اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟
صفحه 12 از 15 نخستنخست ... 289101112131415 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 144
  1. #111
    عضو آشنا
    *فرشته* آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1392
    نوشته : 41      تشکر : 18
    140 در 40 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *فرشته* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سلام و احترام

    با عرض معذرت از همه دوستان و خاصه جناب پارسا بخاطر تأخیر . راستش در پی دسته بندی مطالبم و تایپ آنها بودم که مشغله ها و کسالتی هم پیش آمد که باعث تأخیر شد . امیدوارم عذر بنده را پذیرا باشید

    مطالب در طی چند پست ارسال می شود تا بهتر مورد توجه و مطالعه قرار گیرد و احیاناً در یک پست طولانی حوصله بر نباشد .

    با تشکر


    قسمت اول :


    بشر از دیر باز نسبت به پدیده ها کنجکاوی داشته و همین کنجکاویها موجبات اختراعات و اکتشافات و دستاوردها را فراهم ساخته تا به امروز رسیده ....

    منشاء عالم و چگونگی پیدایش جهان و پدیده ها و کهکشانها هم همواره مورد توجه و سئوال بوده و در هر عصر و دوره ای دانشمندانی بوده اند که وقت و عمر روی این سئوالات و مجهولات صرف کرده اند و نظریه ها پدید آمده و مکاتب شکل گرفته ، هرچه زمان رو به جلو آمده مطالعات و پرسشها گسترده تر شده و به موازات آن نظریه های مختلف و گاه مقابل هم شکل گرفته . در این میان در خصوص پیدایش جهان و پدیده ها از میان علوم طبیعی ، فیزیک به جاهای حساس و قابل توجهی رسیده و نظریه هایی بر اساس داده های فیزیک در مورد پیدایش جهان و پدیده ه مطرح شده . تبیین پدیده ها ابتدا مادی صرف بوده ، سپس با توجه به مواجهه با جنبه های غیر مادی در عالم و بطور خاص در زندگی انسان ، توجه به جنبه غیر مادی هستی پیدا شد و در بررسی و شناخت هستی و پدیداری عالم لحاظ شد و در این مسیر بشر به موضوع انرژی رسیده که حاصل فیزیک کوانتوم است

    در نظریه بینگ بنگ یعنی اینکه این جهان و هرچه در آن هست با یک انفجار بزرگ در ماده اولیه شکل گرفته.



    اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟

  2. تشكرها 4


  3. #112
    عضو آشنا
    *فرشته* آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1392
    نوشته : 41      تشکر : 18
    140 در 40 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *فرشته* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    قسمت دوم :


    امروزه سه نظریه تورم عالم و انرژی تاریک و فرضیه ریسمانها مورد بحث است



    بطور خلاصه :

    1 نظریه تورم قائل براین است که عالم مرتب درحال انبساط بوده و این تورم ابدی هست و به انفجارهای دیگر هم می رسد یا انفجارهای دیگری هم بوده و بینگ بنگ اولین و تنها انفجار نیست . انبساطی که بعد از بینگ بنگ پیش آمده بر خلاف آنچه تصور می شد یعنی کند تر شدن انبساط و سرعت آن ، روزبه روز شدت و سرعتش بیشتر شده .آلن گوث معتقد است جاذبه ای دفعی موجب انفجاز شده ، آندره لینده ، معتقد است که عالم های متعدد در اثر تورم جهان خلقت پدید آمده زیرا بر اثر تورم می تواند انفجارهای متعدد رخ داده باشد و رخ دهد چون انرژی و انبساط آن تخلیه می طلبد و انفجار در اثر میل به تخلیه به وجود آمده و می آید و حفره هایی حاصل این انفجارهاست مثل حفره هایی که داخل قالب پنیری که در اثر تورم حاصل از تخمیر و انبساط آن ایجاد می شود .

    این تورم ابدی است و این حفره ها یعنی عالم های متعدد .

    اما واقعیت آن است که راهی برای آشکار سازی این دنیاهای متعدد نبوده و نوری از آنها نمی تواند به ما برسد و اینجاست که بن بست پیش می آید .

    براساس این نظریه اگر یک عالم باشد با نظریه تورم و انبساط عالم که انکار ناپذیر هم هست ، این عالم مرموز باقی می ماند اما اگر عالم های متعدد وجود داشته باشد معنا دار می شود .


    2 انرژی تاریک :

    در این نظریه اعتقاد برا این است که یک نوع انرژی که کهکشانها را از هم دور می سازد ( انبساط و سرعت آن , در میان است ) که چون دیده نمی شود به آن انرژی تاریک می گویند ، که دافعه ای ایجاد می کند . اما مقدار این انرژی مبهم است و باید بسیار کم باشد .


    3- نظریه ریسمانها :

    در این نظریه ابعاد پدیده ها بیشتر از سه بعد مطرح می شود که هیچ قاعده ای برای آن نمی توان یافت و لذا تا بی نهایت ابعاد می شود فرض کرد این نظریه بی نهایت احتمال و امکان را رقم می زند


    هر سه این نظریه به یک نتیجه یعنی مالتی ورس
    Multiverse یعنی جهان های موازی می رسد . بعضی از دنیاهای مالتی ورس ممکن است شبیه باشند مثلاً شبیه دنیای ما ، دنیای دیگری هم باشد چون بی نهایت بار حرکت و چرخش ، تکرار را بطور طبیعی رقم می زند .

    اما هرسه این نظریه هیچ توضیحی نمی دهند برای اینکه انرژی تاریک چرا این شکلی است و چطور عمل می کند ؟. این انرژِی تاریک چطور نظم داده به اندازه مدارها که مثلاً زمین نه خیلی به خورشید نزدیک شود نه خیلی دور که حیات ما در آن امکان پذیر گردد ؟جواب این دانشمندان در مقابل این سئوالات نمی دانم است .
    اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟


  4. #113
    عضو آشنا
    *فرشته* آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1392
    نوشته : 41      تشکر : 18
    140 در 40 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *فرشته* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    قسمت سوم :



    در خصوص انسان نیز زندگی ما ماتریکسی و حیات خارج از عالم ماده مطرح می شود ، رنه دکارت در نگاه فلسفی و نیوتن در فیزیک مکانیک جهان هستی را از قسمتهایی جدا که از قوانینی قطعی پیروی می کنند مطرح می کنند و بین جسم و روح انسان تفکیک قائل هستند .

    اما امروزه دانشمندان مغز را مرکز ادارک انسان نمی دانند بلکه صرفاً مثل آنتنی می دانند که اطلاعات را ارسال و دریافت می کند (در حالی که در گذشته مغز مرکزیت داشت ) و مرکزیت ارسال پیام به مغز را از قلب می دانند و بر اثرات ضربان قلب تمرکز کرده اند و میدانی از انرژی را برای آن قائل هستند که به مغز و سیستم های عصبی منتقل می شود و .....

    فراتر از این در خصوص ارتباطات قوی بعضی انسانها از راه دور مثل انرژی درمانگرها با بیمارانشان نتوانستند با این سازوکاری که به آن قائلند رابطه پیدا کنند ودر زیست شناسی پرداختند به نقش فتون ها و میدان اثر گذاری آنها در ارتباطات و حتی نقش آنها و فتون های محیطی را چنان پررنگ می بینند که بر بسیاری از آنچه که به ژنتیک در وضعیت انسانها و رفتارهای آنها ربط داده می شود خط بطلان کشیده اند ، برای نمونه در خصوص سرطانهایی که در خانواده ای به صورت زنجیره ای وجود دارد و آنرا به ژنیتیک و وراثت ربط داده اند با آزمایش روی فرزند خوانده های این خانواده ها که بدون اینکه ربط ژنی و وراثتی با آنها داشته باشند اما مبتلا به سرطان شده اند به این رسیده اند که عادات و افکار و رفتار اعضاء و باورهای خانواده اثر گذار است و این از اثر ارتباطی فتونها ریشه می گیرد و .....


    بالاخره در برابر بسیاری از سئوالات که تبادل اطلاعات بین نرونهای عصبی با اینکه در بعضی جاها بسیار سرعت دارد و در بعضی جاها کند است چگونه هدایت و کنترل می شود که دقیق عمل می کند ، اینکه وقتی نوزاد انسان از یک سئول ابتدایی شکل می گیرد و رفته رفته توسعه پیدا می کند تا کامل می شود چطور تشخیص می دهد که از کجا چه ژنی را بردارد و چطور زوایا و اجزاء را شکل بدهد تا به این شکل و وضعیت منظم و حساب شده در بیاید ؟ به نمی دانیم ..... رسیده اند
    اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟


  5. #114
    عضو آشنا
    *فرشته* آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1392
    نوشته : 41      تشکر : 18
    140 در 40 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *فرشته* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    قسمت چهارم :



    غرب بعد از 400 سال از نگاه مغز مدار و صرفاً مادی به قلب محوری و انرژی رسیده . دنیای قدیمی که بنا به نظر نیوتن مبتنی بر قوانین منظم بوده توسط فیزیک کوانتوم به هم می خورد و از 80 سال پیش درک دیگری از هستی ارائه می شود و به اینجا می رسد که اصالت با روح است نه جسم و اصالت با معنا هست نه ماده و این خود دستاورد بزرگی هست و در درک هستی از این زاویه و اینکه روح و معنا چگونه است و چطور پدید آمده می رسد به انرژی .


    میدان صفر انرژی ( میدان تبادل انرژی بین اجزاء اتم ) که در آن دو ذره تبادل بسیار ناچیزی دارند که در اثر این تبادل یک ذره مجازی بوجود می آید مورد اشاره برای دریافت حقایق این عرصه است .

    و اینگونه با مطالعه تبادل حجم عظیمی انرژی بین همه ذرات عالم که دامنه آن یک انرژی عظیم به وجود می آورد فیزیک کوانتوم شکل می گیرد و محور می شود .
    حال سئوال این است وقتی بین دو انسان هم بر این اساس ( مثل دو ذره ) تبادل محبت ( جاذبه ) و نفرت ( دافعه ) صورت می گیرد ، واحد سنجش آن چیست ؟ چه کیفیتی دارد ؟ و ....؟



    اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟


  6. #115
    عضو آشنا
    *فرشته* آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1392
    نوشته : 41      تشکر : 18
    140 در 40 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *فرشته* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    قسمت پنجم :



    این دستاوردها در میدان صفر انرژی در کوانتوم قابل ربط دادن به عالم غیر ماده که عمدتاً در جریان بین روابط انسانها شاهد آن هستیم نیست .

    شاید تجربه کرده باشید که وقتی وارد یک مکان معنوی مثل کلیسا یا مسجدهای قدیمی می شوید حال و هوایی خاص پیدا می کنید آنهم از نوع مثبت ، در فیزیک کوانتوم این حالت را اثر انرژی انباشته شده و حفظ شده در محیط از انسانهایی که طی سالیانی در این مکان عملی مثبت مثل عبادت انجام می داده اند می داند که به فرد کنونی منقل می شود و روی او اثر می گذارد . اما اینکه چرا این حال ایجاد می شود ؟ چرا این اثر را دارد؟ جوابی ندارد . نه از نظر اندازه گیری پاسخی دارد و نه از نظر کیفیت و چرایی آن ، چون دیگر صرفاً انرژی مطرح نیست و چیزی فراتر است که علم مبتنی بر ماده و انرژی هنوز راه به آن نیافته اما سئوالاتش هست .

    فیزیک کوانتوم حقیقت ناتوانی علوم پیش از آن که مبتنی بر نگاه های صرفاً مادی بوده است که برای توجیه و تبیین بسیاری از پدیده ها که با نگاه علمی صرفاً مادی قابل بررسی و حصول نتیجه نبود را بیانگر است و با رسیدن به موضوع انرژی پا را فراتر از ماده نهاده اما نه کامل ، می توان گفت به حوزه عالم معنا نزدیک شده و نهایتاً با مجهولاتی مواجه شده و خواهد شد که دانشمندان را می رساند به حقیقتی که حتی از انرژی هم فراتر را توجه کنند و ..... اما این اتفاق با این روند که علوم برآن استوارند ممکن نیست مگر آنگه از نگاه متدلوژی پا را فراتر بگذارند .

    وقتی با فیزیک کوانتوم مشخص می شود که خواصی که ماده دارد از میدانهای انرژی است ، در مقابل اینکه این خاصیت برای انرژی که چنین کند از کجاست و چرا ؟ به نمی دانیم می رسند چون پایه های پاسخ به چرایی را ندارند و فقط بر چگونگی و چیستی استوارند .




    اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟

  7. تشكرها 2


  8. #116
    عضو آشنا
    *فرشته* آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1392
    نوشته : 41      تشکر : 18
    140 در 40 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *فرشته* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    قسمت ششم :



    ناتوانی علوم تجربی در تبیین حقیقت جهان و پدیده ها :


    این ناتوانی بخاطر طبیعت نگری صرف و متدو روش مداری در مطالعه و پژوهش و تبیین است که سر به توجه صرف به چیستی و چگونگی پدیده ها دارد و از چرایی وارزش آنها غافل است .

    جاذبه ، دافعه ، الکترومغناطیس ، خورشید مرکزی ، کوانتوم ، تورم ابدی عالم ، تکرار عوالم ، انرژی تاریک و .... همگی ناظر بر متد و روش هستند و ناظر بر جهت و ارزش نیستند .

    اگر از بینگ بنگ به این سو و ماقبل آن ، جهت در نظر گرفته شود و مطرح گردد مطمئناً علم دیگر ماده محور نخواهد بود .

    متدولوژی و طبیعت محوری دور چگونگی سرگردان است و در چرایی در می ماند ، در حالی که چرایی اصل است . مشکل این دانشمندان اسیر عرف بودن است ( عرف نگاهی است که از منظر تجربه و حس و آزمون به پدیده ها توجه می کند ) یعنی نگاهی اسپریمنتال .

    جهت بینگ بنگ چیست ؟ جهت جاذبه چیست ؟ ..... نمی دانند . فقط روش و چگونگی آنرا می دانند آن هم نه مطلق بلکه نسبی و در بسیاری مواقع احتمالی . در حالی که این مفید هست اما کافی نیست .

    سئوال اینجاست که این یافته های متدیک چه چیزی از زندگی انسان را در رابطه با هستی حل می کند ؟ انسان را انسان تر می کند ؟ چه معنایی به زندگی انسان می دهد ؟ اساساً چه نقشی در کیفیت زندگی و روابط انسانها دارد ؟

    متدولوژیک و طبیعت نگری صرف به پدیده ها نظر کردن ، فقط هیجان و کنجکاوی را در مقطعی پاسخ می دهد تا وقتی به مجهولات بعدی برسد و کنجکاوی و هیجانی دیگر ... خب که چه بشود ؟ آیا زندگی انسان فقط هیجان است ؟ این هیجانات و کنجکاویها به اینگونه پاسخ گرفت ، بعدش چه ؟ می خواهد چه بشود ؟ و به کجا برسد ؟
    اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟


  9. #117
    عضو آشنا
    *فرشته* آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1392
    نوشته : 41      تشکر : 18
    140 در 40 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *فرشته* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    قسمت هفتم : اما نگاه جهت مدار و ارزش مدار معنا می دهد به زندگی ، برنامه می دهد و بر انسان و رفتار او اثر می گذارد ، و چرایی پدیده ها را پاسخ می دهد ، و از پاسخهای مبتنی بر چگونگی و چیستی ( علم ) در این مسیر استفاده می کند و می شود ابزار برایش ابزار کیفیت بخشیدن به زندگی و روابط . چرا ما هستیم؟ چه باید بکینم ؟ در نگاه متدولوژی و عرفی انسان دچار آسیب های خود ساخته فراوان شده و خواهد شد و ... نمونه های زیادی در روابط بین انسانها و جوامع را شاهد هستیم . نمونه آن استثمار جنسی هست ، که فعلاً پرداختن به آن از بحث خارج است . اوضاع زندگی انسان بر مبنای علم صرفاً متد مدار و طبیعت نگر ، در عین تأمین رفاه نسبی آن هم برای قلیلی از انسانها ، وضعیت ناهنجاری را نشان می دهد که نمونه اش همین ظلم و جنایتهای مورد اشاره جناب پارسا هست که مبنایی جز این ندارد که هرکس قدرت بیشتری دارد می تواند هر بلایی سر ضعیف تر بیاورد . آیا با این نگاه جایی برای ارزش گذاری فعل انسانها باقی می ماند ؟ وقتی ان قلت ها ی شما ( جناب پارسا ) به خدا و ادیان اشاره به این مناسباتی که بین انسانها از همین متدلوژیِ عرفی نگر بر می خیزد ، دارد ، یعنی شما دارید ارزشی نگاه می کنید ، یعنی بر مبنای جهت و ارزش نگری معترض هستی و الا بر اساس روند علمی اینها همه طبیعی هست و به قول شما گزینش سپهری هست و هیچ اعتراضی روا نیست . و نکته مهم تر این سئوال است که آیا پشت کردن انسانها به آموزه های ادیان و گرفتار تعارض های بین عقیده و عمل در اثر علم زدگی فرهنگها شدن و ..... این مسائل مورد اشاره شما را رقم زده یا پای بندی به آموزه های ادیان ؟؟؟؟
    اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟


  10. #118
    عضو آشنا
    *فرشته* آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1392
    نوشته : 41      تشکر : 18
    140 در 40 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *فرشته* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    قسمت هشتم :


    اگر علم که دستاوردهای مفیدی داشته جهت و ارزش را هم بپذیرد ، عمیقتر از این به جهان و پدیده ها نگاه می کند و قطعاً خلقت گرا خواهد شد و در سیر خود بر حقیقت پدیده ها به خالقی خواهد رسید که آفریگار و پرورنده این همه هست و خواهد فهمید که در ابتدایی ترین استدلال منطقی می شود به این حقیقت رسید که مخلوق که حیاتش و مناسباتش و ساز و کار هستی اش را از خالق گرفته نمی تواند کنه و چرایی و چیستی خالق را فهم کند چون مادون اوست . مثل اینکه شما نرم افزاری تولید کرده اید و او نمی تواند شما را که خالقش هستی را معرفی کند به عینه و آنگونه که هستی ، بلکه هر اطلاعاتی از شما هم ارائه کند همان چیزی هست که خودت به او داده ای و انتظار دیگران مبنی بر اینکه او شما را به عینه معرفی کند و وصف کند و بشناسد یک انتظار نامعقول است . وقتی مصنوعات دست ما این توانایی را ندارند و از آنها هم انتظار نمی رود داشته باشند آیا می شود پذیرفت که وجود ما را انکار کنند ؟

    وقتی علم در خیلی ساحت ها به نمی دانم می رسد در مقابل خیلی از پرسشها از جمله چرایی ها و بسیاری از چگونگی ها به نمی دانم می رسد ، وقتی علم امروز از خیلی از یافته های دیروز خود سر باز می زند و آنها را باطل می کند و نقیض آنها را یافته و می یابد ، آیا منطقی است که بر مبنای این یافته های آن بگوییم خالقی نیست و جهان خود گردان است و خاصه اینکه چرایی های این جهان هستی را پاسخ ندارد و نخواهد داشت .

    علمی یقینی و مطمئن است و می تواند ما را از سرگردانی نجات دهد که چرایی ها را هم پاسخ دهد و به عبارتی جهت و ارزش پدیده ها را هم روشن کند .

    انسان در درک جهت و ارزش پدیده هاست که علاوه بر اشباع کنجکاوی ، آرامش هم پیدا می کند و تکلیفش با خودش و جهان هستی را می تواند دریابد . پس می توان گفت که متد و روش ابزاری هستند برای درک اهمیت چرایی و روشن شدن چرایی اصل هست .

    تا اینجا برای آنکه مشخص شود این جهان هستی نمی تواند بدون خالق باشد و علم نمی تواند با همه یافته هایش این را انکار کند و آنرا خود گردان بداند .

    اما در خصوص خدای ادیان که شما اشاره داشتید و در واقع نوک پیکان اعتراض و هجمه شما هست . بحث دین شناسی و نبوت پیش می آید که آیا اصلاً نبی لازم هست ؟ ادیان اصالتی از سوی خالق دارند یا خیر و ..... تاپیکی جدا و بحثی دیگر می خواهد که اگر بخواهید می توانیم به آن هم بپردازیم
    اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟

  11. تشكرها 2


  12. #119
    عضو آشنا
    *فرشته* آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1392
    نوشته : 41      تشکر : 18
    140 در 40 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *فرشته* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دیدن فیلم مستند the living matrix به کارگردانی گرگ بکر را به جناب پارسا و دیگر دوستان پیشنهاد می کنم
    اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟

  13. تشكرها 2


  14. #120
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : بهمن 1392
    نوشته : 69      تشکر : 13
    43 در 22 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    پارسا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط *فرشته* نمایش پست ها
    تا اینجا برای آنکه مشخص شود این جهان هستی نمی تواند بدون خالق باشد و علم نمی تواند با همه یافته هایش این را انکار کند و آنرا خود گردان بداند .
    درود

    با سپاس ازنوشته هاي شما كه نشان داد به پيمان خويش پاي بند بوديد


    جهان مي تواند خود گردان باشد چه آفريدگاري اكنون باشد چه نباشد

    خود گرداني جهان پيوند سرراستي با بود يا نبود آفريدگار ندارد

    جهان با قانونهاي گيتي كه در سرشت خود دارد مي تواند خود را اداره كند نيازي به گرداننده ي فراسپهري ندارد

    آيا شما مي توانيد چند نمونه و پديده بياوريد كه جهان بدون گرداننده ي فراسپهري نمي تواند خود را اداره كند ؟

    هر كاري كه در هستي انجام مي شود اداره ي كننده ي آن خود پديده هاي هستي است نه آفريدگاري پندارين و سرابين و فراسپهري



    نقل قول نوشته اصلی توسط *فرشته* نمایش پست ها
    اما در خصوص خدای ادیان که شما اشاره داشتید و در واقع نوک پیکان اعتراض و هجمه شما هست . بحث دین شناسی و نبوت پیش می آید که آیا اصلاً نبی لازم هست ؟ ادیان اصالتی از سوی خالق دارند یا خیر و ..... تاپیکی جدا و بحثی دیگر می خواهد که اگر بخواهید می توانیم به آن هم بپردازیم
    گيريم كه آفريدگاري باشد ولي از كجا مي توانيد پندار و خود گويي خويش را بر اي ما استوار كنيد كه الله اديان همان آفريدگار است
    چند دليل دانشپذير بياوريد كه خداي دينها همان آفريدگار جهان است

    ببينيد باور به اينكه هستي آفريدگاري دارد به اين چم نيست كه آن آفريدگار هتما الله اديان است

    چون الله ادياني كه در كتابهاي ديني آمده است راهي جدا بافته براي نشان دادن خود و راهي شناخته شده براي استوار كردن هستي خود ندارد

    شمابراي نشان دادن بودن او تنها و تنها به چيزي هايي دست مي يازيد كه بدون او هم اين چيزها شدني است



    انديشه هاي فلسفي گاهي آدمي راتا مرز خيالبافي و افسانه سالاري مي برد و راه را براي سراب سالاري باز مي كند

    چرا ؟

    چونكه فلسفه تنها ابزارش كنجكاوي هاي پندارين و انديشه است و اين انديشه اگر به بن بست برسد براي رهايي از بن بست دست به خيالبافي و افسانه سازي مي زند


    ولي دانش اينگونه نيست

    دانش مي گويد مي دانم يا نمي دانم همين پس ديگر راهي براي افسانه بافي نمي گذارد
    اگر خدائی هست چرا در مقابل خشونتها و جنایتها واکنشی نشان نمیده؟

صفحه 12 از 15 نخستنخست ... 289101112131415 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •