◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 47
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض













    اما قضایای حقیقیه با توجه به تعریفشان کمی پیچیده تراز قضایای خارجیه می نمود زیرا این قضایا را قضایایی می خواندیم که برخی از افرادآن اصلا وجود ندارند یا حتی از بین رفته اند که مطابقت حکم با آنها گویی کمی سوال برانگیز می نمود ،


    اما با کمی تامل در یافتیم که در قضایای حقیقیه اصلا حکم بر افراد حمل نمی شود بلکه بر يك طبيعت كلى حمل شده و نفس اين طبيعت ملاك حكم می باشد،


    یعنی محمول به منزله لازمى برای یک طبيعت می باشد.
    ◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄


  2. #32
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض












    به عنوان آخرین قسم از قضایا ، حال نوبت به بررسی واقع ، از برای قضایای ذهنی می رسید که گویی پیچیدگی این بحث کمی بیشتر از دو قضیه پیشن است ، زیرا قضیه ذهنی چیزی جز حمل حکمی بر مسائل ذهنی نیست و این یعنی ذهن حکمی را در ذهن بر ذهن حمل کنیم ؛


    اما در رفع این اشکال باید توجه داشت که در قضيه ذهنيه یک قضیه ذهنی را با واقع و نفس الامر می سنجیم که آن واقع و نفس الامر اذهان است نه همان قضیه بدیع و این بدین معنا نیست كه خود ذهن با خودش تطابق دارد بلکه او با يك واقعيت مصابق است كه آن واقعيت مسائل ديگرى است در عالم ذهن.




    پس از بیان این قسم دیگر ملاک صدق و کذب در اقسام قضایا روشن گشت و دانستیم که صداقت یک قضیه ، در مطابقت آن قضیه با واقعی به حسب خودش است، گاهی مطابق با نفس الامرش است و گاهی با طبیعت موضوعِ خود و گاهی هم با عین وخارج.
    ◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄


  3. #33
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض
















    فهرست منابع:

    1. ابن مكرم‌ ، محمد ، لسان العرب‌ ، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع ، بیروت ، 1414ق ، چاپ سوم.
    2. خوانساری ، محمد ، فرهنگ اصطلاحات منطقی ، پژوهشگاه علوم انسانی ، 1376 ، چاپ دوم.
    3. طوسی ، خواجه نصیر ، اساس الاقتباس ، نشر دانشگاه تهران ، 1376، چاپ پنجم .
    4. مصباح یزدی، محمد تقی ، آموزش فلسفه ، چاپ و نشر بین الملل ، 1382 ،چاپ سوم .
    5. مطهری ، مرتضی ، مجموعه آثار ، نرم افزار، جلد9.





    ◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄


  4. #34
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض













    پی نوشت ها:

    [1] ابن مكرم‌ ، محمد ، لسان العرب‌ ، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع ، 1414 ه‍ ق ، چاپ سوم ، بيروت ، جلد 13 صفحه 646

    [2]مطهری ، مرتضی ، مجموعه آثار ، نرم افزار، جلد 9، صفحه 590

    [3]لسان العرب ، جلد 10 صفحه 52

    [4]عملگرایان

    [5]مصباح یزدی ، محمد تقی ، آموزش فلسفه ، چاپ و نشر بین الملل ، 1382 ، جلد اول ، صفحه 247

    [6]مطهری ، مرتضی ، مجموعه آثار ، نرم افزار، ج9، ص 592

    [7]آموزش فلسفه ، صفحه 254


    [8] لسان العرب ، جلد 15 صفحه 186

    1 طوسی ، خواجه نصیر ، اساس الاقتباس ، نشر دانشگاه تهران ، 1376، چاپ 5 ، با تصرف از صفحه 65

    [10] برگرفته از : خوانساری ، محمد ، فرهنگ اصطلاحات منطقی ، پژوهشگاه عاوم انسانی ، 1376 ، چاپ دوم ، صفحه 185

    [11] با تصرف از فرهنگ اصطلاحات منطقی صفحه 187-189

    [12]در مقابل امر عينى و امر خارجى

    [13]در مقابل امر بيرونى

    [14]مطهری ، مرتضی ، مجموعه آثار ، نرم افزار، ج9، ص 606






    منبع:مدرسه علمیه حقانی
    ◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄


  5. #35
    عضو آشنا
    حبیبه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1395
    نوشته : 32      تشکر : 72
    69 در 32 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حبیبه آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بسمه العلیم

    با سلام و ادب

    هر دیدگاه فلسفی معارض و نقدی نیز دارد و امّا نقد نظریه ی مطابقت در مقاله ی پستهای فوق:

    یکی از مشهورترین نظریات درباب صدق وکذب قضایا،نظریه مطابقت، (Correspondence Theory of truth) می باشد. مطابقه، از باب مفاعله، تطابق دو چیز را گویند. بنابراین نظریه، راستی و صدق همان سازگاری اندیشه با واقعیت، یابه قول ملاصدرا مطابق با مطابق است. در بدوامر،دراین نظریه عقیده ای صادق تصور شده است که با امری واقع، سازگار درآید و یابه عبارت دیگر، هر باوری هنگامی صادق است که تصورات ومفاهیم مندرج در آن با حقایق عینیFactsهمان طورکه درخارج و واقع موجود هستند، تطابق داشته باشد. هرگاه گزاره ای با واقع مطابق بود واقع هم با خبر مطابق می باشد. گزاره هم مطابق با واقع است و هم مطابق.
    ◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄
    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک


  6. #36
    عضو آشنا
    حبیبه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1395
    نوشته : 32      تشکر : 72
    69 در 32 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حبیبه آنلاین نیست.

    پیش فرض




    گزاره را از لحاظ این که مطابق با واقع است صادق، و از لحاظ این که مطابق است، حق می گویند. (1) صدق وحق، هر دو به اعتبار این که مطابق و مطابق اند دوصفت (2) برای خبر می باشند، اما به این اعتبار که خبر، مطابق و مطابق باشد. به عبارت دیگر صدق و حق از دو جهت، دو صفت برای نسبت قولی یاذهنی هستند، نه این که صدق را وصف نسبت، و حق را وصف واقع تصورکنیم. (3)
    ◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄
    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک


  7. #37
    عضو آشنا
    حبیبه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1395
    نوشته : 32      تشکر : 72
    69 در 32 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حبیبه آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ازآن جا که این نظریه برعقل سلیم واصول متعارف مبتنی است، بسیاری از فلاسفه، معیار صدق و کذب قضایا را براساس نظریه مطابقت،توجیه کرده اند. علت این که این نظریه بیش از سایر نظریات دراین باب مورد استفاده فیلسوفان شرق و غرب قرار گرفته، این است که انسان به طور طبیعی بارشد قوای عقلانی خود از راه مقایسه امور و پدیده ها، به تفاوت و تمایز جهان ذهن و عین نایل می شود و از رهگذراین مقایسه و تمایز میان وجود وعدم اشیاء ویا صدق و کذب احکامی که به وسیله گزارشهابیان می دارد، به نتایجی دست می یابدکه تا حدودی مقنع است. خودبه خوداین تشخیص در مرحله بالایی در مسایل علمی و فلسفی این چنین مطرح می گردد، که آیا یک طرح و یک فکر ویک معرفت درباره جهان و اشیاء، احتمال صدق وکذب دارد،یانه؟ ضرورت منطق هم از همین جا ناشی می شود. حال که اندیشه های انسانی گاهی درست و گاهی نادرست است معیاری بایداین صدق وکذب رابرای ما مشخص نماید. طرفداران نظریه مطابقت،معیارتشخیص صدق و کذب را، در تطابق و عدم تطابق احکام ذهنی با عالم واقع، دانسته اند. ولی چون بعضی از فلاسفه،به ویژه فلاسفه غربی، اغلب قلمرو و حدود "واقع"Factرا منحصربه عالم مادی دانسته اند، این تعریف رااز جهاتی دربرابرقضایای ذهنی، وحتی در قضایای حقیقی،نارساتلقی کرده، معیار صدق وکذب رابراساس نظریات دیگری چون "نظریه هماهنگی صدق"[ [Coherence Theory Truthو " نظریه های عمل باورانه صدق"[ [Pragmatic theories of truth،و نظریات دیگر دانسته اند. (4)

    ادامه دارد ان شاالله
    ◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄
    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک


  8. #38
    عضو آشنا
    حبیبه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1395
    نوشته : 32      تشکر : 72
    69 در 32 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حبیبه آنلاین نیست.

    پیش فرض




    تعیین حدود و قلمرو "واقع" "ونفس الامر" در قضایا

    بشر مساله حقیقی بودن شناخت را،که کاشف از واقعیات است، بجزاز راه قضایا، یعنی تصدیقات و احکام ذهنی نمی تواند به دست آورد، و مشکل اساسی انسان در باب شناخت این است که چگونه می توان اثبات کرد که شناخت، مطابق با واقع است. تا معنا و حدود و قلمرو "واقع"Factبرای ما روشن نگردد، نمی توان براساس این نظریه، حقیقت راتعریف کرد. شاید بسیاری ازاشکالات وارد براین نظریه ناشی از عدم تعیین حدود "واقع" در رابطه با قضایای مختلف است.
    مشکل این نظریه بیشتر در علم حصولی،که میان عالم و معلوم تفاوت است ،مطرح است، و در این نوع شناخت است که نظر اصلاحی فلاسفه را درباب این نظریه، حقیقت به خود جلب کرده است: اگر ما حقیقت را عبارت از حکم یا صورت علمی مطابق با واقعیتی که از آن حکایت می کند، بدانیم (7) ، راه تشکیک را در این نظریه مسدود نموده ایم. زیرا به طور ضمنی متذکر شده ایم که هر قضیه درقلمرو خاص خوداز واقعیتی متناسب با خود حکایت می کند.
    به دیگر سخن،"واقع" هرقضیه ای به اقتضای نوع آن قضیه قلمروی خاص پیدا می کند،یعنی "واقع" هرقضیه، قلمرو وظرف همان قضیه است.بنابراین "واقع" ذومراتب (8) ومشکک می باشد.
    ◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄
    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک


  9. #39
    عضو آشنا
    حبیبه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1395
    نوشته : 32      تشکر : 72
    69 در 32 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حبیبه آنلاین نیست.

    ketab




    فلاسفه اسلامی با توجه به اشکالات این نظریه در رابطه با قضایای مختلف به جای توسل به نظریه دیگر،به جرح وتعدیل این نظریه وتعیین مفاد "واقع" پرداختند. ازجمله شبهات مطرح شده در آن، این است که اگر واقعیت خارجی و عینی را مساوی با واقعیت های مادی بپنداریم، تنهااین معیاردر صدق وکذب را مربوط به قضایایی دانسته ایم که می توانیم آنها رابا واقعیت خارجی مادی بسنجیم. درنتیجه با محدودیت عنوان شده در قلمرو واقع به عالم خارج مادی، قضایای دیگراز شمول این اصل خارج می گردند.

    بنابراین،"نفس الامر" را به جای واقع به معنای مذکور، در معنای وسیع به کار گرفتند، و عین و خارج را تنها به عالم مادی اطلاق نکردند، بلکه عین و خارج، به ویژه "نفس الامر" را اعم از ذهن و عالم مادی تلقی کردند. هرگاه "نفس الامر" را با خارج بسنجیم، خواهیم یافت که نفس الامر، اعم; و خارج، اخص مطلق است، زیرا هر خارجی نفس الامری است، ولی بعضی از نفس الامرها خارجی نیستند بلکه نفس الامر، هم نسبت به خارج; و هم نسبت به ذهن، اعم خواهدبود; چنانچه نفس الامر را باذهن بسنجیم می بینیم که بین آن دو عموم و خصوص من وجه است. مورداجتماع نفس الامر و ذهن، قضایای صادقه است; و مورد افتراق آن دو، یکی قضایای کاذبه ذهنی است، مانند "چهار، فرداست;" و دیگری قضیه نفس الامری است، مثل "حق تعالی، موجود است" که هرگز حقیقت آن در ذهن نیاید. اگر خارج و ذهن را با یکدیگر بسنجیم نسبت آن دو نیز، عموم وخصوص من وجه می باشد، چون در قضایای صادقه خارجیه، اجتماع دارند، در صورتی که قضایای کاذبه، ذهنی محض اند، و قضیه: "حق تعالی قادر است" قضیه خارجی صرف می باشد. (9)
    ◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄
    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک


  10. #40
    عضو آشنا
    حبیبه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1395
    نوشته : 32      تشکر : 72
    69 در 32 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حبیبه آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فلاسفه اسلامی برای خود ذهن، قطع نظر از مقایسه آن با عالم عین، عینیت و واقعیت قائل شدند و ذهنی و عینی را که نسبی و مقایسه ای است نقیض نگرفتند. "واقع"، که معیار صدق و کذب قرار گرفته در حقیقت مطلق محکیات قضایاست. پس "واقع" در قضایای مختلف، به اقتضای نوع قضایا، مختلف می نماید. مثلا وقتی می گوییم "احمد ایستاده نیست"، "نیست" خودش دراینجا نسبت است. در مفاد قضیه سالبه این بحث که "النسبة علی قسمین: نسبة ایجابیة، و نسبة سلبیة" یعنی ما دو نوع نسبت داریم، نسبت ایجابی و نسبت سلبی که مورد توجه منطقیان و فلاسفه اسلامی بوده و هر دو گروه در این که نسبت سلبی خود نوعی نسبت است، به تفضیل سخن گفته اند. مثلا "احمد ایستاده نیست" نسبت ما، سلبیه است. از نظر شیخ اشراق، ملاک اصلی در یک قضیه سالبه، سلب ربط است نه ربط سلب. (10) از نظر ملاصدرا، نسبت سلبی، به امتناع نسبت ایجابی که نقیض آن است بازگشت دارد، و گرنه سلب بماهو سلب، فاقد معنای محصل است و دوام نسبت سلبی سلب نسبت ایجابی در همه زمانهاست. «واذ قدتحقق لدیک ان السلب بما هو سلب لیس له معنی محصل یثبت له او به، اویرفع عنه او به معنی علی سبیل الوجوب والامتناع والامکان، فقد دریت انه لایکون نسبة سلبیة مکفیه بضروره; اودوام; او فعلیه; اوامکان: اوغیر ذلک; بل انما یؤول معنی ضروریة النسبة السلبیة الی امتناع النسبة الایجابیة التی هی نقضها، و معنی دوام النسبة السلبیة سلب تلک النسبة الایجابیة فی کل وقت وقت، علی ان یعتبر ذلک فی الایجاب، و یجعل السلب قطعا "له بذلک الاعتبار...». (11) قضیه سالبه از هیچ چیزی در خارج حکایت نمی کند بلکه حکایت می کند از اینکه این چیز در خارج نیست. در نظر فیلسوف بزرگ اسلامی، صدرالمتالهین شیرازی، قضیه "زید معدوم است" قضیه ای از مصادیق قضیه موجبه سالبة المحمول به شمار می آید; چون در این گزاره نسبت وجود از "زید" سلب نشده، بلکه آنچه در این گزاره آمده، اثبات سلب هستی برای شخص "زید" است، لذا فلاسفه اسلامی علاوه بر قضیه سالبه بسیطه، مثل "انسان سنگ نیست;" و قضیه موجبه معدولة المحمول، مانند "انسان لاحجراست" به نوعی دیگراز قضایا پی برده اند که آن را موجبه سالبة المحمول نامیده اند. منطقیان اسلامی درمورد این نوع قضیه بحث زیادی نکرده اند،ولی فلاسفه اسلامی خاطرنشان کرده اند که تحلیل دقیق معنای امکان "لاضرورت" درفلسفه تنهاازطریق اثبات این نوع قضایا میسر می گردد زیرا امکان، همان سلب ضرورت وجودی وعدمی، از شیی ء است، و از طرفی امکان، که لازمه ماهیت است قابل حمل می باشد.درنتیجه حمل امکان برماهیت، جزاز طریق تشکیل یک قضیه موجبه سالبة المحمول چیز دیگری نیست. (12)
    ◄*♥*◄ملاک صدق و کذب در قضایا(تخصصی فلسفی)◄*♥*◄
    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •