سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 11 از 13 نخستنخست ... 78910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 130

موضوع: ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}

  1. Top | #101

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    بر زانوی تنهایی ام دارم سرت را
    با گریه می بینم غروب آخرت را

    من التماس لحظه های درد هستم
    آیا نگاهی می کنی دور و برت را؟

    دست مرا بستند و پشتم را شکستند
    می بینی آیا حال و روز حیدرت را؟

    حالا که روی پای من از حال رفتی
    فهمیده ام اوضاع و احوال سرت را!

    پروانه حرف عشق را هرگز نمی زد
    می دید اگر یک مشت از خاکسترت را

    افتاده ام پشت درِ قفل نگاهت
    واکن دوباره چشمهای نوبرت را

    بر زانوی تنهایی خود سر گذارم
    وقتی ندارم بر سر زانو سرت را





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 3


  3. Top | #102

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,289
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,553 در 29,334
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    مادرم در بستر است این روزها
    روزیم چشم تر است این روزها

    مردمِ شهر مدینه کارشان
    ترک نهی از منکر است این روزها

    از زبان دوست و دشمن فقط
    طعنه سهم حیدر است این روزها

    ذکر من امن یجیب و پر زدن
    آرزوی مادر است این روزها


    خواست تا حال علی بهتر شود
    گفت: حالم بهتر است این روزها

    هیچ کس باور نکرد این جمله را
    پهلویش گویاتر است این روزها


    چه بلایی بر سرش آورده اند
    مردم دنیا پرست این روزها

    نیمه شب ها درد پهلو می کشد
    بازویش دردسر است این روزها


    دردها از دست مادر خسته اند
    دردش از پا تا سر است این روزها

    مجتبی هم پیر شد بس که فقط
    فکر مسمار و در است این روزها

    شانه زد موی مرا فهمیده ام
    روزهای آخر است این روزها


    شاعر : محمد جواد شیرازی





    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  4. تشكرها 3


  5. Top | #103

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    گذشته آب در این روزگار از سر من
    حلال کن که رسیده است روز آخر من


    مرا ببخش که افتاده ام در این بستر
    نمانده است توانی به جسم لاغر من


    قد خمیده و موی سفید زهرایت
    برای خانه نشینی توست همسر من


    به جان دختر شیرین زبانمان زینب
    نپرس از چه شده غرق خاک معجر من


    ز شرم بستن دستت هنوز می لرزم
    چه کرد با تو مدینه امیر خیبر من؟!


    بس است گریه و شیون برای عمر کمم
    بقای عمر تو باشد غریب رهبر من






    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  6. تشكرها 3


  7. Top | #104

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,289
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,553 در 29,334
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    به بستر فاطمه افتاده و مولا پرستارش
    ببین حال پرستار و مپرس احوال بیمارش

    کسی از آشنایان هم به دیدارش نمی آید
    بود چشمش به در تا کی اجل آید به دیدارش

    علی از چشم زهرا چشم خود را بر نمی دارد
    مجسم می کند عشق و فداکاری و ایثارش

    کند اشک علی را پاک با دستی که بشکسته
    نخواهد اشک مظلومی فرو ریزد به رخسارش

    علی گه در بغل زانو گهی سر بر سر زانوست
    تو گویی از جدایی می کند زهرا خبردارش

    به زحمت وا کند چشم و به سختی می نهد بر هم
    رمق رفته دگر از دیده تا صبح بیدارش

    دوای درد خود تنها ز مرگ خویش می خواهد
    که در فصل جوانی از جهان گردیده بیزارش


    شاعر : حاج علی انسانی




    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  8. تشكرها 3


  9. Top | #105

    عنوان کاربر
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    تاریخ عضویت
    امرداد 1393
    شماره عضویت
    7103
    نوشته
    7,450
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    تشکر
    24,645
    مورد تشکر
    14,354 در 6,191
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    ای داغ عشق بر جگر خون فشان تو
    وی لاله زار زخم ، تن ارغوان تو

    ای آخرین بهانه ی شادابی علی(ع)!

    در اول بهار رسیده خزان تو

    ای ماه روشن شب قدر من ، آفتاب

    پنهان شده ست در نظر مهربان تو

    در آزمون عشق علی
    (ع) صبر می کنی
    اما چه سخت میگذرد امتحان تو

    با ضعف شانه بر سر دردانه می کشی!

    ای من فدای خستگی بازوان تو

    دیدم زمان غسل تو ، دریای سرخ من!

    در خون نشسته بود کران تا کران تو*

    پنهان شدی که حافظه ی چند قرن بعد

    از ناله های خاک بگیرد نشان تو


    مهرداد توماری



    امضاء
    .




  10. Top | #106

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    در بین کوچه های مدینه شهید شد
    آن مادری که یک شبه مویش سپید شد

    در، هم زبان به شکوه گشود و در آن غروب
    آتش برای فتح حریمش کلید شد


    در گیر و دار جزر و مد تازیانه ها
    باران لطف اهل مدینه شدید شد

    با آتشی که شعله کشید از در بهشت
    آماده ی تسلی پهلو، حدید شد


    دستش شکست و دامن حق را رها نکرد
    بانوی خسته بانی رازی رشید شد

    سیلی دست سنگی دیوار و دست باد
    یعنی دو گوشواره ی او ناپدید شد


    انداخت سایه دست کبودی به روی ماه
    وقتی که آفتاب خدا بی مرید شد

    این گونه بود عاقبت غربت امام
    یک جامعه تباهِ دو فکر پلید شد


    مشرک شدند بعد نبی مردمان شهر
    تنها ببین مظاهر بت ها جدید شد

    ریشه دواند در دل دین انحراف ها
    دستان کینه نیز بر علت مزید شد


    تا منبر رسول خدا نیم قرن بعد
    جای شراب خواری ده ها یزید شد

    آری حسین فاطمه در قتلگاه نه !
    در بین کوچه های مدینه شهید شد



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  11. تشكرها 2


  12. Top | #107

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,289
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,553 در 29,334
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    شما که از شب تار علي خبر داريد
    ستاره سحرش را ز خاک برداريد

    شما به تسليت باغبان قيام کنيد
    اگر دلي ز دل من شکسته تر داريد


    شما به مردمک ديده التماس کنيد


    اگر که خواهش باران ز چشم تر داريد

    شما که باخبر از رفتن بهار شديد
    به داغ لاله بگرئيد اگر جگر داريد


    شما که همسفر کاروان گريه شديد
    به جز مدينه کجا نيت سفر داريد

    شما چو شمع بسوزيد در کنار بقيع
    اگر ز فاطمه پروانه‌ي گذر داريد

    شما اشاره اي از تلخي وداع علي
    شنيده ايد که دلهاي شعله ور داريد

    شما حساب غم فضه را نمي دانيد
    چه آگهي ز خبر هاي پشت در داريد

    شما که محرم راز مگو نمي باشيد
    چقدر از شب قدر علي خبر داريد

    شما مگر که بپرسيد از ستاره صبح
    مزار گمشده اي را که در نظر داريد





    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  13. Top | #108

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    چشم مهتاب گریه می کرد و
    نیمه شب آب گریه می کرد و

    در طواف شکسته پهلویی
    مثل گرداب گریه می کرد و


    غسل می کرد هر چقدر آن شب
    باز خوناب گریه می کرد و

    گریه ها گر چه بی صدا بودند
    دل بی تاب گریه می کرد و


    ماه قدش خمیده بود و با
    آفتاب گریه می کرد و

    مادری پا به پای طفلانش
    باز در خواب گریه می کرد و


    هر که با چشم تر زمین می خورد
    کوه هم با کمر زمین می خورد

    داشت سلمان می آمد از خانه
    که سر هر گذر زمین می خورد


    کودکی نیز پشت یک تابوت
    پشت پای پدر زمین می خورد

    که به داد دل علی برسد
    گاه گاهی که بر زمین می خورد


    راه می رفت با عصا اما
    بین دیوار و در زمین می خورد

    رحمان نوزانی


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  14. Top | #109

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,289
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,553 در 29,334
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    به بستر فاطمه افتاده و مولا پرستارش
    ببین حال پرستار و مپرس احوال بیمارش

    کسی از آشنایان هم به دیدارش نمی آید
    بود چشمش به در تا کی اجل آید به دیدارش

    علی از چشم زهرا چشم خود را بر نمی دارد
    مجسم می کند عشق و فداکاری و ایثارش

    کند اشک علی را پاک با دستی که بشکسته
    نخواهد اشک مظلومی فرو ریزد به رخسارش

    علی گه در بغل زانو گهی سر بر سر زانوست
    تو گویی از جدایی می کند زهرا خبردارش

    به زحمت وا کند چشم و به سختی می نهد بر هم
    رمق رفته دگر از دیده تا صبح بیدارش

    دوای درد خود تنها ز مرگ خویش می خواهد
    که در فصل جوانی از جهان گردیده بیزارش


    شاعر : حاج علی انسانی




    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  15. Top | #110

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    گذشته نیمه اى از شب، دریغا
    رسیده جانِ شب بر لب، دریغا


    چراغ خانه مولاست، خاموش
    که شمع انجمن آراست خاموش

    فغان تا عالم لاهوت مى رفت
    به روى شانه ها، تابوت مى رفت


    على زین غم چنان مات ست و مبهوت
    که دستش را گرفته دست تابوت!

    شگفتا! از على، با آن دلیرى
    کند تابوت زهرا، دستگیرى!


    به مژگان ترش یاقوت مى سُفت
    سرشک از دیده مى بارید و مى گفت

    که: اى گل نیستى تا بوت بویم
    مگر بوى تو از تابوت بویم


    جدا از تو دل، آرامى ندارد
    على بى تو دلارامى ندارد

    چنان در ماتمش از خویش مى رفت
    که خون از چشم غیر و خویش مى رفت


    که دیده در دل شب، بلبلى را
    که زیرِ گل نهان سازد گلى را

    ز بیتابى، گریبان چاک مى کرد
    جهانى را به زیر خاک مى کرد


    على با دست خود، خشت لحد چید
    بساط ماتم خود تا ابد چید

    دل خود را به غم دمساز مى کرد
    کفن از روى زهرا باز مى کرد


    تو گویى ز آن رخ گردیده نیلى
    به رخسار على مى خورد سیلى!

    از آن دامان خود پر لاله مى کرد
    که چون نى، بندبندش ناله مى کرد


    على، در خاک زهرا را نهان کرد
    نهان در قطره، بحر بى کران کرد

    گُل خود را به زیر گِل نهان دید
    بهار زندگانى را، خزان دید


    شد از سوز درون، شمع مزارش
    على با آب و آتش بود کارش!

    چنان از سوز دل، بیتاب مى شد
    که شمع هستىِ او، آب مى شد


    غم پروانه اش، بیتاب مى کرد
    على را قطره قطره آب مى کرد

    چو بر خاک مزارش دیده مى دوخت
    سراپا در میان شعله مى سوخت


    مگر او گیرد از دست خدا، دست
    که دشمن بعد او، دست على بست

    استادمجاهدی


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



صفحه 11 از 13 نخستنخست ... 78910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی