبر شهیدی کند فغان
    هر بلبلی کنار گلی در نوا ببین

    از سجده های نیمه شب و خطبه های روز
    بشکسته ایم پشت ستم را بیا ببین

    هر جا کنند فتح، گذارند یک سفیر
    وین رسم تازه نیست، بود هر کجا ببین

    ما نیز بر رقیه سپردیم کار شام
    تا او کند سفارت عظما به پا ببین






    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-10-1392 در ساعت 18:57
    امضاء


  12. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    همینجا بود قامت دال گشتم
    پریشان راهی گودال گشتم


    همینجا بود حرمت را دریدند
    همینجا جسمت پاکت را کشیدند

    میان قتلگه غوغا شد اینجا
    پریشان خاطر زهرا شد اینجا


    همینجا بود دست و پا زدی و ...
    صدای ناله ی زهرا زدی و ...

    میان خاک و خون غلطان شدی و ...
    ز ضرب نیزه ها بی جان شدی و ...


    همینجا راس تو از تن جدا شد
    همینجا بود قد من دو تا شد

    همینجا رفت هوش مادر من
    همینجا رفت از سر معجر من


    همینجا بود قلبم را شکستند
    بروی کودکانت آب بستند

    همینجا بود اکبر گشت صدچاک
    تمام پیکرش غلطید در خاک


    همینجا دست عباسم جدا شد
    همینجا فرق سردارم دو تا شد

    پس از تو خیمه ها رفتند غارت
    پس از تو باز شد باب جسارت


    پس از تو باز شد راه بهانه
    پس از تو خورد زینب تازیانه

    پس از تو ای عزیز آسمانی
    تمام پیکرم شد ارغوانی


    سپس من بودم و آزار کوفه
    نبودی بردنم بازار کوفه

    بلای شام و کوفه بی امان بود
    نصیب زینبت زخم زبان بود


    ولی وای از جفا و کینه شام
    نثار زینبت کردند دشنام

    تمام شهر را آذین بستند
    به ضرب سنگ فرقت را شکستند ...


    پس از یک اربعین با حال مضطر
    رسیده زینبت ای شاه بی سر

    دعا کن بعد از این زنده نمانم
    که من بی تو عزیزم ، نیمه جانم




    امضاء



صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی