ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها} سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}
صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 130
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    شكر مي گويم خدا را خلقتم زهرايي است
    شد گواهم اشك جاري طينتم زهرايي است

    گر نگاهي هم نمايم دست من خواهد گرفت
    من نخواهم شد ذليل وعزتم زهرايي است


    فاطميّه از محرم بيشتر جلوه كنم
    برجهان تاثير دارم قدرتم زهرايي است

    من حسيني بودنم را خرج مادر مي كنم
    شاهدم باشد خود او هيئتم زهرايي است


    عاشقي گفتا قبر مي خواهم چكار
    بي نشانم كن ببينم تربتم زهرايي است

    مادري اش روز محشر تازه گل خواهد نمود
    تازه مي فهمم خدايا قيمتم زهرايي است

    شد به يك سيلي تمام چهره هاي ما كبود
    غصه هايم گريه هايم غربتم زهرايي است

    آن زماني كه زند تكيه به كعبه مهدي اش
    فاش مي گويد به عالم دولتم زهرايي است


    جواد حیدری




    ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 06-01-1393 در ساعت 20:04





  2. #32
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
    مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد

    آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
    خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد

    زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر
    تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر

    نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا
    دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی

    گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت
    احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت

    گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل
    وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل

    از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر
    بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر

    بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر
    کــوثـــرت از سـاقــــی کـوثــــــــر بگیر

    مــی کِـشــد خجلــت عـلــی از محضـرت
    یــاس دادی، می دهد نیلوفــرت


    علی انسانی




    ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}


  3. #33
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,778      تشکر : 57,586
    171,630 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    ابر بارَد سیل آسا بر مزار فاطمه
    بر هجوم دردهای بی شمار فاطمه

    شاخه ی نیلوفری خشکید بر دیوار باغ
    آسمان باغ را پُر کرد انبوه کلاغ


    بال های نازک پروانه از اندوه سوخت
    دیده ی پروانه را از شمع تا خورشید دوخت

    قاصدک با طرّه های نازکش پرواز کرد
    در غم هجران زهرا فصل غم آغاز کرد


    چاه نالد از غم حیدر غمین و داغ دار
    رعد غُرّد خشمگین و آتشین و سوگوار

    خاک را تاب تحمّل نیست تا بستر شود
    بستر زهرای اطهر نور پیغمبر شود


    چشم های حیدر کرّار خون بر خاک ریخت
    اشک چشمان علی خون در دل افلاک ریخت

    اشک زینب خاک را شویَد به عطر و بوی عشق
    ذرّه ذرّه خاک بنشیند به رنگ و روی عشق


    خاک، دستی از نوازش ها به پهلویش زده
    پرتوِ مهتاب، صدها بوسه بر رویش زده

    آسمان خون گریه کن با ضجّه های بی امان
    ای زمین بشنو صدای گریه ی هفت آسمان


    کلبه ی محزون زهرا قصّه ای از درد بود
    رنگ رخسار حسینش کیمیای زرد بود

    در طپش های دل طفلان، غم بی مادری
    خشکی لب ها گواه ماتم بی مادری


    دیده ی محزون طفلان در سکوت و جستجو
    در به در ،منزل به منزل ،خانه خانه، کو به کو

    دستِ لرزان پدر در دستِ لرزان حسین
    چشم گریان پدر در چشم گریان حسین


    مادرم کو ای پدر؟ سَروِ گل اندامم کجاست؟
    خانه ویران گشت بابا جان آرامم کجاست؟

    مادرم هر شب برایم لای لایی خوانده بود
    با نوازش ها سپیدی را به شب تابانده بود


    مهر و تسبیح نمازش در فراق و انتظار
    بستر سجّاده امشب بی قرار بی قرار

    لب فرو می بست حیدر تا نگوید دردِ خویش
    غافل از خورشیدِ رخسارِ غمین و زرد خویش


    زینبم امشب دگر زهرا ز غم ها رسته است
    زینبم مادر دگر بار سفر را بسته است

    جان معصومم حَسَن، مادر دگر در رنج نیست
    فاطمه عمری زِ زخم محنت و با درد زیست


    ای عزیز نینوا بگذار سر بر سینه ام
    مرهمی بگذار بر داغ غم دیرینه ام

    طفل معصومم حسن، سر را به زانویم گذار
    شام تارم را مکن با اشک هایت بی قرار


    کیمیای صدق آرام است امشب، لای لای
    درد پهلو نیست، تب هم نیست، زینب لای لای

    صد قسم بر خاک دادم تا که پنهانش کند
    کیمیای صدق را پنهان به دامانش کند


    شام تاریکم گواه عهدِ من با خاک بود
    قطره قطره اشک باران گریه ی افلاک بود

    تا ملائک بر زمین با دسته های گُل شدند
    بر مزار فاطمه دریایی از سنبل شدند


    این امانت را زمین با گل مُزیّن کرده است
    جایگاهش تا قیامت در حجاب و پرده است

    فاطمه زهرای اطهر جاودان در جان ماست
    فاطمه، امّ ابیها، زنده در پیمان ماست


    هیچ کس را نیست در عصمت چو جان فاطمه
    مظهر صدق و صداقت چون زبان فاطمه

    کلبه ی محزون زهرا بود و حیدر بود و داغ
    شاخه ی نیلوفری خشکید بر دیوار باغ


    شاعر: اکرم بهرامچی





    ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  4. #34
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    شیــــعیان عید آمده ،آغاز شد سالی دِگر
    میــدهم از هفت سینِ سفره ی زهرا خبر

    سین اوّل،سینِ سُفره،سُفره ای ازجنس غم
    در کنارش مادری بنشسته چون با قدِّخَم

    سین دوم ،در میانِ کوچه ها، سیلی شده
    رنگِ رُخـــــــسارِگُلِ مولا علی نیلی شده

    سین سوم،ساقه ای بشکسته با دستِ تَبر
    باغبان تنهای تنــــها،غنچه هایش ، دیدهتَر

    سین چارم،سوخته از کینه باب جبـــــــرئیل
    پس چراگلشن نشد این بار،آتش بر خلیل؟

    سین پنجم،سینه ای مجروح وپُردَرد و حزین
    سین شش،پشتِ درو دیوار شدسِقطِ جنین

    سین هفتم،گشته،فرقِ بینِ مسمار و خَدَنگ
    سینه،سرنیزه،سه شعبه،ساربان،سر،سیب و سنگ





    ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}





  5. #35
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    doooaaa







    زهرای تو که هست به مردم نیاز نیست
    وقتی که آب هست تیمم نیاز نیست

    شرمنده ام که دست تو از پشت بسته شد
    شرمنده ام خودم به تبسم نیاز نیست

    حرفی نزن گلوی تو را میکشد طناب
    وقتی اشاره است به تکلم نیاز نیست

    کو دستهات تا که بگیرم ببوسمش
    دست تو را به بیعت مردم نیاز نیست

    دستم به دست ضربه ی اول خودش شکست
    با این حساب ضربه ی دوم نیاز نیست

    حتی اشاره بار مرا میزند زمین
    این بار ِ شیشه را به تهاجم نیاز نیست


    ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  6. #36
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    چشمی شبیه چشم تو گریان نمی شود
    زهرا حریف چشم تو باران نمی شود

    گیرم که نان بعد خودت هم درست شد
    نان بدون فاطمه که نان نمی شود


    برخیز و باز مادری ات را شروع کن
    فضه حریف گریه ی طفلان نمی شود

    بدجور جلوه کرده کبودی چشم تو
    طوری که زیر دست تو پنهان نمی شود


    معجر بزن کنار و علی را نگاه کن
    خورشید زیر ابر که تابان نمی شود

    فهمیده ام ز سرفه ی سنگین سینه ات
    امشب نفس کشیدنت آسان نمی شود

    ای استخوان شکسته ی حیدر چه می کنی؟
    با کار خانه زخم تو درمان نمی شود

    من خواهشم شده ست که زهرای من بمان
    تو با اشاره گفتی علی جان نمی شود

    گفتم که روی خویش عیان کن ببینمت
    گفتی به یک نگاه به قرآن نمی شود





    ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}





  7. #37
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,778      تشکر : 57,586
    171,630 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    هفتاد و پنج روز تمام است مادرم
    افتاده بین بستر و حرفی نمی زند

    مخفی نموده صورت نیلی خویش را
    از چشمهای حیدر و حرفی نمی زند

    چندیست که برای به پا ایستادنش
    دست کمک به جانب دیوار می زند

    هر شب کنار پهلوی نیلوفری او
    زانو بغل گرفته حسن زار می زند


    تا لحظه ای که شانه به گیسوی من زند
    حتی تمام ثانیه ها را شمرده ام

    دیشب حسن به شرم به من گفت اینچنین
    زینب هنوز از غم مادر نمرده ام


    نبضم شدید می زند این روزها دگر
    انگار خون به این دل مضطر نمی رسد

    پلکم پریده است خدایا به خیر کن
    گویا نفس به سینه ی مادر نمی رسد


    فضّه به یک اشاره به ما گفت بس کنید
    دیگر دعا و ناله و امّن یجیب را

    مادر همین که رفت بگیرید بی صدا
    آرام زیر شانه ی مردی غریب را



    مهدی پور باک


    ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}
    تصاویر پیوست شده تصاویر پیوست شده
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 27-11-1394 در ساعت 22:45
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  8. #38
    مدیر بخش علوم پزشکی
    مریم منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    نوشته : 2,118      تشکر : 7,386
    5,565 در 1,456 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مریم منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ای روح آفتاب چرا پا نمی شوی
    بانوی بو تراب چرا پا نمی شوی


    پهلوی منهم از خبر رفتنت شکست
    رکنم شده خراب چرا پا نمی شوی

    با قطره قطره اشک سلامت نموده ام
    زهرا بده جواب چرا پا نمی شوی


    خورشید لطمه دیده حیدر بلند شو
    بر جمع ما بتاب چرا پا نمی شوی

    رفتی و روی صورت خود را کشیده ای
    ای مادر حجاب چرا پا نمی شوی


    بی تو تمام ثانیه ها دق نموده اند
    رفته زمان بر آب چرا پا نمی شوی

    روی کبود تو به نگاهم اشاره کرد
    مردم از این خطاب چرا نمی شوی


    می میرد از تنفس دلگیر کوچه ها
    ای غنچه های ناب چرا پا نمی شوی

    رحمان نوازنی



    ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}



  9. #39
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    صاحب عزای فاطمه آقا، بیا بیا
    بزم عزای فاطمه بر پا، بیا بیا

    بهر تسلی دل زینب دل حسین
    با ذوالفقار حضرت مولا، بیا بیا

    ای زائر همیشه ی آن قبر بی نشان
    بنما مزار فاطمه پیدا، بیا بیا

    تا آن که یک نظر به جمالت نظر کنم
    ما را کشانده ای به کجاها، بیا بیا


    در پشت درب خانه تو را کرده او صدا
    درمان درد ام ابیها ، بیا بیا

    بیت الحزان حضرت زهرا شده دلم
    آقا به جان حضرت زهرا، بیا بیا


    آقا بیا که کرببلایم شود نصیب
    اشک از فراق تو شده دریا، بیا بیا

    در کربلا نشسته به راه عمو دو چشم
    یک مشک پاره مانده ز سقا، بیا بیا


    یک عده هلهله، یک عده سوت و کف
    یک عده کوفیان به تماشا، بیا بیا


    ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 23-12-1394 در ساعت 09:44


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  10. #40
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    doooaaa







    گفت : در میزنند مهمان است
    گفت : آیا صدای سلمان است ؟
    این صدا نه ، صدای طوفان است
    مزن این خانه ی مسلمان است
    گفت : آرام ما خدا داریم
    ما کج ا کار با شما داریم
    و اگر روضه ای به پا داریم
    پدرم رفته ما عزا داریم
    آسمان را به رسیمان بردند
    آسمان را کشان کشان بردند
    مادرم داد زد بمان ، بردند
    بین آن کوچ ه چند بار افتاد
    اشک از چشمان یاس افتاد
    پدرم در دلش شرار افتاد
    تا نگاهش به ذوالفقار افتاد
    مادرم رفت پشت در ، اما
    پشت در سوخت بال و پر ، اما
    بازوی مادرم سپر ، اما
    گفت : یک روز یک نفر اما ...

    سید حمیدرضا برقعی




    ناله زد بین در و دیوار مهدی جان بیا....{ اشعار شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها}





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •