روایتی سوزناک از منزل امام عسکری(ع) در این روزها سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
روایتی سوزناک از منزل امام عسکری(ع) در این روزها
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    عضو آشنا
    خادم الشهدا1370 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1392
    نوشته : 23      تشکر : 44
    87 در 24 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادم الشهدا1370 آنلاین نیست.

    پیش فرض روایتی سوزناک از منزل امام عسکری(ع) در این روزها







    روایتی از شهادت امام عسکری و آغاز امامت حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه شریف


    جو جامعه پر شده است از اختناق و وحشت. شیعیان از جانب حکومت وقت در مضیقه و محدودیت هستند. منزل امام حسن عسکری (علیه السلام) شش سال است که در کنترل و محاصره‌ی نیروهای خلیفه قرار گرفته است. امام علیه السلام توسط معتمد عباسی (علیه من الرحمن ما یستحق) مسموم شده و در بستر بیماری است. طبیبان دربار به دستور خلیفه‌ی ظالم زمان، برای کنترل امام شیعیان در منزل آن حضرت اقامت دارند و از سلامت ایشان قطع امید کرده اند. روایتی از شهادت و آغاز امامت دو امام همام


    جو جامعه پر شده است از اختناق و وحشت. شیعیان از جانب حکومت وقت در مضیقه و محدودیت هستند. منزل امام حسن عسکری (علیه السلام) شش سال است که در کنترل و محاصره‌ی نیروهای خلیفه قرار گرفته است.


    امام علیه السلام توسط معتمد عباسی (علیه من الرحمن ما یستحق) مسموم شده و در بستر بیماری است. طبیبان دربار به دستور خلیفه‌ی ظالم زمان، برای کنترل امام شیعیان در منزل آن حضرت اقامت دارند و از سلامت ایشان قطع امید کرده اند.اخبار احوال امام عسکری (علیه السلام) در شهر پیچیده است. شیعیان از طرفی در اندوه وخامت حال آن حضرت و از طرف دیگر در حزن عدم دسترسی و زیارت امامشان در سوز و گدازند.تنها راه ارتباط با امام، عثمان بن سعید (ره) صحابی خاص امام عسکری (علیه السلام) است که به صورت ویژه با حضرت در ارتباط است.نیمه شب هشتم ربیع سال 260 ه.ق وخامت حال امام به اوج خود می‌رسد. فرزند پنج ساله‌اش (ارواح العالمین له الفداء) را به نزد خود می‌خواند.فرزند دور از چشم مأموران و جاسوسان نظامی خود را به بالین پدر رسانده و ایشان را در مهیا شدن برای نماز صبح مساعدت می‌فرماید.امام عسکری (علیه السلام) نماز صبح را اقامه می کند. آخرین وصیت‌های خود را به فرزندش اعلام نموده و در آغوش فرزند جان به جان آفرین تسلیم می‌فرماید.خبر شهادت امام در سطح شهر می‌پیچد. شیعیان بدون در نظر گرفتن حضور مأموران حکومتی راهی بیت امامشان گردیده و آماده‌ اقامه‌ی نماز بر پیکر مطهر ایشان می‌شوند.همگی منتظرند ببینند چه کسی بر پیکر مطهر حضرت اقامه‌ی نماز می کند. زیرا می‌دانند فقط معصوم می‌تواند بر معصوم نماز بخواند.جعفر بن علی که با ترغیب خلیفه‌ی غاصب وقت و کمک اطرافیان سعی دارد خود را تنها جانشین امام معرفی کند برای نماز خواندن و اغفال شیعیان مهیا می شود.
    راوى گوید: خادم از خانه بیرون آمد و گفت: نامه‏هاى فلانى و فلانى همراه شماست و همیانى كه درون آن هزار دینار است كه نقش ده دینار آن محو شده است. آن‌ها نامه‏ها و اموال را به او دادند و گفتند: آن‌كه تو را براى گرفتن این‌ها فرستاده همو امام است
    دستگاه خلیفه‌ی عباسی (علیه من الرحمن ما یستحق) که در توهم قطع سلسله‌ی طاهره‌ی امامت به علت بی فرزند بودن امام عسکری به‌سر می‌برد و از این بابت شادمان و مشعوف است، سعی دارد شهادت امام را مرگ طبیعی جلوه دهد.ابوالأدیان خادم امام حسن عسکری (علیه السلام) که به دستور ایشان جهت انجام مأموریتی به خارج از شهر رفته بود از راه رسیده و مبهوت است، واقعه را اینچنین نقل می‌کند:من خدمتكار امام حسن علیه السّلام بودم و نامه‏هاى او را به شهرها مى‏بردم.در آن بیمارى كه منجر به فوت ایشان شد نامه‏هایى نوشت و فرمود آنها را به مدائن برسان، چهارده روز اینجا نخواهى بود و روز پانزدهم وارد سامرّاء خواهى شد و از سراى من صداى وا ویلا مى‏شنوى و مرا در محل غسل مى‏یابى.عرض کردم: آقاى من! چون این امر واقع شود امام و جانشین شما كه خواهد بود؟فرمود: هر كس پاسخ نامه‏ هاى مرا از تو مطالبه كرد همو قائم پس از من خواهد بود.گفتم: دیگر چه؟ فرمود: كسى كه بر من نماز خواند همو قائم پس از من خواهد بود.عرضه داشتم: دیگر چه؟ فرمود: كسى كه خبر دهد در آن همیان چیست همو قائم پس از من خواهد بود.هیبت و بزرگواری او مانع شد كه از او بپرسم در آن همیان چیست؟نامه‏ها را به مدائن بردم و جواب آن‌ها را گرفتم و همان‌گونه كه حضرت فرموده بود روز پانزدهم به سامرّاء در آمدم و به ناگاه صداى وا ویلا از سراى او شنیدم و او را بر مغتسل یافتم.

    برادرش جعفر بن علىّ را بر در سرا دیدم و شیعیان را که بر در خانه‏اش كه وى را به مرگ برادر تسلیت و بر امامت تبریك مى‏گویند، با خود گفتم: اگر این امام است كه امامت باطل خواهد بود، زیرا مى‏دانستم او شراب مى‏نوشد و در كاخ قمار مى‏كند و تار مى‏زند، پیش رفتم و تبریك و تسلیت گفتم ولی از من چیزى نپرسید.آن‌گاه عقید بیرون آمد و گفت: اى آقاى من! برادرت كفن شده است برخیز و بر وى نمازگزار! جعفر بن علىّ داخل شد و بعضى از شیعیان كه سمّان و حسن بن علىّ كه معتصم او را كشت و به سلمه معروف بود در اطراف وى بودند.چون به سرا درآمدیم حسن بن علىّ را كفن شده بر تابوت دیدم و جعفر بن علىّ پیش رفت تا بر برادرش نماز گزارد. چون خواست تكبیر گوید كودكى گندم گون با گیسوانى مجعّد و دندان‌هاى پیوسته بیرون آمد و رداى جعفر بن علىّ را گرفت و فرمود: اى عمو! عقب برو كه من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم.جعفر با چهره‏اى رنگ پریده و زرد عقب رفت. آن كودك پیش آمد و بر او نماز گزارد و كنار آرامگاه پدرش به خاك سپرده شد.سپس فرمود: اى بصرى! جواب نامه‏هایى را كه همراه توست بیاور، و آن‌ها را به او دادم و با خود گفتم این دو نشانه، باقى مى‏ماند همیان. آن‌گاه نزد جعفر بن علىّ رفتم در حالى كه آه مى‏كشید حاجز وشّاء به او گفت: آقاى من! آن كودك كیست تا بر او اقامه حجّت كنیم. گفت: به خدا سوگند هرگز او را ندیده‏ام و او را نمى‏شناسم.ما نشسته بودیم كه گروهى از اهل قم آمدند و از حسن بن علىّ علیهما السّلام پرسش كردند و فهمیدند كه او در گذشته است و گفتند: به چه كسى تسلیت بگوئیم؟ مردم به جعفر بن علىّ اشاره كردند، آنها بر او سلام كردند و به او تبریك و تسلیت گفتند و گفتند: همراه ما نامه‏ها و اموالى است، بگو نامه‏ها از كیست؟ و اموال چقدر است؟جعفر در حالى كه جامه‏هاى خود را تكان مى‏داد برخاست و گفت: آیا از ما علم غیب مى ‏خواهید؟!

    چون خواست تكبیر گوید كودكى گندم گون با گیسوانى مجعّد و دندان‌هاى پیوسته بیرون آمد و رداى جعفر بن علىّ را گرفت و فرمود: اى عمو! عقب برو كه من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم. جعفر با چهره‏اى رنگ پریده و زرد عقب رفت. آن كودك پیش آمد و بر او نماز گزارد و كنار آرامگاه پدرش به خاك سپرده شد. سپس فرمود: اى بصرى! جواب نامه‏هایى را كه همراه توست بیاور، و آن‌ها را به او دادم و با خود گفتم این دو نشانه، باقى مى ‏ماند

    همیان
    راوى گوید: خادم از خانه بیرون آمد و گفت: نامه‏هاى فلانى و فلانى همراه شماست و همیانى كه درون آن هزار دینار است كه نقش ده دینار آن محو شده است. آن‌ها نامه‏ها و اموال را به او دادند و گفتند: آن‌كه تو را براى گرفتن این‌ها فرستاده هم و امام است.

    جعفر بن علىّ نزد معتمد عبّاسىّ رفت و ماجراى آن كودك را گزارش داد، معتمد كارگزاران خود را فرستاد و صقیل جاریه را گرفتند و از وى مطالبه آن كودك كردند، صقیل‏ منكر او شد و مدّعى شد كه باردار است تا به این وسیله كودك را از نظر آن‌ها مخفى سازد و وى را به ابن الشّوارب قاضى سپردند و مرگ ناگهانى عبید اللَّه بن یحیى بن خاقان و شورش صاحب زنج در بصره پیش آمد و از این رو از آن كنیز غافل شدند و او از دست آنها گریخت‏... [1]

    پس از این دوران فرزند زهرای اطهر (سلام الله علیها) از دیدگان پنهان شد و دوران غیبت صغری آغاز گردید و تا سال 329 هـ.ق به طول انجامید و در همان زمان غیبت کبری آغاز شد.امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند:

    « إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ، فَاللَّهَ اللَّهَ فِی أَدْیَانِكُمْ، لَایُزِیلُكُمْ عَنْهَا أَحَدٌ؛ یَا بُنَیَّ، إِنَّهُ لَابُدَّ لِصَاحِبِ هذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ حَتّى‏ یَرْجِعَ عَنْ هذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ یَقُولُ بِهِ، إِنَّمَا هِیَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ- عَزَّ و جَلَّ- امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ، لَوْ عَلِمَ آبَاۆُكُمْ و أَجْدَادُكُمْ دِیناً أَصَحَّ مِنْ هذَا، لَاتَّبَعُوهُ ».

    «هنگامی که پنجمین فرزندم از نظرها غایب شد، مواظب دین خود باشید تا کسی شما را از آن خارج نکند. برای صاحب این امر غیبتی خواهد بود که گروهی از عقیده مندان به او از اعتقادشان دست برمی دارند و این غیبت، آزمونی است که خداوند با آنْ بندگانش را می آزماید». [2]


    منابع:


    1. كمال الدین / ترجمه پهلوان ؛ ج‏2 ؛ ص2232.

    2- الکافی . ج 2 . ص 145





    روایتی سوزناک از منزل امام عسکری(ع) در این روزها
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 20-10-1392 در ساعت 13:59
    منتظران بدانند اگر بخواهند با افتاب بیدار شوند

    نمازشان قضاست

  2. تشكرها 4


  3.  

  4. #2
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 93      تشکر : 343
    465 در 98 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سبز علوی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط narjas1370 نمایش پست ها
    «هنگامی که پنجمین فرزندم از نظرها غایب شد، مواظب دین خود باشید تا کسی شما را از آن خارج نکند. برای صاحب این امر غیبتی خواهد بود که گروهی از عقیده مندان به او از اعتقادشان دست برمی دارند و این غیبت، آزمونی است که خداوند با آنْ بندگانش را می آزماید».
    خدا خودش کمکمون کنه
    روایتی سوزناک از منزل امام عسکری(ع) در این روزها

  5. تشكر

    نرگس منتظر (21-10-1392)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •