شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام} سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام}
صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 74
  1. #21
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    مادر؛ مادری که اگر چه در کربلا نبود، ولی دلش تا ابد در کربلا ماند
    و نگاهش بر افق، که آیا «کاروان عشق» را بازگشتی خواهد بود؟

    مادری که دلش برای همیشه در کنار «نهر علقمه»،
    سوگ نشین فرزندی شد که نظیر نداشت در زیبایی و شجاعت!

    مادری که دلش در میدان «قتلگاه» بود و نگاهش بر آسمان،
    که چه وقت، «ماه»، بار دیگر خواهد تابید!

    مادری که یک عمر، دست از «حسین حسین» گفتن بر نداشت و تمام غریبانه هایش را،
    حتی سوگ عزیزانش را با نام حسین علیه السلام همراهی کرد!

    مادری که «ام البنین علیهاالسلام » بود، ولی آیینه نگاهش از آسمان کربلا،
    تنها اشکِ خونین ستارگان را چید؛ آن گاه که راوی، از عبور نیزه ها روایت می کرد!

    مادری که حتی کوچه های «مدینه»، مرثیه سرای اندوه سترگ او شدند
    و به استقامت و صبر او ایمان آوردند!

    مادری که «وفا»، اولین درس زندگی و «شجاعت»، عالی ترین سرشت
    همسری اش بود و «صحبت»، بالاترین باور مهر پروری اش

    مادری که برای همیشه، با ناله های نینوایی، به یاد پسرانش، لالایی سرود
    و سروده هایش را فرات، هر روز، هنگام غروب نجوا می کند!

    مادری که بعد از شهادت «عباس علیه السلام »، دیگر به ماه نگاه نکرد
    و آسمان مدینه، نعمت نورافشانی اش را از دست داد!

    مادری که در کربلا نبود، ولی تا ابد در کربلا ماند
    و دل از «گودال قتلگاه» نگرفت و فریاد «یا حسین»اش را
    نه تنها در مدینه، که از صحن مطهر کربلا می توان شنید!

    درود خداوند و سلام پاکان، بر روح بلند و وفاداری بی نظیرش باد!
    روح آسمانی اش، در سایه سار کوثر، شاد، و شفاعت بشکوهش، دستگیرمان باد!





    شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2. #22
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ای همسر بافضیلت امیرالمؤمنین علیه السلام ،
    دختر دلاوران عرب، ام البنین!

    خدا تو را رحمت کند! نیک همسری برای علی علیه السلام بودی؛
    هم او که به برادرش عقیل فرمود:
    زنی را به همسریم اختیار کن که فرزندانی شجاع برایم به دنیا آورد
    و «عقیل»، نام تو را بر زبان آورد که شجاع تر از پدران تو، در عرب نبوده است.

    و تو، چهار پسر رشید برای علی علیه السلام آوردی تا دوست داران فرزندان زهرا علیهاالسلام باشند
    و فدائیان حسین علیه السلام در روز عاشورا.

    اگر تو نبودی، چگونه در کربلا، «عباس» دلاور، علمدار دلیر حسین می شد که یزید،
    لعنت خدا بر او باد ـ از شجاعت او در نگهداری عَلَم در شگفت مانده بود؛
    آن جا که دید بر پیکر علم سپاه حسین، تیر بسیار نشسته،
    مگر جای دست های علمدار. حیرت زده پرسید:
    این عَلَم در دست چه کسی بوده است، که با این همه تیر، علم را رها نکرده است؟

    ای بانوی شرافت و ادب! کرامت تو را می شود در زلال آیینه اباالفضلت دید؛
    آن جا که امان نامه شیطان را به سینه خاک کوبید و گفت:
    حیرتا! زاده ام البنین امان داشته باشد، اما میوه نازنین رسول خدا
    صلی الله علیه و آله وسلم زاده زهرای مطهّر، امان نداشته باشد؟

    اگر تو همسر امیرالمؤمنین نبودی، چه کسی ماه بلند بالای بنی هاشم را به دنیا می آورد،
    که از طلعت زیبا و جمال دل آرایش، عرب، انگشت حیرت به دندان می گزید؟

    بانوی بافضیلت بودی که ابوالفضل را چنان تربیت کردی،
    تا پشت و پناه حسین و لشگرش باشد و از کشته های دشمن، پشته بسازد.

    مرحبا به مادریت، ای مادر ادب! که به نوباوگان خویش فرمودی:
    از سر ادب. به گل های زهرا علیهاالسلام ، «آقا و مولا» خطاب کنند،
    نه «برادر». خدا تو را رحمت کند.

    هنوز صدای مرثیه هایت در بقیع،
    در گوش زمان جاری است:

    دیگر به من «مادرِ پسران» نگویید؛ چون مرا به یاد شیران قوی پنجه ام می اندازید.
    من پسرانی داشتم که مرا به نام آنها، «ام البنین» می خواندند.

    اما اکنون دیگر برای من پسری نمانده است؛ چهار فرزندم،
    همچون عقابان تیز پنجه بودند که با مرگ سرخ، زندگی را وداع گفتند.

    ای مادر وفا، که روح شریف چهار پسر وفادارت ـ «عباس و جعفر و عثمان و عبداللّه »
    تجلی گاهِ وفای تو به علی علیه السلام و اولاد علی علیه السلام گردید.

    که وفای آنان، درخششی از وفای تو بود!

    آیا از شجاعت پدرانت که در رگ های تو جاری بود و از شرافت و فضیلتی که در تو می جوشید،
    غیر از این انتظار می رفت که فرزندت، قمر بنی هاشم، عبّاس رشید باشد که بر فوج اهریمنان تاخت.

    چه نیک می شناختی فرزندانت را
    که در رثای آنان سرودی:

    به من خبر دادند که عباس، با دست های بریده، با صورت به زمین افتاده اما پسرم!
    می دانم که اگر عمود آهنین بر سرت نمی کوفتند و شمشیر در دست می داشتی،
    هیچ کس یارای نزدیک شدن به تو را نداشت.

    خدا تو را رحمت کند، ای شجاع زاده شجاع پرور،
    مادر پسران، ام البنین!






    شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  3. #23
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ای به سپهر عاطفه بی قرین
    ستاره ی مدینه، ام البنین

    قدر تو در جهان نبوده معلوم
    قبر تو در جوار چار معصوم

    فاطمه ی دوم مرتضایی
    مادر دیگری به مجتبایی

    تو کیستی که با غم و زمزمه
    پای نهی به خانه ی فاطمه

    تو کیستی که با همه عزیزی
    گفته ای آمدم کنم کنیزی

    تو دیده ای که خانه ای سوخته
    دخترکی چشم به در دوخته

    محض دل تازه گلان حزین
    نام تو فاطمه! شد ام البنین

    تا که نگویند حسینش چه شد
    مدینه بیت الحرمینش چه شد

    رهی که از قبر تو تا فاطمه ست
    مدینه، بیت الحرمین همه ست

    دامن عطر تو گل یاس داشت
    جعفر و عبدلله و عباس داشت

    تو آسمان و قمرش ابالفضل
    تو مهر مادر، پسرش ابالفضل

    تو دیده بودی که علی بی عدد
    بوسه به دستان ابالفضل زد

    آه نبودی تو که در علقمه
    تیر و کمان بود به دست همه!

    نمک به زخم جگرت می زدند
    تیر به چشم پسرت می زدند

    ساقیِ از دست شد و مست شد
    ماه بنی هاشم بی دست شد

    هرچه بگویند تو هم مادری
    سخت، غم از سینه ی خود می بری

    فاطمه آمد که تشکر کند
    در عوضت دل ز غمش پر کند

    غصه نیامدست در بند تو
    در سفر چهار فرزند تو

    آه چرا کرده صدایت بشیر
    از که خبر داشت برایت بشیر؟

    داغ جوانان تو در گفته کرد
    غم حسین، خاطرت آشفته کرد

    آه نگویم که حسینت چه شد
    فاطمه جان نور دو عینت چه شد

    جواد محمد زمانی





    شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  4. #24
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,100 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    شیر زن بودی و شیر پرور.
    دلیر بودی و دلیرپرور.
    غیور بودی و غیورپرور.

    وقتی پا به خانه علی علیه‏ السلام نهادی، خود را نه بانوی خانه،
    که کنیز کودکان یتیم فاطمه دانستی و از این خاکساری عاشقانه،
    ادب و عشق به دردانه‏ هایت آموختی.

    وقتی غبار بی‏ کسی از روی زینب می ‏زدودی، مهر خواهرانه و وفای برادری
    را به پسران رشیدت می‏ خوراندی، تا سایه‏ سار عقیله بنی هاشم
    و سپر بلای خون خدا باشند.


    وقتی دستان رشید عباس را در دستان حسین علیه‏ السلام می‏ نهادی،
    علمداری یک انقلاب را در سایه اطاعت از ولایت به او می‏ آموختی.

    وقتی قدم به قدم، لحظه به لحظه و نفس در نفس، کودکانت را پای کلاس
    درس فرزندان زهرا بزرگ می‏ کردی، جان‏هایشان را به قله‏ های رفیع امامت
    می‏ سپردی تا تیز پروازان وادی معرفت و راهیان صراط هدایت شوند.

    تو در اوج صفا و صداقت، بانوی کلبه غمزده علی علیه ‏السلام شدی؛
    بانوی کلبه ‏ای که بیت الاحزان فرزندان فاطمه بود و
    یادآور غصّه‏ های دختر پیامبر.

    تو انتخاب شده بودی تا از گنجینه ایمان، عشق و احساست،
    این کلبه را دوباره گرم کنی.


    انتخاب شده بودی تا از خزانه رشادت و شهامتت،
    علمدار وفاداری به کربلای حسین تقدیم نمایی.

    انتخاب شده بودی تا در قیام سرخ عاشورا و در انقلاب مظلومانه خدا،
    سهیم باشی؛ همراه چهار پسر، چهار شیر مرد، چهار دلیرمرد غیور.


    تو آمده بودی تا همدم تنهایی ‏های مظلوم‏ترین سردار عالم باشی.
    چه خوب توانستی مادر غصه‏ های فرزندان فاطمه و
    مرهم زخم‏های کهنه مولا باشی!

    ای همنشین علی و فاطمه!
    ای چراغ بیت الاحزان فرزندان زهرا!
    شفاعت حسین علیه‏ السلام و فاطمه علیهاالسلام شاه بیت غزل عاشقانه
    زندگی ‏ات خواهد بود و ماه درخشان وجودت، سرو رعنای امیدت،
    عباس، سرمایه جاودانه دنیا و آخرتت.


    خوشا به سعادتت ای مادر پسران دلیر!
    ای مادر شیرمردان شهید...

    حورا طوسی



    شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام}




    .


  5. #25
    مدير بخش
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 979      تشکر : 1,494
    1,541 در 647 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ای همسر سردار جهان، مادر عباس
    وی دامـن تـو مهـد ادب‌ پـرور عباس

    در بیت علـی آمده! هـمسنگر عباس
    خوانده است تو را مادر خود خواهر عباس

    ام‌الشهـدا، فاطمه ی دوم حیدر
    هم فاطمه ی دوم و هم زینب دیگر

    تو چشمه ی فیض از نفس پنج امامی
    تو فاطمه ی بیت شـه عـرش‌ مقـامی

    تو همسر تنهـا وصـی خیرالانامی
    تو مـادر والا گهـر خـون و قیامی

    جوشـد ادب و فضـل ز آیات کلامت
    پیوسته ز هفتاد و دو تن باد سلامت

    شک نیست به این رتبه که حیدر به تو نازد
    زینب کـه بـود عصمـت داور به تو نازد

    تـا روز جــزا آل پیمبــر بــه تـو نازد
    عبـاس تـو در عـرصه ی محشر به تو نازد

    کی مثل تو ای خاک رهت هم سر و هم جان
    یک روزه دهد چـار پسر در ره جانان؟

    ای سوخته در شعلـه ی مصباح هدایت
    ای مادر جود و کرم و فضل و عنایت

    خشنـود ز رفتـار تـو زهـرای ولایت
    جان همه خوبان جهـان باد فـدایت!

    با آن همه قدر و شرف و جاه و عزیزی
    کـردی بـه بنـی‌فاطمـه اظهـار کنیزی

    عون تـو شـده در صف عـاشور فدایی
    عثمان تو بگرفت ز خون رنگ خدایی

    تا دادن جـان، جعفر تو بود ولایی
    عباس تو از روز ازل کـرب‌وبـلایی

    چون حرمت زهرا به تو شد واجب عینی
    گشتنـد عزیـزان تـو هرچار، حسینی

    تـو ام‌ بنینـی نــه! تـو ام‌الشهـدایی
    پیوسته به ثاراللَه و از خویش جدایی

    دلباختـه ی جلـوه ی مصبــاح هــدایی
    بیش از پسران گریه کنِ خون خدایی

    ای بوسه ی خورشید به خاک کف پایت
    حق است کند فاطمه پیوسته دعایت

    دادی بـه ره شمـس ولا چـار قمـر را
    دور پسـر فاطمــه گـردانـده پسـر را

    در ماتم‌شان ریخته بس اشک بصر را
    آتـش زده از گریه دل اهـل‌ نظـر را

    از بس که در امواج بلا یار حسینی
    بـا داغ پسرهـات عــزادار حسینی

    یک روزه به دل داغ روی داغ تو دیدی
    چون فاطمه یـا فاطمه از غصه خمیدی

    بر گرد همـان چـار مزاری که کشیدی
    از داغ حسین‌بـن‌علـی جامـه دریـدی

    با آن کـه دلت خون ز غم چار جوان بود
    چشمت به حسین‌بن‌علی اشک‌فشان بود

    بـا داغ چهـار اختــر تابنده جبینت
    گفتـی کــه نخـوانند دگر ام‌بنینت

    آتش نزند کس به دل زار و حزینت
    ای لشکر ماتم به یسـار و به یمینت

    خون خوردی و نالیدی و از پای فتادی
    تـا جـان بـه سـر گریه ی پیوسته نهادی

    روزی که تو رفتی و جهان غرق عزا بود
    تابـوت تـو بـر دوش عزیـزان خدا بود

    با داغ تو خـون بـر جگر اهـل ولا بود
    عباس تو ای مـادر عبـاس! کجا بود؟

    ای کاش که چون عون، کنارت پسری بود
    از جعفر و عثمـان عزیـزت خبری بود

    ای قبله ی دل تـربت بی‌شمـع و چـراغت
    ای داغ پس از داغ دوبـاره روی داغـت

    ای چارگل خفته به خون، حاصل باغت
    باشـد کـه بیایـم بـه مدینه به سراغت

    با آن که شدم زائر بی‌صبر و قرارت
    نگذاشت عدو گل بفشانم به مزارت

    یا فاطمه خون دلـم از دیـده روان است
    قبر تو عیان است عیان است عیان است

    چشم همـه بـر تربت پاکت نگران است
    آن فاطمه قبرش ز چه از خلق نهان است؟

    از اشک، مگـر خاک بقیع تو بشویم
    آن تربت پنهان شده را بلکه بجویم

    هرچند که خون جگرت بود روانه
    دیگـر بدنت دفـن نگـردید شبانه

    بر بازوی و پهلـوت ندیدنـد نشانه
    ای کوه غم چار جوانت روی شانه

    بر «میثم» دل‌ سوخته کن اشک، عنایت
    تا خـون دل خـویش کنـد وقف عزایت

    استاد حاج غلامرضا سازگار



    شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام}



  6. #26
    عضو كوشا
    نازنين زهرا آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 194      تشکر : 1,882
    1,109 در 199 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نازنين زهرا آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بی بنین امّ البنینم سسلرم ایوای اوغول وای

    آغلارام تا وار بو عالم سسلرم ایوای اوغول وای

    چرخ عزّتده دیردیم صاحب دورت اولدوزام من

    قالمادی اولدوزلاریمدان ایمدی امّا یالقوزام من

    دردیمی بیر کیمسه بُلمز بی کسم اوغولسوزام من

    دردیمه کیم اولسا همدم سسلرم ایوای اوغول وای

    بو همان ایودور بو ایوده واریدی دورت ماه مَنظر

    هر گئجه قرآن سسیندن شوقیدن یاتمازدی گوزلر

    منزلیم ایمدی باخاندا گوشه ی زندانه بنزر

    من او امّ بی بنینم سسلرم ایوای اوغول وای

    گُل لریم سولدی چمنده وار اُلونجه آه و زاریم

    گیتمرم گلزاره بیرده یوخدی گُلدن انتظاریم

    نه چمن نه گُل نه بلبل گلشنه دوشسه گذاریم

    گر گورم گُل اوسته شبنم سسلرم ایوای اوغول وای

    من دل افکاره وطنده ویردی یر دشمن بقیعی

    تا ایدم فریاد و شیون چولقیا شیون بقیعی

    هر قدر گر عمریم اولسا ایلرم مسکن بقیعی

    آغلیوب یانّام دمادم سسلرم ایوای اوغول وای

    چخماز عبّاسیم یادیمدان، دویمارام بو آد دادیندان

    خواهشیم وار هانسی ایوده اولسا گر عبّاس آدیندان

    سسلسه اوغلون آناسی چخماسون اوغلوم یادیندان

    بزم عیشیم اولدی برهم سسلرم ایوای اوغول وای

    آزدور عبّاسین اُلونجه بیر یانان غمخواری اولسام

    نهر علقمدور دواسی قبرینون بیماری اولسام

    اُلمه سم گر قسمت اولسا کربلا زوّاری اولسام

    گورسه ننده نهر علقم سسلرم ایوای اوغول وای

    اولمادیم کرب و بلاده اوغلوما خلعت بیچنده

    یادیمه سالّام فراتی آغلارام من سو ایچنده

    ایلرم پوزقون تماشا کوچه دن هر کیم گیچنده

    بیر اوجا قامتلی گورسم سسلرم ایوای اوغول وای

    یثرب اهلی ایولرینده حلقه ی ماتم قورالّار

    گوزلرین عبّاس آدیله بزم غمده دولدورالّار

    اولسا هر یرده عزاسی بیر قرا پرچم وورالّار

    هاردا گورسم قاره پرچم سسلرم ایوای اوغول وای

    آیریلیق بیر غمدی الحق هیچ غمه احساس اولماز

    تلخ هجران تک جهاندا سوده ی الماس اولماز

    چوخ اوغولدان یاد ایده لّر هر اوغول عبّاس اولماز

    ساخلارام هر گونده ماتم سسلرم ایوای اوغول وای

    سروه بنزتسم عجبدور، سرویده یوخ بو صلابت

    هانسی سرو قامتین وار قامتینده بو قیامت

    خوردا قبر ایچره روادور یاتسون ایله سرو قامت

    یادیمه دوشدوقجا هردم سسلرم ایوای اوغول وای

    یاده سالّام ضرب شصتین آغلارام حیرتده قالّام

    سسلرم عبّاسیم ایوای آهیله اود جانه سالّام

    صاحب پرچم بالامون پرچمیندن عطرین آلّام

    پرچمین اشکیم ایدر نم سسلرم ایوای اوغول وای

    نه قاچوب نه غم ییوبدور دشمنه نه باش اگوبدور

    بیله نقل ایلوللر امّا آنّینا بیر اوخ دگوبدور

    یعنی قارداشی حسینون قامتین بو اوخ اگوبدور

    یادیمه دوشدوقجا بو غم سسلرم ایوای اوغول وای

    نازلی عبدالهیمیله آتش هجرانه یانّوق

    من اوغولسوز بو آتاسیز یالقوز ایوده دالدالانّوق

    ویرّم عبدالهه پرچم بو اتاقی گه دولانّوق

    نی کیمی فریاده گَلّم سسلرم ایوای اوغول وای

    گرچه عبداللهیم آغلور چوخ ایدور عبّاس رشکین

    گه اونا ویرّم تسلّی، گاهی سیلّم یوزدن اشکین

    گه گییندیرّم قراسین چیگنینه سالّام سو مشکین

    گه گزر الینده پرچم سسلرم ایوای اوغول وای

    گرچه عبّاسیم حسینین بیر وزیر اعظمیدی

    لیک آل مصطفانون غم گونونده همدمیدی

    جان ویرنده بیله بُلّم بیر قیامت عالمیدی

    چوخ ایدر تاثیر او عالم سسلرم ایوای اوغول وای

    استاد اعظمی تبریزی






    شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام}



  7. #27
    عضو كوشا
    لحظه هاي سبز آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 200      تشکر : 1,712
    1,038 در 221 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    لحظه هاي سبز آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دل من خسته ز غم هاست کجایی عباس
    مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس

    مثل هر روز در این خانه دوباره پسرم
    روضه شرم تو برپاست کجایی عباس

    مثل هر روز منم فاتحه خوانت مادر
    دلم از داغ تو غوغاست کجایی عباس

    سائلت آمده تا خرجیِ سالش گیرد
    نا امید از همه دنیاست کجایی عباس

    کاش امروز سرم بر روی زانوی تو بود
    مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس

    من شنیدم که شده فرق تو هم مثل علی
    چشمم از داغ تو دریاست کجایی عباس

    من شنیدم روی تل زینب کبری گفته
    شمر بالا سر آقاست کجایی عباس

    واشده روی همه در سرِ این ها فکرِ
    غارت خیمه ی زن هاست کجایی عباس

    محمدحسینرحیمیا





    شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام}



  8. #28
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    ای بانوی شرافت و ادب! کرامت تو را می‏شود در زلال آیینه اباالفضلت دید؛
    آن‏جا که امان نامه شیطان را به سینه خاک کوبید و گفت:
    حیرتا! زاده ام البنین امان داشته باشد، اما میوه نازنین رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم
    زاده زهرای مطهّر، امان نداشته باشد؟

    اگر تو همسر امیرالمؤمنین نبودی، چه کسی ماه بلند بالای بنی هاشم را به دنیا می‏آورد،
    که از طلعت زیبا و جمال دل آرایش، عرب، انگشت حیرت به دندان می‏گزید؟

    بانوی بافضیلت بودی که ابوالفضل را چنان تربیت کردی، تا پشت و پناه
    حسین و لشگرش باشد و از کشته‏های دشمن، پشته بسازد.

    مرحبا به مادریت، ای مادر ادب! که به نوباوگان خویش فرمودی: از سر ادب.
    به گل‏های زهرا علیهاالسلام ، «آقا و مولا» خطاب کنند، نه «برادر». خدا تو را رحمت کند.

    هنوز صدای مرثیه ‏هایت
    در بقیع، در گوش زمان جاری است:

    دیگر به من «مادرِ پسران» نگویید؛ چون مرا به یاد شیران قوی پنجه‏ام می‏اندازید.
    من پسرانی داشتم که مرا به نام آنها، «ام البنین» می‏خواندند.

    اما اکنون دیگر برای من پسری نمانده است؛ چهار فرزندم،
    همچون عقابان تیز پنجه بودند که با مرگ سرخ، زندگی را وداع گفتند.

    ای مادر وفا، که روح شریف چهار پسر وفادارت ـ «عباس و جعفر و عثمان و عبداللّه‏»
    تجلی‏گاهِ وفای تو به علی علیه‏السلام و اولاد علی علیه‏السلام گردید.
    که وفای آنان، درخششی از وفای تو بود!

    آیا از شجاعت پدرانت که در رگ‏های تو جاری بود و از شرافت و فضیلتی که در تو می‏جوشید،
    غیر از این انتظار می‏رفت که فرزندت، قمر بنی هاشم، عبّاس رشید باشد که بر فوج اهریمنان تاخت.

    چه نیک می‏شناختی فرزندانت را که در رثای آنان سرودی:
    به من خبر دادند که عباس، با دست‏های بریده، با صورت به زمین افتاده
    اما پسرم! می‏دانم که اگر عمود آهنین بر سرت نمی‏کوفتند و شمشیر در دست می‏داشتی،
    هیچ کس یارای نزدیک شدن به تو را نداشت.

    خدا تو را رحمت کند، ای شجاع ‏زاده شجاع پرور، مادر پسران، ام البنین!





    شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  9. #29
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مادر عشق و وفا ام البنین


    ثانی خیراانسا ام البنین

    مکتبت آموزش آزادگی ست

    دامنت مهد وفا ام البنین

    ای که از نامت جهان سرمست شد

    حامل عطر خدا ام البنین

    خانه ی حیدر ز نو رونق گرفت

    ای پناه مرتضی ام البنین

    بانوی این خانه بودن شان توست

    ای ادب را تو ادا ام البنین

    شیرمردانت حماسه ساختند

    مادر کرب و بلا ام البنین

    فخر بر عباس بس باشد تو را

    تا شوی فخر خد ا ام البنین



    شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  10. #30
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    این‏جا مزار فاطمه علیهاالسلام ، ام البنین است
    یا مادری غم‏دیده مدفون زمین است

    این‏جا نهاده سر به خاک غربت و غم
    مظلومه‏ای کز مرگ گل ‏هایش غمین است


    در دامنش پرورده سرداری چو عباس
    آری چنین زن، مادری شیرآفرین است

    شد جان او آزرده از رنج زمانه
    بر سینه‏ اش چون لاله داغی آتشین است






    شیرزنی از قبیله خورشید {ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام}
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فاطمه کلابیه, فرزندان ام البنين, فرزندان ام البنین, قمر بني هاشم, ماجرای کامل معجزه حضرت أم البنين با کودکی به نام سجاد, مادر ماه, مادر سقای کربلا, متن و ترجمه زیارتنامه حضرت ام البنین علیه السلام, چگونگی ازدواج با حضرت علی, نسب ام البنين, همسر علی (ع), وفات حضرت ام البنین, وفات حضرت ام‌البنين (س), ویژه نامه وفات خانم ام البنين, گالری تصاویر ویژه شهادت حضرت ام البنین سلام الله علیها, پژوهشی در زندگی و شخصیت ام ‏البنین(س), البنین, السلام عليک ياام العباس, ام البنين, ام البنين سلام الله عليها, ام البنین, ام البنین مادر حضرت عباس, ام البنین همسر مولا علی, ام البنین علیهاالسلام, ام البنین(س) و تاریخ کربلا, ام الشهداء, بانوی مردآفرین, بررسی تاریخچة زندگانی ام البنین ( س ) در تاریخ اسلام, توسل به حضرت ام البنین علیها السلام, حضرت ام البنين, حضرت ام البنین, حضرت ام البنین (س), دانلود مداحی و روضه خوانی وفات حضرت ام البنین (س), رفتار ام البنین با یادگاران فاطمه (س), سوگ نشين نهرعلقمه

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •