سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 13 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 130

موضوع: ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    اي آفتاب روشنم اي همسرم مرو
    اينگونه از مقابل چشم ترم مرو

    با تو تمام زندگيم بوي سيب داشت
    اي ميوه بهشتي پيغمبرم مرو

    جان مرا بگير خدا حافظي مكن
    از روبروي ديده ي نا با ورم مرو

    تا قول ماندن از تو نگيرم نمي روم
    اي سايه بلند سرم. از سرم مرو

    لطف شب عروسي دختر به مادر است
    پس لااقل به خاطر اين دخترم مرو


    علی اکبر لطیفیان





    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 06-01-1393 در ساعت 18:56
    امضاء


  2. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    آهسته می شوید یگانه همسرش را
    با آب زمزم آیه های کوثرش را

    آهسته می شوید غریب شهر یثرب
    پشت و پناه و تکیه گاه و یاورش را

    تنها کنار نیمه های پیکر خود
    می شوید امشب نیمه های دیگرش را

    آهسته می شوید مبادا خون بیاید
    آن یادگاریهای دیوار و درش را

    پی می برد آن دستهای مهربانش
    بی گوشواره بودن نیلوفرش را

    می گرید اما باز مخفی می نماید
    با آستینی بغضهای حنجرش را

    در خانه ی او پهلوی زهرا ورم کرد
    حق دارد او بالا نمی گیرد سرش را

    با گریه های دخترانه زینب آمد
    بوسد کبودی های روی مادرش را

    بر شانه های آفتابی اش گرفته
    مهتاب هجده ساله ییغمبرش را

    دور از نگاه آسمانها دفن می کرد
    در سرزمین های سئوالی همسرش را


    علی اکبر لطیفیان




    امضاء


  3. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    از آسمان آمدم من از سمت عرش يگانه
    از آن طرفـها كه بامش هرگـز ندارد كرانه

    اول بنـا بود چندين و چنـد روزي بمانم
    در گوشه اي از مدينه در برهـه اي از زمانه

    نزديك هجده نفس بود عمرم در اين خاك خاكي
    يك عمر هجده بهاره يك عمر پيغمبرانـه

    مي خواستم پر بگيرم برگردم آنجـا كه بـودم
    بالم شكست و نشستم دو ماه در كنج لانه

    كردند كاري كه هر شب پيش نـگاه مدينه
    سر مي زدم كوچه كوچه ، در مي زدم خانه خانه

    هم دستم از شانه افتـاد هم شانه از دستم افتـاد
    تـا كه پريشان بمانـد اين گيسوي دختـرانه

    بالم اگر پربگيرد پـرواز از سر بگيـرد
    ديگـر نمي ماند از من حتي نشان ِ نشانه

    من مال اينجـا نـبودم تـا كه در اينجـا بمانـم
    از آسمان آمدم من پس مي روم سمت خـانه


    علی اکبر لطیفیان




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 06-01-1393 در ساعت 18:57
    امضاء


  4. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    وقتش شده نگاه به دور و برت کنی
    فکری برای این همه خاکسترت کنی

    عذر مرا ببخش، دوایی نداشتم
    تا مرهم کبودی چشم ترت کنی

    امشب خودم برای تو نان می پزم ولی
    با شرط اینکه نذر تب پیکرت کنی

    مجبور نیستی، که برای دل علی
    یک گوشه ای بنشینی و چادر سرت کنی

    من قبله و تو در شرف روبه قبله ای
    پس واجب است روی به این همسرت کنی

    زحمت مکش خودم به حسین آب می دهم
    تو بهتر است، فکری برای پرت کنی

    ای کاش از بقیه ی پیراهن حسین
    معجر ببافی و کفن دخترت کنی

    من، زینب، حسن، همه ناراحت توایم
    وقتش شده نگاه به دورو برت کنی

    علی اکبر لطیفیان





    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 06-01-1393 در ساعت 18:58
    امضاء


  5. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,842
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,739
    مورد تشکر
    177,978 در 52,599
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    گل در میان آتش غمها نشست و بعد
    گلبرگهای نازکش از هم گسست و بعد


    یک تازیانه پیکر گل را هدف گرفت
    شلاق،شد طناب شقایق پرست و بعد

    شد طوق و دور گردن یک باغبان تنید
    ظرف بلور غیرت مردی شکست و بعد


    با داس تشنه بر شکم یاسمن زدند
    طوری که غنچه از وسط ساقه جست و بعد

    طوفان ضربه های لگد ناگهان زد و
    راه نفس به یاس کمر بسته، بست و بعد


    عمر بهارگونه آن گل تمام شد
    بگرفت باغبان ثمرش روی دست و بعد

    بردش که در میان زمین مخفی اش کند
    اما به زیر هجمه غمها شکست و بعد


    گفت ای عزیز گل کفنم، یاسمن بمان
    بنگر مرا که در محنم، یاسمن بمان

    شاعر:سید حمید برقعی




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  6. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,610
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    حیدرِ من خدانگهدارت
    همسر من خدانگهدارت

    اِی شفا بخش قلب مجروح
    مضطر من خدانگهدارت

    ای غریب مدینه یاحیدر
    یاور من خدانگهدارت

    بین غمها غریب تر گردی
    دلبر من خدانگهدارت

    همدم ناله‌های هر شب من
    باور من خدانگهدارت

    با غریبیِّ خویش بشکستی
    کمر من خدانگهدارت

    همره چادرت در آتش سوخت
    جگر من خدانگهدارت

    درد دارد هنوز هم زخمِ
    بستر من خدانگهدارت

    عاقبت در رهت فدا گشتم
    رهبر من خدانگهدارت

    می‌روم من ولی تو و جان
    دختر من خدانگهدارت

    بین کوچه کبود شد آقا
    پیکر من خدانگهدارت

    وعده‌ی من وَ تو کنار سرِ
    پسر من خدانگهدارت




    شاعر : رضا باقریان

    امضاء



  7. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,610
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ای قرار علی خداحافظ
    بی‌قرار علی خداحافظ

    نور امیّد روشناییِ
    شب تار علی خداحافظ

    طیِ این سالها فقط بودی
    افتخار علی خداحافظ

    اِی در این شهر بی‌وفا مردم
    کس و کار علی خداحافظ

    زور و بازوی فاتح خیبر
    ذوالفقار علی خداحافظ

    یاور لحظه‌ی غریبیِ من
    غمگسار علی خداحافظ

    عزّت من، یگانه حامی من
    اعتبار علی خداحافظ

    یاورِ خسته حال تنهای
    روزگار علی خداحافظ

    فقرا رزقشان به دست توست
    سفره‌دار علی خداحافظ

    بین غمهای سینه‌ام، بودی
    راز دارِ علی خداحافظ

    بینِ آتیش و شعله‌ها بودی
    در کنار علی خداحافظ

    ارغوانی ترین پرستویِ
    دل زار علی خداحافظ

    ای گل یاس ارغوانیِ من
    یادگار علی خداحافظ

    قدکمانی ترین شهیده‌ی من
    پاسدار علی خداحافظ

    گلِ پژمرده‌ی شکسته شده
    انکسار علی خداحافظ

    سوره‌ی کوثر ورق ورقم
    گل عذار علی خداحافظ

    می‌روی می‌بری به همراهت
    اختیار علی خداحافظ

    عاقبت رفتنی شدی زهرا
    داغدار علی خداحافظ


    امضاء



  8. Top | #28

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    بهمن 1392
    شماره عضویت
    6513
    نوشته
    101
    تشکر
    434
    مورد تشکر
    504 در 106
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    گل، بر من و جوانی من گریه می‌کند
    بلبل به خسته جانی من گریه می‌کند

    از بس که هست غم به دلم، جای آه نیست
    مهمان به میزبانی من گریه می‌کند


    از پا فتاده پا و ز کار اوفتاده دست
    بازو به ناتوانی من گریه می‌کند

    گل‌های من هنوز شکوفا نگشته‌اند
    شبنم به باغبانی من گریه می‌کند


    در هر قدم نشینم و خیزم میان راه
    پیری، بر این جوانی من گریه می‌کند

    گردون، که خود کمان شده، با چشم ابرها
    بر قامت کمانی من گریه می‌کند


    این آبشار نیست که ریزد، که چشم کوه
    بر چهره‌ی خزانی من گریه می‌کند

    فردا مدینه نشنود آوای گریه‌ام
    بر مرگ ناگهانی من گریه می‌کند


    علی انسانی



    امضاء


  9. Top | #29

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    بود ذيل وي از آلايش دور
    پاک دامان وي از لوث گناه

    روز و شب تا به جهان داشت مقام
    بود آن رشک خور و خجلت ماه


    خرم از چهره‌اش اين هفت اقليم
    روشن از عارضش اين نه خرگاه

    چون شد آن سرو قد لاله عذار
    از سموم اجلش حال تباه


    سرو ازين غصه به بر جامه دريد
    لاله زين غم ز سرافکنده کلاه

    ريخت در فرقتش آن خاک بسر
    کرد در ماتمش اين جامه سياه


    چون شد از دار فنا سوي بهشت
    جانش از شوق ملاقات الله

    رخت بربست از اين غمخانه
    بار بگشاد در آن عشرتگاه

    کلک هاتف پي تاريخ نوشت
    رفت از دار فنا فاطمه آه

    حيف از فاطمه آن نخل جوان
    که خم از باد اجل شد ناگاه


    حيف از آن گوهر ارزنده که بود
    در جهان خيل نکويان را شاه

    حيف از آن شمع فروزنده که بود
    پرتو آن طرب‌افزا غم‌گاه


    بود از پاکي طينت تا بود
    عفتش همدم و عصمت همراه

    شاعر : هاتف اصفهاني





    امضاء





  10. Top | #30

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض




    تا زخمهای کهنه دل را دوا کنم
    با ذکر نام پاک تو ذکر خدا کنم

    يافاطمه به سجده بگويم به صد نفس
    مولای من تويی و به حاجت صدا کنم


    تا پا نهم به خاک مدينه به ياد تو
    خاکش ز بهر چشم ترم توتيا کنم

    چون آن ضريح گمشده پيدا نمی کنم
    اندر کنار قبر نبی عقده وا کنم


    من عهد بسته ام که بميرم ز داغ تو
    عهدی دگر کنم که به عهدم وفا کنم

    غمهای آسمان که هجوم آورد به دل
    رفع غم گران به حديث کساء‌ کنم


    مهدی کجاست تا که به امر ولايتش
    سرهای دشمنان تو از تن جدا کنم

    حميد رضا فاطمی




    امضاء





صفحه 3 از 13 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی