خاطرات من  وچادرم سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خاطرات من  وچادرم
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    عضو آشنا
    آسیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1392
    نوشته : 23      تشکر : 157
    128 در 25 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه آنلاین نیست.

    gool خاطرات من وچادرم







    حمله شدیدی صورت گرفته بود اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود

    در بین آنها وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود

    رگهایش پاره پاره شده بود وخونریزی شدیدی داشت

    برای جراحی آماده اش کردم

    دکتر اشاره کرد تا
    چادرم

    را بردارم تا راحت تر جابجایش کنم

    از کنارش که رد شدم به سختی گوشه چادرم را گرفت

    وبریده بریده .سخت گفت :

    من دارم میروم که تو چادرت را بر نداری

    ما برای این چادر داریم میرویم




    چادرم در مشتش بود که شهید شد










    خاطرات من  وچادرم
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-09-1393 در ساعت 23:07


    نميخواهد لباسي بدوزيد و بر تن
    زن امروز نمائيد . فکر زن را اصلاح کنيد او خود تصميم


    ميگيرد که چه
    لباسي برازنده اوست.


  2.  

  3. #2
    کاربر عادی
    nazanin313 آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1392
    نوشته : 5      تشکر : 0
    25 در 5 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    nazanin313 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    من و چادرم


    تو این پست می خوام از چادرم بنویسم

    از چادری که مایه افتخارم است

    شاید بگویی تکه پارچه ای مشکی ست به چه دردت میخورد؟

    میگویم:چادرم مرا حفاظ است در برابر چشمان مردانی که به دنبال

    هوا و هوسهای خود هستند،همین پارچه مشکی رنگ به خودی

    خود به همگان و به خصوص به نااهلان میگوید من حریم دارم .

    وقی چادرم را سر میکنم گویی تا خدا میرم،باید چادری باشی تا

    حرفهایم را درک کنی،شاید بگویی با چادرت در این فصل سوزان

    گرمت نمیشود؟میگویم:خدایم گفته: ... بگو به آنان آتش جهنم سوزان تر است.

    حجابم ارزش است باعث امنیتم است،حفظش میکنم حتی در گرمترین

    روزهای تابستان سوزان.با این حجابم دل امام زمانم رو به دست می آورم

    و به فرمان رهبرم سید علی خامنه ای لبیک میگویم.

    با حفظ حجابم به شهدا و جانبازان مملکتم میگویم:

    خیالتان راحت با چادرم از
    خون و سلامتی تان

    که به خاطر اسلام از آن گذشتین دفاع میکنم.


    بگویم اصل مطلب را : با چادرم که حجاب فاطمی ست در این جنگ نرمی

    که بدخواهان مملکت و دینم به پا کرده اند مشتی محکمتر بر دهان این

    شیطان صفتها میزنم.

    آمدم تا دوباره با افتخار بگویم : چادرم مرا بال است.





    خاطرات من  وچادرم
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-09-1393 در ساعت 22:35


  4. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    خاطرات من  وچادرم
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  5. #4
    عضو آشنا
    behsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 31      تشکر : 2
    27 در 8 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    behsa آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ممنون دوست عزیز
    خاطرات من  وچادرم


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •