سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 45

موضوع: از سراپای مدینه گل غم می ریزد.....{ اشعار رحلت جانگداز پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله}

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    دخترم گریه ی تو پشت مرا می شکند
    بیش از این گریه مکن قلب خدا می شکند

    چه کنی بر دل خود آب شدی از گریه
    بغض سر بسته از این حال و هوا می شکند

    تا که نشکسته ای از غصه کمي راه برو
    که قد و قامت تو زیر بلا می شکند

    باز بوسیدم از این دست که زد شانه مرا
    حیف یک روز کسی دست تو را می شکند


    تو سیه پوش من و شهر به همدردی تو
    حرمت شیر خدا را همه جا می شکند

    کودکانت همه در پشت سرت می لرزند
    که در خانه به یک ضربه ی پا می شکند


    می دوی پشت علی تا که رهایش نکنی
    ضربه ای می رسد و آینه را می شکند

    بس که دنبال علی روی زمین می افتی
    دل جدا سینه جدا دست جدا می شکند

    شاعر : حسن لطفی


    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 23-09-1393 در ساعت 11:15
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    وای وای ، جان می‌دهد امشب پیمبر
    وای وای ، دارد مدینــه شور محشر

    این لحظه‌های آخرین است در ناله ختم المرسلین است
    گریان امیرالمؤمنین است

    واویلتا آه و واویلا


    وای وای ، از چشم زهرا خون ببارد
    وای وای ، زهــرا دگر بابا ندارد

    شد لحظه‌های آخر او امشب کنار بستر او
    تنها نشسته دختر او

    واویلتا آه و واویلا

    وای وای ، بوی جدایی امشب آمد
    وای وای ، جان پیمبـر بر لب آمد

    ختم رسل افتاده از پا – جان دادنش دارد تماشا
    باشد نگاه او به زهرا

    واویلتا آه و واویلا

    وای وای ، اگه نباشد کس چهـا گفت
    وای وای ، گمان کنم از کوچه‌ها گفت

    امشب سخن به چشم تر گفت از لاله بی برگ و بر گفت
    از قصه دیوار و در گفت

    واویلتا آه و واویلا




    شاعر : سید محسن حسینی

    امضاء



  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    اگر چه پیر اگرچه خمیده ام بابا
    دوباره بر سر خاکت رسیده ام بابا


    رسیده ام که بگویم چه آمده به سرم
    رسیده ام که بگویم چه دیده ام بابا

    ببین که پیرتر از روز قبل آمده ام
    نفس نفس ز فراغت چکیده ام بابا

    بخوان ز چشم کبودم که چند روزی هست
    که روی دختر خود را ندیده ام بابا

    از آن زمان که به دنبال مرتضی در خون
    میان مردم شهرت دویده ام بابا


    ببین که زخم جسارت نشسته بر رویم
    ببین که طعم حرارت چشیده ام بابا

    دلم هوای تو و یاد محسنم کرده
    مرا ببر به کنارت بریده ام بابا


    شاعر : حسن لطفی



    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    امشب آغازِ مصیبت می شود
    فتح باب درد و غربت می شود


    ناله ی زهرا شود امشب بلند
    ناله دارد از وجودی دردمند

    در غریبی رحمةٌ للعالمین
    جان سپارد از شرار زهر کین


    قاتل او خانگی و آشناست
    خائن و پست و لعین و بی حیاست

    لحظه های آخر خیر البشر
    اشک می بارد علی خون جگر


    فاطمه دور سرش پر می زند
    دیده تر، بر سینه و سر می زند

    ای پدر زود است از پیشم مرو
    می کنی محزون و دل ریشم مرو


    ای که هستی مقتدای عالمین
    تو مرو جان حسن جان حسین

    لحظه ای تا دیده اش را باز کرد
    با محبّت دخترش را ناز کرد


    دخترم با گریه آزارم مده
    دیگر امشب وقت رفتن آمده

    غم مخور ای نور چشمان همه
    زود می آیی کنارم فاطمه

    بعد من ای روح و ریحان پدر
    عمر تو کوتاه می گردد دگر

    بعد من کار تو مشکل می شود
    درد و غربت بر تو حاصل می شود


    ای که هستی مصطفای منجلی
    بعد من جان تو و جان علی

    مرتضی بر من که نور دیده است
    بارها دور سرم گردیده است


    بارها گشته بلا گردان من
    آمده تا جان کند قربان من

    کن تلافی، مرتضی را یار باش
    یار او بین در و دیوار باش

    باش آگه دختر دلخسته ام
    دست او را با صبوری بسته ام

    ریسمان دیدی اگر بر گردنش
    پهلویت را کن سپر بر دشمنش


    گو میان شعله های آتشین
    من فدایت یا امیرالمؤمنین

    کینه های بدر افشا می شود
    خصم بر قتلت مهیّا می شود


    از خلافت، ناکسی دم می زند
    بر رخت سیلیِ محکم می زند

    دین فقط با خون تو گردد درست
    می روم امّا دل من پیش توست


    در جنان من بیقرارت می شوم
    فاطمه چشم انتظارت می شوم

    شاعر:جواد حیدری



    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  5. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    کم گریه کن که گریه امانت بریده است
    گویا که وقت رفتن بابا رسیده است

    حق داری از غمش به سرو سینه می زنی

    چون مثل او کسی به دو عالم ندیده است

    در روز آخرش چه شده این چنین نبی

    جز اهل بیت تو زهمه دل بریده است

    بر روی سینه اش حسنین ناله می زنند

    اشکش بر ای هر دو زغم ها چکیده است

    برگو که مرتضی چه شنیده کنار او

    رنگش چنین زطرح مسائل پریده است

    اینجا همه برای شما گریه می کنند

    چون از سقیفه بوی جسارت وزیده است

    این روزها به پشت در خانه ات مرو

    گویا عدو که نقشه ی قتلت کشیده است

    جان حسین و جان حسن جان مرتضی

    کم گریه کن که گریه امانت بریده است

    کمال مؤمنی




    امضاء


  6. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    در ماتم فراق پدر گریه میکنم
    همراه شمس و نجم و قمرگریه میکنم

    شب ها و روزها زغمش مویه میکنم


    تا آخرین توان بصر گریه میکنم

    خواب شبانه ازسر زهرا پریده است


    مانند شمع تا به سحر گریه میکنم

    داغی عظیم دیده ام ای مردمان شهر


    با لحن جانگدازی اگر,گر یه میکنم


    پیغمبر طوایف اهل بکاء شدم


    قدر تمام اشک بشر گریه میکنم

    خشکد اگر که چشمه ی اشکم دوباره من


    با دیده های سرخ جگر گریه میکنم

    وحید قاسمی





    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 09-10-1392 در ساعت 19:19
    امضاء


  7. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    آمدی با تجلّی توحید
    به زمین آوری شرافت را
    ببری از میان این مردم
    غفلت و کفر و جاهلیت را
    **
    ولی افسوس عدّه ای بودند
    غرق در ظلمت و تباهی ها
    در حضور زلال تو حتّی
    پی مال و مقام خواهی ها
    **
    سال ها در کنار تو امّا
    دلشان از تب تو عاری بود
    چیزی از نور تو نفهمیدند
    کار آن ها سیاهکاری بود
    **







    امضاء


  8. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    پیش چشمان گریه پوشت باز
    بیرق ظلم را علم کردند
    ساحتت را به تهمت هذیان
    چه وقیحانه متهم کردند
    **
    لحظه های وداع تو افسوس
    دل نداده کسی به زمزمه ات
    یک جهان راز و یک جهان غم داشت
    خنده ی گریه پوش فاطمه ات
    **
    بعد تو در میان اصحابت
    چه می آید به روز سیره ی تو
    می روی و غریب تر از پیش
    بین نامردمان عشیره ی تو
    **




    امضاء


  9. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    خوش به حال ستارگانی که
    با طلوع تو رو سپید شدند
    از تب فتنه در امان ماندند
    در رکاب شما شهید شدند
    **
    می روی و در این غریبستان
    بی تو دق می کنند سلمان ها
    دست های علی و زخم طناب
    وای از این ظاهراً مسلمان ها
    **
    راه توحیدی ولایت را
    همگی سد شدند بعد از تو
    جز علی و فدائیان علی
    همه مرتد شدند بعد از تو
    **



    امضاء


  10. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    حیف خورشید من به این زودی
    حرف هایت ز یاد می رفت و ...
    در کنار سقیفه ی ظلمت
    هستی تو به باد می رفت و ...
    **
    شاهدی این همه مصیبت را
    این غم و درد بی نهایت را
    آه اما کسی نمی شنود
    غربت سرخ ناله هایت را:
    **
    چه شده از بهشت روشن من
    این چنین بوی دود می آید
    از افق های چشم مهتابم
    ناله هایی کبود می آید
    **



    امضاء


صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی