عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. #1
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه








    عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی
    رحمه الله علیه

    عالم ربانی و متألّه قرآنی، حضرت آیه الله، سید موسی زرآبادی از عالمان جامع معقول و منقول و ذوفنون از نوادر روزگار و از متوسلان واصل، و از مستنیران انوار ولایت، و از عابدان و زاهدان و پرهیزكاران بی‌نظیر، و بالغ در سعادت، و نمونه كامل یك تربیت یافته در مكتب قرآنی در علم و عمل می‌باشد.

    ولادت

    مرحوم سید در سال 1294 هـ ق. در قزوین دیده به جهان گشود. مادر وی بانویی صالحه و دختر یكی از علمای قزوین بود. و پدر او حجت الاسلام و المسلمین سید علی زرآبادی قزوینی (م: 1318 ق) از عالمان وارسته و فاضل و اهل معانی و حقایق بی شمار بود.
    تبار و نسب سید، به شهید اهل البیت زید بن علی بن الحسین ـ علیه السلام ـ می‌رسد؛ بدین گونه سید موسی زرآبادی از سادات حسینی است، چنان كه نقش مهر ایشان «موسی الحسینی» بوده است.[1]
    اجداد ایشان همگی از علما و مروّجین دین مبین بوده‌اند كه به بعضی از آنان اشاره می‌شود:
    1. میرفاضل حسینی زرآبادی (م: 1195 ق)
    2. حاج میر بابا، فرزند میر فاضل حسینی (م: 1212 ق)
    3. سید میر بزرگ، فرزند میر بابا (م: 1230 ق)
    4. سید مهدی، فرزند میر بزرگ (م: 1270 ق)
    5. سید علی، فرزند سید مهدی (م: 1318 ق)
    مرحوم آقا موسی برادر بزرگواری دارد كه از علمای بزرگ و خطبای زمان خود بوده، نامش سید مهدی راشد زرآبادی است.
    این عالم بزرگ بعد از رحلت آقا سید موسی زرآبادی، به جای برادر، اقامه نماز جماعت را در مسجد مرحوم سید علی به عهده می‌گیرد، و حدود چهل و شش سال در آن جا به ترویج دین و نماز اشتغال می‌ورزد.[2]
    تحصیل

    سید موسی زرآبادی، مقدمات و سطوح عالیه را در قزوین و تهران آموخت.
    از جمله استادان وی در فقه و اصول ـ در قزوین ـ فقیه محقق، حضرت آیه الله حاج ملا علی اكبر ایزدی سیادهنی تاكستانی (م: 1340 ق) است، كه سید تقریرات ایشان را نوشته است.
    استادان وی در تهران عبارتند از:
    1ـ فیلسوف فاضل، میرزا حسن كرمانشاهی (م: 1336 ق)
    وی از شاگردان فیلسوف و حكیم عالیقدر، مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه است، و از اركان انتقال فلسفه به طبقات متأخّر به شمار می‌رود. ایشان شاگردان بسیاری تربیت نموده كه از جمله آنها فیلسوف فاضل «سید موسی زرآبادی» است.[3]
    این حكیم عالیقدر كه تدریس شفای ابوعلی سینا در تهران بدو منتهی گشت، پس از حدود 85 سال عمر با بركت، در سال 1336 ق دیده از دنیای فانی بربست و به سرای باقی شتافت.[4]
    2ـ فیلسوف و عارف، سید شهاب الدین شیرازی (م: 1320 ق)
    3ـ فیلسوف و عارف، شیخ علی نوری حكمی (م: 1335 ق)
    4ـ عالم بزرگوار، شهید شیخ فضل الله نوری (شهادت: 1327 ق).



    عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  2.  

  3. #2
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض







    رؤیای صادق
    شخصی در عالم رؤیا نزدش حاضر می‌شود و می‌گوید: آقا موسی، ناراحت نباش! هر سؤالی داشتی از من سؤال كن تا جواب بدهم. هر موقع برای شما سؤالی پیش آمد همین قدر كه بخوابی من نزد تو حاضر می‌شوم


    و به این ترتیب استاد از رنج سؤال آسوده و راحت می‌شود و به مقصود خود نایل می‌گردد و پیشرفت می‌كند.

    «گفته‌اند وی در كار تحصیل علم همّتی والا داشته است و تلاشی بسیار. برخی از همدرسان او ابراز داشته‌اند كه هر موقع از شب كه بیدار می‌شدیم چراغ اطاق سید روشن بود.»[5]

    عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  4. #3
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض







    برخی شاگردان

    مكتب سید موسی زرآبادی، آمیخته‌ای از علم و عمل (تزكیه و تعلیم) بوده است. علم و معرفت بر اساس علم قرآنی خالص و عمل دقیق طبق موازین شرع بوده است،
    سید در عین اطلاع كافی و عمیق از فلسفه و عرفان و تدریس آنها، خود از اركان بزرگ «مكتب تفكیك» به شمار می‌آید.

    ایشان درباره عمل (تهذیب نفس و تقوا) نیز تأكید بسیار داشته است. و این تقیّد به دستورات شرع و موازین آن، تأثیر فراوانی در ساختن متألهانی بزرگ، و متعقّلانی سترگ، هم چون: شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (م: 1386 ق) و شیخ علی اكبر الهیان تنكابنی (م: 1380 ق) و امثال این بزرگان داشته است. و هر كس از این دو عالم مذكور شناختی داشته باشد، مطالب ما را به خوبی در می‌یابد.[6]

    1. شیخ هاشم قزوینی (م: 1339 ش).

    این عالم متفكر و زاهد با تقوا در سال 1270 ش. در یكی از آبادی‌های اطراف قزوین دیده به جهان گشود.
    مقدمات و ادبیات را در قزوین نزد اساتید آن روز فراگرفت و پس از تكمیل ادبیات نزد استادان معروف قزوین، (حضرت آیه الله حاج ملاعلی طارمی و حضرت‌ آیه الله آخوند ملا علی اكبر)، سطوح عالیه فقه و اصول را خواند. و در همین شهر فلسفه اشراق و مشّاء را نزد استاد عالیقدر خود، مرحوم علامه سید موسی زرآبادی آموخت. آن گاه برای تكمیل مدارج علمی به اصفهان عزیمت نمود و نزد استادان آن دیار، مرحوم آیه الله حاج محمد ابراهیم كلباسی، و آیه الله شیخ محمد حسین فشاركی كسب فیض كرد، و بعد از شش سال به وطن بازگشت، امّا باز هم شوق به كسب علم وی را مایل به مهاجرت به مشهد مقدس نمود، و در آن جا از محضر حضرت آیه الله حاج آقا حسین قمی و آیه الله میرزا محمد آقازاده خراسانی (فرزند آخوند خراسانی، صاحب كفایه) و آیه الله آمیرزا مهدی اصفهانی كسب كمال نمود و از دو استاد اخیر به اجازه اجتهاد مفتخر گردید، و همین اجازه از طرف حضرت آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی حاشیه زده شد و تأیید گشت.
    سرانجام این عالم جلیل القدر پس از 69 سال عمر با بركت، در سال 1339 هـ. ش دنیا را بدرود گفت و در جوار حضرت رضا ـ علیه السلام ـ به سرای باقی شتافت.[7] و در آن بارگاه ملكوتی به خاك سپرده شد.
    2. حضرت آیه الله حاج شیخ علی اكبر الهیان تنكابنی قزوینی (م: 1380 ق).
    این عالم ربانی، فرزند شیخ محمد تقی تنكابنی (یكی از علمای وارسته و فقهای زمان خود و از شاگردان میرزای بزرگ شیرازی) است.[8] آقا الهیان در سال 1305 ق، در خانواده‌ای از اهل علم و فضیلت در قزوین تولد یافت، مقدمات را نزد اساتید قزوین فراگرفت و برای كسب تحصیلات عالیه رهسپار حوزه علمیه تهران شد، و سپس به قزوین برگشت و از محضر مربی بزرگ و ذوالفنون عصر خویش، ‌علامه كبیر حضرت سید موسی زرآبادی كسب فیض نمود، و عرفان و علوم غریبه را نیز نزد ایشان آموخت و سالها در عرصه تهذیب نفس و سلوك شرعی و ریاضت زحمت كشید و به مقامات عالیه‌ای رسید و در شمار بزرگان و عالمان باطن در آمد.
    مرحوم آقای الهیان، به تربیت شاگردان و تدریس نیز اهتمام داشت و همان شیوه مرحوم استادش را ادامه می‌داد. این عالم بزرگ با افاضل و اساتید هم عصر خویش در مسائل فلسفی بحث و نقدهایی بسیار داشته است. از شاگردان برجسته ایشان می‌توان به آیات عظام: حاج سید جلیل زرآبادی، حاج سید احمد حاج سید جوادی (مشهور به حاج آقا عماد)، حاج سید محمد خوئینی‌ها، حاج سید محمد كاظم احدی و حاج سید محمد موسوی گرمارودی اشاره كرد. سرانجام این عالم ربانی در ماه رجب 1380 ق، دعوت حق را لبیك گفت و جان به جان آفرین تسلیم نمود و در وادی السلام قم به خاك سپرده شد.[9]
    3. حضرت آیه الله حاج شیخ مجتبی قزوینی (م: 1386 ق = 1346 هـ. ش).
    این عالم بزرگوار، در سال 1318 ق در قزوین متولد شد. پدر وی، مرحوم حاج میرزا احمد تنكابنی از عالمان وارسته و از شاگردان و خواصّ عالم عابد و متّقی بزرگ، حاج میرزا حسین تهرانی (معروف به حاج میرزا حسین حاج میرزا خلیل ـ یكی از سه عالم معروف در اقدامات آزادیخواهی و مشروطیت) بود.
    مرحوم شیخ مجتبی قزوینی پس از تحصیلات مقدماتی در سنّ جوانی به همراه پدر بزرگوار خود به نجف اشرف می‌رود، و حدود 7 سال از محضر استادان و علمای آن دیار كسب فیض می‌كند.
    4. حجه الاسلام و المسلمین، حاج شیخ علی اصغر شكرنابی قزوینی، مشهور به «وحدتی».
    این عالم ربانی از اعاظم علما و دانشمندان عصر خویش در علوم خفیّه بود. وی در سال 1295 ق در روستای شكرناب قزوین متولد شد، و پس از كسب مقدمات و علوم متداول از پدر بزرگوارش و استادان آن زمان، عازم عتبات عالیات شد، و در كاظمین از محضر پرفیض آیه الله شیخ محمد حسین همدانی كاظمینی (م: 1361 ق) استفاده نموده و بر اثر رؤیایی كه در كاظمین دیده بود، ‌به جستجوی استاد و راهنمای خود به شهرهای مختلف مسافرت نمود، تا این كه در قزوین با مرحوم آیهالله العظمی سید موسی زرآبادی آشنا گردید، و در زمره شاگردان آن بزرگوار قرار گرفت و تا آخر عمر استاد ملازم ایشان بود. از این عالم ربانی كتب و وسایلی در علوم مختلف مانند جفر و رمل و صنعت و اسماء الله باقی مانده است كه تمام آنها را از استاد خود آیه الله آقا موسی زرآبادی آموخته بود.
    سرانجام این عالم بزرگوار در سال 1357 ق، مصادف با 1316 هـ. ش وفات نمود و بنابر وصیت خودش در جوار تربت استاد بزرگوارش مرحوم زرآبادی در صحن امام زاده حسین ـ علیه السلام ـ ـ قزوین ـ به خاك سپرده شد.[10]
    5. آیه الله حاج میرزا رحیم سامت (دام ظله):
    ایشان شیخ العلمای قزوین است. در سال 1321 ق در خانواده‌ای اهل علم و فضیلت دیده به جهان گشود. وی پس از تحصیل علوم جدیده وارد حوزه علمیه قزوین شد و پس از آموختن مقدمات و سطوح نزد استادان در شهر قزوین مخصوصاً حضرت آیه الله سید موسی زرآبادی و حاج شیخ علی اكبر الهیان، عازم حوزه مقدسه قم گردید و از محضر استادان آن حوزه بهره‌مند شد. سپس جهت تكمیل تحصیلات به اصفهان سفر نمود و از محضر دانشوران بزرگوار آن شهر مستفید گردید و باز به قم برگشت و با تشویق استادانش عازم حوزه علمیه نجف اشرف شد و از محضر مراجع عظام: سید ابوالحسن اصفهانی، حاج آقا ضیاء الدین عراقی، حاج میرزا محمدحسین نائینی، حاج شیخ محمد حسین كمپانی غروی و میرزا ابوالحسین مشكینی صاحب حاشیه بر «كفایه الاصول» استفاده نمود و بعد از ده سال، از نجف به وطن و مسقط الرأس خویش ـ قزوین ـ برگشت و این شهر را از وجود پرفیض و بركت خود بهره‌مند نمود.
    6. حجه الاسلام و المسلمین، حاج سید ابوالحسن حافظیان خراسانی.
    مرحوم حافظیان (1282 ـ 1360 ش) در مشهد مقدس در خاندان سیادت و تقوا دیده به جهان گشود. در آغاز تحصیل، به فراگرفتن ادبیات، ریاضی، طب قدیم، نجوم، هیئت، فقه و اخلاق پرداخت، لیكن به زودی وارد ریاضت و تحصیل علوم غریبه گشت و از برخی استادان بزرگ همچون مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به «نخودكی» بهره‌مند گردید. ایشان تحصیل خود را در حجره‌ای در مدرسه میرزا جعفر و عبادات و ریاضات خود را در یكی از حجره‌های فوقانی صحن عتیق رضوی (صحن انقلاب) انجام می‌داد. وی از بزرگان اهل نفس و دعا و استاد مسلم علوم غریبه بود. مرحوم حافظیان در حوزه مشهد با كسانی چند دوست گشت از جمله مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی و همین دوست بود كه با ذكر مقامات و كرامات و علوم سید موسی زرآبادی، وی را متوجه آن مربی كامل كرد. وی باعث شد تا به همراه حاج شیخ مجتبی قزوینی در سال 1348 ق، به قزوین سفر كند و به محضر حضرت سید نیز برسد و به كسب مسائل و مراحلی بس مهمتر ـ كه تا آن هنگام بدان نرسیده بود ـ نایل آید. از آثار ایشان یكی «لوح محفوظ» است و دیگری كتابی در شرح آن و نیز «لوح جنه الاسماء» كه گمان نمی‌رود كسی تاكنون این لوح را به این صحت و كمال و زیبایی نوشته باشد و در مورد رموز علمی و خواص روحانی این الواح باید در جای خود سخن گفته آید.[11]
    7. سید محمد تقی معصومی اشكوری.
    این عالم ربانی و متألّه قرآنی نیز از شاگردان و تربیت یافتگان محضر معلم كامل و واصل مرحوم آیه الله آقا سید موسی زرآبادی و میرزا مهدی اصفهانی (1303 ـ 1365 ق) است.
    مرحوم اشكوری در سال 1312 ق، در اشكور دیده به جهان گشود و در ماه رجب 1356 ق در قریه ییلاقی شوئیل از قرای اشكور در سنّ 44 سالگی رحلت نمود، و طبق وصیت او بعدها جنازه وی را به مشهد مقدس منتقل و در قبرستان معروف به گُلشور به خاك سپردند، كه اكنون قبر ایشان در پایین خیابان مشهد، نزدیك پنج راه، مشخص و نرده‌كشی شده است.
    مرحوم سید از محضر استاد بزرگواری همچون حاج شیخ عباس محدث قمی، صاحب «مفاتیح الجنان» بهره‌مند شد و از وی اجازه روایتی دریافت نمود و همچنین از حضرت آیه الله میرزا مهدی اصفهانی كه استاد فقه و اصول و معارف وی بود، در تاریخ 19 شوال 1347. ق، اجازه حدیث و روایت دریافت كرد.
    ایشان از محضر استادان دیگری همچون حاج آقا حسین قمی و حاج میرزا محمد آقازاده خراسانی، نیز بهره‌مند شد. و با مرحوم شیخ علی اكبر الهیان و حاج شیخ مجتبی قزوینی و سایر علما مراوده علمی داشت. وی معلمی اخلاقی برای جامعه خود بود و به فقرا و مستمندان كمك می‌كرد و در نهایت قناعت زندگی می‌نمود، ایشان از علمای صاحب نفس و كرامات بود كه در محل خودش باید بیشتر به آن پرداخته شود.[12]


    عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  5. #4
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض






    تألیفات

    از مرحوم سید موسی زرآبادی آثار و نوشته‌هایی بر جای مانده است. و جالب توجه است كه با اشتغال بسیار به عبادت و ریاضات شرعیه و عمل به مستحبات و ختومات و اوراد مأثوره و تفكرات و تعقلات و جلسات ممتد و تدریس و تربیت شاگردان و گاه اقامه جماعت و اشتغال به علوم غریبه و تبحّر در آنها، باز هم به تألیف آثاری توفیق می‌یابد.
    از تألیفات ایشان:
    1. تقریرات فقه و اصول.
    2. تعلیقه بر بخشی از رسائل.
    3. حاشیه بر كفایه الاصول، ج 1 و 2.
    4. حاشیه بر مطوّل، بخش علم بیان.
    5. حاشیه بر منظومه سبزواری (1).
    6. حاشیه بر منظومه سبزواری (2).
    7. حاشیه بر شرح اشارات (بخش الهیات).
    8. حاشیه بر منطق اشارات.
    9. شرح سلامان و آبسال ابن سینا.
    10. رساله اعتقادات (عربی).
    11. رساله اصول دین (فارسی).
    12. رساله‌ای در توضیح حدیث ما الحقیقه.
    13. رسائل و مجالس در موعظه و اخلاق
    14. رساله‌ای مختصر درباره «مشروطیت».
    15. رسائل و نسخه‌هایی مهم در انواع علوم غریبه.
    امید است در آینده كتابهای این عالم بزرگ به زیور چاپ در آید تا همگان بهره‌مند شوند.




    عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  6. #5
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اخلاق و عمل


    مرحوم سید در مراحل تقوا و تهذیب نفس و سلوك شرعی، از نخبگان عصر خود بود. در این مورد نیز (مانند علوم خفیّه) مربیان و استادان وی بر ما معلوم نیست؛ شاید توجه او به این مراحل، ‌به اشاره پدرش كه اهل این معانی بوده است پدید آمده باشد. گفته‌اند كه سید از ابتدای نشو و نمای خویش مراقبت شدیدی در انجام واجبات و پرهیز از محرمات داشته و گاه تمام مستحبات شرعی را انجام می‌داده است. و این امر زبانزد مردم بوده است.

    از مرحوم سید نقل شده است كه فرمود:
    «در روزهایی كه در قزوین امام جماعت بودم مدتی به سیر و سلوك پرداختم و به قدری پیش رفتم كه پرده‌ها از جلو چشمم برداشته شد. دیوارها در برابر من حائل نبود، وقتی كه در خانه نشسته بودم رهگذرها را در كوچه و خیابان می‌دیدم، روزی به من گفته شد: «حالا كه به این مقام رسیده‌ای اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، یك راه دارد و‌ آن ترك اعمال ظاهری است!!!».
    گفتم: این اعمال ظاهری با دلائل قطعی و براهین مسلم شرعی به ما ثابت شده است. من هرگز تا زنده‌ام آنها را ترك نخواهم كرد.

    گفته شد: در این صورت همه آنچه به شما داده شده از شما سلب خواهد شد.
    گفتم: «به جهنم».
    از همان لحظه آن حالت از من سلب شد و یك فرد عادی شدم، دیگر از آن كشف و شهود هیچ خبری نبود. در آن هنگام متوجه شدم كه شیطان از این اعمال ظاهری، با آن همه نقشی كه دارد شدیداً در رنج و عذاب است. و لذا تصمیم گرفتم كه با تمام قدرت ـ علاوه بر واجبات ـ به اعمال مستحبی روی بیاورم و در حدّ توان چیزی از مستحبات را ترك نكنم. از فضل پروردگار در پرتو التزام به شرع مبین، حالاتی به من دست داد كه حالات پیشین در برابر آن ناچیز بود.»[13]

    آری سید خیلی مراقبت در كردار و گفتار داشتند، حتی بنا به نقل مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی در جلسه درس، «مرحوم سید گاهی فرزند خردسال ایشان فضولی می‌كرد، ایشان با اشاره به قلمتراشی كه در پیش رو داشت، می‌گفتند: آقا ... بنشین این قلمتراش گوش را می‌برد. یعنی حاضر نبودند برای آرام كردن و ساكت نمودن فرزند مثل بقیه مردم بگویند: بنشین، گوشت را می‌برّم.»





    عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه
    ویرایش توسط شكوفه ياس : 11-11-1392 در ساعت 18:42

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  7. #6
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض





    اخلاق و عمل

    در قلمرو سیاست و اجتماع


    سید موسی زرآبادی با وجود همه آن اشتغالات ظاهری و باطنی، به امر مشروطیت (كه در زمان وی پدید آمد) توجه می‌كند و رساله‌ای درباره فواید آن می‌نگارد. در نوشته‌ای كه فرزند ایشان به اینجانب داده‌اند، چنین آمده است:

    «و ظاهراً مرحوم سید در اوائل مشروطیت طرفدار آن بوده و حتی رساله‌ای ـ حدود ده صفحه ـ در مدح آن نگاشته كه موجود است؛ ولی بعدها بر اثر بروز انحرافاتی در نهضت مزبور از مخالفان جدی آن گردید.»
    موضوع از هر دو بعد، ‌جالب و آموزنده است هم توجه به تكلیف سیاسی و اجتماعی و دینی و پرداختن به آن به اندازه توان، و هم به هنگام بروز انحراف، كنار كشیدن و مخالفت كردن، و بر انحراف‌ها صحّه نگذاشتن.[14]

    وفات

    سرانجام تقدیر محتوم فرا می‌رسد و حضرت سید، داعی الهی را پاسخ می‌گوید و در روز دوم ماه ربیع الثانی، سال 1353 ق، از این جهان تاریك و محدود و گذران به جهان روشنایی و نامحدود و پایدار رخت می‌كشد.
    و پیكر پاك وی در صحن امامزاده (شاهزاده) حسین علیه السلام ـ در قزوین ـ به خاك سپرده می‌شود و اكنون آرامگاه سید مورد توجه آشنایان و خواص است.

    نقش مزارایشان به قلم عالم معروف واستاد مسلم فلسفه وعرفان، آیت الله حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی(رحمه الله) است که دروصف ایشان اینگونه نگاشته است:
    «السید السند، العالم العامل، الفاضل الکامل، سید العلماء العاملین وقدو الاتقیاءالصالحین، الجامع لفنون الفضائل الانسیه، والحاوی لصنوف المکارم الخلیفه.....اللهم أفض علینا من براتهم والحقنا بدرجاتهم.»(15)


    [1] . مكتب تفكیك و كیهان فرهنگی، سال نهم، شماره 12، ص 192.
    [2] . زهد مجسم، رضا صمدیها قزوینی، ص 28، سال 1378 ش.
    [3] . دیدار با ابرار، میرزا ابوالحسن جلوه، ص 94.
    [4] . گلشن ابرار، ج 1، ص 396.
    [5] . مكتب تفكیك، ص 193.
    [6] . همان، ص 195 و كیهان فرهنگی، سال نهم، شماره 12، ص 26.
    [7] . زهد مجسم، ص 54.
    [8] . همان، ص 46.
    [9] . شرح حال ایشان در كتاب «هدیه الرازی الی المجدّد الشیرازی»، تألیف علامه و متتبّع و كتابشناس بزرگ، شیخ آقا بزرگ تهرانی آمده است. كتاب یادشده در شرح حال شاگردان میرزای شیرازی بزرگ است.
    [10] . زهد مجسم، ص 57.
    [11] . كیهان فرهنگی، سال نهم، شماره 12، ص 36 و مكتب تفكیك، ص271 و 270.
    [12] . مقدمه كتاب «دو چوب و یك سنگ»، تألیف آیه الله سید محمد تقی معصومی اشكوری، چ 1374، ص 19 به بعد (با تلخیص).
    [13] . مكتب تفكیك، ص 196 (با تلخیص).
    [14] . مكتب تفكیك، ص 196 (با تلخیص).
    [15] .برگرفته از: 1. مکتب تفکیک، محمد رضا حکیمی؛2- گلشن ابرار، حوزه علمیه قم، ج3.


    منابع:

    محمد علي رحيميان فردوسي تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 3، ص 322
    سایت اندیشه قم

    تهیه و تنظیم: فریادرس گروه حوزه علمیه




    عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه
    ویرایش توسط شكوفه ياس : 11-11-1392 در ساعت 19:39

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  8. #7
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض






    وصف دلبران در حدیث دیگران
    استاد محمد رضا حکیمی:
    «حضرت سید موسی زرآبادی قزوینی، عالمی بود ربانی، ومتألهی قرآنی، و
    مربی ای بزرگ، ومتعقلی سترگ، وسازنده ارواحی قوی، و پرورش دهنده بزرگانی نمونه درفضیلت وکمال وتعالی روحی. خواص ودوستان و شاگردان ایشان، درباره خصوصیات روحی وقدرت معنوی وی و آگاهی از اسرار خفیه، وتسلط براشیاء وتصرفات، وبروز کرامات، و فیض بزرگ تشرف (به حضور ولی الله الاعظم (عج))، واطلاع ازاسم اعظم، وخلع بدن و...مطالب و وقایع بسیار مهمی نقل کرده اند، که اینجانب خود برخی ازآنها را از موثق ترین ونزدکی ترین افراد به ایشان، یعنی مرحوم شیخ مجتبی قزوینی (رحمه الله) - که هم برادر همسر حضرت سید، و هم از زبده ترین ومأنوس ترین شاگردان واصحاب وی بودند- شنیده ام.»(1)

    جلوه های پارسایی
    کمالات معنوی
    مرحوم زرآبادی قزوینی می فرمود:
    درایامی که در قزوین امام جماعت بودم، مدتی به سیر و سلوک پرداختم و به قدری پیش رفتم که پرده ها از جلوی چشمم برداشته شد. دیوارها دربرابر من حائل نبود، مثلاً وقتی که درخانه نشسته بودم رهگذرها را درکوچه وخیابان می دیدم. روزی به من گفته شد: «حالا که به این مقام رسیده ای اگر بخواهی به مدارج بالاتر ومقامات والاتر برسی، یک راه دارد و آن ترک اعمال ظاهری است!»
    گفتم: این اعمال ظاهری، با دلایل قطعی وبراهین مسلم شرعی به ما ثابت شده است، من هرگز تا زنده ام آن را ترک نخواهم کرد.
    گفته شد: دراین صورت همه آنچه به شما داده شده از شما گرفته خواهد شد.
    گفتم: «به جهنم!»
    از همان لحظه آن حالت از من سلب شد ویک فرد عادی شدم، دیگر از آن کشف وشهود هیچ خبری نبود. درآن هنگام متوجه شدم که شیطان از این اعمال ظاهری، با آن همه نقشی که دارد شدیداً در رنج وعذاب است، لذا تصمیم گرفتم که با تمام قدرت- علاوه بر واجبات - به اعمال مستحبی روی بیاورم ودرحد توان، چیزی از مستحبات را ترک نکنم. از فضل پروردگار، در پرتو التزام به شرع مبین، حالاتی به من دست داد که حالات پیشین دربرابر آن ناچیز بود!»(2)


    گوهر ناب
    قال الله تعالی:
    «یا محمد! ما یتقرب الی عبد من عبادی بشیء احب الی مما افترضته علیه وانه لیتقرب الی بالنوافل حتی احبه فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصره به ولسانه الذی ینطق به ویده الذی یبطش بها ان دعانی اجبته وان سالنی اعطیته.»
    خداوند متعال می فرماید:
    «ای محمد ! هیچ بنده ای با چیزی به من نزدیک نمی شود که نزد من محبوب تر از واجبات باشد. گاه بنده ای با کارهای مستحب چنان به من نزدیک می شود که دوستش می دارم، وچون دوستش می دارم، گوشش می شوم که با آن می شنود وچشمش می شوم که با آن می بیند وزبانش می شوم که با آن سخن می گوید ودستش می شوم که با آن کار می کند واگر دعا کند، اجابت می کنم واگر چیزی بخواهد، می دهم.»(3)


    نگران نباش، آب جلو نمی آید!
    یک شب، شیخ علی اصغر شکرنابی، که از شاگردان مرحوم زرآبادی قزوینی بود، به منزل استاد خویش می رود تا شاید بتواند یک قاعده جفری را که به «مالون اللبن» معروف است از ایشان بگیرد. آن شب، باران می آمد وسقف اطاق هم سوراخ بود، واز آن آب می چکید. دراتاق آقا فقط یک نمد وجود داشت که نصف اتاق را فرش کرده بود، نصف دیگر اتاق هم خاکی بود. خلاصه، آب از سقف می چکیده ودریک گوشه جمع می شده است. کم کم آب راه می افتد وخاک ها خیس می شود وبه نزدیک نمد می رسد. شیخ می گوید: من، خودم وعبایم را جمع وجور کردم که خیس نشوم! چه کنم، آقا هم که قاعده جفر را نمی دهد! هر کاری کردم نشد که نشد! تا اینکه آب رسید به نزدیک نمد! آقا سید موسی فرمودند: غصه نخور، آب جلو نمی آید! ومن دیدم که آب، همان جلوی نمد روی هم جمع شد ولی جلونیامد وبه نمد هم اصابت نکرد...!(4)


    تصرف در مکان و زمان
    از مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی (رحمه الله) نقل شده است که:
    روزی مرحوم زرآبادی علمای شهر قزوین را به نهار دعوت کردند. بعد از نماز ظهر وعصر، و پس از آنکه علما و پیش نمازها آمدند، سفره را انداختند تا از مهمان ها پذیرایی کنند. دراین هنگام صدای کوبیدن در منزل به گوش رسید. در را باز کردند، دیدند یکی ازاهالی روستای زرآباد قزوین با الاغ آمده وسراغ مرحوم آقا موسی زرآبادی را می گیرد.
    مرحوم زرآبادی رفتند درمنزل. آن شخص گفت: آقا! یک نفر از اهالی روستا فوت کرده ومرا فرستادند تا شما را ببرم برای خواندن نماز میت ! ایشان گفتند: بسیار خوب! ورو کردند به اطرافیان وگفتند : تا شما سفره را بچینید وغذا را
    آماده کنید می آیم! و با آن مرد روانه شدند. طولی نکشید که دیدند مرحوم آقا موسی نفس نفس زنان آمدند. پرسیدند : آقا شما رفتید ؟ گفتند: بله، رفتم نماز خواندم وآمدم! واین درحالی بود که هنوز سفره آماده نشده بود! بعد که سؤال کردند چرا این قدر نفس نفس می زنید وعرق می ریزید؟ ایشان گفته بودند: هرکار غیرعادی مشکلاتی هم دارد!(5)


    محرم اسرار
    مرحوم سید موسی زرآبادی به شیخ علی اصغر شکرنابی خیلی عنایت داشتند. مرحوم زرآبادی با شیخ علی اصغر به یکی از روستاهای قزوین، که منطقه ای کوهستانی وصعب العبور بود می روند. وقتی وارد روستا می شوند، کسی آنان را بخانه خود دعوت نمی کند. شیخ علی اصغر می گوید: آقا من چند سال درویشی کرده ام، اگر اجازه می دهید من بساط درویشی را پهن کنم؟ آقا موسی می گویند: باشد، مدحی بخوان. شیخ شروع به مدح خواندن که می کند، مردم بیرون می ریزند وجمع می شوند. شیخ هم مدایح امیرالمؤمنین (ع) وائمه (ع) را می خواند ومی گوید: می خواهم اولین نفر چراغ را روشن کند. همه می گویند: ما حاضریم، شما چه می خواهید؟ شیخ می گوید: من از شما چیزی نمی خواهم، من واین آقا سید امشب دراین روستا میهمان شما هستیم ما را ببرید واز ما پذیرایی کنید. یکی بلند می شود و می گوید: آقا ! بفرمایید خانه ما. شیخ، درویشی را تمام می کند و می روند خانه آن حاجی! میزبان از آن ها پذیرایی خیلی گرمی می کند واحترامشان می نماید. صبح که می شود آقا موسی به شیخ علی اصغر می گویند: این حاجی از ما خوب پذیرایی کرد، یک چیزی به او بده! شیخ علی اصغر می گوید: چی بدهم؟ از روی زمین یا از زیر زمین بهش چیزی بدهم؟ آقا می گوید: نه، همین جا زیرزمین خیلی چیزهاست، چیزی به او بده! حاجی را صدا می زنند، سپس آقا موسی می گویند: با او شرط کن که یک
    حسینیه ویک مسجد بسازد، اینجا حسینیه ومسجد ندارد. شیخ علی اصغر رو می کند به صاحب خانه و می گوید: درعوض پذیرایی، یک گنجی به تونشان می دهیم به شرط آنکه یک حسینیه و یک مسجد بسیارخوب دراین روستا بسازی وبقیه آن هم مال خودت باشد! مرد تعجب می کند که آیا چنین چیزی ممکن است؟!
    بالاخره جای گنج را به او نشان می دهد ومی گویند: اینجا را بکنی به گنج می رسی! آری! علمای ربانی وعارفان الهی که خدا ومحبوب خویش را شناخته اند وهیچ کالایی برایشان برابری با عشق ودوستی او نمی کند، اینگونه بوده اند که می دانستند در زیر زمین ودرچند متری خودشان چه خبراست ومی توانستند در رفاه وآسایش تام ومدام باشند، اما درعین حال با آن زهد وتقوا زندگی می کردند!
    بنابه گفته مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی (رحمه الله) شیخ علی اصغر پس از دوازده سال، گذرش به آن روستا می افتد ومی بیند که یک مسجد بسیار زیبا ویک حسینیه ی عالی آنجا هست، می پرسد: این حسینیه و مسجد را که ساخته است؟ می گویند: یک حاجی اینجا بود، اوساخته است. شیخ می پرسد: آیا زنده است؟ جواب می شنود: خیر! شیخ می گوید:
    بچه هایش هستند؟ می گویند: بله! پسرانش زنده هستند. شیخ می گوید: آیا می شود مرا راهنمایی کنید تا پسرش را ببینم؟ آن ها می گویند: بله! ومنزل پسرش را به اونشان می دهند. شیخ وارد منزل می شود، و فرزندان حاجی جمع می شوند. شیخ می پرسد: پدر شما از کجا پول آورده که این مسجد و حسینیه را ساخته است؟ آن ها می گویند: درویشی و سیدی دوازده سال قبل به اینجا آمدند ومهمان بابای ما شدند. بابای ما از آن ها پذیرایی کرد، آن ها هم درمقابل، یک گنجی به او نشان دادند وشرط کردند که یک مسجد وحسینیه بسازد. پدر ما هم به قولش عمل کرد!(6)



    عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه
    ویرایش توسط شكوفه ياس : 11-11-1392 در ساعت 19:40

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  9. #8
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض






    طی الأرض
    مرحوم شیخ مجتبی قزوینی (رحمه الله) نقل کرده اند که:
    در روز تشییع جنازه مرحوم زرآبادی یکی ازارادتمندان ایشان (به نام مشهدی اکبر نعل بر که درخیابان مولوی قزوین مغازه داشت) خیلی بی تابی می کرد وبه سر وصورت خود می زد. بعدها که مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی سبب بی تابی او را پرسیده بودند، ایشان گفته بود:
    یک روز من خدمت آقای زرآبادی عرض کردم: آقا! دعا بفرمایید خداوند زیارت جد بزرگوارت امام حسین (ع) را قسمت من کند .روز بعد که نماز صبح را در محضر ایشان خواندیم، هنگامی که می خواستم از مسجد بیرون بروم، به من اشاره کردند که بنشین. تعقیبات ایشان تمام شد و درخدمتشان از مسجد بیرون آمدیم. ایشان به من فرمودند: مایل هستید به زیارت جدم مشرف شویم؟!
    گفتم: نهایت آرزوی من است که باید کارهایم را ردیف کنم. و وصیتنامه ام را بنویسم. ایشان فرمودند: نیازی به این کارها نیست، بیا برویم. آنگاه قدم زنان به یکی از نقاط دور افتاده ی قزوین رفتیم. مرحوم زرآبادی در آنجا چیزهایی را زیر لب خواند، سپس به من فرمود: چشم هایت را ببند! وقتی چشم هایم را باز کردم خودم را درصحن مطهر امام حسین (ع) دیدم! هنگامی که از زیارت سید الشهداء (ع) و قمر بنی هاشم (ع) و حضرت علی اکبر (ع) وسایر شهداء (ع) فارغ شدیم، درصحن مطهرامام حسین(ع) به من فرمود: مایل هستید به زیارت جدم امیرمؤمنان (ع) مشرف شویم؟ اظهاراشتیاق نمودم، بازهم فرمود: چشم هایت را ببند! هنگامی که چشم هایم را گشودم، خود را در صحن مولای متقیان علی (ع) یافتم! پس از زیارت، آیت الله زرآبادی دست مرا گرفت وفرمود: چشم هایت را ببند! وقتی چشم هایم را باز کردم، دیدم درهمان نقطه از قزوین که ساعتی قبل درمحضر ایشان قدم زنان به آنجا رفته بودیم، هستم!
    باید اضافه کرد که:
    هنگامی که مشهدی اکبر وارد حرم مطهر حضرت سید الشهداء (ع) می شود با خانواده ی قندچی ملاقات می کند که ازیک هفته پیش به کربلا مشرف شده بودند. آقای قندچی ازمشهدی اکبر می پرسد: شما کی مشرف شدید؟ او می گوید: ما همین الان مشرف شدیم!
    درمورد مشهدی اکبر نعل برهم ذکر این مطلب ضروری است که : او درمجالس سوگواری سید الشهداء (ع) شرکت می کرد وبه عشق زیارت سالار شهیدان کفش ها را جفت می نمود. نظر به اینکه سنش بالا رفته بود ودیگرامید نداشت که زیارت عتبات عالیات نصیبش شود، هر وقت کفش های عزاداران را جفت می کرد در دلش خطاب به امام حسین (ع) می گفت: یا حسین (ع) چه شد؟ مشهدی اکبر می گوید: هنگامی که از عتبات عالیات برگشتیم وخود را در دو راهی رشت همدان در مدخل قزوین دیدیم، مرحوم زرآبادی به من فرمود: مشهدی اکبر دیگر نگو یا حسین (ع) چه شد؟!(7)


    پیکر ماندگار
    یکی دیگر از کرامات باهره ی مرحوم سید موسی زرآبادی قزوینی، جسد پاک ومطهر وی می باشد که پس از 62 سال، تر وتازه کشف شد. داستان ازاین قرار است که:
    هنگامی که می خواستند جسد پاک ومطهر مرحوم حاج سید جلیل زرآبادی، فرزند شایسته آیت الله سید موسی زرآبادی، را در جوار پدر بزرگوارش دفن کنند ناگهان روزنه ای به قبر شریف آن عالم بزرگوار باز می شود وجسد ایشان، تر وتازه پدیدار می گردد و کرامتی دیگر برکرامت های بی شمارش افزوده می شود.
    شاعر شیدای اهل بیت، آقای علی اکبر ثقفی، که جسد تر وتازه مرحوم زرآبادی را با چشم خود دیده بود این گونه ماجرا را شرح می دهد:
    هنگامی که پیکر پاک مرحوم حاج سید جلیل زرآبادی را به طرف آستان مقدس امام زاده حسین (ع) تشییع می کردند، من ازانبوه تشییع کنندگان پیشی گرفتم وبه صحن مطهر رفتم تا ببینم آیا لحد حاضر است یا نه ؟
    وقتی به صحن مطهر رسیدم، دیدم مشهدی اکبر بنا - که بنای اختصاصی آستانه ی مقدسه بود- درکنار قبر شریف مرحوم زر آبادی، قبرکنده ولی به هنگام کندن قبر، به دیواره لحد فرو ریخته وجسد مطهر مرحوم زرآبادی پدیدار گشته است. مشهدی اکبر بنا ، که مشغول چیدن دیوار لحد بود تا مرا دید گفت: بیا، جسد پاک ومطهر آقا را ببین. من جلو رفتم وجسد مرحوم زرآبادی را مشاهده کردم که صحیح و سالم بود! گویی در بسترش آرمیده است. بدن مبارکش، سفید وشفاف مانند بلور بود. کفن، پوسیده بود ولی پیکر پاکش هیچ تغییری نکرده بود.
    آقای ثقفی افزوده است که: مشهدی اکبر بنا که ازمدت ها پیش دچار پا درد بود، دستش را به بدن شریف مرحوم زرآبادی کشید. سپس آن را به زانوان خود مالید، از آن لحظه پا دردش برطرف شده ودیگر هیچ دردی احساس نمی کند! (8)


    گوهرهای حکیمانه
    o بدان، که «دعا» به چیزی می گویند که درآن، طلبی و درخواستی باشد، مثل :اللهم صلی علی محمد و آل محمد، که ازخدای متعال درخواست می کنیم که بر محمد (ص) و آل محمد (ع) درود ورحمت و برکت بفرستد. و«ذکر» به چیزی می گویند که در آن، طلب ودرخواستی نباشد وفقط حمد وثنا وتسبیح خدای
    متعال باشد، مثل : سبحان الله والحمدالله ولا اله الا الله و الله اکبر، و«درود» هم به چیزی می گویند که انسان آن را بسیار بگوید و با آن انس بگیرد، هر دعا یا ذکری که باشد.
    سپس بدان، که افضل عبادت ها - چنانکه در روایت آمده است - سخت ترین و دشوارترین آن هاست. ممکن است بگوییم، اخلاص در نیت، اینچنین است، پس باید دراین باره کوشش بیشتری کرد. بعد از نیت خالص افضل عبادت ها نمازاست، وروزه، و پرداخت زکات، وانجام دادن فریضه ی حج، و جهاد در راه خدا، وامر به معروف، ونهی ازمنکر، وقبول ولایت پیامبر اکرم (ص) وخاندان او، و ولایت، کامل ترین و تمام ترین همه ی آن هاست. که کامل شدن وتمامیت یافتن آن ها نیز به آن است.
    بدان، که ازمیان دعاها، افضل از همه صلوات است وسلام کردن بر محمد (ص) و آل محمد (ع) سپس دعاهای کمیل، و دعای سحر، ودعای افتتاح، ودعای سمات، واز میان ذکرها، افضل از همه خواندن قرآن است، وتسبیحات اربعه، وتسبیحی که در صحیفه سجادیه آمده است (یعنی دعای دوم وظاهراً سوم و چهارم)، وامثال آن ها مانند : ذکر رکوع، وذکر سجده، و کلمات فرج، وزیارت ها، بویژه زیارت عاشورا، وسجده مطلقاً؛ یعنی درهمه احوال، به ویژه سجده طولانی که در روایات بسیار تأکید شده است ، درنماز، وبعد از نماز، ودر سحرها، وبین الطلوعین، واوقاف واحوال دیگر وبا ذکرهای خاص، یا هر ذکری که بداند، واگر بر روی خاک تمیز یا تربت حسینی باشد، بهتراست، وذکر تشهد، و سلام های نماز، وسوره های قرآن که ازهمه افضل سوره ی یس است، وسوره ی ملک، وسوره ی طه، و سوره ی نور، و سوره ی توحید، و سوره ی فلق، و سوره ی ناس، و سوره ی قدر، و از میان آیات قرآن آیه «امن الرسول...»( یعنی دو آیه ی
    آخر سوره ی بقره) و«آیه الکرسی »و...(9)
    آیت الله سید موسی زرآبادی (رحمه الله)
    «بدان، که افضل اعمال پرهیز از حرام های خدایی است؛ یعنی پرهیز از هر چه در دین حرام شده است، از کردار و گفتار و رفتار.»
    مکتب تفکیک /ص 199




    عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه
    ویرایش توسط شكوفه ياس : 11-11-1392 در ساعت 19:42

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  10. #9
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض






    1. مکتب تفکیک /198.
    2.گلشن ابرار/ج3 /329.
    3. احادیث قدسی /ص380.
    4. گلشن ابرار/3 /332.
    5.گلشن ابرار/ح3 /331.
    6. گلشن ابرار/ج3 /331.
    7.گلشن ابرار/ج3 /329.
    8.گلشن ابرار/ج3 /332.
    9.مکتب تفکیک /199.
    منبع: قاسمی، علی؛ (1388)، رستگاران: شرح حال چهارده تن از اولیای الهی، قم: هنارس، چاپ اول 1388.



    عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه
    ویرایش توسط شكوفه ياس : 11-11-1392 در ساعت 19:37

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  11. #10
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض









    کرامات

    دراینکه به وی لقب «موسای زمان» داده بودند. استاد سیّد باقر محمّدی نسب نقل می کردندکه:«اگرمراد موسای پیغمبر باشد، شاید ایشان مقدم بر موسای پیغمبر(ع)باشند،ولی اگر مراد موسی بن جعفر(ع) باشد. این کلام صدق نمی کند. البته مشاهدۀ این گونه کرامات از اشخاصی چنین امری بعید و دور از ذهن نبوده،کما این که در مقابل عظمت روحی آنها چیز مهمی هم نمی باشد.[i]»
    [i]
    .مصاحبه با سیدباقرمحمدی نسب مورخ 15/12/89.
    وادی ایمن
    خانم سیّده قدسیه (فیروزه) حافظیان نقل می‌نمودند: «علّامه حافظیان بعد از رحلت سیّدموسی سالی یک بار به قزوین آمده و مشرف به زیارت قبرعلّامه زرآبادی می‌شدند. یک سال ایشان همراه با دایی‌ام سیّدابوالقاسم شریفی برای زیارت قبرسیّدموسی زرآبادی به قزوین آمده بودند. هنگام ورود به صحن امامزاده، جمعی در حال تشییع جنازۀ پیرزنی بودند، دایی‌ام به دلیل حضور در کنار پدرم لحظه‌ای پرده‌ها کنار رفته، مشاهده می‌کنند که پیرزن در حال عذاب کشیدن و فریاد زدن است همین که از کنار مزارعلّامه زرآبادی می‌گذرند، ناگهان آرامشی بر وی غالب می‌شود. دایی بی‌اختیار چندبار تکرار می‌کنند: آقا! آقا! پدرم به ایشان می‌فرمایند: «آرام باش! آنچه تو می‌بینی من نیز می‌بینم! آرامشی که حاصل شد، به برکت حضور روح طیّبۀ آقاسیّدموسی زرآبادی است.» خانم حافظیان نقل می‌کردند بعد از این حادثه بود که دایی‌ام منقلب شده، گوشۀ عزلت اختیار نموده و از دنیا دست کشیدند که البته با نصایح پدر دوباره زندگی خود را از پیش گرفتند.

    به نقل از خانم قدسیه حافظیان(۱۳۹۰


    در اوصاف سید
    کتر عجمی نقل می نمودند که:«مرحوم معلّم از سیّد موسی واقعاً به بزرگی یاد می نمودند و هنگامی که صحبت از آسیّدموسی زرآبادی می شد می فرمودند:«ایشان خیلی بزرگ بودند.» و این در حالی بود که مرحوم معلّم هرگاه می خواستند از کسی به نیکی تعریف کنند، می فرمودند: «فلان آقا، آقای خوبی است.»

    مصاحبه با آقای دکتر اسعد عجمی(حفظه الله

    پاسخ به شبهات

    آیت الله خزعلی می فرمودندکه: «یکی از استادان ما هجده شبهه در ذهنش بود. روزی مرحوم سیّد موسی نزدوی آمد و فرمود:« قلیانت راچاق کن! ایشان نیز چنان کرد، آنگاه مرحوم زرآبادی بدون آنکه بپرسندچه شبهه ای دارید،به یکی ازشبهه های ایشان پاسخ دادند. فردا دوباره تشریف آوردند و به همین منوال تا18 روزاین رویّه را ادامه دادندتا همۀ شبهه های آن عالم را پاسخ دادند[i]. »

    [i] . مصاحبه با آیت الله خزعلی، مورخ 24/1/90 .

    علامه دهر

    حاج کریم باریک بین به نقل از شیخ سامت که ایشان نیزاز آقا سیّدعمادحاج سیّدجوادی نقل می کردند: «حدودیک هفته قبل ازفوت آسیّدموسی،آسیّدموسی به ایشان فرموده بودند: «هیچ علمی نمانده که من ازآن اطلاع نداشته باشم.»واین درحالی بودکه ازایشان هیچ ادعای علمیّتی شنیده نشده بود.»
    منبع : دانای اسرار

    کرامات

    حضرت علّامه سیّد موسی زرآبادی بر نهان های یزدانی آگاه و بر تصرّفات ملکی توانابود.بروزکرامات وفیض بزرگ «تشرّف» به خدمت ولی الله الاعظم و آگاهی ازاسم اعظم ورازهای آن،خلع بدن وخلسات پیاپی وهمیشگی روانی وجانی زیادی ازایشان زبانزدمردمان است[i].
    [i] . آيت عرفان (كرامات وسرگذشت شيخ علي اكبر الهيان)(1379)،صص59-60.







    عالم ربانی آیت الله سید موسی زرآبادی رحمه الله علیه

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •