سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 60

موضوع: مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    sham1 مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}




    مرد سماوات زمین خورده است
    کعبه حاجات زمین خورده است

    سلسله جنبان خدا دوستان
    لرزه گرفته است چرا دوستان؟


    حبّه انگور چه با تاک کرد؟
    مستی ما را ز چه در خاک کرد؟

    برق چرا خانه الله سوخت؟
    وز همه حجاج حرم ، راه سوخت


    حضرت خورشید ز خود شسته دست
    حجره توحید به حجره نشست

    وای از این موی پریشان شده
    روایت سلسله جنبان شده


    رنگ خدا را ز چه نشناختند؟
    قافیه را مثل حنا باختند

    چند قدم رفت و زمین گیر شد
    از سفر این مه به صفر سیر شد


    جان دو عالم به لبش جان رسید
    لرزه ز زانو لب و دندان رسید

    زلف شد و پیچ شد و تاب شد
    قامت او طاقی ز محراب شد


    رفت و ملاقات ، ور افتاده بوده
    کوه خدا از کمر افتاده بود

    خالی از اندیشه محراب ها
    چفت شد و بسته شد از باب ها


    در کف دستش دل خود را گرفت
    دل که نگو، حاصل خود را گرفت

    نم نمک، از گریه چو لبریز شد
    ای پسرم گفت لبش خود به خود


    این پسر کیست که ماه آمده؟
    یا که به خورشید گواه آمده

    او جگر مرد جگر دار ماست
    او پسر دلبر عیّار ماست


    آمده لب ترکند از جام او
    گریه کند بر غم فرجام او

    غسل کرامت به دستان اوست
    دفن بلّیات به دستان اوست


    سر به سر از درد چه حالی شده؟
    جان پدر نعل سوالی شده

    بر سر دامن سر بابا گرفت
    باز گریزی به فغان پا گرفت

    روز حسین از همه جا سخت تر
    اکبر لیلا شده خوش بخت تر

    دامن خورشید به بر ماه داشت
    بنده به بالین خود الله داشت


    محمد سهرابی



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    بوی باران و بوی دلتنگی
    می وزد از حوالی چشمت

    چه شده که شقایق و لاله
    می چکد از زلالی چشمت


    آسمان هم به گریه افتاده
    هم نفس با نگاه بارانیت

    ناله ناله فرات می ریزد
    زمزم اشک های پنهانیت


    بغض های دلت ترک می خورد
    در همان شام بیقرای که ...

    لاله لاله دل پریشانت
    خون شد از خون آن اناری که ...


    در غروب نگاه محزونت
    آرزویی به جز شهادت نیست

    چه غریبانه اشک می ریزی
    و به بالین تو جوادت نیست


    خوب شد که ندید فرزندت
    بین آن کوچه دست بر پهلو

    روضه خوان شد نگاه خونبارت
    کوچه، دیوار، لاله، در، پهلو


    سر سپردی به خاک دلتنگی
    گوشه حجره قتلگاهت بود

    گریه گریه مصیبتی اعظم
    جاری از گوشه نگاهت بود


    چه به روز دل تو آوردند
    که عطش شعله می کشید از جان

    ذکر لب های تشنه ات هر دم
    السلام علیک یا عطشان


    آه با چشم غرق خون دیدی
    کربلا کربلا مصیبت بود

    هم نوا شد دل شکسته تو
    با سری که پر از جراحت بود:


    بر سر نیزه های نامحرم
    لحظه لحظه چه بر سرت آمد

    وای از دست های سنگینی
    که به تکریم دخترت آمد


    سنگ ها گرم بوسه از لب هات
    در همان کوچه در عبوری که ...

    چه شد ای سر بریده زینب
    سر در آوردی از تنوری که ...


    یوسف رحیمی




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    کار تو، همه مهر و وفا بود، رضا جان
    پاداش تو، کی زهر جفا بود، رضا جان

    آن لحظه که پرپر زدی و آه کشیدی
    معصومه مظلومه، کجا بود رضا جان


    بر دیدنت آمد چو جوادت ز مدینه
    سوز جگرش، یا ابتا بود رضا جان

    تنها نه جگر، شمع‌صفت شد بدنت آب
    کی قتل تو اینگونه روا بود، رضا جان


    تو ناله زدی، در وسط حجره و زهرا
    بالای سرت نوحه‌سرا بود رضا جان

    یک چشم تو در راه، به دیدار جوادت
    چشم دگرت کرب و بلا بود، رضا جان


    جان دادی و راحت شدی از زخم زبان‌ها
    این زهر، برای تو شفا بود رضا جان

    از آتش این زهر، تن و جان تو می‌سوخت
    اما به لبت، ذکر خدا بود رضا جان


    روزی که نبودیم در این عالم خاکی
    در سینه ما، سوز شما بود رضا جان

    از خویش مران «میثم» افتاده ز پا را
    عمری درِ این خانه گدا بود رضا جان


    استاد حاج غلامرضا سازگار






    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین
    آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

    وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
    ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

    این چه زهری است که داری به خودت می پیچی
    گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین


    از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
    از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین

    دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
    ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین


    داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه
    دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین

    زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
    پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین


    پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
    طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین

    به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
    جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین


    جواد حیدری




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  6. تشكرها 5


  7. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    سزد جاری شود از دیده ام خون
    که در خون غرق گردد قصر مأمون

    چه رخ داده که مأمون ستمکار
    شرار فتنه اش ریزد ز رخسار


    در افکار پلیدش نقشه ای شوم
    به دستش خوشة انگور مسموم

    نشانده در محیط غم فضا را
    کشیده نقشة قتل رضا را


    رضا مانند شمع انجمن ها
    سراپا سوخته تنهای تنها

    نه یاران را ز حال او خبر بود
    نه خواهر، نه برادر، نه پسر بود


    تعارف کرد مأمون ستمگر
    از آن انگور بر نجل پیمبر

    امام هشتم آن مولای مظلوم
    نگه بودش بر آن انگور مسموم


    نفس ها آه می شد در نهادش
    نه خواهر بود بر سر نه جوادش

    سرشک غربتش زد حلقه در چشم
    که مأمون گشت از سر تا به پا خشم

    پی تهدید مولا آن ستمکار
    به یک سو پرده زد با خشم بسیار

    غلامان پشت پرده تیغ در دست
    ستاده مست تر از زنگی مست


    همه آماده جنگ و ستیزند
    که خون نجل زهرا را بریزند

    عزیز فاطمه گردید ناچار
    گرفت انگور را از آن ستمکار


    ز دل می خواند حی داورش را
    صدا زد جد و باب مادرش را

    تناول کرد از آن خوشه سه دانه
    که از جانش کشید آتش زبانه


    ز جا برخاست با رنگ پریده
    در آن حالت عبا بر سر کشیده

    غریب و بی کس و تنها روانه
    نهان از چشم مردم شد به خانه


    چو شمع سوخته پیوسته می سوخت
    کنار حجرة در بسته می سوخت

    چراغ نور بخش انجمن ها
    به خود چون شعله می پیچید تنها


    نفس در سینه اش گشته شراره
    جوادش را صدا می زد هماره

    که ای فرزند دلبندم کجایی
    فروغ دیده ام داد از جدایی


    بیا تا توشه از رویت بگیرم
    تو را گیرم در آغوش و بمیرم

    دلم تنگ تو و معصومه باشد
    به قلبم داغ آن مظلومه باشد


    هنوزش بود مرغ جان به سینه
    جوادش آمد از شهر مدینه

    به لب لبیک و در دل بود آهش
    به ماه عارض بابا نگاهش


    پریده رنگ، خونین دل سیه پوش
    چو جان بگرفت بابا را در آغوش

    سرشکش ریخت بر سیمای بابا
    دو لب بگذاشت بر لب های بابا


    پدر یک لحظه چشم خویش بگشاد
    جوادش را تماشا کرد و جان داد

    استاد حاج غلامرضا سازگار



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-10-1392 در ساعت 20:36
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  8. تشكرها 4

    بیقرار ظهور (12-10-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (21-09-1394), صبور (01-10-1393), عهد آسمانى (11-10-1392)

  9. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    انگور می دهند که قربانی ات کنند
    لازم نکرده دعوت مهمانی ات کنند

    صدها رواق در جگرت زهر باز کرد
    می خواستند آینه بندانی ات کنند


    هر شب تو بر غریبی خود گریه می کنی
    مردم اگر چه سجدهی سلطانی ات کنند

    تو نو به نو برای خودت گریه می کنی
    در صحن کهنه گرچه چراغانی ات کنند


    وقتی خدا غریبی ما را نگاه کرد
    فرمود تا حسین خراسانی ات کنند

    زن های طوس مثل زنان بنی اسد
    جمعند تا عزای پریشانی ات کنند


    معصومه را به همرهی خود کشانده ای
    تا قبله گاه زینب ایرانی ات کنند

    محمد سهرابی




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  10. تشكرها 4

    بیقرار ظهور (12-10-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (21-09-1394), صبور (01-10-1393), عهد آسمانى (11-10-1392)

  11. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    نیلی ترین رنگ ها بر پیکرش بود
    معلوم بود امروز روز آخرش بود

    معلوم بود آقای ما را زهر دادند
    وقتی که می آمد عبایش بر سرش بود


    دستی به پهلوی پر از درد خویش داشت
    بر شانه دیوار دست دیگرش بود

    دختر ندارد تا که دستش را بگیرد
    پس لااقل ای کاش آنجا خواهرش بود


    پا شد خودش را جمع کرد اما زمین خورد
    این ضعف خیلی مایه درد سرش بود

    اصلاً زمین خوردن برای او طبیعی است
    از بس که دنبال صدای مادرش بود


    در حجره بی فرش خود افتاده بود و
    تصویری از گودال در چشم ترش بود

    می گفت یا جدا "چرا خاکت نکردند "
    حتی "کفن بر جسم صد چاکت نکردند "


    علی اکبر لطیفیان




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  12. تشكرها 3


  13. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    هر چند که از مدینه این جا دوری
    پرپر شده ی دسیسه انگوری


    از خاک قدم های تو اما مستند
    فیروزه تراش های نیشابوری‏

    نخل زردم جوانه می خواهم
    کفترم آب و دانه می خواهم


    بر فراز مناره های حرم
    گوشه ای باز لانه می خواهم

    روی پرهای من بزن مهری
    بی نشانم نشانه می خواهم


    کفتر خانگی این حرمم
    دانه از اهل خانه می خواهم

    در کنار رواق دارالزهد
    منزلی جاودانه می خواهم


    از شما روز اول هر ماه
    مثل مردم سرانه می خواهم

    خانه جز این حرم نمی خواهم
    پر پرواز هم نمی خواهم


    آستان بوس خود خطابم کن
    بد حسابم ولی حسابم کن

    برکه ی خشکم و گل آلودم
    کوثر معرفت گلابم کن


    قسمت می دهم به جان جواد
    بعد اگر خواستی جوابم کن

    کرمت گر اجازه داد آقا
    پیش چشم همه خرابم کن


    من شبیه دعای بی روحم
    روح ادعیه مستجابم کن

    ای خداوند عشق یا احساس
    نظری کن به خاطر عباس


    درد من را تو خوب می دانی
    حق همسایه را تو خوب می دانی

    حق همسایه جا نیاوردم
    نیست این شیوه ی مسلمانی


    ولی ای با وفا پناهم ده
    هرچه باشد تو از بزرگانی

    لحظه ای که جنازه ام آمد
    وای من گر که رو بگردانی


    یوسف ار ماه کنعان بود
    تو مه آسمان ایرانی

    وای آقا چقدر می آید
    به تو لفظ شریف سلطانی


    گفته ام هر کنار در هر سو
    ضامنم هست ضامن آهو

    علی زمانیان





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  14. تشكرها 4

    بیقرار ظهور (11-10-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (21-09-1394), صبور (01-10-1393), عهد آسمانى (11-10-1392)

  15. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید
    ناله برای کشته ی دیوار و در کشید


    او بود و خاک حجره و یک ناله ضعیف
    آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

    یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود
    گاهِ سحر به جانب جانانه پر کشید


    در انتظار آمدن میوه ی دلش
    پا را به سوی قبله چنان محتضر کشید

    سینه زنان دریده گریبان پسر رسید
    دستی به روی ماه کبود پدر کشید


    شمس الشّموس روی زمین اوفتاده و
    فریاد ای پدر ز دل خود قمر کشید

    آه از دمی که زینب کبرایِ غم نصیب
    آمد تن امام زمانش به بر کشید


    با دست زخم خورده خود دختر علی
    تیر شکسته از تن ارباب در کشید

    گل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها
    آمد ز پای ساقه یاسش تبر کشید


    حسن لطفی




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-10-1392 در ساعت 21:05
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  16. تشكرها 3


  17. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    خادمت پشت در قصر خبر می خواهد
    از شب مبهم این فتنه سحر می خواهد

    کاش آن خوشه مسموم زبانش می گفت:
    لب شیرین تو انگور مگر می خواهد؟


    تو عبا روی سرت می کشی و پا به زمین
    رفتنت تا به در خانه هنر می خواهد

    ای جگر گوشه که در حجره غم تنهایی
    زهر از جان تو انگار جگر می خواهد


    دل تو سوخته از درد به خود می پیچی
    لب خشکیده تو دیده تر می خواهد

    خوب شد اینکه جوادت به کنارت آمد
    پدر از نفس افتاده پسر می خواهد


    لحظه رفتن خود در نظرت می آمد
    روضه مرد غریبی که نفر می خواهد

    یاد آن حرف تو با ابن شبیب افتادم
    یاد آن دشنه که از جد تو سر می خواهد


    محمد امین سبکبار




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-10-1392 در ساعت 20:34
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  18. تشكرها 3


صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی