مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام} سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}
صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 60
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    sham1 مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}







    مرد سماوات زمین خورده است
    کعبه حاجات زمین خورده است

    سلسله جنبان خدا دوستان
    لرزه گرفته است چرا دوستان؟


    حبّه انگور چه با تاک کرد؟
    مستی ما را ز چه در خاک کرد؟

    برق چرا خانه الله سوخت؟
    وز همه حجاج حرم ، راه سوخت


    حضرت خورشید ز خود شسته دست
    حجره توحید به حجره نشست

    وای از این موی پریشان شده
    روایت سلسله جنبان شده


    رنگ خدا را ز چه نشناختند؟
    قافیه را مثل حنا باختند

    چند قدم رفت و زمین گیر شد
    از سفر این مه به صفر سیر شد


    جان دو عالم به لبش جان رسید
    لرزه ز زانو لب و دندان رسید

    زلف شد و پیچ شد و تاب شد
    قامت او طاقی ز محراب شد


    رفت و ملاقات ، ور افتاده بوده
    کوه خدا از کمر افتاده بود

    خالی از اندیشه محراب ها
    چفت شد و بسته شد از باب ها


    در کف دستش دل خود را گرفت
    دل که نگو، حاصل خود را گرفت

    نم نمک، از گریه چو لبریز شد
    ای پسرم گفت لبش خود به خود


    این پسر کیست که ماه آمده؟
    یا که به خورشید گواه آمده

    او جگر مرد جگر دار ماست
    او پسر دلبر عیّار ماست


    آمده لب ترکند از جام او
    گریه کند بر غم فرجام او

    غسل کرامت به دستان اوست
    دفن بلّیات به دستان اوست


    سر به سر از درد چه حالی شده؟
    جان پدر نعل سوالی شده

    بر سر دامن سر بابا گرفت
    باز گریزی به فغان پا گرفت

    روز حسین از همه جا سخت تر
    اکبر لیلا شده خوش بخت تر

    دامن خورشید به بر ماه داشت
    بنده به بالین خود الله داشت


    محمد سهرابی



    مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2.  

  3. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بوی باران و بوی دلتنگی
    می وزد از حوالی چشمت

    چه شده که شقایق و لاله
    می چکد از زلالی چشمت


    آسمان هم به گریه افتاده
    هم نفس با نگاه بارانیت

    ناله ناله فرات می ریزد
    زمزم اشک های پنهانیت


    بغض های دلت ترک می خورد
    در همان شام بیقرای که ...

    لاله لاله دل پریشانت
    خون شد از خون آن اناری که ...


    در غروب نگاه محزونت
    آرزویی به جز شهادت نیست

    چه غریبانه اشک می ریزی
    و به بالین تو جوادت نیست


    خوب شد که ندید فرزندت
    بین آن کوچه دست بر پهلو

    روضه خوان شد نگاه خونبارت
    کوچه، دیوار، لاله، در، پهلو


    سر سپردی به خاک دلتنگی
    گوشه حجره قتلگاهت بود

    گریه گریه مصیبتی اعظم
    جاری از گوشه نگاهت بود


    چه به روز دل تو آوردند
    که عطش شعله می کشید از جان

    ذکر لب های تشنه ات هر دم
    السلام علیک یا عطشان


    آه با چشم غرق خون دیدی
    کربلا کربلا مصیبت بود

    هم نوا شد دل شکسته تو
    با سری که پر از جراحت بود:


    بر سر نیزه های نامحرم
    لحظه لحظه چه بر سرت آمد

    وای از دست های سنگینی
    که به تکریم دخترت آمد


    سنگ ها گرم بوسه از لب هات
    در همان کوچه در عبوری که ...

    چه شد ای سر بریده زینب
    سر در آوردی از تنوری که ...


    یوسف رحیمی




    مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  4. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    کار تو، همه مهر و وفا بود، رضا جان
    پاداش تو، کی زهر جفا بود، رضا جان

    آن لحظه که پرپر زدی و آه کشیدی
    معصومه مظلومه، کجا بود رضا جان


    بر دیدنت آمد چو جوادت ز مدینه
    سوز جگرش، یا ابتا بود رضا جان

    تنها نه جگر، شمع‌صفت شد بدنت آب
    کی قتل تو اینگونه روا بود، رضا جان


    تو ناله زدی، در وسط حجره و زهرا
    بالای سرت نوحه‌سرا بود رضا جان

    یک چشم تو در راه، به دیدار جوادت
    چشم دگرت کرب و بلا بود، رضا جان


    جان دادی و راحت شدی از زخم زبان‌ها
    این زهر، برای تو شفا بود رضا جان

    از آتش این زهر، تن و جان تو می‌سوخت
    اما به لبت، ذکر خدا بود رضا جان


    روزی که نبودیم در این عالم خاکی
    در سینه ما، سوز شما بود رضا جان

    از خویش مران «میثم» افتاده ز پا را
    عمری درِ این خانه گدا بود رضا جان


    استاد حاج غلامرضا سازگار






    مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  5. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین
    آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

    وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
    ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

    این چه زهری است که داری به خودت می پیچی
    گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین


    از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
    از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین

    دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
    ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین


    داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه
    دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین

    زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
    پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین


    پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
    طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین

    به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
    جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین


    جواد حیدری




    مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 5


  7. #5
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    سزد جاری شود از دیده ام خون
    که در خون غرق گردد قصر مأمون

    چه رخ داده که مأمون ستمکار
    شرار فتنه اش ریزد ز رخسار


    در افکار پلیدش نقشه ای شوم
    به دستش خوشة انگور مسموم

    نشانده در محیط غم فضا را
    کشیده نقشة قتل رضا را


    رضا مانند شمع انجمن ها
    سراپا سوخته تنهای تنها

    نه یاران را ز حال او خبر بود
    نه خواهر، نه برادر، نه پسر بود


    تعارف کرد مأمون ستمگر
    از آن انگور بر نجل پیمبر

    امام هشتم آن مولای مظلوم
    نگه بودش بر آن انگور مسموم


    نفس ها آه می شد در نهادش
    نه خواهر بود بر سر نه جوادش

    سرشک غربتش زد حلقه در چشم
    که مأمون گشت از سر تا به پا خشم

    پی تهدید مولا آن ستمکار
    به یک سو پرده زد با خشم بسیار

    غلامان پشت پرده تیغ در دست
    ستاده مست تر از زنگی مست


    همه آماده جنگ و ستیزند
    که خون نجل زهرا را بریزند

    عزیز فاطمه گردید ناچار
    گرفت انگور را از آن ستمکار


    ز دل می خواند حی داورش را
    صدا زد جد و باب مادرش را

    تناول کرد از آن خوشه سه دانه
    که از جانش کشید آتش زبانه


    ز جا برخاست با رنگ پریده
    در آن حالت عبا بر سر کشیده

    غریب و بی کس و تنها روانه
    نهان از چشم مردم شد به خانه


    چو شمع سوخته پیوسته می سوخت
    کنار حجرة در بسته می سوخت

    چراغ نور بخش انجمن ها
    به خود چون شعله می پیچید تنها


    نفس در سینه اش گشته شراره
    جوادش را صدا می زد هماره

    که ای فرزند دلبندم کجایی
    فروغ دیده ام داد از جدایی


    بیا تا توشه از رویت بگیرم
    تو را گیرم در آغوش و بمیرم

    دلم تنگ تو و معصومه باشد
    به قلبم داغ آن مظلومه باشد


    هنوزش بود مرغ جان به سینه
    جوادش آمد از شهر مدینه

    به لب لبیک و در دل بود آهش
    به ماه عارض بابا نگاهش


    پریده رنگ، خونین دل سیه پوش
    چو جان بگرفت بابا را در آغوش

    سرشکش ریخت بر سیمای بابا
    دو لب بگذاشت بر لب های بابا


    پدر یک لحظه چشم خویش بگشاد
    جوادش را تماشا کرد و جان داد

    استاد حاج غلامرضا سازگار



    مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-10-1392 در ساعت 21:36
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 4

    بیقرار ظهور (12-10-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (21-09-1394), صبور (01-10-1393), عهد آسمانى (11-10-1392)

  9. #6
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    انگور می دهند که قربانی ات کنند
    لازم نکرده دعوت مهمانی ات کنند

    صدها رواق در جگرت زهر باز کرد
    می خواستند آینه بندانی ات کنند


    هر شب تو بر غریبی خود گریه می کنی
    مردم اگر چه سجدهی سلطانی ات کنند

    تو نو به نو برای خودت گریه می کنی
    در صحن کهنه گرچه چراغانی ات کنند


    وقتی خدا غریبی ما را نگاه کرد
    فرمود تا حسین خراسانی ات کنند

    زن های طوس مثل زنان بنی اسد
    جمعند تا عزای پریشانی ات کنند


    معصومه را به همرهی خود کشانده ای
    تا قبله گاه زینب ایرانی ات کنند

    محمد سهرابی




    مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 4

    بیقرار ظهور (12-10-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (21-09-1394), صبور (01-10-1393), عهد آسمانى (11-10-1392)

  11. #7
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نیلی ترین رنگ ها بر پیکرش بود
    معلوم بود امروز روز آخرش بود

    معلوم بود آقای ما را زهر دادند
    وقتی که می آمد عبایش بر سرش بود


    دستی به پهلوی پر از درد خویش داشت
    بر شانه دیوار دست دیگرش بود

    دختر ندارد تا که دستش را بگیرد
    پس لااقل ای کاش آنجا خواهرش بود


    پا شد خودش را جمع کرد اما زمین خورد
    این ضعف خیلی مایه درد سرش بود

    اصلاً زمین خوردن برای او طبیعی است
    از بس که دنبال صدای مادرش بود


    در حجره بی فرش خود افتاده بود و
    تصویری از گودال در چشم ترش بود

    می گفت یا جدا "چرا خاکت نکردند "
    حتی "کفن بر جسم صد چاکت نکردند "


    علی اکبر لطیفیان




    مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 3


  13. #8
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    هر چند که از مدینه این جا دوری
    پرپر شده ی دسیسه انگوری


    از خاک قدم های تو اما مستند
    فیروزه تراش های نیشابوری‏

    نخل زردم جوانه می خواهم
    کفترم آب و دانه می خواهم


    بر فراز مناره های حرم
    گوشه ای باز لانه می خواهم

    روی پرهای من بزن مهری
    بی نشانم نشانه می خواهم


    کفتر خانگی این حرمم
    دانه از اهل خانه می خواهم

    در کنار رواق دارالزهد
    منزلی جاودانه می خواهم


    از شما روز اول هر ماه
    مثل مردم سرانه می خواهم

    خانه جز این حرم نمی خواهم
    پر پرواز هم نمی خواهم


    آستان بوس خود خطابم کن
    بد حسابم ولی حسابم کن

    برکه ی خشکم و گل آلودم
    کوثر معرفت گلابم کن


    قسمت می دهم به جان جواد
    بعد اگر خواستی جوابم کن

    کرمت گر اجازه داد آقا
    پیش چشم همه خرابم کن


    من شبیه دعای بی روحم
    روح ادعیه مستجابم کن

    ای خداوند عشق یا احساس
    نظری کن به خاطر عباس


    درد من را تو خوب می دانی
    حق همسایه را تو خوب می دانی

    حق همسایه جا نیاوردم
    نیست این شیوه ی مسلمانی


    ولی ای با وفا پناهم ده
    هرچه باشد تو از بزرگانی

    لحظه ای که جنازه ام آمد
    وای من گر که رو بگردانی


    یوسف ار ماه کنعان بود
    تو مه آسمان ایرانی

    وای آقا چقدر می آید
    به تو لفظ شریف سلطانی


    گفته ام هر کنار در هر سو
    ضامنم هست ضامن آهو

    علی زمانیان





    مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكرها 4

    بیقرار ظهور (11-10-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (21-09-1394), صبور (01-10-1393), عهد آسمانى (11-10-1392)

  15. #9
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید
    ناله برای کشته ی دیوار و در کشید


    او بود و خاک حجره و یک ناله ضعیف
    آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

    یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود
    گاهِ سحر به جانب جانانه پر کشید


    در انتظار آمدن میوه ی دلش
    پا را به سوی قبله چنان محتضر کشید

    سینه زنان دریده گریبان پسر رسید
    دستی به روی ماه کبود پدر کشید


    شمس الشّموس روی زمین اوفتاده و
    فریاد ای پدر ز دل خود قمر کشید

    آه از دمی که زینب کبرایِ غم نصیب
    آمد تن امام زمانش به بر کشید


    با دست زخم خورده خود دختر علی
    تیر شکسته از تن ارباب در کشید

    گل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها
    آمد ز پای ساقه یاسش تبر کشید


    حسن لطفی




    مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-10-1392 در ساعت 22:05
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكرها 3


  17. #10
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    خادمت پشت در قصر خبر می خواهد
    از شب مبهم این فتنه سحر می خواهد

    کاش آن خوشه مسموم زبانش می گفت:
    لب شیرین تو انگور مگر می خواهد؟


    تو عبا روی سرت می کشی و پا به زمین
    رفتنت تا به در خانه هنر می خواهد

    ای جگر گوشه که در حجره غم تنهایی
    زهر از جان تو انگار جگر می خواهد


    دل تو سوخته از درد به خود می پیچی
    لب خشکیده تو دیده تر می خواهد

    خوب شد اینکه جوادت به کنارت آمد
    پدر از نفس افتاده پسر می خواهد


    لحظه رفتن خود در نظرت می آمد
    روضه مرد غریبی که نفر می خواهد

    یاد آن حرف تو با ابن شبیب افتادم
    یاد آن دشنه که از جد تو سر می خواهد


    محمد امین سبکبار




    مرد سماوات زمین خورده است...{اشعار شهادت امام رضا علیه السلام}
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-10-1392 در ساعت 21:34
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  18. تشكرها 3


صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •