وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 28 , از مجموع 28
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,560      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    قصد کجا را کرده ای، ای آسمانی؟!

    پرواز با بال شکسته می توانی؟


    پرواز کن تا حاجت خود را بگیری

    شاید نمی خواهی دگر زنده بمانی


    یک سال و چندین ماه، هرشب گریه کردی

    با بال و پرهای کبود و ارغوانی


    یک سال و نیم انگار که آبی نخوردی

    هرشب به اشک و ناله و غم میهمانی


    هرشب دعای رفتنت را دوست داری

    بهر ملاقات حسینت بی امانی


    اصلاً بیا و فکر کن چیزی ندیدی

    با آنکه داری از برادر یک نشانی


    در گوشه ی هجره نشستی تا ببینی

    یک اتفاقی سرخ، حتی ناگهانی


    تو که توان پر گشودن را نداری

    قصد کجا را کرده ای، ای آسمانی؟



    شاعر : رضا باقریان



    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  2. تشكرها 2


  3. #22
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,560      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    من نگاهم نگاهِ بر راهم

    ناله ام گریه های بی گاهم


    حِق حق ام سرفه ام نفس زدنم

    من بریده بریده ام آهم

    بوی گودال می دهد دستم

    تشنه ام روضه های جانکاهم


    چشم نه سر نه جان را نه

    آه تنها حسین می خواهم

    حرم گرم و ساده ام پاشید

    رفتی و خانواده ام پاشید


    چشم ها تار می شود گاهی

    درد بسیار می شود گاهی

    درد پهلو چقدر طولانیست

    سرفه خونبار می شود گاهی


    روضه ای که سکینه هم نشنید

    سرم آوار می شود گاهی

    پیش ام البنین نشد گویم

    حرف دشوار می شود گاهی

    گرمی آفتاب یادم هست

    التماس رباب یادم هست

    شانه وقتی که خیزران بخورد

    دست سخت است تا تکان بخورد


    و از آن سخت تر به پیش رباب

    ضربه ای طفلِ بی زبان بخورد

    من صدایش شنیده ام از دور

    تیر وقتی به استخوان بخورد


    از همه سخت تر ولی این است

    حنجر کوچکی سنان بخورد

    حرمله خنده بی امان می زد

    غالباً تیر بر نشان می زد


    تا صدای برادرم نرسید

    وای جز خنده تا حرم نرسید

    ناله ام بند آمد از نفست

    نفسم تا به حنجرم نرسید

    بین گودالِ تو به داد من

    هیچ کس غیر مادرم نرسید

    گرچه خوردم کُتک به جانِ خودت

    پنجه ای سمت معجرم نرسید

    ناله ات بود خواهرم برگرد

    جان تو جان دخترم برگرد

    پسرت بود و بی مهابا زد

    به لبت آب بود اما زد


    تا صدای من و تو را ببُرد

    چکمه پوشی به سینه ات پا زد

    دید زخم است و جای سالم نیست

    نیزه برداشت بین آنها زد


    عرقش را گرفت با دستش

    بعد از آن آستین که بالا زد

    روضه ی پشت گردنت سخت است

    خنجرش را درست آنجا زد

    بعد او جوشن تو را کندند

    رفت و پیراهن تو را کندند


    شاعر : حسن لطفی





    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  4. تشكرها 2


  5. #23
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    السّلام ای زینب ای معنای عشق
    السّلام ای رتبه والای عشق

    السّلام ای اسوه صبر و ثبات
    السّلام ای روشنی بخش حیات

    السّلام ای عزم ورأی استوار
    السّلام ای مرتضی را یادگار

    السّلام ای رهرو راه حسین
    السّلام ای جانِ آگاه حسین


    السّلام ای زینب ای جان صبور
    السّلام ای در همه غم ها شَکور

    ای بلند آوازه عزّت مدار
    ای مِهین بانوی مُلکِ افتخار

    ای که نام اقدست باشد قرین
    با بهار گریه شورآفرین

    هرکجا نام تو آید بر زبان
    اشک می جوشد به استقبال آن


    صاعد اصفهانی



    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  6. #24
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    لحظه ها لحظه های آخر بود

    آخرین ناله های خواهر بود

    خواهری که میان بستر بود

    خنجری خشک و دیده ای تر بود



    چقدر سینه اش مکدر بود



    دستش رو به قبله تا کرده

    روی خود را به کربلا کرده

    مجلس روضه را بپا کرده

    باز هم یاد درد ها کرده



    یاد باغ گلی که پرپر بود



    پلکهایش کمی تکان دارد

    رعشه ای بین بازوان دارد

    پوست نیروی استخوان دارد

    یادگاری ز خیزران دارد




    چشم از صبح خیره بر در بود



    تا علی اکبرش اذان ندهد

    سروِ قدش تا نشان ندهد

    تا علمدار سایبان ندهد

    تا حسینش ندیده جان ندهد




    انتظارش چه گریه آور بود



    زیر این آفتاب می سوزد

    تنش از التهاب میسوزد

    یاد عباس و آب میسوزد

    مثل روی رباب میسوزد



    یاد لبهای خشک اصغر بود



    میزند شعله مرثیه خوانیش

    زنده ماندن شده پشیمانیش

    مانده زخمی به روی پیشانیش

    آه از روز کوچه گردانیش



    چقدر در مدینه بهتر بود



    سه برادر گرفته هر سو را

    و علی هم گرفته بازو را

    دور تا دور قد بانو را

    تا نبینند چادر او را




    آه از آن دم که پیش اکبر بود



    ناگهان یک سپاه خندیدند

    بر زنی بی پناه خندیدند

    او که شد تکیه گاه خدیدند

    مردمی با نگاه خندیدند



    بعد از آن نوبت برادر بود



    آن همه ازدهام یادش هست

    جمع کوفی و شام یادش هست

    چشمهای حرام یادش هست

    حال و روز امام یادش هست




    چشمها روی چند دختر بود



    یک طرف دختری که رفته از حال

    یک طرف تل خاک در گودال

    زیر پای جماعتی خوشحال

    یک تن افتاده تا شود پامال




    باز دعوا میان لشکر بود



    جان او تا ز صدر زین افتاد

    خیمه ای شعله ور زمین افتاد

    نقش یک ضربه بر جبین افتاد

    گیسویی دست آن و این افتاد




    حرمله هم کمی جلوتر بود



    یک نفر گوئیا سر آورده

    زیر یک شال خنجر آورده

    عرق شمر را در آورده

    وای سر روی دست مادر بود



    حسن لطفی



    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. تشكرها 2


  8. #25
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    عشق زینب با حسینش ماورای عشق بود
    در فضای قلب زینب هم هوای عشق بود

    کوفه و شام و مدینه ، کربلا و خاک غم
    این همه صبر دل او از صفای عشق بود

    اوکه معصومه است عصمت گرد رویش می دوید
    زینب از روز عزل قلبش برای عشق بود

    اشک خون از دیده می ریزد ز داغ و درد عشق
    در دل زارش همی درد و بلای عشق بود

    تو مگو ما را که او زد سر به محمل از چه بود
    چون که لبهای حسینش در نوای عشق بود

    شد تمام هستی او هم فدا در راه عشق
    روح و جسم و قلب هر عاشق فدای عشق بود

    زینب غمدیده لیلا و حسین مجنون او
    عشق لیلا بهر این مجنون فرای عشق بود

    از غمش داغی به جان عشق افتاد و ببین
    ذکر یا زینب مدد را که دوای عشق بود

    در دل ارباب ما جز عشق خالق هیچ نیست
    سر جدا گشتن به راه او بهای عشق بود

    عاشق ارباب ما خود را به او بسپار چون
    از ازل رزق دل عاشق به پای عشق بود

    خوش بحال قلب زینب لذتی در عشق دید
    کربلای غم برایش دلسرای عشق بود

    ای دل من از همین الآن بیا با من بده
    جان به عباسش که مرد با وفای عشق بود

    پرچم عباس هر دم ذکر یا زینب بگفت
    ذکر یا زینب مدد حک بر لوای عشق بود

    سروده جعفر ابوالفتحی





    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. تشكرها 2


  10. #26
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زینب کبری همیشه محو خدا بود
    زینب کبری همیشه غرق دعا بود

    در ره پر حادثه ی کوفه و در شام
    گوشه نگاهش فقط به رأس جدا بود

    صاحب قلبم خودش به گوش دلم گفت
    خواهر من شیرزن کرب و بلا بود

    زینب کبری شبیه شاه نجف بود
    زینب کبری شبیه آینه ها بود

    رو به سوی مقتل برادرش آورد
    دید که رنگ رخ او رنگ حنا بود

    منصب زینب به شهر پر شرر شام
    منصب فرماندهی کل قوا بود

    تا درِ بیتِ عزیزِ فاطمه رفتم
    بر در لطفش هزار هزار گدا بود

    زینب کبری عزیز عالم بالاست
    قلب رئوفش همیشه مست ولا بود

    سر بشکستم به پیش زینب کبری
    گفت که کار تو ز داغم چه بجا بود

    با من بی دل بگو، ای دل غمدار
    ماه شب چاردهش سرخ چرا بود

    سروده جعفر ابوالفتحی



    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  11. تشكرها 2


  12. #27
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,740 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    امشب به سبک کرب و بلا گریه می کنیم
    همراه سیِّد الشُّهداء گریه می کنیم

    صاحب زمان گرفته عزا گریه می کنیم
    از داغ روح صبر و وفا گریه می کنیم

    مثل تمامی علما گریه می کنیم
    آقا ببین که با رفقا گریه می کنیم

    امشب به یاد عمِّه ی سادات مضطرم
    گریه کن مصیبت و غمهای خواهرم


    شد کهنه پیرهن همه ی عشق و باورم
    مثل غروب غصِّه و غم فکر معجرم

    راوی قصِّه های غریبی دلبرم
    هجران سر آمده به خدا گریه می کنیم


    در زیر آفتابم و مثل تو تشنه لب
    جان دادن شبیه تو شیرینتر از رطب

    از دوریِّ تو زینب غمدیده کرده تب
    یکسال و نیم زندگی بی تو العجب


    کردم شکایت از غم هجران تو به رب
    با حق به یاد فاصله ها گریه می کنیم

    یکسال و نیم درد جدایی کشیده ام
    حالا ببین چگونه کنارت رسیده ام


    هرگز عجیب نیست اگر قدخمیده ام
    آخر به روی نیزه سر یار دیده ام

    چوبی به لب نشست و لبم را گــَزیده ام
    ای زینبی بدان که کجا گریه می کنیم؟


    جایی که از حسین بخوانیم کربلاست
    مهمان روضه ی غم گودال تو خداست

    دارم یقین که مادر ارباب پیش ماست
    همراه دخترش شده تب دار نینواست

    شیب الخضیب غصِّه ی زهرا و مرتضاست
    آهی کشید مادر و ما گریه می کنیم

    آهی کشید و زیر لبش گفت یا حسین
    دیدم که می زنی گل من دست و پا حسین

    دشمن سر تو برده روی نیزه ها حسین
    زینب کجا و بزم حرامی کجا؟ حسین

    چوب است مزد قاری قرآن ما حسین
    ما تا ظهور عدل و صفا گریه می کنیم

    شاعر:حسین ایمانی


    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  13. تشكرها 2


  14. #28
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    کیست زینب همیشه بی همتا
    نورِ مستورِ عالمِ بالا

    کیست زینب نفس نفس حیدر
    کیست زینب تپش تپش زهرا


    کیست زینب حسینِ پرده نشین
    کیست زینب حسن به زیرِ کسا

    کیست زینب کسی چه می داند؟
    غیر آن پنج آفتاب هدی


    کیست زینب تلاطم عباس
    کیست زینب تموّج دریا

    ذوالفقار علی میان نیام
    اوجِ نهج البلاغه ای شیوا


    کیست زینب فراتر از مریم
    روشنی بخشِ هاجر و حوّا

    کیست زینب حجابِ جلوه ی غیب
    صبر اعظم ، صلابت عظما


    قلمم بشکند چه می گویم
    من و اوصافِ زینب کبری؟

    من چه گویم که گفت اربابم
    حضرت عشق ، التماس دعا


    السلام ای شکوه نام حسین
    دومین فاطمه، تمامِ حسین




    وقت خزان زینب پر غم رسیده است * اشعاری به مناسبت وفات حضرت زینب (س)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  15. تشكر

    ال یاسین (25-01-1396)

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •