وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 28
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    لحظه ها لحظه های آخر بود
    آخرین ناله های خواهر بود

    خواهری که میان بستر بود
    خنجری خشک و دیده ای تر بود


    چقدر سینه اش مکدر بود
    دستش رو به قبله تا کرده

    روی خود را به کربلا کرده
    مجلس روضه را بپا کرده


    باز هم یاد درد ها کرده
    یاد باغ گلی که پرپر بود

    پلکهایش کمی تکان دارد
    رعشه ای بین بازوان دارد


    پوست نیروی استخوان دارد
    یادگاری ز خیزران دارد

    چشم از صبح خیره بر در بود
    تا علی اکبرش اذان ندهد


    سروِ قدش تا نشان ندهد
    تا علمدار سایبان ندهد

    تا حسینش ندیده جان ندهد
    انتظارش چه گریه آور بود

    زیر این آفتاب می سوزد
    تنش از التهاب میسوزد

    یاد عباس و آب میسوزد
    مثل روی رباب میسوزد

    یاد لبهای خشک اصغر بود
    میزند شعله مرثیه خوانیش

    زنده ماندن شده پشیمانیش
    مانده زخمی به روی پیشانیش

    آه از روز کوچه گردانیش
    چقدر در مدینه بهتر بود

    سه برادر گرفته هر سورا
    و علی هم گرفته بازو را


    دور تا دور قد بانو را
    تا نبینند چادر او را

    آه از آن دم که پیش اکبر بود
    ناگهان یک سپاه خندیدند


    بر زنی بی پناه خندیدند
    او که شد تکیه گاه خدیدند

    مردمی با نگاه خندیدند
    بعد از آن نوبت برادر بود


    آن همه ازدهام یادش هست
    جمع کوفی ُشام یادش هست

    چشمهای حرام یادش هست
    حال و روز امام یادش هست


    چشمها روی چند دختر بود
    یک طرف دختری که رفته از حال

    یک طرف تل خاک در گودال
    زیر پای جماعتی خوشحال


    یک تن افتاده تا شود پامال
    باز دعوا میان لشکر بود

    جان او تا ز صدر زین افتاد
    خیمه ای شعله ور زمین افتاد


    نقش یک ضربه بر جبین افتاد
    گیسویی دست آن و این افتاد

    حرمله هم جلوتر رفت
    یک نفر گوئیا سر آورده


    زیر یک شال خنجر آورده
    عرق شمر را در آورده


    شاعر : حسن لطفی


    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  2. #12
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آه ای صبور قافله ی غم سفر بخیر
    راوی روضه های محرم سفربخیر

    خلوت نشین نیمه شب ندبه هایاشک
    دلگیر بغض های دمادم سفربخیر....


    یکسال ونیم غربت و دلتنگی وفراق
    یکسال ونیم گریه ی نم نم سفربخیر

    ای شاهد مراثی گودال قتلگاه
    ای وارث مصیبت اعظم سفربخیر


    بغض غریب خاطره های کبودِشام
    امن یجیب کوچه ی ماتم سفربخیر

    روی کبود ونیلی وآشفته یفراق
    موی سپیدو خاکی و درهمسفربخیر

    زلفی بخون نشسته سرِنیزه ها رهاست
    بانو به زیر سایه ی پرچم سفربخیر



    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 02-02-1395 در ساعت 09:28


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  3. #13
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض








    به نام نامی زینب سلام بر خورشید
    به رغم مدعی و شب سلام بر خورشید


    به نام نامی زینب ترانه می‌خوانم
    غزل و مثنوی عاشقانه می‌خوانم

    به نام صبر به نام خدا به نام علی
    که بود پیمبر به کائنات ولی

    « بریده باد زبانی نگوید این کلمات »
    به نام نامی احمد به عشق حق صلوات

    بده قلم به ادب یک سلام بر زینب
    بکن به اذن خدا احترام بر زینب


    زنی که آینه دار حسین زهرا بود
    زنی که در غم غربت عجیب تنها بود

    زنی زلال، زنی مهربان، زنی بشکوه
    زنی که بشکند از هیبتش صلابت کوه


    بلند قامت و بالا بلند و دانشمند
    دلش سراچة خون بود و لب پر از لبخند

    اسیر بود اسارت به چنگ حیدری‌اش
    دهان گشود جهان بر شکوه و سروری‌اش


    نه اینکه هست فقط سرور زنان زینب
    که هست سرور کلّ جهانیان زینب

    زنی قیامت کبری زنی بلند اختر
    زنی که بود به آزادگی سر و سرور


    زنی چو زینب کبری سراغ دارد دهر‌؟
    اگر که هست بگو نازنین بیارد دهر

    که گفت این زن والا مقام مظلوم است؟
    هر آنکه خرد کند این شکوه محکوم است

    به اختیار بلا را گرفته در چنگش
    غمین شده است به عالم نوای آهنگش

    گُراز کی بتواند شکار شیر رود
    و یا که شیر به روباه دون اسیر شود‌؟


    چگونه می‌شود این نکته را تصور کرد
    که سرشکسته شود شیر در مصاف و نبرد

    عزیز! قصة زینب حکایت دگر است
    که شیر ماده قوی‌تر زهرچه شیر نر است


    شده اسارت و ذلت اسیر او یارا
    مبین به چنگ اسارت عزیز زهرا را

    مخواه گریه بگیری به هر طریق که هست
    شعور در همه حالی ز شور کور به است


    امیر عاملی



    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 12-02-1394 در ساعت 18:22
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  4. #14
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    من آن یاس کبود لاله پوشم
    که داغ لاله ها شد بار دوشم

    گرفتار غم و آزاده دهر
    خریدار بلا و گل فروشم


    در این شهر غریب از مردمی ها
    صدای آشنا آید به گوشم

    سری خواند به روی نیزه قرآن
    که آوایش ز سر برده است هوشم


    گمانم صوت قرآن حسین است
    حسین است این و صوت او سروشم

    سرت نازم برادر جان حسینم
    چرا افکندی از جوش و خروشم


    تو استادی و من شاگرد دَرست
    که با قرآن خود کردی خموشم

    به آیاتی که خواندی بر سر نی
    به راهت تا نفس دارم بکوشم


    نریزم تا به یادت دامنی اشک
    به کام خشک تو، آبی ننوشم

    اگر سر را زدم بر چوب محمل
    چو دریا در درون خود به جوشم


    شهید من دعا کن خواهرت را
    که دیبای شهادت را بپوشم



    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)




    .


  5. #15
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    چشم هایم دوباره بارانی ست
    حال و روزم پر از پريشاني ست

    هر تپش آه ميكشم با درد
    نفسم بين سينه زنداني ست

    در دلم شوق پر زدن دارم
    ولي امشب هوا چه طوفاني ست

    دلم از سنگ غم ترك خورده
    كه فرو ريختن دلم آني ست

    بي قرار و خراب و دلتنگم
    آنقدر كه دلم به دنيا نيست

    كوچه كوچه اسير و شبگردم
    كار و بارام هميشه حيراني ست


    خسته و زار و پر تبم امشب
    مرثيه خوان زينبم امشب

    بانوي عشق حضرت زينب
    بي كران‌ست رحمت زينب


    همه عالم به دست من باشد
    ميكشم باز منت زينب

    دختر فاطمه و زين اَب است
    به به از اين هويت زينب


    تا قيامت شود كه درس گرفت
    لحظه لحظه ز نهضت زينب

    باورش هم براي ما سخت است
    عمر پر از مصيبت زينب


    السلام عليك يا زينب
    بانوي مرد كربلا زينب

    با تو زنده است نام عاشورا
    تويي ركن قيام عاشورا

    ضامن ماندگاري عشقي
    اعتبار و دوام عاشورا

    در نماز شبت دعايم كن
    به تو گفته امام عاشورا

    خطبه خواني تو در اوج وقار
    مرتضاي نيام عاشورا

    استوار و هميشه پا برجاست
    با كلامت تمام عاشورا


    حضرت صبر ، قهرمان بلا
    سر فرازي در امتحان بلا

    آمدي تو اگر ، خداي حسين
    آفريده تو را براي حسين


    همه ي عمر لحظه هايت را
    سپري كرده اي به پاي حسين

    از جواني خود گذشتي تو
    همه چيزت شده فداي حسين


    اولين زائر تن و زخم و
    پيكر بر زمين رهاي حسين

    سپر در برابر دشمن
    حامي و يار بچه هاي حسين

    شير زن با غرور يا زينب
    در مصيبت صبور يا زينب

    در دل درد پرورت چه شده ؟
    با نگاه ز خون ترت چه شده ؟


    نفست در شماره افتاده
    بگو با قلب مضطرت چه شده ؟

    از چه دور و برت شده خلوت
    قاسم و عون و اكبرت چه شده


    راستي از رقيه ات چه خبر؟
    يادگار برادرت چه شده

    ياد عصر دهم مزن بر سر
    مگر آنروز معجرت چه شده؟


    اي عزادار روضه هاي حسين
    چادر توست بورياي حسين

    محمد حسن بيات لو



    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)




    .


  6. #16
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    كنج حياط خانه ي خود ، بين بسترش
    بانو رسيده بود به ساعات آخرش

    خيره به گوشه اي شده بود و يكي يكي
    رد مي شدند خاطره ها از برابرش

    خورشيدوار ... در تب گرماي شهر شام
    مي سوخت آسمان ز نفسهاي آخرش

    همراه هر نفس زدنش، آه مي كشيد
    آن كهنه يادگاري خونين دلبرش

    هر روز ؛ روضه داشت حسينيه ي دلش
    اين مدّتي كه بود بدون برادرش

    يك سال و نيم ميل تبسّم نكرده بود
    از خنده رو گرفت ، لب روضه پرورَش


    يك سال و نيم با عطش آن كوير سُرخ
    درياي اشك بود دو تا ديده ي ترش

    يك سال و نيم بود كه خونابه مي چكيد
    گاه از كنار روسري اش ؛ گاه از پرش


    يك سال و نيم بود كه او آب رفته بود
    يعني كه بيشتر شده بود عين مادرش

    يك سال و نيم غير كبودي و زخم و درد
    چيزي دگر نبود در اعضاي پيكرش


    وقت سفر چقدر غريبانه پر كشيد
    مثل حسين سرور و سالار بي سرش

    محمد قاسمی




    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)




    .


  7. #17
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    هنگامه وصال من و دلبرم شده
    این الحسین زمزمه آخرم شده

    چشمم به راه مانده کجایی عزیز من
    پیراهن تو گرمی بال و پرم شده

    از گریه پینه بسته دگر چشم های من
    عالم سیاه پیش دو چشم ترم شده

    موی سپید و قدکمانم چه دیدنیست
    غم های کربلاست چنین یاورم شده

    من پیرسالخورده ام و دست های من
    محتاج شانه های علی اکبرم شده

    از خاطرم نمی رود آن لحظه فراق
    ناله زدی که وقت وداع از حرم شده


    داغی بوسه از لب تو مانده برلبم
    خون گلوی تو نفس حنجرم شده

    من بین قتلگاه تو جان دادم ای حسین
    این چند ماهه جان تو درد سرم شده


    می خواستم بغل کنمت جان تو نشد
    نیزه شکسته زحمت این پیکرم شده

    من پا به پای پیکر تو ضربه خورده ام
    سرتا به پا تمام تنم پر ورم شده

    دشمن همینکه پا به روی چادرم گذاشت
    گفتم به خویش ارثیه مادرم شده

    جان خودت به زور کشیدند چادرم
    شاهد ببین که پارگی معجرم شده

    قاسم نعمتي

    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  8. تشكرها 2


  9. #18
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    هر چند پاي بي رمق او توان نداشت
    هر چند بين قافله جانش امان نداشت

    بار امانتي که به منزل رسانده است
    چيزي کم از رسالت پيغمبران نداشت


    جز گيسوان غرق به خون روي نيزه ها
    در آتش بلا به سرش سايه بان نداشت

    آيا به جز حوالي گودال، ساربان
    راهي براي بردن اين کاروان نداشت؟


    يک شهر چشم خيره به ... بگذار بگذريم
    شهري که از مروّت و غيرت نشان نداشت

    آري هزار داغ و مصيبت کشيده بود
    اما تنور و تشت طلا را گمان نداشت


    ديگر لب مقدس قرآن کربلا
    جايي براي بوسه‌ی آن خيزران نداشت!




    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  10. #19
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    این زن که از برابر طوفان گذشته بود
    عمرش کنار حضرت باران گذشته بود


    صبرش امان حوصله ها را بریده بود
    وقتی که از حوالی میدان گذشته بود

    باران اشک بود و عطش شعله می کشید
    آب از سر تمام بیابان گذشته بود

    آتش، گرفته بود و سر از پا نمی شناخت
    از خیمه های بی سر و سامان گذشته بود...

    اما هنوز آتش در را به یاد داشت
    آن روزها چه سخت و پریشان گذشته بود


    می دید آیه آیه ی آن زیر دست و پاست
    کار از به نیزه کردن قرآن گذشته بود

    یک لحظه از ارادت خود دست برنداشت
    عمرش تمام بر سر پیمان گذشته بود


    زینب هزاربار خودش هم شهید شد
    از بس که از کنار شهیدان گذشته بود

    بر صفحه های سرخ مقاتل نوشته اند
    این زن هزار مرتبه از جان گذشته بود





    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  11. #20
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    از آسمان عشق تو کوکب به من رسید
    حال بکاء وقت سحر,شب به من رسید

    با اشک خود نوشته ام امشب برای تو
    شکر خدا دوباره مرکّب به من رسید


    دریا منم,تویی که شدی ماه آسمان
    من مَد شدم که حال مقرّب به من رسید


    تنها گدای پشت در خانه ات منم
    هر کس رسیده کوی تو اغلب به من رسید

    روزی من همیشه شب جمعه میرسد
    لطف شما همیشه مرتّب به من رسید


    دور از وطن شدم که چنین ناله میزنم
    از این فراق کرب و بلا,تب به من رسید


    امشب دوباره شامل لطف شما شدم
    گریه برای حضرت زینب به من رسید

    اشکم به روی گونه ام امشب روان شده
    حالا نشسته زینب و مرثیه خوان شده


    من زینبم که بین خزان هم بهار ماند
    از عمر خود گذشت و به پای نگار ماند

    من زینبم که سینه سپر خطبه خوانده ام
    طوری که حرف خطبه ی من ماندگار ماند

    زینب نگو,بگو اسدالله غالب است
    کز تیغ لحن او در عجب ذوالفقار ماند


    من زینبم که ذکر مدامم حسین بود
    ذکر حسین حسین از این قرار ماند


    من بعد اربعین که نشد کربلا روم
    امّا دلم هنوز کنار مزار ماند

    از لحظه ای که من شده ام از حسین جدا
    تا آخرین نفس دل من بی قرار ماند

    ای وای از آن دمی که رسیدم به قتلگاه
    نفرین من به پشت سر روزگار ماند

    دیدم که گرگ ها به تنش چنگ میزنند
    یک پیرهن ز یوسف من یادگار ماند

    *دیدم کسی حسین مرا نحر می کند
    آقای عالمین مرا نحر می کند*


    هرگز ز یاد من نرود آن جفای شمر
    فریاد وا اخای من و خنده های شمر


    آن خنجری که با خودش آورد قتلگاه
    آنقدر کند بود در آمد صدای شمر

    لب تشنه را که نیزه به خوردش نمی دهند
    میزد سَنان,سِنان به تنش پا به پای شمر


    از گریه های مادر من بین قتلگاه
    افتاده بود لرزه ای بر دست و پای شمر


    هر دفعه که ز نیزه سری خورد بر زمین
    من بین قافله شدم انگشت نمای شمر


    شاعر : یاسین قاسمی



    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •