كسانى كه بيشتر به پيغمبر آزار رساندند سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
كسانى كه بيشتر به پيغمبر آزار رساندند
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    عضو حرفه‌ ای
    مليکه آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,027      تشکر : 4,554
    7,552 در 1,896 پست تشکر شده
    وبلاگ : 6
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مليکه آنلاین نیست.

    goll كسانى كه بيشتر به پيغمبر آزار رساندند










    در تواريخ اسلامى به نام كسانى برمى‏خوريم كه بيش از ديگران در مخالفت با دعوت پيغمبر و آزار رساندن به آن حضرت اصرار ورزيده‏اند. اين گروه اغلب از سران قوم و عناصر متنفذ مكه بودند.
    تاريخ اسلام اينان را «مستهزئين‏» ناميده است. چون اين عده همين كه پيغمبر را مى‏ديدند زبان به استهزاء و تمسخر آن حضرت مى‏گشودند و سخنان ناهنجار به زبان مى‏راندند. اين كار هم در زمانى بيشتر اوج مى‏گرفت كه آنها ازتمامى اقدامات خود براى منصرف ساختن پيغمبر از تعرض به بت‏ها و خدايان خود مايوس شدند.
    اسامى «مستهزئان‏» بدين گونه است: ابولهب عموى پيغمبر، ابوجهل ابن هشام، عاص بن وائل (پدر عمرو عاص معروف)، حارث بن قيس بن عدى سهمى، اسود بن مطلب بن اسد، وليد بن مغيره مخزومى، اسود بن عبد يغوث زهرى، حكم بن ابى العاص، عقبة بن ابى معيط، عدى بن حمراء ثقفى، عمرو بن طلاطله خزاعى ( تاريخ يعقوبى - جلد 2 ص 14) و نيز امية بن خلف، برادر او ابن بن خلف، ابوقيس بن فاكة بن مغيره، نضر بن حارث، نبيه و منبه پسران حجاج سهمى، طهير بن ابى اميه برادر «ام سلمه‏» همسر بعدى پيغمبر، ركانة بن عبد يزيد بن هاشم بن مطلب.
    اين عده بيشترين عداوت را نسبت به پيغمبر نشان مى‏دادند. ساير مردان با نفوذ مكه و سران قريش از قبيل ابوسفيان، و عتبه و شيبه، كمتر سعى در آزار رساندن به آن حضرت داشتند. گروه ديگرى هم بودند كه نخست از سرسخت‏ترين دشمنان پيغبر به شمار مى‏رفتند، وليبعد مسلمان شدند، مانند ابوسفيان بن حارث بن عبدالمطلب پسر عمويش، و عبدالله بن اميه مخزومى برادر پدرى «ام سلمه‏» زن بعدى پيغمبر و پسر عمه آن حضرت «عاتكه‏» دختر عبدالمطلب.( كامل بن اثير - جلد 2 ص 48 تا 51)
    كسانى كه بيش از ديگران به پيغمبر آزار رساندند در تاريخ اسلام كاملا شناخته شده‏اند، و حتى از نحوه عمل ناشايست آنها و سرانجام شومى كه يافتند، سخن به ميان آمده است. چون كار اين عده درآزار رساندن به آن حضرت و كيفرى كه هر كدام ديدند خود از مطالب شنيدنى تاريخ اسلام است، در اينجا براى آگاهى بيشتر خوانندگان فقط اشاره به آن مى‏كنيم. تفصيل را از سيره ابن هشام و تاريخ يعقوبى و تاريخ طبرى، و اعلام الورى طبرسى و كامل ابن اثير و ديگر ماخذ بجوئيد.








    كسانى كه بيشتر به پيغمبر آزار رساندند




  2. تشكر

    صافات (30-10-1392)

  3.  

  4. #2
    عضو حرفه‌ ای
    مليکه آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,027      تشکر : 4,554
    7,552 در 1,896 پست تشکر شده
    وبلاگ : 6
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مليکه آنلاین نیست.

    goll ابولهب





    ابولهب، عموى پيغمبر و يكى از ده پسر عبدالمطلب بن هاشم بود. ابولهب بيش از همه افراد شرور و خطرناك نسبت به پيغمبر و مسلمانان عداوت مى‏ورزيد. او هميشه پيغمبر را تكذيب مى‏كرد و پيوسته در آزارش مى‏كوشيد. ابولهب همسايه پيغمبر بود، به همين جهت نيز فرصت مى‏يافت كه چيزهاى پليد و گنديده جلو خانه پيغمبر بريزد و موجبات ناراحتى حضرت را فراهم آورد. بارها شنيدند كه پيغمبر از مزاحمتهاى ابولهب عمو و همسايه‏اش شكايت مى‏كرد و مى‏فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب! اين چه همسايگى است؟!!

    گفتم كه روزى حمزه عموى ديگر پيغمبر كه مسلمان بود ديد كه ابولهب پليد به در خانه پيغمبر ريخته است، حمزه پليدى را برداشت و ريخت به سر و روى ابولهب.
    روزى پيغعمبر در حاليكه جبه سرخى پوشيده بود در بازار عكاظ ايستاد و فرمود:«اى مردم! بگوئيد خدائى جز خداى يكتا نيست تا رستگار شويد و كارتان به سامان برسد» در آن حال دبدند مردى زردنبو او را دنبال كرد و گفت: اى مردم! اين برادر زاده من است. او دروغگو است از وى پرهيز كنيد. در آن ميان ناشناسى پرسيد اين شخص كيست؟ گفتند: او محمد بن عبدالله و آن مرد زردنبو هم عمويش ابولهب است.( تاريخ يعقوبى جلد 2 ص 14)


    كسانى كه بيشتر به پيغمبر آزار رساندند




  5. تشكر

    صافات (30-10-1392)

  6. #3
    عضو حرفه‌ ای
    مليکه آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,027      تشکر : 4,554
    7,552 در 1,896 پست تشکر شده
    وبلاگ : 6
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مليکه آنلاین نیست.

    پیش فرض اسود بن عبد يغوث






    اسود بن عبد يغوث، اينمرد خاله زاده پيغبمر بود. او وقتى مسلمانان را مى‏ديد با تمسخر به همفكران خود مى‏گفت: اينان پادشاهان زمين هستند كه سلطنت‏شاهان ايران را به ارث خواهند برد! و به پيغمبر مى‏گفت: اى محمد! آيا امروز از آسمان با تو سخن نگفته‏اند؟! و از اين قبيل مضمون‏ها و متلك‏ها. اين مرد بد عاقبت كه از خويشان پيغمبر بود و مى‏بايست با احترام به حضرت چهره درخشان خاندان خود آبروئى كسب كند، روزى از ميان بستگان خود بيرون آمد و گرفتار باد «سام‏» شد، و چهره‏اش سياه گرديد. وقتى به خانه برگشت او را نشناختند و در به رويش بستند، ناچار رو به بيابان نهاد و از تشنگى به هلاكت رسيد. و هم گفته‏اند كه جبرئيل روزى اشاره به آسمان كرد و او مبتلا به يك نوع بيمارى مزمن شد و شكمش باد كرد و بر اثر آن مرد.


    كسانى كه بيشتر به پيغمبر آزار رساندند




  7. تشكر

    صافات (30-10-1392)

  8. #4
    عضو حرفه‌ ای
    مليکه آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,027      تشکر : 4,554
    7,552 در 1,896 پست تشکر شده
    وبلاگ : 6
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مليکه آنلاین نیست.

    goll حارث بن قيس بن عدى بن سعد بن سهم سهمى






    حارث بن قيس بن عدى بن سعد بن سهم سهمى، اين مرد از بت‏پرستان بى‏ادب بود. او به پرستش يك بت قناعت نمى‏كرد. سنگى را مى‏گرفت و آن را پرستش مى‏كرد و چون بهتر از ان را مى‏يافت آن را رها مى‏ساخت و سنگ ديگرى را مى‏پرستيد.

    اين مرد تهى مغز مى‏گفت:محمد طرفداران خود را مغرور كرده است و به آنها وعده داده است كه بعد از مرگ زنده مى‏شوند، در صورتى كه روزگار ما را مى‏برد و ديگر بازگشتى نخواهد بود. اين آيه قرآنى درباره او نازل شد: «آيا مى‏بينى كسى را كه خداى خود را نفس خويش گرفته و خدا نيز با علم او را گمراه ساخت و بر گوش و قلب وى مهر زده و بر چشم او پرده آويخته است؟ پس بعد از خدا چه كسى او را هدايت مى‏كند، آيا متوجه نمى‏شويد؟
    كارفران گفتند: زندگى ما جز همين نشاه دنيا، و مرگ و حيات جز طبيعت نيست و جز طبيعت نيست و جز طبيعت ما را به هلاكت نمى‏رساند، آنها در اين خصوص بينش ندارند، هر چه مى‏گويند از روى پندار است.» (افرايت من اتخذ الهه هواه و اضله الله على علم.و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشاوة فمن يهديه من بعد الله فلا تذكرون. و قالو ما هى الا حياتنا الدنيا نموت و نحيا و ما يهلكنا الا الدهرو ما لهم بذلك من علم ان هم الا يظنون. سوره جاثية آيه 23 و 24)
    پايان زندگى اين مرد چنين بود كه ماهى شورى خورد و پيوسته نوشيد تا تركيد و مرد.

    كسانى كه بيشتر به پيغمبر آزار رساندند




  9. تشكر

    صافات (30-10-1392)

  10. #5
    عضو حرفه‌ ای
    مليکه آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,027      تشکر : 4,554
    7,552 در 1,896 پست تشکر شده
    وبلاگ : 6
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مليکه آنلاین نیست.

    goll وليد بن مغيره مخزومى





    وليد بن مغيره مخزومى، او همتاى قريش بود. زيرا يك سال همگى قريش خانه كعبه را مى‏پوشانيدند و يك سال هم وليد به تنهائى اين كار را به عهده مى‏گرفت. وليد بن مغيره پدر خالد بن وليد مشهور است كه بعدها از معركه گيران خلافت‏شد، و در زمانى كه مردم كم رشد اميرالمؤمنين على عليه السلام را از صحنه خلافت اسلامى كنار زندن او از سرداران اسلام به شمار رفت، و در عراق و شام به فتوحاتى نائل آمد، ولى به واسطه فساد اخلاقى كه داشت در نزد جامعه شيعه مطورد است. وليد همان است كه قريش را گرد آورد و گفت: مردم در ايام حج‏شما را مى‏بينند و از محمد سؤال مى‏كنند و هر كدام سخنى درباره او مى‏گوئيد. يكى مى‏گويد: او ساحر است و ديگرى مى‏گويد: كاهن و جادوگر است، و ديگرى مى‏گويد: شاعر است و چهارمى مى‏گويد: ديوانه است و از اين رو آنچه را مى‏گوئيد يك نواخت نيست. بهتر اين است كه بگوئيد او ساحر است، زيرا زن را از شوهر و برادر را از برادر جدا مى‏سازد. وليد را داناى قريش مى‏ناميدند. او سه سال بعد از هجرت در سن 95 سالگى مرد. علت مرگ وى بدين گونه بود كه از كنار مردى از قبيله خزاعه گذشت. مرد خزاعى تير مى‏تراشيد. تراشى از چوب تير به پايش فرو رفت. از تكبرى كه داشت‏خم نشد تير چوب را از پا درآورد! وقتى به خانه آمد نيز از شدت خشم چوب را از پا درنياورد. شب هنگام دخترش از خواب برخاست و به خادم گفت در مشك رال نبسته‏اى كه بسترم را خيس كرد.وليد گفت نه دخترم، اين خون پاى پدر تو است كه بستر تو را فرو گرفته است، و به دنبال آن به ديال عدم شتافت.

    وقتى وليد قريش را مخاطب ساخته بود كه سخن خود را درباره محمد يكسان كنيد، برادرزاده‏اش ابوجهل گفت: اگر محمد خدايان ما را دشنام دهد ما هم خداى او را دشنام مى‏دهيم. خداوند هم اين آيه را نازل كرد: «به كسانى كه مانند شما يكتاپرست نيستند، ناسزا مگوئيد كه آنها نيز از روى عداوت و نادانى به خداى شما ناسزا مى‏گويند.»(و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبو االله عدوا فيسبواالله عدوا بغير علم. (سوره انعام آيه 108))

    كسانى كه بيشتر به پيغمبر آزار رساندند




  11. تشكر

    صافات (30-10-1392)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •