چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46
  1. #1
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393
    نوشته : 24      تشکر : 16
    58 در 20 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    nabavar آنلاین نیست.

    جديد چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم




    سلام
    لطفا تو این مورد بهم کمک کنین بد جور درگیرشم
    من تو یه خونواده مذهبی به دنیا اومدم از همون بچگی پدر و مادرم مدام از مذهب و دین حرف میزدن مادرم همیشه میگفت هر چیزی رو از خدا بخواه به اون توکل کن تو مسجد که میرفتم بعد هر دعایی میگفتن اونایی که حاجت دارن حاجتاشون رو بخوان تلوزیون رو که باز میکردم بازم حرف از دعا و زیارت و حاجت بود،منم رو حساب این حرفا رو خدا حساب ویِژه ای باز کردم تقریبا هر چیزی رو از خدا میخواستم زمانهایی که سختی داشتم زمانهایی که مشکل داشتم زمانهایی که حالم بد بود هر لحظه برای هر چیزی دعا میکردم به معصومین متوسل میشدم اما هیچ وقت هیچ اثری از اونا نمی دیدم هر وقت دعا میکردم امیدی توی دلم شعله ور میشد و به امید خدا و معصومین می نشستم اما هیچ وقت به خواسته هام نمی رسیدم الان خسته ام میخوام این امید کاذب رو تو دلم بکشم میخوام برای ابد فراموش کنم.من تو راه دعا و زیارت خیلی زرر دیدم
    باور کنین بیشتر سرمایه ام رو برای دعا دادم ،گاهی ساعت ها برای خواندن یک دعا وقت میگذاشتم و کوچکترین اتفاقی که می افتاد میگفتم خدا برام داره کاری انجام میده اما اخرش معلوم میشد این طوری نیست اما این دل بیشعور من هنوز هم امیدواره نمی دونم چرا
    بگین چطوری خودم رو از این منجلاب نجات بدم میخوام مثل امریکایی ها زندگی کنم بدون دعا و زیارت.چطوری این امید رو تو دلم بکشم چطوری خودم رو از افکار دعا و زیارت نجات بدم؟
    از دعا و خواستن خسته شدم هر کاری هم میکنم نمی تونم امید رو تو دلم بکشم لطفا کمک کنید بد جور درگیرم.گاهی ساعت ها از شدت فشار به خودم می پیچیم از اینکه خواسته هام و احساساتم برای خدا و معصومینش هیچ ارزشی ندارن تحقیر میشم خیلی گریه میکنم اونقدر که ساعت ها چشمام درد میکنه پیش افرادی مذهبی هم که میرم باهاشون حرف میزنم بدتر میشم.
    چه طوری از دعا و خواستن و زیارت دست بکشم چطوری مثل اروپایی ها باشم
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  2.  

  3. #2
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سلام بر شما دوست خوب و گرامی

    1-واقعا جای خوشتودی است که هنوز امیدوار هستید،هستند افرادی که به محض این که قضیه ای مانند شما برایشان اتفاق می افتد ناامید از درگاه خدا می شوند و همین ناامیدی از درگاه خدا خودش بزرگترین گناه است چرا که خداوند در قران می فرماید:فقط کافران از درگاه من ناامید می شوند(یوسف آیه 87)

    2-دعا کردن خیلی مفید است و آثار مثبتی در روایات برایش بیان شده است.ولی این را به یاد داشته باشید که فقط در یک جای خانه نشستن و دعا کردن کافی نیست.در هیچ جای اسلام نگفته است داخل خانه بشن و دعا کن.دعا شرایطی دارد. وقتي آن آداب و شرايط جمع شود به استجابت نزديک مي‌ شود، البته ممکن است تمام شرايط را دعا کننده فراهم کند اما مصلحت او اين باشد که دعايش مستجاب نگردد يا در اجابت تأخير گردد، که در اين صورت نيز در احاديثي وارد شده است که اگر خداي متعال استجابت دعا را به مصلحت بنده‌اش نبيند به گونه‌اي ديگر براي او جبران مي‌کند يا آن دعا را براي او به عنوان عمل صالح ذخيره مي‌ کند. در حالات بعضي انبياء الهي مي‌ خوانيم گاه مدت‌هاي مديدي اجابت دعاي آن‌ها به تأخير مي‌ افتادکافی ج 2، ص 489

    مهم ‌ترين شرط اجابت دعا عبارت از حُسن ظن به خداي متعال و اميد به استجابت اوست، و اين که انسان از اوّل با نااميدي به دعا بپردازد يا سوء ظنّ به لطف الهي داشته باشد خود از موانع اجابت دعاست. خوب است به اين حديث توجه فرماييد: گاهي از اوقات دير اجابت شدن دعا به خاطر اين است که خدا راز و نياز و صداي مناجات بنده‌اش را دوست مي ‌دارد و لذا اجابت او را به تأخير مي‌ اندازد تا بيش‌تر صدايش را بشنودکافی ج 2 ص 489

    البته دعا کردن شرایط دیگری هم دارد که می توانید در اینترنت"شرایط دعا"را سرچ کنید

    اما نکته ای که به ان توجه کنید دعا زمانی موثر است که همراه با عمل باشد

    مثلاً در روایتی می فرماید:
    دعای چند دسته مستجاب نمی شود:

    1- کسی که بدون کار و تلاش نشسته و از خدا طلب روزی می کند به چنین شخصی خداوند می فرماید: « روزی را در کار کردن گذاشته ام، برخیز و همّت کن. »

    در تعاليم اسلامي از عوامل مختلفي به عنوان موانع استجابت دعا ياد شده است. از جمله مي‌توان به عواملي همچون گناه، ستم و کمک به ستمکار، نافرماني از پدر و مادر و آزردن آنان، بريدن از خويشاوندان، ترک امر به معروف و نهي از منکر، سبک شمردن نماز،سخن‌چيني، متوسّل شدن به غير خداو غذاي حرام، اشاره کرد.

    شما فکر نکنید آن شخص اروپایی دائم می تواند در حال لذت های دنیوی باشد،باور کنید من با این گونه اشخاص برخورد داشته ام زندگی اشان سراسر نکبت و بدبختی است.این افراد زندگی دنیا را پوچ می شمارند و دچار یک حالت پوچی مطلق هستند و در بدترین وضعیت زندگی می کنند,اگر چه از لحاظ ظاهر ثروتمند هستند

    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  4. #3
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    شما که میگید چه طور می تونم بشم مانند ان فرد اروپایی

    به یک نکته خیلی دقت کنید.شما یک نگاه به ان فرد اروپایی بکنید،یک نگاه با بصیرت و فکر.ببینید وضعیت زندگی دنیوی شان چه طوری است.به نظر شما ایا می تونند دائم در حال سرمستی و خوشی باشند؟

    شما ببینید چرا آمار خودکشی و جنایات و قتل در کشورهای غربی بیشتر است؟یکی از علت های مهم این است که باور به خدا ندارند.

    فرهنگ مادى

    این فرهنگ عقیدش اینه که
    آدمی فقط به عنوان موجود مادی لحاظ میشه و کاری به بعد معنوی ندارن به عبارت دیگه ارزشی برای بعد معنوی انسان قائل نیستن

    چیزی که در نزد پیروان این مکتب اهمیت داره, رفاه و سود بیشتر,بهروری بیشتر از غرائز به هر نحوی که باشه
    احساس پوچی تو زندگی,کسی که دین نداره تو زندگیش احساس پوچی میکنه چون که اعتقاد به دین و خدا نداره.الان تو دنیای غرب که نگاه کنیم می بینیم که چقدر آمار خودکشی بالاست و این به علت اینه که اعتقاد به دین و خدا ندارن.

    شهيد مطهري(ره) درباره نقش ایمان تو زندگی می گه:

    «آدم با ايمان هيچ وقت خودش را تك و بي مددكار و بي غمخوار نمي بيند، هميشه در نماز مي گويد: خدايا! تو را مي پرستيم و از تو مدد مي خواهيم... دين و ايمان در عين اينكه در نواحي زيادي به اميد و رجا قوت و وسعت مي دهد، از طرفي هم جلوي يك سلسله آرزوها را مي گيرد و نمي گذارد آنها رشد كنند. آدمي در ناحيه آرزو، هيچ گونه محدوديتي ندارد. گاهي حتي آرزوي امر محال مي كند... آرزوهاي بي نظم و قاعده همان ها است كه در زبان دين، آمال شيطاني ناميده شده، همان ها است كه آدمي را مي فريبد و وقت و عمر او را تباه مي سازد. (حكمت ها و اندرزها، ص 177).

    فرهنگ الهی کاری به نژاد کسی نداره مهم تقوای افراده إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم(حجرات آیه 13)گرامى‏ ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست

    فرهنگ الهی اعتقاد به معاد داره و آثار این اعتقاد تو زندگی انسان اثرات قابل توجه ای داره

    اگه گسی بی اعتقاد به معاد باشه کارهای خلاف رو بدون هیچ ترسی و دلهره ای انجام میده

    به گفته ویلیام جیمز:«آدمی به این اعتقاد نیاز دارد كه در ورای این عالم محسوس، عالم دیگری وجود دارد كه غرق در معنویت است و همین اعتقاد است كه سبب می‏ گردد تا به افرادی كه بدان پایبند هستند در برابر حوادث نیرو و قدرتی عظیم ارزانی دارد.»(ارادة الاعتقاد، ص 131،)
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  5. #4
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393
    نوشته : 24      تشکر : 16
    58 در 20 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    nabavar آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط معمار نمایش پست ها
    سلام بر شما دوست خوب و گرامی

    1-واقعا جای خوشتودی است که هنوز امیدوار هستید،هستند افرادی که به محض این که قضیه ای مانند شما برایشان اتفاق می افتد ناامید از درگاه خدا می شوند و همین ناامیدی از درگاه خدا خودش بزرگترین گناه است چرا که خداوند در قران می فرماید:فقط کافران از درگاه من ناامید می شوند(یوسف آیه 87

    2-دعا کردن خیلی مفید است و آثار مثبتی در روایات برایش بیان شده است.ولی این را به یاد داشته باشید که فقط در یک جای خانه نشستن و دعا کردن کافی نیست.در هیچ جای اسلام نگفته است داخل خانه بشن و دعا کن.دعا شرایطی دارد. وقتي آن آداب و شرايط جمع شود به استجابت نزديک مي‌ شود، البته ممکن است تمام شرايط را دعا کننده فراهم کند اما مصلحت او اين باشد که دعايش مستجاب نگردد يا در اجابت تأخير گردد، که در اين صورت نيز در احاديثي وارد شده است که اگر خداي متعال استجابت دعا را به مصلحت بنده‌اش نبيند به گونه‌اي ديگر براي او جبران مي‌کند يا آن دعا را براي او به عنوان عمل صالح ذخيره مي‌ کند. در حالات بعضي انبياء الهي مي‌ خوانيم گاه مدت‌هاي مديدي اجابت دعاي آن‌ها به تأخير مي‌ افتادکافی ج 2، ص 489
    مهم ‌ترين شرط اجابت دعا عبارت از حُسن ظن به خداي متعال و اميد به استجابت اوست، و اين که انسان از اوّل با نااميدي به دعا بپردازد يا سوء ظنّ به لطف الهي داشته باشد خود از موانع اجابت دعاست. خوب است به اين حديث توجه فرماييد: گاهي از اوقات دير اجابت شدن دعا به خاطر اين است که خدا راز و نياز و صداي مناجات بنده‌اش را دوست مي ‌دارد و لذا اجابت او را به تأخير مي‌ اندازد تا بيش‌تر صدايش را بشنودکافی ج 2 ص 489
    البته دعا کردن شرایط دیگری هم دارد که می توانید در اینترنت"شرایط دعا"را سرچ کنید
    اما نکته ای که به ان توجه کنید دعا زمانی موثر است که همراه با عمل باشد
    مثلاً در روایتی می فرماید:
    دعای چند دسته مستجاب نمی شود:

    1- کسی که بدون کار و تلاش نشسته و از خدا طلب روزی می کند به چنین شخصی خداوند می فرماید: « روزی را در کار کردن گذاشته ام، برخیز و همّت کن. »
    در تعاليم اسلامي از عوامل مختلفي به عنوان موانع استجابت دعا ياد شده است. از جمله مي‌توان به عواملي همچون گناه، ستم و کمک به ستمکار، نافرماني از پدر و مادر و آزردن آنان، بريدن از خويشاوندان، ترک امر به معروف و نهي از منکر، سبک شمردن نماز،سخن‌چيني، متوسّل شدن به غير خداو غذاي حرام، اشاره کرد.
    شما فکر نکنید آن شخص اروپایی دائم می تواند در حال لذت های دنیوی باشد،باور کنید من با این گونه اشخاص برخورد داشته ام زندگی اشان سراسر نکبت و بدبختی است.این افراد زندگی دنیا را پوچ می شمارند و دچار یک حالت پوچی مطلق هستند و در بدترین وضعیت زندگی می کنند,اگر چه از لحاظ ظاهر ثروتمند هستند

    کاش من هم مثل اون افراد چند سال پیش برای همیشه از درگاه خداوند قطع امید کرده بودم
    اخه کدوم ادم احمقی تو خونه میشینه و فکر میکنه دعا کافیست شما فکر کردی من احمقم.چه شرایطی برادر من از چی داری حرف میزنی من زمانی به سراغ خدا میرم که از عهده اون کار نمی تونم بر بیام
    در توانم نیست نمس تونم با تلاش به خواسته ام برسم.چون هر انسانی ضعیف هست و نیاز به کمک و حمایت داره من زمانهایی به طرف خدا رفتم که نمی تونستم کاری بکنم حامی نداشتم تنها بودم ضعیف بودم به کمک احتیاج داشتم.یعنی هیچ چیزی مصلحت ما نیست.
    برادر من کسی که دعا میکنه یعنی اینکه حسن ظن به خدا داره و امید واره خدا لطف کنه و مشکلش رو حل کنه، پدر من در میاد تا خدا بیشتر لذت ببره
    بله دعا شرایطی دارد شرایط دعا از شرایط بانکها برای وام بدتره من نمی دنم حل کردن مشکل یه بدبخت چرا اینقدر برای خدا سخته
    نمی دونستم دعا باید همراه با عمل باشه خوب شد گفتین
    فکر نکم توی دنیا از اول خلقت تا الان یک نفر هم چنین دعایی کرده باشه اگه چنین شخصی پیدا بشه صد در صد دیوونه بوده و حتما چولاق و کور و کر و لال هم بوده که در این صورت مستحق اجابت هم بوده
    یعنی باید امام مسلمین باشیم تا دعایمان مورد قبول حضرت حق قرا می گرفت .عجب

    شعار بسه بهتره واقع بین باشیم
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  6. #5
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    من الان انلاین هستم می تونم با شما صحبت کنم.اگه خواستید این هم ایمیلم moballegh.moballegh@yahoo.com

    دوست عزیز ما همیشه به خدا نیاز داریم.این چیزیه که اگه یکمی فکرش کنی بهش میرسی.
    تمام موجوداتى كه در اين جهان مى‏ بينيم روزى هيچ نبوده‏ اند و سپس وجود شده ‏اند، اين دليل بر آن است كه آنها" معلول" وجود ديگرى هستند و از خود هستى ندارند.ایا این مطلب نمی رساند که در ادامه وجود هم نیاز به خدا داریم

    شما دعاهایتان برآورده نمی شود چرا این طور فکر می کنید که به خدا نیاز ندارید.شما مصلحت خود را بهتر می دانید یا کسی که شما را خلق کرده؟؟پس خوبه که من هم و هزاران فرد دیگه که دعاهایشان مستجاب نمیشه،مثل شما فکر کنن و با خدا قطع رابطه کنن

    چرخ گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت‏
    دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  7. #6
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393
    نوشته : 24      تشکر : 16
    58 در 20 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    nabavar آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط معمار نمایش پست ها
    من الان انلاین هستم می تونم با شما صحبت کنم.اگه خواستید این هم ایمیلم moballegh.moballegh@yahoo.com

    دوست عزیز ما همیشه به خدا نیاز داریم.این چیزیه که اگه یکمی فکرش کنی بهش میرسی.
    تمام موجوداتى كه در اين جهان مى‏ بينيم روزى هيچ نبوده‏ اند و سپس وجود شده ‏اند، اين دليل بر آن است كه آنها" معلول" وجود ديگرى هستند و از خود هستى ندارند.ایا این مطلب نمی رساند که در ادامه وجود هم نیاز به خدا داریم

    شما دعاهایتان برآورده نمی شود چرا این طور فکر می کنید که به خدا نیاز ندارید.شما مصلحت خود را بهتر می دانید یا کسی که شما را خلق کرده؟؟پس خوبه که من هم و هزاران فرد دیگه که دعاهایشان مستجاب نمیشه،مثل شما فکر کنن و با خدا قطع رابطه کنن

    چرخ گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت‏
    دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

    سلام
    من نمیگم به خدا نیاز ندارم من میگم دوست دارم مثل اونایی که نه دعا میکنن و نه زیارت میرن باشم.اگه دعا نکنم بیشتر ارامش خواهم داشت چون اونوقت نه منتظر خدا خواهم بود نه منتظر معصومین
    اگه مشکلی برام پیش اومد و یا جایی گیر کردم اگه تونستم خودم حلش کنم که هیچ اگه نتونستم بیخیالش شم و تحمل کنم مثل اروپایی ها اونا نه دعا میکنن و نه زیارت اما زندگیشون در جریان هست.یه جوون امریکایی که نه به خدا اعتقاد داره و نه دعا میکنه حالش از من جوونی که دعا میکنه بهتره از من خوشبخت تر هم هست
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  8. #7
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط nabavar نمایش پست ها
    سلام
    من نمیگم به خدا نیاز ندارم من میگم دوست دارم مثل اونایی که نه دعا میکنن و نه زیارت میرن باشم.اگه دعا نکنم بیشتر ارامش خواهم داشت چون اونوقت نه منتظر خدا خواهم بود نه منتظر معصومین
    اگه مشکلی برام پیش اومد و یا جایی گیر کردم اگه تونستم خودم حلش کنم که هیچ اگه نتونستم بیخیالش شم و تحمل کنم مثل اروپایی ها اونا نه دعا میکنن و نه زیارت اما زندگیشون در جریان هست.یه جوون امریکایی که نه به خدا اعتقاد داره و نه دعا میکنه حالش از من جوونی که دعا میکنه بهتره از من خوشبخت تر هم هست
    شما از کجا یقین پیدا کردید که اروپایی ها زندگیشون در جریانه،آیا شما فقط ظاهر زندگیشون رو می بینید؟براتون گفتم که یه دقت و بررسی تو زندگیشون بکنید ببینید که آیا به ارامش هم رسیدند.یه تحقیقی بکنید ببین چرا خودکشی،افسردگی،طلاق،بدبین ی و..... در بینشون زیاده،شما می دونید هرکسی از خدا دور باشه به هزار تا بلا و بدی گرفتاره اگر چه در ظاهر هم زندگیش در جریانه

    چرا در قران می خونیم که:كسى كه از ياد من روى‏ گردان شود، زندگى سخت و تنگى خواهد داشت‏(طه آیه 124)
    گاهى تنگى معيشت به خاطر اين نيست كه درآمد كمى دارد، اى بسا پول‏ و درآمدش هنگفت است، ولى بخل و حرص و آز زندگى را بر او تنگ مى‏ كند نه تنها ميل ندارد در خانه‏ اش باز باشد و ديگران از زندگى او استفاده كنند، بلكه گويى نمى ‏خواهد آن را به روى خويش بگشايد،

    هنگامى كه انسان مسئوليت هايش را به دنبال فراموش كردن ياد خدا به فراموشى بسپارد، غرق در شهوات و حرص و طمع مى‏گردد، پيدا است، كه نصيب او معيشت ضنك خواهد بود، نه قناعتى كه جان او را پر كند، نه توجه به معنويت كه به او غناى روحى دهد، و نه اخلاقى كه او را در برابر طغيان شهوات باز دارد.

    اصولا تنگى زندگى بيشتر به خاطر كمبودهاى معنوى و نبودن غناى روحى است، به خاطر عدم اطمينان به آينده و ترس از نابود شدن امكانات موجود، و وابستگى بيش از حد به جهان ماده است، و آن كس كه ايمان به خدا دارد و دل به ذات پاك او بسته، از همه اين نگرانيها در امان است.

    هنگامى كه به جامعه‏ هايى كه از ياد خدا روى گردانده ‏اند وارد شويم، مساله از اين وحشتناكتر خواهد بود، جوامعى كه على رغم پيشرفت شگفت‏ انگيز صنعت و على رغم فراهم بودن همه وسائل زندگى در اضطراب و نگرانى شديد بسر مى‏ برند، در تنگناى عجيبى گرفتارند و خود را محبوس و زندانى مى‏ بينند.

    همه از هم مى‏ ترسند، هيچكس به ديگرى اعتماد نمى‏ كند، رابطه ‏ها و پيوندها همه بر محور منافع شخصى است، بار تسليحات سنگين به خاطر ترس از جنگ بيشترين امكانات اقتصادى آنها را در كام خود فرو برده، و پشتهايشان زير اين بار سنگين خم شده است.

    زندانها مملو از جنايتكاران است و در هر ساعت و دقيقه طبق آمارهاى رسميشان، قتلها و جنايتهاى هولناكى رخ مى ‏دهد، آلودگى به مواد مخدر و فحشاء آنها را برده و اسير ساخته است، در محيط خانواده ‏هاشان نه نور محبتى است، و نه پيوند عاطفى نشاط بخشى، آرى اين است زندگى سخت و معيشت ضنك آنها! رئيس جمهور اسبق آمريكا (كشور شيطان بزرگ)" نيكسون" در نخستين نطق رياست جمهوريش به اين واقعيت اعتراف كرد و گفت:" ما گرداگرد خويش زندگاني هاى تو خالى مى‏بينيم، در آرزوى ارضاء شدن هستيم، ولى هرگز ارضاء نمى‏ شويم"! يكى ديگر از مردان معروف آنها كه نقش او در جامعه به اصطلاح شادى آفريدن براى همه بود، مى‏ گويد:" من مى‏بينم انسانيت در كوچه تاريكى مى‏ دود كه در انتهاى آن جز نگرانى مطلق نيست"!

    آرى آن كس كه الگوى خود را از زندگى على ع بگيرد همان ابرمردى كه تمام دنيا در نظرش از يك برگ درخت كم ارزشتر بود آن چنان به خدا دل ببندد كه جهان در نظرش كوچك گردد، او هر كس باشد، زندگى گشاده و وسيعى خواهد داشت، اما آنها كه اين الگوها را فراموش كنند در هر شرائط گرفتار معيشت تنگی هستند.
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  9. #8
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393
    نوشته : 24      تشکر : 16
    58 در 20 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    nabavar آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط معمار نمایش پست ها


    شما از کجا یقین پیدا کردید که اروپایی ها زندگیشون در جریانه،آیا شما فقط ظاهر زندگیشون رو می بینید؟براتون گفتم که یه دقت و بررسی تو زندگیشون بکنید ببینید که آیا به ارامش هم رسیدند.یه تحقیقی بکنید ببین چرا خودکشی،افسردگی،طلاق،بدبین ی و..... در بینشون زیاده،شما می دونید هرکسی از خدا دور باشه به هزار تا بلا و بدی گرفتاره اگر چه در ظاهر هم زندگیش در جریانه

    چرا در قران می خونیم که:كسى كه از ياد من روى‏ گردان شود، زندگى سخت و تنگى خواهد داشت‏(طه آیه 124)
    گاهى تنگى معيشت به خاطر اين نيست كه درآمد كمى دارد، اى بسا پول‏ و درآمدش هنگفت است، ولى بخل و حرص و آز زندگى را بر او تنگ مى‏ كند نه تنها ميل ندارد در خانه‏ اش باز باشد و ديگران از زندگى او استفاده كنند، بلكه گويى نمى ‏خواهد آن را به روى خويش بگشايد،

    هنگامى كه انسان مسئوليت هايش را به دنبال فراموش كردن ياد خدا به فراموشى بسپارد، غرق در شهوات و حرص و طمع مى‏گردد، پيدا است، كه نصيب او معيشت ضنك خواهد بود، نه قناعتى كه جان او را پر كند، نه توجه به معنويت كه به او غناى روحى دهد، و نه اخلاقى كه او را در برابر طغيان شهوات باز دارد.

    اصولا تنگى زندگى بيشتر به خاطر كمبودهاى معنوى و نبودن غناى روحى است، به خاطر عدم اطمينان به آينده و ترس از نابود شدن امكانات موجود، و وابستگى بيش از حد به جهان ماده است، و آن كس كه ايمان به خدا دارد و دل به ذات پاك او بسته، از همه اين نگرانيها در امان است.

    هنگامى كه به جامعه‏ هايى كه از ياد خدا روى گردانده ‏اند وارد شويم، مساله از اين وحشتناكتر خواهد بود، جوامعى كه على رغم پيشرفت شگفت‏ انگيز صنعت و على رغم فراهم بودن همه وسائل زندگى در اضطراب و نگرانى شديد بسر مى‏ برند، در تنگناى عجيبى گرفتارند و خود را محبوس و زندانى مى‏ بينند.

    همه از هم مى‏ ترسند، هيچكس به ديگرى اعتماد نمى‏ كند، رابطه ‏ها و پيوندها همه بر محور منافع شخصى است، بار تسليحات سنگين به خاطر ترس از جنگ بيشترين امكانات اقتصادى آنها را در كام خود فرو برده، و پشتهايشان زير اين بار سنگين خم شده است.

    زندانها مملو از جنايتكاران است و در هر ساعت و دقيقه طبق آمارهاى رسميشان، قتلها و جنايتهاى هولناكى رخ مى ‏دهد، آلودگى به مواد مخدر و فحشاء آنها را برده و اسير ساخته است، در محيط خانواده ‏هاشان نه نور محبتى است، و نه پيوند عاطفى نشاط بخشى، آرى اين است زندگى سخت و معيشت ضنك آنها! رئيس جمهور اسبق آمريكا (كشور شيطان بزرگ)" نيكسون" در نخستين نطق رياست جمهوريش به اين واقعيت اعتراف كرد و گفت:" ما گرداگرد خويش زندگاني هاى تو خالى مى‏بينيم، در آرزوى ارضاء شدن هستيم، ولى هرگز ارضاء نمى‏ شويم"! يكى ديگر از مردان معروف آنها كه نقش او در جامعه به اصطلاح شادى آفريدن براى همه بود، مى‏ گويد:" من مى‏بينم انسانيت در كوچه تاريكى مى‏ دود كه در انتهاى آن جز نگرانى مطلق نيست"!

    آرى آن كس كه الگوى خود را از زندگى على ع بگيرد همان ابرمردى كه تمام دنيا در نظرش از يك برگ درخت كم ارزشتر بود آن چنان به خدا دل ببندد كه جهان در نظرش كوچك گردد، او هر كس باشد، زندگى گشاده و وسيعى خواهد داشت، اما آنها كه اين الگوها را فراموش كنند در هر شرائط گرفتار معيشت تنگی هستند.
    حرفاتون کاملا متین و درست و لی به نظر من در مورد گفته هاتون راجب کشور های اروپایی و امریکایی کمی بزرگ نمایی کردین. تو جایی که امنیت وجود نداشته باشه پیشرفت هم وجود نخواهد داشت.تو هر جامعه ای ادم بد وجود دارد و اتفاقات بد می افتد بگذریم
    منظور من بریدن کامل ارتباط معنوی با خدا نیست من از اول نماز میخوندم و روزه میگرفتم و تا ابد هم این کار رو خواهم کرد هر چند اگر خدا هیچ چیزی رو از من قبول نکنه من بندگی خدا رو نکردم ادم رو سیه و گنه کاری هستم اما من بیشتر وقتها تو بیشتر کارها با وجود اینکه از روی جهالت گناه هم میکردم اما خدا رو در نظر داشتم همیشه طرفداری از دین و مکتب پاکش رو کردم هیچ دشمنی باهاش نداشتم اگر گناه هم میکردم از روی لج نبود.اما با این وجود لیاقت این رو داشتم که به خواسته هام برسم چون ادم بی لیاقتی نبودم. خصوصا اینکه این همه دعا کردم این همه هزینه کردم این همه وقت گذاشتم این انصاف نبود که من این جوری زمین بخورم و این همه ضرر کنم.از این هم بگذریم میگن هر کی از وسط ضرر برگرده سود کرده منم میخوام به امید هیچکسی حتی خدا امیدوار نشم و حتی تو بدترین شرایط زندگیم رو پای خودم باایستم.
    هزاران دلیل برای دل نفهمم میارم که نباید امیدوار باشه اما هنوز هم نتونستم تو وجودم این حس رو بکشم
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


  10. #9
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط nabavar نمایش پست ها
    اما با این وجود لیاقت این رو داشتم که به خواسته هام برسم چون ادم بی لیاقتی نبودم.خصوصا اینکه این همه دعا کردم این همه هزینه کردم این همه وقت گذاشتم این انصاف نبود که من این جوری زمین بخورم و این همه ضرر کنم
    برام معلوم نیست که شما دقیق چه مشکلی دارید.در عشق شکست خوردی یا در مساله مادی و یا....به هر حال فکر کنم با چت کردن بیشتر بشه مسائل رو بررسی کرد

    اميرمؤمنان(ع) در نامه اي به فرزندش مي­فرمايد:
    "دير اجابت نمودن خدا، ‌تو را نااميد نكند كه بخشش، ‌بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعاي تو تأخير رخ دهد تا درخواست تو طولاني تر گردد و بخشش او كامل تر شود. چه بسا چيزي را خواسته اي، به تو نداده، ولي در عوض چيزي بهتر از آن را در دنيا به تو داده و يا در آن دنيا خواهد داد، يا بهتر آن بوده كه آن را در دنيا از تو باز دارد. زيرا چه بسا انسان چيزي را طلب نمايد كه اگر به او داده شود، ‌موجب تباهي دين و دنياي او گردد
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم

  11. تشكرها 4


  12. #10
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393
    نوشته : 24      تشکر : 16
    58 در 20 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    nabavar آنلاین نیست.

    پیش فرض




    من گفتم از کودکی چنین افکاری رو برام بیان کردن و من هم این افکار رو تو خودم پرورش دادم و الان که بزرگ شدم به شدت درگیر چنین افکاری هستم یعنی تو هر موقعیتی که نمی تونم کاری رو انجام بدم سریعا سراغ دعا و زیارت میرم .چیکار کنم که این حالت برام پیش نیاد؟چطوری کمرنگش کنم؟من تو یه جایی خوندم که میشه با علم روانشناسی خیلی از افکار رو کمرنگ و در اخر فراموشش کرد؟چطوری و با چه روش درمان میشه این کار رو انجام داد؟
    چطوری خودمو رو از افکاری که به من تجویز کردند نجات بدم


صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •