جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم ) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم )
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 55
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    اصطلاح معرفت شناسانه در هستی شناسانه خیال


    استاد رمضانی: جهت تبیین بیشتر عرض می کنم خیال دارای دو اصطلاح است:

    اصطلاح نخست، معرفت شناسانه
    و اصطلاح دوم، هستی شناسانه است.

    در اصطلاح نخست، خیال از امری که متعلق شناخت است حکایت می کند که آن هم چیزی جز همین خیال نیست. مثلاً می گوییم این امری را که شما می فرمایید واقعیت ندارد بلکه خیال صِرف است، شما خیال می کنید و صرف نظر از این خیال، برای این امر واقعیتی تصور نمی شود و مصداقی وجود ندارد.

    این اصطلاح معرفت شناسانۀ خیال است که متأسفانه ناقدان عرفان و کسانی که نمی خواهند این طور به مباحث عرفانی بپردازند همواره این اصطلاح را در نظر دارند و ما هم هر چه می گوییم این مراد عرفا نیست توجه نمی کنند.


    اصطلاح دوم به این معنا است که ما با جنبۀ حاکویت خیال کار نداریم، بلکه به همین امری که در ذهن شما، من و دیگران است کار داریم، خود این خیال امری وجودی است که در ذهن من و شما است.

    در این اصطلاح به اینکه آیا در ماورای این خیال چیزی هست کاری نداریم که اگر بود بگوییم:

    این خیال واقعیت دارد واگر نبود بگوییم: این خیال واقعیت ندارد.

    بلکه به نفس خیال کار داریم و می گوییم:

    آیا این هم هیچ و پوچ است، یعنی آیا در ذهن شما حتی همین امری که اسمش متخیّل است وجود ندارد؟ و در ذهن من و شما نقشی منتقش نشده و خیالی مرتسم نشده است؟ اگر نشده پس چه فرقی بین تخیّل و عدم تخیّل است. بالاخره ذهن شما در وقت تخیّل به امری مشغول شده که قبلاً به آن مشغول نبود.


    عارف وقتی که می گوید وجودات امکانی و کثرات خلقیه در مقایسه با حق تبارک و تعالی خیال است و وجود خیالی دارد مرادش خیالِ به اصطلاح دوم است؛ یعنی وجود کثرات نسبت به خدا مثل صور خیالیه ای است که شما در ذهنتان تصور کرده و به او هستی می بخشید. آیا آن صور در برابر شما چیزی هست یا نیست؟ به اعتباری هست و به اعتباری نیست.



    جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم )


  2. #32
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    به چه اعتباری هست؟ به این اعتبار که شما آن ها را تخیل کرده و در عالم ذهن وجود بخشیده اید. وقتی به فلان امر ذهنی لذیذ یا به فلان امر ذهنی مولِم توجه می کنید می گویید:

    امر ذهنی لذیذ، زیبا و امر ذهنی مولِم، زشت است؛ لذا صورتِ مولِم مایۀ انقباض و صورت لذیذ مایۀ انبساط شما می شود.

    بنابراین، امر واقعی عینی برای شما رخ داده است، نه امر خیالی و غیرواقعی، پس به این معنا، باید بگوییم که چیزی هست.

    و اما به این معنا که در برابر شما چیزی باشد باید بگوییم که چیزی نیست. با توجه به این تمثیل می گوییم:

    نسبت کثرات خلقیه با حق تبارک و تعالی مانند نسبت صور ذهنی با نفس ناطقه است و به عبارت دیگر، وزان شما نسبت به حق تعالی مثل وزان صور خیالی شما نسبت به شما است و همانگونه که شما نسبت به آن ها محیط هستید و آن ها نسبت به شما، برخاسته از ذات شما است و به شما رجوع می کند همین طور خداوند نسبت به موجودات محیط است و موجودات نسبت به خدا محاط، و همه بازگشتشان به او است و همان گونه که می گوییم:

    تصورات ذهنی من در برابر من فانی در من است و لذا می گوییم آن ها چیزی نیستند، همین طور می گوییم: موجودات در برابر حق فانی هستند و لذا می گوییم که آن ها چیزی نیستند.

    جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم )


  3. #33
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    غرض آنکه فرمایشات آقایان را باید با توجه به این اصطلاح هستی شناسانه معنا کرد. اگر آن ها وهم، خیال، عکس و ظلال را به کار می برند برای بیان این واقعیت است که موجودات در برابر حق تعالی وجود ظلّی یا خیالی دارند نه وجود حقیقی.


    و ما اگر بخواهیم در برابر حقیقت وجود و وجود حقیقی از اشیاء سخن بگوییم باید از تعابیری چون وجود مجازی، ظلّی و خیالی استفاده کنیم و به اصطلاح توجه داشته باشیم و معنای مراد را در نظر بگیریم.


    مثلاً در فقه آیا برای اطلاع پیدا کردن از معنای اصطلاح ایام استظهار به کتاب لغت مراجعه می کنید؟ قطعاً نه؛ چون شما اگر به صد کتاب لغت مراجعه کنید معنی اصطلاح ایام استظهار برای شما روشن نمی شود و مراجعه به کتاب های لغت، مفید معنای اصطلاحی نیست.


    مگر اینکه از فقیهی معنای این اصطلاح را فرا بگیرید. همه به این قاعده در فقه و تخصّص فقهی عمل می کنند و به آن ملتزمند؛ ولی متأسفانه در علوم و معارف عقلی و عرفانی بدون مراجعه به اهل فن، بدون توجه به قاعده به مسائل می پردازند.






    جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم )


  4. #34
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    محی الدین بن عربی در فتوحات جلد سوم صفحه 252 می فرماید:

    «فیه عِلمُ جَهلِ مَن یساوی بین الحق والخلق و من جَهِل مراتب العالم عندالله» در این موضع از کتاب برای ما روشن می شود افرادی که بین حق و خلق مساوات قائلند جاهل هستند.


    یعنی از نظر ایشان، اعتقاد به تساوی حق و خلق به طور کلی مردود است و کسی که این سخن را بگوید از منظر محی الدین عربی جاهل است و همچنین کسی که مراتب و جنبه عنداللهی عالم را انکار کند نیز جاهل است؛ یعنی، ما نه قائل به تسویه و مساوات خلق و خالقیم و نه می گوییم که عالم بریده از حق است.


    استاد امینی نژاد:

    در ضمن توضیح دربارۀ نحوۀ تحقق کثرات پرسیدند که اگر کسی قائل به وجود ربطی برای ما سوی الله باشد آیا آن را از واقعیت بودن خارج کرده است؟ و همچنین کسانی که ماهیات را مجعول نمی دانند حتی به وجود تبعی آیا این به معنای نفی مطلق کثرت است؟




    جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم )


  5. #35
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    نحوۀ وجود کثرات


    استاد یزدان پناه:

    عرفا در این باره تحلیل دارند. حتی به این امر ادبیات دادند
    اینکه نحوۀ وجود کثرات چگونه است؟
    آیا هستند؟
    چه هستند؟
    تجلی حقیقتش چیست؟
    الان فرصت ندارم لذا بیان آقایان عرفا را مطرح نمی کنم.

    به طور خیلی خلاصه و به صورت فلسفی با این ادبیات که آشنا هستیم می خواهم از آنجا شروع کنم اگر فرصت بود آدرس می دهم که خود سروران رجوع کنند. بحث آقایان دربارۀ کثرات این است که ما یک ذات حق داریم و بقیه تجلیات حقند.

    حقیقت این تجلی چیست؟

    هویت مسئلۀ تجلی به اضافۀ اشراقی ذات مع صفۀ خاصۀ بر می گردد که می شود اسم آن صفت آن اضافه اشراقیه است اضافیه اشراقیه در یک تحلیل اولیه گفته می شود اضافه اشراقیه خودمصداق بالذات موجود و وجود است.


    در تحلیل اولیه که در تشکیک خاصی ما این کار را می کنیم ولی در تحلیل راقی ما اضافه اشراقیه را تا می خواهیم تحلیل کنیم سر از این در می آوریم ذات است و حال ذات.


    تحلیل به اینجا می رسد در واقع ما اصلاً دو متن وجودی نداریم. یک متن وجودی است و اضافۀ اشراقیه و هویت اضافه اشراقی چیست؟

    صدرا در جلد دوم اسفار می خواست بگوید که اگر کسی اضافۀ اشراقیه را خوب معنا کند باید از علت و معلول به سمت شأن و ذی شان برود. بیان صدرا این طوری است. اواخر جلد دوم اسفار صفحات 300 و 301 مطرح کرده است و همچنین شواهد صفحه 51 و مشاعر صفحه 54.




    جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم )


  6. #36
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    این اندیشه می خواهد بگوید که تأثیر به نحو اضافۀ اشراقیه خواهد بود.


    در مسئله اضافۀ اشراقیه این گونه نیست که گفته شود تحلیل عارف از حقیقت اضافۀ اشراقیه، یک تحلیلی جداگانه است که او را می کشاند که تحلیل کند که مجاز است، بلکه مراد او از مجاز، تجلی و شأن است.


    حقیقت مطلب همین است نه اینکه بخواهد مسئلۀ اضافات اشراقیه را بردارد بلکه می خواهد تحلیل کند.


    گفت: اگر هویت اضافۀ اشراقیه را خوب تحلیل کنی به عین ربط و به حق می رسی، و اگر عین ربط به حق را خوب تحلیل کنی همان حال ادامه یافته حق می شود. ورای حق نمی توان توضیحی داد. بیان صدرا نیازمند بررسی طولانی تری است که الان مجال آن نیست.


    جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم )


  7. #37
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    اضافۀ اشراقیه حذف نشد؛ بلکه مسئله ای که در علیّت بود رقیق شد، ولی هویتش تجلی می شود.

    هویت تجلی، مصداق بالذات وجود و موجود خداوند سبحان است.

    کثرات مصداق بالعرض وجود و موجود است.

    در بیان صائن الدین ترکه هم وجود دارد صفحه 108 تمهید این تعبیر را کرده که بالعرض یعنی

    اولاً و بالذات معدوم است
    ثانیاً و بالعرض موجود است؛ یعنی بنفس وجود حق،

    اگر بخواهم ادبیات غلیظ تری به آن بدهم می گویم:
    حیثیت تقییدیه شأنیه.

    برای بررسی حیثیت تقییدیه شأنیه می توانند به کتاب «مبانی و اصول عرفان نظری»4 مراجعه نمایند. بنابراین، هویت اضافۀ اشراقیه را ظهور حق می بینیم، نه موطن معلولی جدای از موطن علت.


    جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم )


  8. #38
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض












    صدرا در آن استدلال می گوید که در اندیشۀ علت و معلول، موطن علت از موطن معلول منفصل است در عین ربط بودن.

    موطن منفصل بدان معنا است که یک متن وجودی به اسم معلول داریم و یک متن دیگر وجود به اسم علت داریم.

    پس بر اساس انفصال، دو موطن وجودی داریم. وقتی دو موطن وجودی داریم طبیعتا این هم مصداق بالذات موجود است این هم مصداق بالذات وجود و موجود است؛

    ولی اگر گفتی عین ربط است صدرا می گوید در عین ربط بودن، متباین و منفصل الذات به معنای انفصال یاد شده اصلاً معنا ندارد.

    هرچه بخواهی به آن حکم بدهی حتی حکم موجودیت را به آن بدهی باید بگویی موجود به نفس وجود حق است.وقتی می گویید موجود به نفس وجود حق، این حیثیت تقییدیه می شود .


    به عبارت دیگر ثانیاً و بالعرض، وقتی ثانیاً و بالعرض شد تحلیل ایشان این است که یعنی مصداق بالذات موجود و وجود نیست پس «لیس فی الدار الا الله».


    بله «لیس فی الوجود الا الله»، درست است به لحاظ اینکه مصداق بالذات وجود و موجود فقط خداوند است.

    از ایشان بپرسید جناب صدرا، آقایان عرفا که می گویید بالعرض منظورتان از بالعرض یعنی هیچ و پوچ؟

    می گوید نه! یعنی حقیقتی نفس الأمری است؛ ولی این حقیقت نفس الأمری به نفس وجود حق موجود است نه به عنوان موجود دوم. از این مطلب تعبیر به مجاز می کنند.



    جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم )


  9. #39
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    لفظ مجاز را می خواهم همینجا توضیح بدهم. ما یک مجاز ادبی داریم. در مجاز ادبی برای مجاز بودن، مبرر ادبی می خواهیم یعنی چه دلیلی باعث شد که این به عنوان مجازی به کار برود، چنین دلیلی را مبرّر می گویند.

    در مجاز ادبی، مبررها اعتباری است. ادبیات فضای اعتبار است، اعتباری که در بحث فلسفی با آن روبه رو هستیم.

    اما سؤال ما این است که مجاز در فلسفه به چه معنا است؟ مجاز فلسفی به معنای دروغ و هیچ و پوچ نیست.

    مبرر حقیقی نفس الأمری خارجی دارد ولی در عین حال، مصداق بالذات وجود نمی شود.

    مثلاً صدرا در مورد ماهیت نظرش این است که ماهیت مصداق بالذات وجود موجود نیست. چه چیزی اصیل است؟ وجود اصیل است. مصداق بالذات وجود و موجود، وجود خواهد بود، بعد می گوید که ماهیت بالوجود موجود است؛ این بالوجود را گاه با عنوان ثانیاً وبالعرض یا حیثیت تقییدیه توضیح می دهند.

    اگر از صدرا بپرسید می گوید این مجاز است. صدرا در باب مجازی بودن وجود ماهیت می گوید که مجاز عرفانی است. مجاز عرفانی؛ یعنی نفس الأمر دارد و هیچ و پوچ نیست.


    گفتیم که به نفس وجود حق است. هزار اضافۀ اشراقیه و هزار حقیقت نفس الأمری داریم؛ ولی مصداق بالذات وجود و موجود نیست. این سخن اصلی است لذا به لحاظ وجود و موجود باید بگوییم که وحدت حاکم است کثرت بالعرض و مجازی خواهد بود اما مجاز عرفانی که نفس الأمر دارد.





    جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم )


  10. #40
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    آیا وجود ربطی کثرت را نفی می کند؟

    استاد امینی نژاد:

    وجود ربطی و اینکه ماهیت مجعول نیست آيا کثرت را نفی می کند؟

    استاد یزدان پناه:

    وجود ربطی را عرض کردم صدرا ربط را در تحلیل نهایی و غایی حذف نمی کند؛ بلکه به شکل شأن در می آورد.

    کثرت شئونات، ظهورات و تجلیات می شود. حال حق، جلوۀ حق و اسم حق، این ها پا برجا است.

    صدرا هیچ کدام را برنداشت. بعد از تحلیل غلیظ علیت به سمت تشأن رفت.

    «رجعت العلیة الی التشأن» با همان تحلیل هایی که صدرا کرده است. تحلیل های فلسفی خوشی انجام داد و بعد از آن، ادبیات حیثیت تقییدیه شأنیه را راه انداخت.

    بین ماهیت با این تجلیات فرقی وجود دارد و آن اینکه ماهیت موجود به حیثیت تقییدیه است و در تجلیات موجود به حیثیت تقییدیه شأنیه. حیثیت تقییدیه خلاف و دروغ نیست نفس الأمر دارد، اما نفس الأمر مناسب خود که از آن تعبیر می کنیم به ثانیاً و بالعرض.





    جایگاه کثرات و مخلوقات در عرفان اسلامی(بحثی تخصصی و بسیار مهم )


صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •