قضا و قدر الهی- فصل اول سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
قضا و قدر الهی- فصل اول
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض قضا و قدر الهی- فصل اول






    فصل اول


    دامنه تقديرات الهي همه عالم خلقت از جمله، انسان را نيز فرا مي‌گيرد. در اينجا ابتدا تقديرات عمومي را مطرح مي‌كنيم، سپس به مقدرات مربوط به انسان مي‌پردازيم.

    فراگير بودن تقدير الهی در تمامي پديده‌ها

    در نگرش كلي به آيات قرآن كريم، به خوبي در مي‌يابيم كه در عالم آفرينش، تقدير الهي در پديده‌هاي ريز و درشت جاري بوده[1]و قضا الهي در همه رخدادها، تعيين كننده است. بدان‌گونه كه در نظام موجود عالم، حتي سقوط برگي از درخت، از مسير علم الهي مي‌گذرد و هر خشك و تري از امور را در كتاب مبين رقم زده‌اند[2]. چنانكه در حديثي به نقل از امام صادق-عليه‌السلام- آمده است.

    «لا يكون شي في الارض و لا في السماء الا بهذه الخصال السبع: بمشيئه واراده و قدر و قضاء و اذن و كتاب و اجل…»[3]

    در حديث فوق، تمامي اين هفت خصلت از جهات مختلفي، قابل بررسي است. به ياری خدای سبحان در جاي خود به توضيح آن خواهيم پرداخت. در اينجا تنها توجه به اين كليت مورد نظر است كه نه تنها آفرينش در اصل، بر اساس مقدرات عالم غيب است[4]‌بلكه كوچكترين پديده‌ها از تحت شمول اين قانونمندي- تقدير و قضاي الهي- خارج نيست.



    قضا و قدر الهی- فصل اول



  2.  

  3. #2
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    جريان تقدير در آفرينش


    قرآن كريم، گذشته از بيان كلي جريان تقدير در آفرينش، مواردي را به نحو خاصي بيان نموده است كه اهم آن را متذكر مي‌شويم.

    الف- در تقدير كلي عالم:

    1-«… و خلق كل شيء فقدر و تقديراً»[5] (و همه چيز را آفريد و به دقت اندازه‌گيري نمود.)
    2-«انا كل شيء خلقناه بقدر»[6] (البته ما هر چيز را به اندازه آفريديم.)

    ضمير، در «فقدره» به «شي‌ء» برمي‌گردد، يعني همه اشياء را آفريد و در هر چيز اندازه و هندسه‌اي معين به كار گرفت.

    ب-خلقت هفت آسمان و زمين:

    1-«ثم استوي الي السماء و هي دخان… *فقضهن سبع سموات…»[7] (سپس به آفرينش آسمان پرداخت، در حالي كه به صورت دود بود… * در اين هنگام آنها را به صورت هفت آسمان آفريد…)

    2-«… ثم استوي الي السماء فسويهن سبع سموات…»[8] (سپس به آسمان پرداخت؛ و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود…)

    3-«الله الذي خلق سبع سموات و من الارض مثلهن…»[9] (خداوند همان كسي است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را…)



    قضا و قدر الهی- فصل اول



  4. #3
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ج-خلقت ماه و خورشيد و جريان تقدير در مورد آنها:


    «و الشمس تجري لمستقر لها ذلك تقدير العزيز العليم* و القمر قدرناه منازل حتي عاد كالعرجون القديم*لا الشمس ينبغي لها ان تدرك القمر و لااليل سابق النهار و كل في فلك يسبحون.»[10]

    (و خورشيد- نيز براي آنها آيتي است- كه پيوسته به سوي قرارگاهش در حركت است؛ اين تقدير خداوند قادر و داناست*و براي ماه منزلگاههايي قرار داديم،- و هنگامي كه اين منازل را طي كرد- سرانجام بصورت «شاخه كهنه قوسي شكل و زرد رنگ خرما» در مي‌آيد
    ..

    *نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشی می‌گيرد؛ و هر كدام در مسير خود شناورند.)

    د- امكانات زمين تماماً مقدر و حساب شده است:

    1-امكانات و عوامل رزق مقدر است.

    -«…بارك فيها و قدر فيها اقواتها…»[11] (…و بركاتي در آن آفريد و مواد غذايي آن را مقدر فرمود…)

    2- آب به ميزان مقدر و حساب شده‌اي نازل گشته است.

    -«و انزلنا من السماء ماء بقدر فاشكناه فی‌الارض…»[12] (و از آسمان، آبي به اندازه معين نازل كرديم؛ و آن را در زمين ساكن نموديم…)

    -«والذي نزل من السماء ماء بقدر فانشرنا به بلده ميتاً…»[13] (همان كسي كه از آسمان آبي فرستاد به مقدار معين، و به وسيله آن سرزمين مرده را حيات بخشيديم…)

    «و ارسلنا الريح لوقح فانزلنا من السماء ماء فاسقيناكموه و ما انتم له بخازنين»[14] (ما يادها را براي بارور ساختن-ابرها و گياهان- فرستاديم؛ و از آسمان آبي نازل كرديم، و شما را با آن سيراب ساختيم، در حالي كه شما توانايي حفظ و نگهداري آن را نداشتيد.)

    3-بطور كلي هر چه در زمين و بلكه در اين عالم است، گنجينه‌هاي آن در عالم بالا است و به ميزان معين و معلومي نازل گشته است:

    «و ان من شيء الا عندنا خرائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم»[15] (و خزاين همه چيز، تنها نزد ماست؛ ولي ما جز به اندازه معين آن را نازل نمي‌كنيم.)


    قضا و قدر الهی- فصل اول



  5. #4
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    [1]. و خلق كل شيء فقدره تقديراً. (فرقان/ 2)

    [2]. « و يعلم ما في‌البر و البحر و ما تسقط من ورقه الا يعلمها و لا حبه في ظلمات الارض و لارطب و لايابس الا في كتاب مبين». (و آنچه را در خشكي و درياست مي‌داند؛ هيچ برگي- از درختي- نمي‌افتد، مگر اينكه از آن آگاه است؛ و نه هيچ دانه‌اي در تاريكيهاي زمين، و نه هيچ‌ تر و خشكي وجود دارد، جز اينكه در كتابي آشكار= در كتاب علم خداوند ثبت است. (انعام/ 59)
    [3]. اصول كافي، ج1، ص206 و بحارالانوار، ج5، باب قضاء و قدر، حديث65، ص121.
    [4]. الذي خلق فسوي *والذي قدر فهدي. (اعلي/ 2-3). همان خداوندي كه آفريد و منظم كرد*و همان كه اندازه‌‌گيري كرد و هدايت نمود.
    [5]. فرقان/ 2.
    [6]. قمر/ 49.
    [7]. فصلت/ 11-12.
    [8]. بقره/ 29.
    [9]. طلاق/ 12.
    [10]. يس/ 38-40.
    [11]. فصلت/ 10.
    [12]. مؤمنون/ 18.
    [13]. زخرف. 11، رعد/ 17 و حجر/ 22.
    [14]. حجر/ 22.
    [15]. حجر/ 21.
    قضا و قدر الهی- فصل اول


  6. تشكرها 2


  7. #5
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فصل دوم

    خلقت انسان و تقدير الهي

    امكانات زمين همه براي ورود انسان مهيا گشته بود كه در جمع كارگزاران عالم خلقت و مجريان دستورات الهي-ملاء اعلي- مخاصمه‌اي رخ داد، آنگاه خطاب ربوبي، فرشتگان را فرا گرفت كه: من پديدار كننده بشري از ميان خاك هستم. خاكي كه خشك شده، گلي سياه و بودار است.

    «و اذ قال ربك للملائكه اني خالق بشراً من صلصال من حماء مسنون»[1]

    (و- به خاطر بياور-‌هنگامي را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشري را از گل خشكيده‌اي كه از گل بدبويی گرفته شده، مي‌آفرينم.)


    در جاي ديگري در مورد تقديرات الهي در آفرينش انسان بدين‌گونه توضيح مي‌دهد:

    «لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم»[2] (كه ما انسان را در بهترين صورت و حالت آفريديم.)

    «هو الذی خلقكم من طين ثم قضي اجلاً و اجل مسمي عنده…»[3] (او كسي است كه شما را از گل آفريد؛ سپس مدتی مقرر داشت- تا انسان تكامل يابد- و اجل حتمي نزد اوست…)

    پس، خلقت انسان در قرآن كريم از زمره تقديرات الهي شمرده شده است.


    قضا و قدر الهی- فصل اول



  8. #6
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    تقديرات الهي در خصوص زندگي انسان


    در مورد عالم انساني، تقديرات الهي شكل ديگري به خود مي‌گيرد و تفاوت روشني با ساير عوالم دارد. توضيح اينكه: تقدير و قضاي الهي در مورد كائنات از ثبات و پايداري ويژه‌ای برخوردار است و حوادث مربوط بدانها برای دوراني طولاني طراحي گشته است.

    آسمان، زمين، ماه و خورشيد و بطور كلي دستگاه عالم خلقت، بدون دگرگوني محسوسی به وضع خود ادامه مي‌دهند.[4] شب و روز كره زمين هرگز دستخوش تغيير نمي‌شود. هر چند، قرآن كريم امكان اين تغيير را به عنوان هشداری برای بشر مطرح می‌كند.[5]

    ميزان آب در روي زمين بگونه‌اي است كه همواره سطح قابل توجهي از خشكی بجای مانده و مساحت فراوانی هم در زير آب قرار مي‌گيرد، تا بر اثر تبخير، با شيوه‌اي طبيعي براي انسان آبرساني گردد. هر چند قرآن كريم امكان فرو رفتن آب را در زمين و محروميت بشر را از آن بيان داشته است.[6]

    اما وضعيت انسان در اين ميان از كيفيت ويژه‌اي برخوردار است. به گونه‌ای كه از طرفي اصل فطرت و نهاد در وي ثابت است و از سويی ديگر تغييراتي در جهت سقوط يا رشد براي او مطرح مي‌باشد. ولي حوادث مربوط به انسان وضع ثابتي ندارند. بنابراين ذكر نكات زير لازم است:


    قضا و قدر الهی- فصل اول


  9. تشكرها 2


  10. #7
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اولاً- فطرت انسانی تغيير نمی‌نمايد


    قرآن كريم، تبديل و تغيير در فطرت و ساختار وجودي انسان را با گذشت زمان و پديدار شدن نسلهای جديد منتفی مي‌داند. بر همين مبنا دعوت مي‌كند كه توجه انسان تنها به سوی دين الهی معطوف شود. به گونه‌ای كه هيچ تمايلی به چپ و راست در وي نباشد.[7] دعوت قرآن بدين صورت است:

    «فاقم وجهك للدين حنيفاً»[8] (روي خود را با حالتي حق‌گرا و بدون انحراف، براي دين خدا استوار بدار.) سپس علت اين دعوت را چنين اعلام مي‌كند: اين دين هماهنگ با فطرت انساني و متناسب با ساختار وجودي اوست. يعني همان كس كه مهندسي بناي وجودي انسان را بر عهده داشته است، قوانين و مقررات متناسب با آن را به عنوان دين،‌در اختيار بشر قرار داده است؛ تا با عمل به آن ضايعات جلوگيري كند و بشر را به منزل مقصود نايل گرداند.

    «فطره الله التي فطر الناس عليها» (اين دين فطرت و ساختار الهي است و درست بر اساس همان ساختاري است كه انسان دارد.) آنگاه دفع ابهام مي‌نمايد كه اگر با گذشت چهارده قرن، اين انديشه در ذهن كسي پديد آيد كه: اين دين با فطرت انسانهاي زمان نزول آن برابري داشته است نه اكنون، پاسخ مي‌شنود: «لا تبديل لخلق الله» آفرينش و فطرت انساني را خداي تعالي تغيير و تبديل نخواهد داد. در نهايت، همين هماهنگي با فطرت را رمز دوام و پايداري اين آيين مي‌شناسد:

    «ذلك الدين القيم و لكن اكثر الناس لايعلمون»[9] اين است آيين استوار ولي- افسوس كه-اكثر مردمان- بر لزوم اين هماهنگي- توجهي ندارند.

    پس روشن است، از نظر قرآن كريم بنا نيست كه تغيير نوعي و فطري در بشريت پديد آيد.


    قضا و قدر الهی- فصل اول


  11. تشكرها 2


  12. #8
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ثانياً- تقديرات فردی و جمعی برای انسان در عالم بالا رقم زده می شود.

    امكاناتي كه در جهت آزمايش، در اختيار هر انسانی قرار مي‌گيرد و حوادث خير و شری كه در زندگي وي پيش مي‌آيد، در علام بالا رقم زده مي‌شود و در كتابي ثبت مي‌گردد. حوادث را خداي سبحان تقدير مي‌نمايد و مأمورين اجراي فرامين عالم غيب، آن را به مرحله اجرا می‌گذارند. قرآن كريم در اين‌باره فرموده:

    «ما اصاب من مصيبه في الارض و لا في انفسكم الا في كتاب من قبل ان نبرأها، ان ذلك علي الله يسير *لكيلا تاسوا علي ما فاتكم و لاتفرجوا بما آتيكم…»[10] (هيچ مصيبتي- ناخواسته- در زمين و نه در وجود شما روي نمي‌دهد مگر اين كه قبل از آن كه آنها را پديدار كنيم در كتابي- لوح محفوظ- ثبت است؛ و اين امر براي خدا آسان است *اين بخاطر آن است كه براي آنچه از دست داده‌ايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد…)

    پس ثبت همه رخدادها، در كتابي در عالم تكوين، قطعي است. اين ثبت مقدم بر زمان اجرای آن است. اين مطلب سر و رازی است، ولي پروردگار متعال آن را بازگو نموده است كه انسانها بر آنچه از امكانات دنيوی از دستشان رفته است، تأسف نخورند. و هرگاه دنيا بدانها روی آورد، خوشحال نگردند و بدانند كه همه اين افزونها و كاستي‌ها به خاطر آزمايش است.

    اين مطلب در مورد حوادث است. اما گذشته از حوادث زندگي، امكانات حيات و زندگي را هم قرآن كريم مقدر مي‌داند كه موارد زير از آن جمله است:



    قضا و قدر الهی- فصل اول


  13. تشكرها 2


  14. #9
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    الف- ميزان حيات و بقا در زندگي دنيا


    قرآن مجيد مرگ را از تقديرات عالم تكوين به حساب مي‌آورد، چنانكه مي‌فرمايد: «هو الذی خلقكم من طين ثم قضي اجلاً و اجل مسمي عنده…»[11] (خداي تعالي شما را از گل آفريد. سپس اجلي را حكم مي‌كند و البته اجل مسمي- همان اجل طبيعي- در نزد او است.)

    قرآن كريم، براي افراد بشر دو اجل و سرآمد زندگي مطرح می‌كند و هر دوي آنها را اجل الهی قلمداد مي‌نمايد. يكي اجل طبيعی، در پايان عمر و ديگري اجلی كه به صورت حادثه در مسير زندگی است كه اگر اين قضاي الهي رخ دهد نوبت به مرگ طبيعي نمي‌رسد. البته اجل و سرآمد طبيعی به جاي خود مكتوب و نزد خدا معين است.[12] بنابراين، مرگ انسان به دو صورت مقدر است.

    اول: اجل مسمی كه همان سرآمد طبيعي زندگي است.

    دوم: اجلي كه به صورت حادثه در مسير زندگي انسان قبل از بزور مرگ طبيعی پديدار مي‌گردد.

    اجل مسمي چيست؟ از آيات زير می‌توان نتيجه گرفت كه اجل مسمي همان اجل طبيعی است كه با پايان يافتن عمر پديدار می‌گردد.

    قرآن كريم از زبان حضرت نوح (ع) نقل مي‌كند: «ان اعبدوالله و اتقوه و اطيعون *يغفرلكم من ذنوبكم و يؤخركم الی اجل مسمی ان اجل الله اذا جاء لايؤ خرلو كنتم تعلمون.»[13] (كه خدا را پرستش كنيد و از مخالفت او بپرهيزيد و مرا اطاعت نماييد. اگر چنين كنيد، خدا گناهانتان را می‌آمرزد و تا زمان معينی شما را عمر مي‌دهد؛ زيرا هنگامي كه اجل الهي فرا رسد، تأخيری نخواهد داشت. ای كاش می‌دانستيد.)

    در آية فوق، تقوی، عبادت پروردگار و اطاعت از رسول خدا(ص) را موجب آن مي‌داند كه خداي تعالي به قومي مهلت مي‌دهد تا به اجل مسمي و به پايان دوره از پيش تعيين شده الهي برسند و با حادثه‌اي آنها را نابود ننمايد. مفهوم مخالف آن اين است كه اگر چنين نكنند و با پيامبر در افتند، حادثه‌اي جانكاه براي آنها تقدير مي‌شود و به پايان عمر طبيعي و اجل مسمي نمي‌رسند. در مورد قوم نوح (ع) چنين شد.


    قضا و قدر الهی- فصل اول



  15. #10
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آيه ديگری كه همين مطلب را مي‌رساند: «… افي الله شك فاطر السموات و الارض يدعوكم ليغفرلكم من ذنوبكم و يؤخركم الي اجل مسمي…»[14] (آيا در خداي تعالي ترديدي وجود دارد. آ‏فريننده آسمانها و زمين، شما را مي‌خواند تا مورد مغفرت از گناهان قرارتان دهد و شما را تا سرآمد تعيين شده مهلت دهد.)

    همان‌طور كه ذكر شد آيات قرآن براي انسان دو اجل را مطرح مي‌كند. يكي از آنها اجل مسمي است. ولي در مورد ساير پديده‌ها، در تمام موارد اجل مسمي بكار رفته است. از جمله: «ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما الا بالحق و اجل مسمي…»[15] (ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان اين دو است جز بحق و براي سرآمد معيني نيافريديم…)

    قبلاً متذكر شديم كه دستگاه تكوين براي زماني طولاني طراحي شده است و آسمان و زمين دستخوش تغييرات مرحله‌اي نمي‌شوند. چنانكه خورشيد قرارگاه معيني دارد كه بسوي آن مي‌رود: «والشمس تجري لمستقر لها ذلك تقدير العزيز العليم.»[16] ( و خورشيد- نيز براي آنها آيتي است- كه پيوسته به سوي قرارگاهش در حركت است؛ اين تقدير خداوند قادر و دانا است.)

    پس اينها اجل و سرآمد معيني دارند. يعني اجل مسمي. چون در بين راه براي آنها حادثه‌اي تقدير نمي‌شود كه نابود شوند، اجلي ديگر برايشان مطرح نيست. اما انسانها و جوامع بشري ممكن است كه بر اثر اعمالي، مستوجب كيفر شوند و اجلي ديگر در مسير آنها مقدر شود كه ديگر به اجل مسمي نرسند.


    قضا و قدر الهی- فصل اول



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •