چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 46
  1. #11
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط nabavar نمایش پست ها
    من گفتم از کودکی چنین افکاری رو برام بیان کردن و من هم این افکار رو تو خودم پرورش دادم و الان که بزرگ شدم به شدت درگیر چنین افکاری هستم یعنی تو هر موقعیتی که نمی تونم کاری رو انجام بدم سریعا سراغ دعا و زیارت میرم .چیکار کنم که این حالت برام پیش نیاد؟چطوری کمرنگش کنم؟من تو یه جایی خوندم که میشه با علم روانشناسی خیلی از افکار رو کمرنگ و در اخر فراموشش کرد؟چطوری و با چه روش درمان میشه این کار رو انجام داد؟
    وقتی طبق آیات و روایات ناامیدی از رحمت خدا بزرگترین گناه و کفر است پس چرا شما می خواهید خود را ناامید از رحمت خدا کنید.به عبارت دیگر شما می خواهید یک کار حرام را که ناامیدی از رحمت خدا باشد،مرتکب شوید و درخواست دستور عمل می کنید.لطف کنید کمی دقت کنید

    شما به علت یک شکست می خواهید خود را از رحمت خدا ناامید کنید؟شما که می خواهید این فکر مذهبی را کمرنگ کنید،این فکر به نوعی نابود کردن دستور خداست و بی توجهی به فرمان اوست.

    يكي از مهمترين حكمت‌هاي الهي اين است، كه ما در زندگي دنيا، با اختيار خود، در مسير كمال پيش رويم و به كمالي كه پس از اختيار و انتخاب به ما مي‌رسد، دست يابيم براي اين منظور خداوند زندگي دنيا را به صورتي ترتيب داده كه شرايط رسيدن به اين نوع كمال اختياري فراهم باشد. يكي از شرايط لازم براي كمال حقيقي، مواجه شدن با سختي‌ها مي‌باشد، از اين رو زندگي دنيا قرين سختي‌ها و مشكلات است خداوند متعال مي‌فرمايد: «لقد خلقنا الانسان في كبد. همانا انسان را در رنج آفريديم.» و طبق شواهد زياد تاريخي بسياري از موفقيت هاي مردان بزرگ در پرتو همين سخني ها شكل گرفته است.

    اگر كسي اين طور باور داشته باشد كه در زندگي دنيا، نبايد هيچ رنج و سختي و كمبودي متوجه او باشد، سخت در اشتباه بوده و با عقيده‌اي خلاف واقع زندگي مي‌كند و به خاطر اين عقيدة غلط اعمال و رفتارش هم نامتعادل مي‌شود، چرا كه او مثل كسي است كه در مسيري راه مي‌رود كه پر از موانع است، اما او فكر مي‌كند كه راه صاف و هموار است. اين چنين شخصي به محض مواجه شدن با اولين مشكل، چون انتظار بروز آن را نداشته به زمين مي‌خورد و از راه باز مي‌ماند

    قول خدا و ائمه ـ عليهم السلام ـ صادق ترين قول هاست. پس در اصل اجابت ترديد و شبهه اي نيست اما اجابت هميشه به معني رسيدن به خواسته ما نيست بي ترديد آنها بر مصالح ما آگاه ترند و خود مي دانند كه چه چيزي به ضرر ما است پس هميشه به ايشان با اعتماد توجه كنيم و بخواهيم، خداوندا مرا آن ده كه آن به.
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  2. #12
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393
    نوشته : 24      تشکر : 16
    58 در 20 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    nabavar آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط معمار نمایش پست ها
    وقتی طبق آیات و روایات ناامیدی از رحمت خدا بزرگترین گناه و کفر است پس چرا شما می خواهید خود را ناامید از رحمت خدا کنید.به عبارت دیگر شما می خواهید یک کار حرام را که ناامیدی از رحمت خدا باشد،مرتکب شوید و درخواست دستور عمل می کنید.لطف کنید کمی دقت کنید

    شما به علت یک شکست می خواهید خود را از رحمت خدا ناامید کنید؟شما که می خواهید این فکر مذهبی را کمرنگ کنید،این فکر به نوعی نابود کردن دستور خداست و بی توجهی به فرمان اوست.

    يكي از مهمترين حكمت‌هاي الهي اين است، كه ما در زندگي دنيا، با اختيار خود، در مسير كمال پيش رويم و به كمالي كه پس از اختيار و انتخاب به ما مي‌رسد، دست يابيم براي اين منظور خداوند زندگي دنيا را به صورتي ترتيب داده كه شرايط رسيدن به اين نوع كمال اختياري فراهم باشد. يكي از شرايط لازم براي كمال حقيقي، مواجه شدن با سختي‌ها مي‌باشد، از اين رو زندگي دنيا قرين سختي‌ها و مشكلات است خداوند متعال مي‌فرمايد: «لقد خلقنا الانسان في كبد. همانا انسان را در رنج آفريديم.» و طبق شواهد زياد تاريخي بسياري از موفقيت هاي مردان بزرگ در پرتو همين سخني ها شكل گرفته است.

    اگر كسي اين طور باور داشته باشد كه در زندگي دنيا، نبايد هيچ رنج و سختي و كمبودي متوجه او باشد، سخت در اشتباه بوده و با عقيده‌اي خلاف واقع زندگي مي‌كند و به خاطر اين عقيدة غلط اعمال و رفتارش هم نامتعادل مي‌شود، چرا كه او مثل كسي است كه در مسيري راه مي‌رود كه پر از موانع است، اما او فكر مي‌كند كه راه صاف و هموار است. اين چنين شخصي به محض مواجه شدن با اولين مشكل، چون انتظار بروز آن را نداشته به زمين مي‌خورد و از راه باز مي‌ماند

    قول خدا و ائمه ـ عليهم السلام ـ صادق ترين قول هاست. پس در اصل اجابت ترديد و شبهه اي نيست اما اجابت هميشه به معني رسيدن به خواسته ما نيست بي ترديد آنها بر مصالح ما آگاه ترند و خود مي دانند كه چه چيزي به ضرر ما است پس هميشه به ايشان با اعتماد توجه كنيم و بخواهيم، خداوندا مرا آن ده كه آن به.
    سلام
    ممنونم اقای معمار همه حرف های شما متین و درست،ببینین من نه ناز میکنم و نه از ناز کردن برای خدا خوشم میاد تموم حرف من اینه من چطور میتونم این افکار مزاحم رو از مغزم حذف کنم ،من خیلی زود و الکی به خدا امیدوار میشم و این اصلا خوب نیست دست خودم هم نیست این طوری بزرگ شدم.من برای رسیدن به هر چیزی به خدا امیدوار میشم و هر بارم چوبش رو میخورم.این رو چیکار کنم
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  3. #13
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط nabavar نمایش پست ها
    من چطور میتونم این افکار مزاحم رو از مغزم حذف کنم ،من خیلی زود و الکی به خدا امیدوار میشم و این اصلا خوب نیست دست خودم هم نیست این طوری بزرگ شدم.من برای رسیدن به هر چیزی به خدا امیدوار میشم و هر بارم چوبش رو میخورم.این رو چیکار کنم
    اگر شما عوامل ظاهری را انجام می دهید و عمل به وظیفه خود می کنید بعدش امیدوار به رحمت خدا هستید،این عمل خیلی پسندیده است و اصل معنای صحیح امید هم همین است.(اگر چه ما باید در شروع عوامل ظاهری هم امیدوار به رحمت خدا باشیم ولی در عین حال عمل به وظیفه خود هم بکنیم)

    ولی اگر نه بدون هیچ تلاش و کوششی امید به رحمت خدا دارید این عمل درست نیست

    شما کدامیک هستید؟؟؟؟

    اما شما که می گویید من هربار که امیدوار به خدا میشم چوبش رو می خورم.،این حرف درست نیست شما صلاح خود را بهتر می دانید یا خدا صلاح شما را؟بعضی اوقات است که انسان هرچی دعا میکنه و امید به خدا داره باز هم جواب نمیگیره.(اگر چه خدا به علت این دعا و امید شخص به او پاداش زیادی می دهد)این علتهای زیادی داره ولی توجه به این آیه داشته باشید که:و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] مى ‏داند و شما نمى‏ دانيد(بقره آیه 216)
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  4. #14
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393
    نوشته : 24      تشکر : 16
    58 در 20 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    nabavar آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سلام
    ممنون من این پستم رو تو یه انجمن خارجی دیگه هم ارسال کرده بودم که جواب جالبی به من دادن و من کاملا قانع شدم
    قسمتی از پاسخ جان لاورو مدیر بخش رفتار شناسی انجمن
    دورانی کلیساهای ما هم مطالبی که اکنون در رسانه های شما به ان می پردازند را به جوانان ما تدریس میکردند و دین دغدغه اصلی مردم ما بود به همین خاطر ما با عدم پیشرفت مواجه می شدیم.اما بعد از بستن کلیساها ماجرا به طور کامل عوض شد...
    راه حل برای درمان بیماری روحی شما
    نپذیرفتن سخنان عده ای که با لباس مشخص سعی میکنند شما را با وعده و وعیدهای بی اساس و پوچ به طرف خودشان بکشند،وعده هایی مانند به طرف خدا بیایید ، این رو انجام بدید و اون رو انجام بدید خدا دعا و خواسته شما را قبول میکند.نپذیرفتن چنین گفتاری باعث میشود روح شما خود را تنها و بی یاور ببیند و این باعث میشود که برای پیشرفت هر اقدامی بکنید.
    عاشق شدن نوعی بیماری روحیست و اصلا دلیل علمی ندارد پس قبول کنید که شما بیمار هستید و باید درمان بشید.کتابهای زیگمون فروید را بیشتر مطالعه کنید
    این باور را در خودتان شکل بدهید که خدا فقط افریننده جهان هست و نمی تواند به شما در مشکلات کمک کند چون اگر غیر از این بود دنیای امروز ما انسانها اینقدر وحشتناک نبود
    به صفحه های گذشته زندگی خود برگردید و از اول دوباره همه چیز را مرور کنید و اشتباهات خود را بنویسید. به نظر من بزرگترین اشتباه شما پذیرفتن خدا به عنوان یک ناجی است این باور غلط که شما فکر می کردید می توانید در همه زمینه ها حتی در ازدواج روی خدا حساب کنید باعث شده شما در یک تنگنا قرار بگیرید.
    دست یافتن به عاطفه و مهر یک زن نیاز به تلاش خاصی ندارد همه ادمها وقتی از هم شناخت پیدا میکنند همدیگر را انتخاب میکنند و شما نتوانستید خودتان را به دختر مورد علاقه تان بشناسانید و در این زمینه از یک باور غلط پیرووی کردین همان باوری که اشخاص خاص در شما نهادینه کرده اند.
    به این فکر کنید که چرا خدا در طول این 7 سال هیچ کاری برای شما انجام نداده است؟چون باور شما از خدا اشتباه است خدا نمی تواند ماهیت اصلی و خصوصیات اخلاقی شما را به فرد مورد نظرتان باز کند چون برای این کار باید موقعیت و زمان مناسب را به وجود اورد و این کار نشدنی است شما به یک موقعیت نیاز داشتید که در ان موقعیت دختر مورد نظر شما و خود شما یک جا قرار بگیرید چند ساعت چند لحضه و یا چند روز در صورتی که این کار برای خدا شدنی نیست.
    به این باور برسید که خدا فقط خالق جهان هست و نمی تواند در مسایل شخصی ما دخالت کند.
    سعی کنید با دختران بیشتری رابطه برقرار کنید و با انها دوست شوید و به میل خود یکی را انتخاب کنید.

    ترجمه توسط خودم
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  5. #15
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393
    نوشته : 24      تشکر : 16
    58 در 20 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    nabavar آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط معمار نمایش پست ها
    اگر شما عوامل ظاهری را انجام می دهید و عمل به وظیفه خود می کنید بعدش امیدوار به رحمت خدا هستید،این عمل خیلی پسندیده است و اصل معنای صحیح امید هم همین است.(اگر چه ما باید در شروع عوامل ظاهری هم امیدوار به رحمت خدا باشیم ولی در عین حال عمل به وظیفه خود هم بکنیم)

    ولی اگر نه بدون هیچ تلاش و کوششی امید به رحمت خدا دارید این عمل درست نیست

    شما کدامیک هستید؟؟؟؟

    اما شما که می گویید من هربار که امیدوار به خدا میشم چوبش رو می خورم.،این حرف درست نیست شما صلاح خود را بهتر می دانید یا خدا صلاح شما را؟بعضی اوقات است که انسان هرچی دعا میکنه و امید به خدا داره باز هم جواب نمیگیره.(اگر چه خدا به علت این دعا و امید شخص به او پاداش زیادی می دهد)این علتهای زیادی داره ولی توجه به این آیه داشته باشید که:و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] مى ‏داند و شما نمى‏ دانيد(بقره آیه 216)
    سلام من به جواب رسیدم
    ببینین من نمی دونم منظور شما از تلاش چی هست اما من زمانی که عاشق شدم سنم کوچیک بود رفتم سمت دعا و از خدا خواستم محبت من رو تو دل این دختره بندازه و یه زمینه ای برام فراهم کنه که بهش برسم دلم میخواست خدا کاری کنه که دختره بدونه چقدر برای رسیدن بهش دعا کردم و چقدر از صمیم قلبم دوسش دارم چون خودم نمی تونستم این کارا رو انجام بدم هر وقت میخواستم اقدامی کنم تمام تن و بدنم میلرزید چون بد جور عاشق شده بودم من ادم بد و هرزه ای نبودم فقط ندونسته عاشق شده بودم از خدا میخواستم یه کاری کنه که من بتونم تمام حرفام رو به دختره بگم تا بتونه من رو بهتر بشناسه چون دختره فکر میکرد من یه ادم بد و هرزه ام در صورتی که این طوری نبود من فقط یه جورایی بد اورده بودم دختره رفت و با یکی دیگه ازدواج کرد بعدش از خدا خواستم لطف کنه و یه دختره دیگه رو سر راهم قرار بده تا باهاش اشنا شم و بعد ازدواج کنم من دوست داشتم دختر مورد علاقه ام رو خودم پیدا کنم دوست داشتم عاشقی کنم ولی بازم خدا قبول نکرد چون نمی تونست این کار رو انجام بده الانم برای همیشه دعا و توسل به معصومین رو ترک میکنم چون نمی تونن کاری برا ادم انجام بدن و دلیلی نداره که خودم رو جلوی اینا اینقدر کوچیک کنم،اگه من می تونستم یه کاری رو انجام بدم دیگه چرا باید دعا کنم خودم میرم دنبالش و بعد به دستش میارم دیگه نیاز نیست وقت بذارم و صد بار دعای مقاتل ابن سلیمان رو بخونم و یا ده هزار تا صلوات بفرستم و دعای توسل بخونم
    من هزینه یه سفر به مشهد رو گردن گرفتم و یکی رو برای زیارت فرستادم پیش امام رضا و ازش خواستم به امام رضا بگه یه جوونی هست که مشکل عاطفی داره و شکست عشقی خورده و دوست داره دختر مورد علاقه اش رو خودش پیدا کنه و الان هم من رو فرستاده تا پیش شما بیام تا شما بتونین کاری بکنین چون این پسره وقتی دختر مورد علاقه قبلیش رو میبینه بهم میریزه و نمی تونه زندگی کنه یه لطفی بکن و یه دختری که هم اندازه لیاقت اون هست رو سر راهش قرار بده تا اروم شه و بره پی زندگیش، من گفتم به امام رضا بگو این پسره اهل دوست دختر بازی و این حرفا نیست نمی تونه بره جلوی مدرسه دخترانه و به دخترا شماره بده اون صبح از خونه خارج میشه میره سرکار شب هم میاد خونه تو محیط کارش یا یه جایی که مصلحت میدونین یکی رو سر راهش قرار بدین
    بهش گفتم بگه این پسره دوست داره عاشقی کنه دوست داره خودش دختر مورد علاقه اش رو پیدا کنه دست خودش نیست نمیخواد کسی بهش کسی رو معرفی کنه و بعد برن خواستگاری و تموم
    اما نشد که نشد
    ما هم نخواستیم. برای شما که فرقی نمیکنه چه من بیام سمت خدا و چه نیام چه ادم خوبی باشم و چه بد برای خدا اصلا فرقی نداره ، پس چرا خودم رو خسته کنم شما برای خواسته کوچیک و ناچیز من هزار تا شرط و شوروط گذاشتین در صورتی که با یه اشاره کوچیک می تونستین دل یه جوون رو شاد کنین
    خدایا ما که رفتیم دیدار به قیامت
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  6. #16
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,560      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    .:: الله ::.



    ناباور امّا گرامی

    سلام و عرض ادب.

    نکته ای به نظرم رسید که امیدوارم توجه بهش بفرمایید.

    نیازی نیست ما به اروپا یا ایالات متحده یا استرالیا یا دبی برویم تا زندگی آسوده ( و به تعبیر بنده حیوانی) را ببینیم بلکه می توانیم در هر جای ایران که هستیم با صرف اندکی وقت و طی مسافتی اندک به یک مرغداری و یا یک گاو داری و یا یک مرکز تربیت گوسفند مراجعه کنیم و ببینیم فردی که سرمایه ای را در این کارها صرف کرده در نهایت نظم و ترتیب مجموعه ای درست کرده که به صورت باورنکردنی در تمام ابعاد سود و صرفه اقتصادی را برایش به دنبال بیاورد.

    او تمام عواملی که باعث شود این صرفه و سود اقتصادی برایش بیشتر و بیشتر شود را در اسرع وقت و به بهترین کیفیت تامین می کند و هر آنچه که باعث می شود این سود او کم شود را در اسرع وقت از بین می برد.

    برای او پرورش و یا بهتر بگویم پروار بندی دام یا طیور مهم است و اصالت دارد نه چیز دیگر.

    دام ها به ظاهر در آسایشی همه جانبه قرار دارند بی آنکه به عاقبت امر و سرنوشتشان حتی فکر هم کنند.

    غذا ، آب ، هوای تازه ، بهداشت ، امور جنسی ، تفریح و ... تا حدّی که در راستای سود اقتصادی مالک آن مجموعه باشد به بهترین کیفیت ممکن برای تک تک آن دام ها مهیا می شود و آنها نباید ذره ای احساس کمبودی کنند.

    حال برگردیم به همان اروپا یا ایالات متحده و یا استرالیا یا بهتر و خلاصه تر بگوییم: «دنیای مادّی» یا «مادّی گرایی».

    در دنیای مادّی دو بعد وجود دارد ، یکی همان بعدی که ما می بینیم و بعضی گول آن را می خورند و آسایش ظاهری و پیشرفت اقتصادی و ... چشمشان را به خود خیره و گاه کور می کند و دیگری نظام سلطه ای که کاملاً مخفی است اما بر تمام ابعاد آشکار و نهان دنیای مادّی تسلط کامل دارد.

    در چنین دنیایی افراد وسیله اند نه هدف و نظام مخفی و سرّی به افراد به عنوان وسیله ی رساندن آن ها به سود بیشتر و بیشتر می نگرد نه به چشم انسان.

    انسان های حاضر در چنین مجموعه ی به ظاهر آسوده ای دچار عادت خوشی و یا بهتر بگوییم غفلت اند.

    شهید آوینی در این باره جمله ی جالبی دارند:

    «
    اهل سلامت دنیا فربه اند و سرخ روی ، شب ها را در خواب غفلت اند و روزها نیز همتشان یک سره وقف تمتع است. (یأکلون کما تأکل انعام) سالک ناسک ، ترک رسوم و عبادت و قیوداحکام کثرات می گوید و این چنین کس را مردمان " بیمار " می خوانند و " مجنون" »


    در این دنیا هر کسی که خرق عادت کند و بخواهد از مجموعه جدا شود باید از بین برود.

    برای این که منظور بنده را متوجه شوید به شما پیشنهاد می کنم نگاهی به فراماسونری بفرمایید.فراماسون چیست؟وماسون هاچه کسانی هستند؟(کلیک)

    به عکس ماسون ها ، در دین توحیدی اسلام اصالت خداوند متعال است و کسب رضایت او.

    ذکر و دعا و نماز برای رضای او ، کار برای رضای او ، صحبت کردن برای رضای او تمامی حرکات انسان برای رضای او باید باشد و یک نوع رابطه ی عاشق و معشوقی متعالی و دو طرفه برقرار است.

    نگاه تاجرانه و یا بهتر بگوییم نگاه مادّی به دعا و ذکر و عبادت در چنین مکتبی جایگاهی ندارد.

    یک رابطه ی عاشق و معشوقی متعالی دو طرفه مطرح است که خالق عاشق مخلوق خویش است و مخلوق هم عاشق خالق خویش.

    نعمت و نقمت از جانب عاشق هر دو نیکوست و امتحان و آزمایش محسوب میشود.

    معشوق نه غرق در نعمت و غافل از منعم می شود و نه از نقمت دلخور و سرخورده و نسبت به نقمت دهنده شاکی.

    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 13-02-1393 در ساعت 06:42

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  7. تشكرها 2


  8. #17
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393
    نوشته : 24      تشکر : 16
    58 در 20 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    nabavar آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سلام
    ممنونم شهاب منتظر
    من خدا رو دوست دارم و اصلا نمیخوام دشمنش باشم،
    من طعم لذت امید به خدا رو تو عمل نچشیدم اما تو تخیلاتم چشیدم نمی دونم چرا خدا با من این طوری برخورد میکنه شاید این بازتاب برخورد خودم باشه.
    هر وقت خودم رو بدون خدا تصور میکنم انگار همه چیز مفهومش رو برام از دست میده،من دوست دارم همیشه به یاد خدا باشم یعنی اگه خوشحالم از خدا تشکر کنم اگه غمگینم ازش کمک بخوام اگه گناه کنم ازش بخشش بخوام کلا یه جورایی سیمم بهش وصل باشه
    دلم میخواد فقط یه بار خودشو با یه اتفاقی بهم نشون بده این تنها ارزومه
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  9. #18
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393
    نوشته : 24      تشکر : 16
    58 در 20 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    nabavar آنلاین نیست.

    پیش فرض




    میخوام دست از سر خدا بردارم و اینقدر بهش توهین نکنم،من خیلی به خدا با حرفام توهین میکنم اونم فقط به خاطر یه دختر،نمیخوام اینجوری باشم
    من یه اشغالم که هر حرفی که به زبونم میاد رو به خدا میزنم من حرمت خداییش رو نگه نمیدارم من هروقت کارم گیره میام سراغ خدا هروقت که با شیطان تنها میشم سراغ اون رو میگیرم من لایق لطف خدا نیستم،دیگه خسته شدم از بس بهش حرفای ناجور زدم از بس حرمتش رو شکستم
    بخونین ببینین من تو نوشته هام به خدا چی نوشتم می بینین چه راحت به حریم مقدسش تجاوز میکنم می بینین چه راحت خداییش رو زیر سوال می برم
    من خدا رو با تمام عظمتش به یه دختر فروختم، تازه مقصر اصلی شکستم خودم هستم
    ادمی مثل من نباید حتی با خدا حرفم هم بزنه
    فقط یه دلیل باعث شده که من امروز این طوری جلوی خدا با ایستم و انم اینه که من یه گنه کارم و از یه سگ هم کثیف ترم
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  10. #19
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,560      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ناباور امّا عزیز

    این که خودتون می دونید که دارید اشتباه می کنید نیمی از راه رو رفتین فقط می مونه اراده ی شما برای شناخت خدا.

    شما خدا رو قبول دارید اما شناختی درست و آنچنان که باید نسبت بهش ندارید.

    شیطان قسم خورده با تمام عواملش بیاد جلوی هر کدوم از ما و برای هر کی به نحوی که اثر کنه بازی در بیاره که بتونه از راه به درش کنه.

    همه ی ما فطرتاً خداجو هستیم منتها ممکنه کافر بشیم ممکنه مسیحی بشیم و ممکنه مسلمان مومن واقعی بشیم اینا همش دست خودمونه.

    افراد تا جایی باید برای ما ارزش داشته باشن که ما رو برای شناخت بهتر خدا و رسیدن به رضایتش کمک کنن نه این که خودشون عامل دوری ما از اصل خودمون و باعث خشم خدا بشن.

    شما چون فطرت و خانواده تون خدا جو هستند خوب میتونید راه رو پیدا کنید.

    اگه فکر می کنید شناختتون نسبت به خدا ضعیفه با مطالعه و مشاوره با یه استاد خوب به خدا برسید و بعد اصل و محور رو خدا قرار بدید و هر چیزی رو که شما رو به خدا می رسونه نگه دارید و هر چیزی رو که شما رو از خدا دور می کنه رها کنید.

    ما خیلی فرصت نداریم که یه بار زندگی کنیم و تجربه به دست بیاریم برای یه زندگی دنیوی دیگه بلکه زودتر باید به غایت انسانی خودمون برسیم.

    به نظرم با استاد معمار مشورت کنید راهنمای خوبی خواهند بود براتون ان شاء الله.
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  11. #20
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,560      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    نظام خلقت با آنچه که تصور دارید کمی متفاوت است برادر جان.

    این که ما یک دکمه خوشگل پیدا کنیم و برویم دنیال پیراهن بگردیم برای این دکمه کار چندان معقولانه و منطقی ای انجام نداده ایم.

    نظام خلقت با شیرینی پزی کمی متفاوت است.

    ما وقتی برای سفارش کیک تولّد به شیرینی پزی می رویم هدفمان از ورود به مغازه نه خوشگلی و کمالات فروشنده است نه رفاقت با او ونه چیز دیگر بلکه می خواهیم سفارش کیک تولّد بدهیم و مدلش را هم به او می گوییم و یا از کتابچه ی نمونه ای مشخص می کنیم و می گوییم: «همینو می خوام.»

    حال اگر شیرینی پز آنچه را که به او سفارش داده ایم و وزنش را هم برایش مشخص کرده ایم درست نکند بیچاره اش می کنیم.

    اما در نظام خلقت ما لزوماً نمی توانیم سفارش بدهیم و انتظار داشته باشیم همان چیزی که می خواهیم را عیناً تحویل بگیریم.

    خالق ما خیلی جاها آنچه را که ما می خواهیم انچام می دهد و با وجود این که به نفعمان هم نیست اجابت می کند اما گاهی صلاح نمی بیند و اجابت نمی کند ، این به معنای بی تفاوتی او و یا ندیدن ما و نشنیدن صدای ما از جانب او نیست ، اینجا عقلانی و منطقی نیست که شاکی شویم و زمین را به آسمان و آسمان را به زمین بدوزیم.

    این روش طلبکارانه به هیچ عنوان جوابگو نیست در نظام خلقت.

    روش عاشقانه خیلی خیلی بهتر جواب می دهد و بسیار لذّت بخش است.

    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-02-1393 در ساعت 07:43

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  12. تشكرها 2


صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •