دخترم به کجا چنین شتابان، لحظه ای درنگ ، اندکی تامل سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دخترم به کجا چنین شتابان، لحظه ای درنگ ، اندکی تامل
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 5      تشکر : 8
    41 در 7 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عاشق یار آنلاین نیست.

    پیش فرض دخترم به کجا چنین شتابان، لحظه ای درنگ ، اندکی تامل









    《لحظه ای درنگ، اندکی تأمل 》


    داشتم تو وسایلم دنبال یه کیف محکم و مناسب میگشتم تا فردا برای رفتن به بانک ازش استفاده کنم آخه قرار بود همه ی موجودی حسابم رو برای کاری از بانک برداشت کنم.

    هرچی کیفام رو نگاه کردم دیدم هیچ کدومشون برای بانک رفتن مناسب نبود. یکی خیلی بزرگ بود یکی رنگش مناسب نبود خلاصه هرکدومشون برای این کار اشکالی داشتن. یادم اومد پدرم یه کیف سامسونت محکم ومشکی داره. با خودم گفتم برم و از پدرم اونو قرض بگیرم چون هم قفل داره و هم جلب توجه نمیکنه.

    به اتاق پدرم رفتم و موضوع رو به پدرم گفتم، پدرم که آدم شوخ طبعی بود کیف رو به من داد و با یه خنده گفت: دخترم سخت نگیر تو یه کیسه پلاستیک هم میتونی بذاریش! با تعجب گفتم اون همه پول رو بذارم تو کیسه پلاستیک! مگه عقلم رو از دست دادم که جلوی چشم همه با این همه پول تو خیابون رفت و آمد کنم.

    بعد پدرم دوباره با خنده گفت این که مسئله ی مهمی نیست خوب تو که قصدت این نیست پولارو به مردم نشون بدی، تو داری راه خودت رو میری و مردم کاری به کار تو ندارند.

    منظور پدرم از این حرف رو نفهميدم و گفتم پدر جان درسته که من راه خودم رو میرم و اصلا هم قصد خود نمایی و جلب توجه ندارم، اما بعضی مردم هستند که ممکنه با دیدن اینهم پول وسوسه بشن و به فکر دزدیدن پولها بیافتن، مسلمه که کار اونا کاملا اشتباه ولی اگر پول هارو تو کیسه جابجا کنم وقتی پولها رو بدزدن فقط باید خودم رو مقصر بدونم و سرزنش کنم.

    این بار پدرم با لحن جدی گفت چه خبرته این قدر شلوغش میکنی دختر! اگه پولای تو دزدیده بشه که به بانک ضرری نمیرسه!!! من که دیگه کاملا گیج شده بودم و نمیدونستم چی باید بگم با ناراحتی گفتم معلومه که به بانک آسیبی نمیرسه، این پولای منه و نگهداری ازشون به عهده ی منه .اگه همه ی پولامم دزدیده بشه بازم به بانک صدمه ای نمیرسه این منم که تمام سرمایه ام رو از دست دادم از اون گذشته فقط مسئله ی پولا نیست مسئله ی جامعه مطرحه، اگه من مراقب وسایلم نباشم و بی احتیاطی کنم اون وقت هر کس و ناکسی از راه برسه براحتی میتونه اونها رو بدزده و این جناب آقای دزد وقتی برای اولین بار به خاطر سهل انگاری من روش دزدی رو یاد گرفت ممکنه به خودش جرات بده که به اموال همه نگاه کنه و نقشه ی دزدی بکشه اون وقته که دیگه امنیت اجتماع به خطر می افته...

    پدرم از جا بلند شد و با مهربانی گفت: حالا به حرف من رسیدی دخترم، حجابی که مثل کیسه پلاستیک باشه به درد تو نمیخوره، تو اون قدر ارزش داری که باید توی کیف سامسونت جا به جا بشی یعنی با یه حجاب کامل.

    درسته که تو با طرز پوششت اصلا قصد خودنمایی و تحریک کسی رو نداری اما همون طور که گفتی بعضی از مردم هستن که ممکنه با دیدن وضع حجاب تو تحریک بشن. بله کار اونها کاملا اشتباهه و باید نگاهشون رو کنترل کنن اما تو هم نباید با پوشش نامناسب در اجتماع رفت و آمد کنی (یعنی پولا رو نباید تو کیسه پلاستیک بذاری) و عقل حکم میکنه پوششی داشته باشی تا وجودت رو که با ارزش ترین چیز دنیا است از چشم های بد حفظ کنی.

    درسته که بیرون بودن چند تار موی تو یا آرایش ملایمی که روی صورت داری هیچ نفع یا ضرری برای خدا نداره اما این پاکی و نجابت تو تمام سرمایه ی تو در این زندگیه و با همین پاکی و عفت و نجابته که تو فردا روزی قراره کانون یک خانواده بشی. از اون گذشته اگه تو بی احتیاطی کنی و این جناب آقای دزد برای اولین بار به خودش اجازه بده که نیم نگاهی به تو بیانداره شاید فردا روزی به خودش این اجازه رو بده که به هر کس دوست داشت نگاه کنه و نقشه ی دزدی بکشه و اینجاست که امنیت اجتماع به خطر می افته.


    خلاصه این که دخترم به کجا چنین شتابان

    ((لحظه ای درنگ، اندکی تامل))




    دخترم به کجا چنین شتابان، لحظه ای درنگ ، اندکی تامل
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-12-1392 در ساعت 12:07


  2.  

  3. #2
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : فروردین 1392
    نوشته : 5      تشکر : 8
    41 در 7 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عاشق یار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ((لحظه ای درنگ، اندکی تأمل ))





    بیماری مسری خطرناکی تو جامعه شایع شده بود و خیلی ها که ضعیفتر بودن زودتر به این بیماری مبتلا میشدن. با مامانم داشتیم به اخبار گوش میکردیم که اعلام کردن :

    مسئولین واکسن مقابله با این بیماری رو آماده کردن و در اختیار مراکز درمانی قرار دادن تا بیماری بیشتر از این شایع نشه. به مامانم گفتم : بهتره ما هم بریم این واکسن و بزنیم.

    مامانم گفت : باشه امروز میریم واکسن میزنیم ولی خب برا چی واکسن بزنیم، مگه همه ی مریض نشدن ما هم یکی از اونا، چه اشکالی داره مریض بشیم؟ چرا دارن جلوی شیوع بیماری رو میگیرن؟ اگه همه ی مردم مریض بشن کم کم مریضی عادی میشه! !!با تعجب به مامانم نگاه کردم و گفتم : منظور تون رو متوجه نمیشم مگه مریضی هم عادی میشه! !! اگه همه ی مردم مریض بشن دلیل نمیشه که ما هم سلامتیمون رو به خطر بی اندازیم.

    مامانم رو به من کرد و گفت : دخترم سخت نگیر چرا اینقدر شلوغش میکنی؟ چرا ارزش زندگی انسان رو به اندازه ی یه واکسن پایین میاری؟!؟زندگی ما ارزشش خیلی بیشتر از اینهاست که به یه واکسن وابسته باشه! !!

    خیلی گیج شده بودم به مامانم گفتم : یعنی چی که ارزش زندگی انسان بیشتر از واکسنه! !خوب سلامتی ما به این واکسن وابسته است، اگه واکسن رو نزنیم زندگی ما به خطر می افته و ممکنه زندگیمون رو از دست بدیم، پس این واکسن هم به اندازه ی زندگیمون ارزش داره چون که موجب سلامتی ما میشه.

    تازه مامان ما چون در مورد این بیماری اطلاعات زیادی نداریم فکر میکنیم واکسن زدن با واکسن نزدن تفاوت زیادی نداره در حالی که این طور نیست، ای کاش مسئولین در کنار ارئه ی واکسن اطلاعات بیشتری راجع به این بیماری در اختیارمون میذاشتن به نظر من حالا که مسئولین این کار رو نمیکنن خودمون باید راجع به این باید راجع به این بیماری اطلاعات جمع آوری کنیم و در کنار واکسن زدن راه های پیشگیری از ابتلا به این بیماری رو یاد بگیریم.

    مامانم خندید و گفت: دخترم همه ی حرفایی که زدی کاملا درست و منطقیه، اما من میخوام حرفات رو تکمیل کنم، بی حجابی هم درست مثل مبتلا شدن جامعه به یه بیماری مسری و خطرناکه، اگه همه ی مرد هم بی حجاب باشن باز بی حجابی عادی نمیشه چون سلامتی روح انسان رو به خطر می اندازه و اگه همه بی حجاب باشن باز هم دلیل نمیشه که ما هم بی حجاب بشیم و سللمتی روحمون رو به خطر بی اندازیم و در جواب اون هایی که میگن چرا ارزش دین و مذهب رو به اندازه ی یه پارچه پایین میارین باید بگیم اولا ارزش مذهب به اطاعت و بندگی کردنه و حجاب هم دستوری از جانب خداست که باید اطاعت بشه، دوما دین و مذهب از ما میخواد همون طور که با روح پاک و سالم آفریده شدیم از این پاکی و سلامتی روح مراقبت کنیم یعنی هدف دین به کمال رسوندن آدم ها و مراقبت از گوهر وجودی انسان هاست همون طور که بعضی وقتها زندگی و سلامتی و وجود مادی ما وابسته به یه واکسنه، این جا هم سلامتی فکری و روحی اجتماع و به کمال رسیدن آدم ها وابسته به واکسنه حجابه.

    تو جامعه ای که بی حجابی رواج پیدا کنه نه تنها این قضبه عادی نمیشه بلکه روز به رور گسترش پیدا میکنه و موجب رواج بی بند و باری میشه.

    دخترم، ما چون از عواقب بی حجابی و اثرات اون روی اجتماع اطلاعات زیادی نداریم فکر میکنیم داشتن یا نداشتن حجاب تفاوتی نداره در حالی که این طور نیست، ای کاش مسئولین در کنار مبارزه با بی حجابی اطلاعات بیشتری راجع به حجاب و اثرات مثبت اون در زندگی در اختیارمون میذاشتن به نظر من حالا که مسئولین این کار رو نمیکنن خودمون باید در کنار داشتن حجاب در مورد علل داشتن حجاب و اثرات مخرب بی حجابی تحقیق کنیم.


    خلاصه این که دخترم به کجا چنین شتابان

    ((لحظه ای درنگ، اندکی تامل))



    دخترم به کجا چنین شتابان، لحظه ای درنگ ، اندکی تامل
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 01-12-1392 در ساعت 09:56


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •