دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 37
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار









    دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار

    بررسي ديدگاه ابن‌عربي در مسئله جبر و اختيار
    محمد عيسي جعفری



    دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار


  2.  

  3. #2
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    چکیده

    جبر و اختيار همواره از مسائل مهم و بحث‌انگيز عقيدتي مسلمانان است که به لحاظ تاريخي، ريشه‌هاي آن را در قرآن و سنت مي‌توان يافت.


    اين مسئله در همان نيمه اول قرن اول هجري به عنوان يک دغدغة فکري مهم خود را نشان داد. بعدها با گسترش علم کلام، رويکردهاي متفاوتي در اين مسئله پيدا شد. اين مسئله در عرفان نيز مورد توجه بوده است؛ اما با وجود گذشت چند قرن از ظهور بحث‌های نظری در حوزه­ی عرفان هنوز دیدگاه عرفان جهت تمایز و تشابه خود را نسبت به دیدگاه دیگر متفکران اسلامی نشان نداده است.


    از این رو کسانی بوده و هستند که دیدگاه عرفا و به خصوص ابن‌عربی را در بحث جبر و اختیار، به جبر (از نوع اشاعره آن) پيوند می‌دهند.


    نوشتار حاضر (در حد توان خود) تلاش دارد این مسئله را روشن سازد که دیدگاه ابن‌عربی در جبر و اختیار به کجا منتهی می‌شود؟

    با توجه به مبانی خاص عرفانی و شواهد نوشتاری ابن‌عربی، می‌توان دیدگاه وی را دست‌کم متفاوت با دیدگاه‌های رایج دو دسته متکلمان اسلامی (معتزله و اشاعره) تلقی کرد.

    بدیهی است به سبب جایگاهی که ابن‌عربی در عرفان نظری دارد، دیدگاه وی در این موضوع را مي‌توان دیدگاه همه عرفا تلقی کرد.









    دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار


  4. #3
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض











    بحث توحيد در عرفان از هر نحلة فکري ديگري پر رنگ‌تر است. از اين رو آشتي برقرار کردن بين توحيد افعالي (که در آن همة افعال و آثار، فعل و اثر خدا محسوب می‌شود) و اختيار انسان مؤونة زيادي مي‌‌طلبد.


    ابن‌عربي خود به اين مشکل واقف بوده و در موارد مختلف از آن ياد نموده است (ابن‌عربي، بي‌تا: 2/607 و1/727 و 2/630). او اين موضوع را مسئله‌اي نظري مي‌‌داند که اختلاف در آن، اجتناب‌ناپذير است و تنها با شهود است که اختلاف از ميان برمي‌‌خيزد (همان: 1/341).


    ابن‌عربي در نوشته‌هايش از عبارت‌هاي متنوع و گاه به ظاهر متناقضي استفاده مي‌‌کند که جمع بين آنها دقت و حوصله زيادي مي‌‌طلبد. آشنايي با مباني عرفاني وي، شرطي لازم و ضروري در جمع و التئام اين عبارات است؛ چرا که بدون آن، فهم صحيح سخنان او تقريباً غيرممکن و نامقدور خواهد بود.


    سبک نوشتاري وي موجب شده است که محتواي عبارات به شدت لغزنده و فرّار باشد؛ از اين رو مي‌‌طلبد خوانندة مشتاقِ فهم و جوياي حقيقت تنها با در دست داشتن چنين ابزاري، گوهر مقصود خود را از اين عبارات اصطياد نمايد.


    به حکم اين ضرورت، لازم است ابتدا مسئلة جبر و اختيار را با مباني ابن‌عربي توضيح داده، سپس عبارات وي را در اين ساختار قرار دهيم و مطالعه کنيم











    دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار


  5. #4
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض
















    1. وحدت شخصي وجود


    مهم‌ترين و اصلي‌ترين شاخصة عرفان که آن را از ساير علوم اسلامي متمايز مي‌‌کند، وحدت شخصية وجود است.

    بر اساس اين مبنا، همة هستي در يک حقيقت متعالي، که همان وجود حق تعالي باشد، منحصر است و بقية موجودات تعينات و نِسَب آن حقيقت هستند که وجودي وراي آن ندارند.

    اگر به اين تعينات، مستقل و جدا از آن حقيقت يگانه نگاه شود، همة آنها عدم محض هستند و از حقيقتي برخوردار نيستند و اگر به اعتبار آن حقيقت به آنها نگاه شود، وجود دارند.

    صفر‌ بدون لحاظ عدد، ارزش عددي ندارد، ولي وقتي عدد در کنار آن قرار مي‌‌گيرد ارزش عدد پيدا مي‌‌کند؛ به همين صورت، تعينات مزبور نيز بدون در نظر گرفتن حق تعالي ارزش وجودي ندارند، اما وقتي نسبتي به آن ذات يگانه پيدا مي‌‌کنند، از ارزش وجودي برخوردار مي‌‌شوند.

    در این بیان و تفسیر از هستی، کثرت نه تنها نفی نشده، بلکه تفسیری از آن ارائه می‌شود که با وحدت شخصی وجود سازگار است؛ به همین لحاظ بحث از کثرت و احکام آن شکل می‌گیرد.

    اگر با بیان فلسفی از این کثرات (تعینات و نسب) تعبیر بیاوریم، باید بگوییم که این کثرات همان حیثیات وجودند و روشن است که حیثیات یک چیز با خود آن چیز به لحاظی متفاوت و به لحاظی متحد است.

    تفصیل این بحث را به بیان بدیع یکی از محققان وادی عرفان و فلسفه ارجاع می‌دهیم (رک: يزدان‌پناه، بي‌تا: درس24 تا 26)، اما به اجمال باید بگوییم کثرات اسمائی (تعین ثانی) و اعیانی (عالم خلق) از نوع حیثیت تقییدیه شأنیه هستند؛‌ اگر واقعيت خارجی خود را در موطن‌هاي مختلفي نشان دهد و در واقع بسط پيدا کند، بدون آنکه از مقام اصلي خود تجافي کند، آن را حيثيت تقييدية شأنيه می‌توان نام نهاد.


    نفس انسانی (در تفسیر صدرایی آن) به لحاظ شئون عقلی، خیالی و حسی آن مثال خوبی برای این حیثیت است؛ نفس خود را در اين سه موطن نشان می‌دهد (نفس در مرتبة عقل، عقل است، در مرتبه خیال، خیال است و در مرتبة حس، حس است) بدون آنکه از دیگر مراتب تجافی کند.


    بنابراين همان وجود حق است که بسط ظهوري پيدا مي‌‌کند و خود را در موطن‌هاي متعدد و مختلف مثل قدرت، علم، اراده و... نشان مي‌‌دهد که اين موطن‌ها نيز خارج از وجود او نيستند، بلکه‌ تعينات و حيثيات اويند.


    اين حيثيات اگر به تنهايي و بدون لحاظ وجود حق در نظر گرفته شوند، نيستي محض‌اند؛ ولي اگر به لحاظ وجود حق در نظر گرفته شوند، از صفت وجود برخوردار مي‌‌شوند (ابن‌عربي، 1370: 76؛ ابن‌ترکه، 1381: 1/294-295).





    دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار


  6. #5
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض













    نکته مهم در اين نظرگاه اين است که همه اين حيثيات از نفس‌الامر برخوردارند و به عبارتي جنبة هستي‌شناسانه دارند و متکي به فاعل شناسا نيستند. بنابراین کثرت در عرفان تفسیر خاصی دارد و این کثرات (=تعینات= نسب= شئون= حیثیات) دارای احکامی‌اند که بحث از این احکام، بخش عمدة بحث‌های عرفانی را تشکيل مي‌دهد. بحث از فعل انسانی و مسئله جبر و اختیار نیز از همين احکام است.


    بر اساس مبنای وحدت شخصی وجود هر اثري که در هستي ديده مي‌‌شود اثر همان يک وجود است.


    اين اثر از هر تعيني صادر شود در اصل از آنِ همان حقيقتي است که در قالب اين تعين ظهور يافته است و آن حقيقت هم جز حق تعالي نيست. اما از آن جهت که هر تعيني حکمي دارد که او را از تعينات ديگر متمايز مي‌‌کند و همين‌طور هر تعين احوالات و شئوني دارد که از هم متفاوت و متمايزند، اثر صادر از هر تعين نيز متفاوت است و رنگ آن تعين و حالات مختلف آن را دارد.


    از اين رو آن اثر با آنکه در اصل از وجودي است که در آن تعين، ظهور يافته، اما آن تعين است که به آن اثر رنگ مي‌‌بخشد و آن اثر را از اثرات ديگر متمايز مي‌‌کند و نيز به اعتبار حالات خود، در هر حالي و شأني، رنگ خاصي به آن اثر مي‌‌دهد (همانند صفرهاي متعدد که هر کدام ارزش عددي خاص خود را دارند، در عين آنکه اين ارزش عددي در اصل از همان عددي است که در کنار اين صفر‌ها قرار گرفته است؛ اما ارزش عددي صفري که در مرتبه دهگان قرار گرفته غير از ارزش عددي صفري است که در مرتبه صدگان قرار گرفته است وهر کدام از اين صفر‌ها ارزش عددي متفاوتي را به دست مي‌‌دهند).


    به همين لحاظ است که فعل صادر از زيد مثلاً متمايز از فعل صادر از عمرو است و نيز فعلي که در حالت خاصي (مثلاً اطاعت) از زيد واقع مي‌‌شود غير از آن فعلي است که در حالت ديگر (مثلاً عصيان) از او صادر مي‌‌شود.


    اين فعل هرچند در اصل فعل حق است و او آن را وجود مي‌‌بخشد. اما تعين آن وجود فعلي از ناحية زيد است. از اين رو فعل او عنوان اطاعت و عصيان پيدا مي‌‌کند.


















    دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار


  7. #6
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض














    همة آثار از آنِ وجود حق تعالي است؛ اما اين آثار، مختلف و متکثر هستند و اين بدان معني است که تعيناتْ در اختلاف و گونه‌گوني اين آثار نقش دارند. تعينات مختلف آثار مختلفي از خود ظاهر مي‌‌سازند.


    از این رو فعل انساني هرچند به لحاظ وجودي به حق نسبت دارد اما به لحاظ تعيني به انسان نسبت داده مي‌‌شود.


    با آنکه نسبت حق با همة اشيا مساوي است، هيچ‌گاه فعل انسان به اسب يا چيز ديگري نسبت داده نمي‌‌شود.


    اگر فعل به طور خالص از آن حق بود نمي‌‌بايستي نسبت آن فعل به يک چيز روا و نسبت به چيز ديگر ناروا مي‌‌بود. به همين لحاظ است که فعل عاصي را نمي‌‌توان به مطيع و يا بالعکس نسبت داد.


    پس مي‌‌توان نتيجه گرفت که عاصي و مطيع در تعين بخشيدن به فعل (اينکه فعل طاعت باشد يا عصيان) نقش دارند.


    بر اساس وحدت شخصيه، حق همواره با عبد است «هو معکم اينما کنتم» (حديد: 4) هرچند ضرورت ندارد عبد با حق همراه باشد (مطلق در مقيد حضور دارد، اما مقيد الزاماً با مطلق همراه نيست).


    حق تعالي ارکان همة اشيا را دربرگرفته و هستي همة اشيا را پر کرده است؛ از جملة اين ارکان، قواي فعالة هر شيء است (ابن‌عربي، بي‌تا: 4/20).










    دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار


  8. #7
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض
















    بر اين اساس، خدا در قواي فعالة عبد حضور دارد. پس اگر عبد مي‌‌بيند، با حق مي‌‌بيند و اگر مي‌‌شنود، با حق مي‌‌شنود و ساير افعال او نيز همين‌طور است.

    بنابراين اگر حق (وجود) و يا عبد (تعين حق) از اين معادله حذف شوند، فعلي با اين وصف خاص تحقق پيدا نمي‌‌کند.


    وجود حق به اضافة تعين او، يعني عبد، به شکل فعل عبد خود را نشان مي‌‌دهد.

    بايد توجه داشت، عبد در پرتو وجود، اين تعين را به فعل اعطا مي‌‌کند؛ به اين معني که تا تعين عبدي با وجود همراه نشود، اثري از او صادر نخواهد شد. از تعين که يک امر عدمي است چيزي حاصل نمي‌‌شود. بنابراين حتي در تعين بخشيدن به فعل هم پاي وجود (حق) در ميان است.


    اينجا شايد اشکالي به ذهن برسد و آن اينکه اين فعل مي‌‌تواند در تعين عبدي بدون اختيار او صورت گرفته باشد (چنان‌که فرض مخالفان وحدت شخصيه بر اين است).


    حقْ فعل را در تعين عبدي ايجاد مي‌‌کند، بدون آنکه عبد در آن نقش فعالي داشته باشد بلکه مي‌‌تواند نقش انفعالي (قابلي) داشته باشد. در اين صورت با آنکه مبناي بالا پا برجا مي‌‌ماند اما مجبور بودن عبد حل نمي‌‌شود.


















    دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار


  9. #8
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    با توجه به آنچه گفته شد، در پاسخ مي‌‌توان گفت در اين فعل، نقشِ حقْ ايجاد و نقشِ عبدْ تعين‌بخشي است.

    تعينِ فعل همان وصفي است که با وجود همراه مي‌‌شود و وجود بدون آن در خارج تحقق پيدا نمي‌‌کند.


    تعين را حق به فعل نمي‌‌دهد، بلکه اين تعين همان وصف طاعت و عصيان و مانند آن است که از ناحية عبد مي‌‌آيد.


    عبد که نحوة خاصي از وجود است، آثار خاصي را از خود بروز مي‌‌دهد و اين آثار به لحاظ وجودي به وجود عبد (که طبق وحدت شخصيه، همان وجود تعين‌يافتة حق است) نسبت داده مي‌‌شوند و به لحاظ تعيني (فعل چه وصفي دارد) به تعين او نسبت داده مي‌‌شوند.


    همان‌گونه که تعين عبد از آنِ خود اوست نه حق (زيرا تعين به خودي خود وجودي نيست)، تعين فعل او (مثل طاعت وعصيان) نيز در اصل (يعني بدون لحاظ وجودي آن) از آنِ خود اوست.


    البته وجود فعل عبد از آن حق است؛ زيرا عبد وجودي از خود ندارد و وجود منحصراً از آن حق است.


    بدين ترتيب عبد در تعين بخشيدن به فعل نقش فعالي دارد نه انفعالي، و همين تعينات فعل (اوصاف طاعت و عصياني) هستند که ملاک تکليف و نيز معيار سنجش خوب از بد و در نتيجه مناط کيفر و پاداش قرار مي‌‌گيرند.








    دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار


  10. #9
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    ممکن است اشکال دیگری نيز بدين صورت مطرح شود که بر اساس مبناي وحدت شخصي وجود که وجودات ديگر نفي مي‌‌شوند، جبر و اختيار موضوعاً منتفي است چون فرض جبر و اختيار مبتني بر پذيرش وجود غير (يعني دست‌کم وجود انسان) است و وقتي وجود غيري در کار نباشد اين بحث نيز از اصل منتفي مي‌‌شود (رک: شمس، 1385: 404ـ406).


    در پاسخ بايد گفت که اين اشکال ناشي از عدم درک صحيح فضاي وحدت شخصي وجود است.


    اشکالْ بر اين فرض استوار شده است که وحدت وجود يعني نفي کثرات با همة اَشکال آن و روشن است که با اين فرض حتي تکليف هم تصوير درستي نمي‌‌تواند داشته باشد.


    اما اين فرض صحيح نيست؛ زيرا عرفان همة اشکال کثرت را نفي نمي‌‌کند، بلکه تفسير خاصي از آن ارائه مي‌‌دهد که در عين سازگاري با وحدت وجود، جايگاه کثرات نيز حفظ مي‌‌شود.


    کثرات هرچند خود وجود مستقل ندارند، اما به اعتبار وجود حق، وجود دارند. آنها شئون حق‌اند و همان‌گونه که در توضيح مبناي وحدت شخصي وجود گفته شد، وجود کثرات به‌عنوان مظاهر و جلوه‌هاي وجود حق مطرح است.


    اين مظاهر هر کدام حکم خاص خود را دارند. از اين رو بحث از احکام کثرت (که از مهم‌ترين آنها بحث از انسان و افعال اوست) در عرفان يک امر ضروري است. و حتي برخي، بحث از کثرت و احکام آن را در تعريف مسائل عرفان نيز گنجانده‌اند (قيصري، 1381: رسالة اول / 6).




    دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار


  11. #10
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    2. تناکح اسمائی


    مبنای دیگری که می‌تواند در عرفان، جایگاه فعل انسانی را به لحاظ اختیار توضیح دهد، تناکح اسمائی و آفرینش انسان بر صورت حق است.


    بر اساس تناکح اسمائي انسان، در خلقت خود سهمي از اسماء دارد و از اوصاف اسمي چون حيات، علم، قدرت، اراده، سمع، بصر و تکلم برخوردار است؛ بر اين اساس، انسان، به حسب غلبة اسم قدير و مريد، در فعل خود قدرت دارد و از اراده و، به تبع، اختيار برخوردار است.


    به همين لحاظ شائبة جبر و مجبور بودن او در انجام فعل منتفي است. ارادة عبد و قدرت او، در اصل، همان اراده­ و قدرت حق تعالي است و اسم مريد و قادر و ساير اسمايي که در تناکح اسمايي عبد را تحقق داده‌اند، در عبد در حال کار کردن هستند، بنابراين فعل عبد در عين آنکه از آنِ عبد است به حق نيز منتسب است و مصداق «ما رميت اذ رميت و لکن الله رمي» (انفال: 17) مي‌‌باشد.


    ارادة او شأني از ارادة حق و قدرت او شأني از قدرت حق تعالي است؛ پس هرچه عبد اراده کند، در واقع حق اراده کرده است.


    به عبارت ديگر، اسماء از کلیت درآمده، حالت جزئیت به خود می­گیرند و در موطن عبدی کار می­کنند؛ در نتيجه، این جزئیت از فردی به فرد دیگر متفاوت می­شود. این تفاوت ناشی از وجود اسماء نیست بلکه ناشی از خصوصیات فرد (یا همان تعین جزئی اسماء) است.


    بنابراين فعلي وجود ندارد که براي عبد، خالص و بريده از حق باشد و همين‌طور فعلي از عبد يافت نمي‌‌شود که عبد با آن نسبتي نداشته باشد. بر اساس این بیان از تناکح اسماء، هم توحيد افعالي محفوظ مي‌‌ماند و هم تکليف و اختيار عبد صدمه‌اي نمي‌‌بيند.


    در مبنای آفرینش انسان بر صورت حق نیز امر به همین منوال است. ابن‌عربی خود در این مورد توضیح خوبی ارائه داده است (همان: 2/681). برای توضیح بیشتر خوانندگان را به منابع مربوطه ارجاع می‌دهیم

    (رک: جامي، 1370: 93، ابن‌ترکه، 1381: 46 و 224؛ قيصري، 1384: 399 و 1116؛ بالي‌زاده 13424: 142).



    دیدگاه محیی الدین ابن عربی در مساله جبر و اختیار


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. Root کردن چیست و چه کارایی هایی دارد ؟
    توسط رایکا در انجمن مقالات آموزش و ترفندها
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 09-01-1392, 23:00
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 14-01-1389, 16:42

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •