قـنـــد پــهـــلـو ، {اشعار جالب طنز} سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
قـنـــد پــهـــلـو ، {اشعار جالب طنز}
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 23 , از مجموع 23
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,557      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    محمد رضا عالی پیام (هالو)

    شنیدم در زمان خسرو پرویز-
    گرفتند آدمی را توی تبریز-

    به جرم نقض قانون اساسی-
    و بعض گفتمان های سیاسی-

    ولی آن مرد دور اندیش، از پیش-
    قراری را نهاده با زن خویش-

    که از زندان اگر آمد زمانی-
    به نام من پیامی یا نشانی-

    اگر خودکار آبی بود متنش-
    بدان باشد درست و بی غل و غش-

    اگر با رنگ قرمز بود خودکار-
    بدان باشد تمام از روی اجبار-

    تمامش از فشار بازجویی ست-
    سراپایش دروغ و یاوه گویی ست-

    گذشت و روزی آمد نامه از مرد-
    گرفت آن نامه را بانوی پر درد-

    گشود و دید با هالو مآبی-
    نوشته شوهرش با خط آبی:

    عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟
    بگو بی بنده احوالت چطور است؟

    اگر از ما بپرسی، خوب بشنو-
    ملالی نیست غیر از دوری تو-

    من این جا راحتم، کیفور کیفور-
    بساط عیش و عشرت جور وا جور-

    در این جا سینما و باشگاه است-
    غذا، آجیل، میوه رو به راه است-

    کتک با چوب یا شلاق و باطوم-
    تماما شایعاتی هست موهوم-

    هر آن کس گوید این جا چوب دار است-
    بدان این هم دروغی شاخدار است-

    در این جا استرس جایی ندارد-
    درفش و داغ معنایی ندارد-

    کجا تفتیش های اعتقادی ست؟
    کجا سلول های انفرادی ست؟

    همه این جا رفیق و دوست هستیم-
    چو گردو داخل یک پوست هستیم-

    در این جا بازجو اصلن نداریم-
    شکنجه ، اعتراف، عمرن نداریم-

    به جای آن اتاق فکر داریم-
    روش های بدیع و بکر داریم-

    عزیزم، حال من خوب است این جا-
    گذشت عمر، مطلوب است این جا-

    کسی را هیچ کاری با کسی نیست-
    نشانی از غم و دلواپسی نیست-

    همه چیزش تمامن بیست این جا-
    فقط خود کار قرمز نیست این جا




    قـنـــد پــهـــلـو ، {اشعار جالب طنز}

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  2. #22
    عضو آشنا
    حبیبه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1395
    نوشته : 32      تشکر : 72
    69 در 32 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حبیبه آنلاین نیست.

    پیش فرض طنزی تلخ با دستکاری اشعار فریدون مشیری




    هو اضحک

    تو كیستی، كه من اینگونه بی تو بی تابم؟

    نمی شناسیش؟ اینجاست لپ تاپم

    تو چیستی، كه من از موج هر تبسم تو

    سحر شده اما هنوز بی خوابم


    من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه!

    امان از این نت و وب گردی بیگاه

    مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!

    مرا اسیر خویش کرده ای وبگاه

    كه ذره های وجودم تو را كه می بینند

    به طور عجیبی بی اراده می شینند

    به من بگو كه مرا از دهان شیر بگیر!

    ولی نگو که برو سایت دیر به دیر

    بگو برو جگر كوه قاف را بشكاف!

    ولی مگو که جوان تا کی ای چنین الّاف

    ترا به هر چه تو گویی، به دوستی سوگند

    که گریه نما نیست موقع لبخند!!!!!!!!


    پ.ن

    مصرعهای مشکی سروده ی مرحوم مشیری

    و مصارع قرمز سروده حقیر است.

    قـنـــد پــهـــلـو ، {اشعار جالب طنز}
    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک


  3. #23
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,557      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    شاید اگر سعدی علیه الرحمه مردم این زمانه را می دید، این گونه می سرود:


    بنی آدم ابزار یکدیگرند

    گهی پیچ و مهره گهی واشرند


    یکی تازیانه یکی نیش مار

    یکی قفل زندان یکی چوب دار


    یکی دیگران را کند نردبان

    یکی می کشد بار نامردمان


    یکی اره تا نان مردم برد

    یکی تیغ تا خون مردم خورد


    یکی چون قلم خون دل می خورد

    یکی خنجر است و شکم می درد


    چو عضوی به درد آورد روزگار

    دگر عضوها در پی كسب و كار


    خلاصه پر از نفرت و کین و آز

    یکی همچو کرکس یکی چون گراز


    تو كز محنت دیگران بی غمی

    در این عصر نامت نهند آدمی؟!!!


    شاعر: گمنام



    قـنـــد پــهـــلـو ، {اشعار جالب طنز}

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •