تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 51
  1. #31
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه






    * این‌ها به طور شخصی در حوزه نفوذ کردند یا این جریان برگرفته از جامعه بود و به حوزه کشیده شد؟

    - در سال‌های 45 تا 55 دو جریان فکری مجزا از هم در حوزه وجود داشت که با مسائل انقلاب سر و کار پیدا کرده بود. یکی از این جریان‌ها همسوی امام بود. کسانی بودند که نزد امام درس خوانده بودند و می‌دانستند امام دنبال چه چیزی است. 15 خرداد 42 هم که گذشته بود، همه تحت تعقیب و مراقبت بودند و هر جا هم سخنرانی می‌کردند، دستگیر و زندانی می‌شدند. این‌ها قاطی انجمن حجتیه نبودند، اگر چه به دلیل شناخت ناکافی از انجمن گاهی اوقات از آن حمایت می‌کردند، ولی در مجموع حرکت این نیروها با انجمن جور درنمی‌آمد. جریان دیگر جریانی بود که فضل و درجه علمی و دینی و حوزوی‌اش به اندازه جریان اول نبود وبه پای شاگردان حضرت امام نمی‌رسید، یعنی نمی‌توانست در قله‌ علم دینی حرف بزند و همیشه در سایه بود. این جریان تحت تأثیر همان بستر عوامزدگی که در فضای عمومی انجمن حجتیه به وجود آمده بود، آهسته آهسته جذب می‌شد. اگر به مجلاتی که آن زمان چاپ می‌شد مراجعه کنیم، تفاوت و تمایز این‌ها را بخوبی می‌بینیم. مثلاً رویه دارالتبلیغ آن زمان در قم به نوعی حرکت در جهت تبلیغ دین بود که مجله و ماهنامه چاپ می‌کرد. کارهایی که امثال آقای هاشمی رفسنجانی انجام دادند و مجله منتشر کردند سمت و سوی دیگری داشت. اتفاقاً کارهایی که امثال او انجام دادند، اجازه دوام نیافتند. رژیم شاه هوشیار بود که باید از آن جلوگیری کند ولی مجال جریان دیگری را باز کرد و توسعه داد. طبیعی بود که این جریان، افرادی را که به آن معنا از فضلا به شمار نمی‌آمدند و آن درجه از اعتبار و ارزش را نداشتند، خیلی راحت‌تر جذب می‌کرد. البته تأکید می‌کنم برخی از فضلای برجسته به نوعی احساس می‌کردند این جریان خاکریز ما در مقابل کفر و الحاد و ماتریالیسم است. می‌گفتند که ما باید از این خاکریز حمایت کنیم. می‌توانیم انتقاد کنیم که شما باید خاکریز را خودتان می‌ساختید. نباید آن را به دست افراد کم سواد و کم اطلاع می‌دادید.

    این خصلت جریان دوم بود و من شرایط فعلی و آینده را از این لحاظ بسیار خطرخیز می‌بینم، چون ما الان در شرایط مشابهی قرار داریم یعنی باید در مقابل رشد نگرش‌های پوزویتیویستی به مسائل انسانی_ اجتماعی بایستیم. پوزیتیویسم در حرکت اجتماعی مساوی با سکولاریزم است_ اگر مساوی با الحاد نباشد. این افراد کم اطلاع و کم سواد سعی می‌کنند مسائل عمیق و دقیق را با نوعی هیاهوی تبلیغی و بحث‌های خطابی حل کنند؛ نباید خاکریز را به دست این‌ها بسپاریم. قبل از انقلاب بستر اصلی در حرکت عوامگرایانه تعدادی از طلبه‌هایی بودند که منبر می‌رفتند. و اگر بخواهم تعبیر کنم (تعبیر خوشایندی نیست، شاید زشت هم باشد ولی بینی و بین‌الله واقعیت دارد.) در سال‌های 45 تا 57 - 56 یک صنعت حرفه‌ای برای ساز و کار منبر شکل گرفته و تفسیر دین به دست این‌ها سپرده شده بود. اگر بار دیگر به این وضعیت دچار شدیم و خطر را بدرستی احساس کنیم و نیابیم که از کجا باید سد باب خطر کنیم، آینده‌ی ناخوشایندی خواهیم داشت. ما به کسانی که قد و اندازه‌شان به اندازه‌ای نیست که در مسائل دین اظهار نطر کنند و مسائل دین را عوامانه تعبیر می‌کنند _ چه در لباس شخصی باشند یا در لباس روحانیت _ نباید اجازه بدهیم که اندیشه دینی را ترویج کنند.



    تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه

  2. #32
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه





    * آیا تعبیر درستی است که آن زمان در خود حوزه زمینه‌هایی وجود داشت که این‌ها را جذب کرد؟

    بله. عده‌ای که می‌خواستند برداشت عوامانه از دین را ترویج کنند آمدند با بخشی از حوزه که آمادگی این کار را داشت، گره خوردند. حتی یکی از این‌ها می‌گفت من در شرایطی هستم که اگر بخواهم مردم را وادار کنم در وسط نوحه و مصیبت خواندن صدای فلان حیوان را در بیاورند، این کار را می‌کنند و هیچ اتفاقی هم نمی‌افتد؛ عوامانه شدن که می‌گویند این است. آن وقت بعضی چیزها را در بوق می‌گرفتند که «شاه با ما هم مشکل دارد»، ما هم با رژیم شاه درگیریم. حالا موضوع درگیری این بود که رژیم شاه گوشت یخی وارد کرده بود و این‌ها بالای منبر دو کلمه گفتند مردم گوشت یخی را قبول ندارند، تغییر بدهید. فردا به او تذکر داده بودند که پدرت را در می‌آوریم. او هم ساکت شده بود و دو جلسه هم منبر نرفته بود. بعد در بوق گرفته بودند که شاه هم با ما مخالف است،شاه می‌خواهد در مقابل ما بایستد. این جریانات خصلت سیاسی نداشت یا خیلی کم داشت. خصلت اصلی‌اش این بود که دنبال دینی می‌گشت که خطری نداشته باشد، با ذهنیت ساده و عوامانه‌اش سازگار باشد و نیاز به جستجوهای عمیق و دقیق نداشته باشد. همیشه وقتی اسم انجمن حجتیه را می‌شنوم، یاد پوپر در جامعه انگلیسی‌ها و غربی‌ها می‌افتم. پوپر دنبال زندگی سازشکارانه، بی‌درد سر و بدون مناقشه می‌گشت. این‌ها برای ما پوپر دینی بودند، با یک تفاوت اساسی: پوپر فیلسوف بود و سواد داشت، اما این‌ها بیسواد بودند.


    تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه

  3. #33
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه






    * چه تیپ‌هایی از اجتماع جذب این‌ها می‌شدند؟ شما فرمودید که چون این جریان عوامانه بود، جوان‌هایی هم که جذب می‌شدند بعد از مدتی می‌بریدند، اما می‌بینیم بیشتر بچه‌هایی که جذب می‌شدند از مدرسه علوی بودند. اگر عوامانه بود، این تیپ جوان‌ها چگونه جذب می‌شدند؟

    _ این‌ها یک جذب ابتدایی انجام می‌دادند. اتفاقاً بزرگترین مشکلی که با آن دست به گریبان بودند همین بود. جذب این‌ها جذب ابتدایی بود، یعنی از آنجا که زمینه مذهبی، ظواهر مذهبی و اعتقادات مذهبی از خودشان داده بودند، اولین سکوی جذب را داشتند و به راحتی جذب می‌کردند. اشاره کردم که رو به کارهای موزون هم آورده بودند، ولی کسی که جذب می‌شد آهسته آهسته می‌دید که درون این قالب چیز دیگری است. شما بچه‌های مدرسه علوی را مثال زدید، بیشتر بچه‌های مدرسه علوی از کسانی بودند که یا می‌بریدند یا به شدت به وادی افراط روشنفکری می‌افتادند. عضویت بچه‌های مدرسه علوی دلیل بر علمی بودن و علم‌گرایی این‌ها نیست، اتفاقاً دلیل همان عوامانه بودن آن‌هاست. من که بعدها وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شدم، بچه‌های دبیرستان علوی را هم می‌دیدم. هر ساله تعدادی وارد دانشگاه می‌شدند، مقداری که درس می‌خواندند و یاد می‌گرفتند، آهسته آهسته می‌فهمیدند کسانی که می‌خواستند از ترمودینامیک وصله بزنند به مسائل فلسفه دین و اثبات وجود خدا و این‌ها، اصلاً نمی‌دانستند ترمودینامیک چیست. به این ترتیب دانش‌آموز وارد دانشگاه می‌شد، چیزی نمی‌گذشت که به سمت دیگری می‌چرخید و این‌ها هم او را از دست می‌دادند. خیلی از این‌ها جذب گروه‌های مجاهدین خلق آن زمان شدند.


    تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه

  4. #34
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه





    * درباره مبانی فکری عقیدتی اسلامی که این‌ها ترویج می‌کردند بیشتر توضیح دهید.

    -دنبال چه نوع مبانی می‌گردید؟ جایی باید دنبال این مبانی بگردید که واقعاً بنیانی متین و مستحکم وجود داشته باشد. کاری که بنیانی استوار نداشته باشد، چگونه می‌تواند مبانی و اصولی از خودش باقی بگذارد؟ این‌ها دنبال توجیه می‌گشتند. برای توجیه مسائل دین یک چیزی از دین می‌گرفتند و یک چیزی از بحث‌های علمی و تا حدودی هم از تاریخ اسلام خبر داشتند. خصلت فیلسوفانه و حسابی نداشتند که بگویید این جریان چند اصل عمده و متمایز داشت. این‌ها می‌خواستند دین را با روش خود به زبان ساده فرموله کنند. ببینید جزوه‌هایی که این‌ها تهیه کردند، چقدر قابل استفاده است و مشتری دارد؟ آن وقت مقایسه کنید با کتاب‌های مرحوم دکتر شریعتی. او اگر در اسلام شناسی می‌لنگید ولی در جامعه‌شناسی مفاهیمی را مطرح کرده است که بر اساس آن می‌تونید بگویید چه اصولی دارد. اما در انجمن حجتیه دنبال کدام اصول می‌گردید؟ برای من تعجب‌آور بود که حتی یکی از بزازان بازار تهران تفسیر قرآن می‌گفت. حالا شما می‌پرسید اصول این‌ها چه بود؟ من چه جوابی بدهم؟ دنبال اصول نگردید! نتیجه و برآیند چنین رویه‌ای می‌رسد به یک اسلام سازشکار و از صحنه خطر در رو. ای کاش این‌ها یک مکتب فکری بودند که ما می‌توانستیم در مورد آن بحث کنیم. مکتب فکری قابل نقد است و می‌شود با آن مبارزه کرد. علت این‌که بسیاری از دوستداران و دلسوزان انقلاب و نظام نمی‌دانند با انجمن حجتیه چه باید کرد و غیر از تعطیل شدن دفاترشان اتفاق خاصی نیفتاد، به درونمایه عامیانه و سیال این جریان برگردد. شما دقیقاً نمی‌دانید به طور قانونی با چه کسی طرف هستید. من معتقدم که غالباً فرمایش حضرت امام را دوباره انجمن حجتیه درست نگرفته‌اند. وقتی امام در مورد این جریان صحبت کردند، این‌ها اعلام کردند ما دفاترمان را بستیم. خیلی‌ها در همان زمان هم فکری می‌کردند سخن امام با تشکیلات مرکزی انجمن حجتیه است. اما به نظر من تشکیلات مرکزی این انجمن اصلاً برای مجادله و بررسی عددی نبودند و نیستند. وقت تلف کردن است که انسان بخواهد دنبال آن 40، 50 آدمی بگردد که پنج، شش نفر آن‌ها در شورای مرکزی بوده‌اند؛ آن‌ها هم عددی نبودند که امام به خاطرشان صحبت کند. هنوز که هنوز است، هر کدام از آن‌ها که زنده‌اند باور ندارند که چرا امام یکدفعه آمد و چنین مسئله‌ای را مطرح کرد و اینگونه به این‌ها پرداخت. یعنی خود این‌ها هم تعجب می‌کنند که آیا واقعاً ما این قدر مهم هستیم که امام آمده به ما پرداخته است؟ امام به یک تشکیلات نپرداخته بلکه به یک جریان پرداخته است. شما تشکیلات بسیار وسیع‌تر و فعالتر و توانمندتر دیگر را می‌بینید که امام به آن‌ها هیچ اشاره نکرد، آن وقت که در سال‌های آخر عمر به این صورت تحجر را مطرح کرد، مرتب پرهیز داد و اینگونه وارد شد. چرا؟ چون امام به جریان توجه داشت.


    تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه

  5. #35
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه






    * رابطه حجتیه با سرمایه‌داری را چطور ارزیابی می‌کنید؟ این ارتباط‌های مالی که گفتید، چگونه برقرار می‌شود؟

    _ اگر می‌خواهید بگویید که با اصل رفاه ربط پیدا می‌کند، درست است و در این باره مکرراً تاریخی بررسی کنید. باید گفت که این‌ها از درون ثروت بازار آهسته آهسته جوشیدند. این‌که «با ادای وظایف دینی و پرداخت وجوهات شرعی‌مان تکلیف را از دوشمان بر می‌داریم و تطهیر می‌شویم» با روش و منش این‌ها سازگار می‌شد. آن زمان زمانی نبود که صاحبان و مدیران کارخانه‌ها با این حرکت گره بخورد؛ اتفاقاً امروز شرایط مساعد برای این کار فراهم است. بنابراین سنجش نسبت انجمن حجتیه با سرمایه‌داری، اعم از این است که رابطه تشکیلات انجمن حجتیه را با سرمایه‌داری بسنجیم. هر جا دیانت عوامانه بخواهد خود را تطهیر کند، آرامش اخروی برای خودش تأمین کند و با خدا معامله کند زمینه برای رشد نگرشی شبیه انجمن حجتیه فراهم شود. فقط کافی است بتواند آدم‌هایی را که این فکر و ذهنیت را منسجم می‌کنند، پیدا کند. نمی‌گویم تئوریزه کند چون بلد نیست، نمی‌تواند آن را نظریه‌مند کند، همین که منظمش کند، طوری آرایشش کند که طرف احساس آرامش فکری کند، کافی است.


    تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه

  6. #36
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه






    * جریان انجمن حجتیه چگونه بعد از انقلاب ادامه پیدا کرده و به مقطع کنونی رسید؟

    _ الان در شرایط دوران سازندگی هستیم، نظام اجتماعی هم از خودش ضعف‌هایی نشان داده، کارکردها دچار مشکلاتی شده، تقاضاهای روزافزون وجود دارد. انجمن حجتیه از قبل از انقلاب وجود داشته و بعد از انقلاب تا حد زیادی منزوی و از عرصه اجتماعی به کنار رانده شد. مقطعی که تا سال‌های 74_ 73 طول می‌کشد در اختیار نیروهای حزب‌اللهی است که ضعف‌هایی هم بروز می‌کند. کم کم کسانی که مضمون انجمن حجتیه قبل از انقلاب را ساختند، به میدان می‌آیند و به نسل جدید می‌گویند دیدید این نسل میانه نتوانست کاری انجام دهد، دیدید همان راهی که ما قبلاً پیشنهاد می‌کردیم درست است. به این ترتیب با درونمایه خودش می‌خواهند از روی دوران بچه‌های انقلاب رد شوند. مسئله اصلی این است که درونمایه انجمن حجتیه سال 56 برگردد و بیاید به جوان‌های سطح مدارس تهران و شهرهای بزرگ تعلیم دهد و آن‌ها نیز آهسته آهسته به این نتیجه برسند که این نسل میانه نسل خاصی است با ویژگی‌های انقلابی خاص خودش و ما دوباره بر می‌گردیم به همان اسلام و دیانت گذشته خودمان. در حال حاضر با ارائه تصویری عوامانه از دین می‌کوشند میان تقاضاها و خواسته‌ها، تمایلات خودشان را با مسائل دین جمع کنند و به نوعی دینداری که مورد قبولشان باشد برسند. واقعاً جای تأسف است. همین امسال دهه محرم دسته‌های مختلفی را در تهران دیدیم که مفاهیم اولیه دینی در بعضی از آن‌ها معنای خودش را از دست داده بود. بنده اکثر اوقات غیر ملبس در جمع‌ها حضور پیدا می‌کنم، دختر خانم‌ها با بدترین وضعیت راه افتاده‌اند، آقا پسرها هم طبل و سنج به دست گرفته‌اند، چهار نفر از آن‌ها هم پهلوانی و بهادری می‌کنند و علم می‌کشند. مثلاً دسته عزاداری برای امام‌حسین راه انداخته‌اند! این بازگشت به همان درونمایه است. یک جایی شام می‌دادند، خانم‌ها به مفتضح‌ترین وضع لبه سکوها و جدول خیابان نشسته بودند و منتظر شام بودند.خطر به خوبی احساس می‌شود. مسائل را باید از ریشه و بنیان حل کرد. اگر فضلای برجسته حوزه یا مراجع تقلید این هوشیاری را به خرج ندهند که از کدام بستر اجتماعی باید حمایت كرد و به چه بستر اجتماعی نباید بها داد و در برابر چه بستری باید ایستاد، چنین بیماری‌های اجتماعی نمایان می‌شود. گاهی بعضی از آقایان می‌گویند که آقا! ما زیاد دیده‌ایم جوان‌هایی را که اتفاقاً دارای خصلت‌های دینی خیلی قوی هستند ولی ظاهرشان یک تیپ دیگر است. من هم معتقدم که جوان‌های کشور ما علی‌الاصول دارای مایه و باطن اسلامی هستند ولی این باطن و مایه اعم از این است که سمت و سویش به کدام طرف باشد. البته نباید با این جوان نامهربانانه برخورد شود. تأکید من این است که بزرگانی که در تنظیم سمت و سوی حرکت دینی در جامعه نقش حیاتی دارند، اگر هوشیاری به خرج ندهند با وضع اسفباری در جامعه روبه‌رو می‌شویم. تقاضای خود من این است که وقتی با نیروها و گروه‌ها و افرادی مواجه می‌شوم که دارای پایه و اساس مذهبی هم سمت و سوی امام هستند باید از آن‌ها حمایت و حراست کنند و اگر نقطه ضعف‌هایی هم دارند آهسته آهسته آن‌ها را برطرف کنند، خودشان هم نقطه ضعف نداشته باشند یا کم داشته باشند تا بتوانند فضای تعامل را در جریان اندیشه امام همچنان حفظ کنند.
    منبع: ماه نامه - سوره - شماره 4


    تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه

  7. #37
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه




    مذهب علیه مذهب


    تحجر و قشری­نگری مذهبی امری است که همواره زیست ناپویای خود را در کنار حرکتهای اجتماعی مصلحین دینی و تداوم حرکت انبیای عظام (ع) داشته است. در سیر تاریخی حضور اجتماعی تفکر دینی آنچه همواره سبب ناکام ماندن جنبش­های اصلاح­گر دینی شده عدم وجود مرزبندی مشخص بین طیف­ها و تفکرات اصول­گرا و متجر است. تا جایی که متحجرین و قشریون در متن جریان مذهبی قرار گرفته و تفکر ایستای خود را مانعی برای حرکت اصلاحی اصول­گرایان می­سازند. نهضت اصول­گرایانه حضرت امام خمینی (ره) در دهه­های 40 و 50 نیز از این آفت مصون نبود.

    توکلی بینا که در دوران مبارزه، به کرات توفیق همراهی حضرت امام (ره) را داشته است، از ظلم­ها، سنگ­اندازی­ها و کارشکنی­هایی که در این مسیر تحت نام مذهب و لباس روحانیت بر نهضت مبارزه و حضرت امام (ره) رفته است، سخن می­گوید.





    * زمانی که نهضت حضرت امام خمینی (ره) در سالهای 42 و قبل از آن، شکل گرفت، همزمان طیف­هایی از متحجرین به نام مذهب جلوی این حرکت ایستادند. در مورد این گروهها و شاکله فکریشان توضیح بفرمایید.

    در رابطه با تحجر و قشریون و کسانی که به طرق مختلف از ابتدای نهضت سدی در برابر حضرت امام (ره) بودند، باید تا حدودی زوایای آن دوره را ذکر کرد و بعد به آنها پرداخت. حضرت امام (ره) وقتی نهضت را شروع کردند، چندین طیف مانع راه ایشان بودند، هم از روحانیون، هم از تحصیلکرده­های دانشگاه و یک طیفی هم از عوام بودند.

    در ابتدای حرکت بسیار مهم بود که امام (ره) در طی مسیر با چه طیف­هایی روبرو بودند. که باید آنها را خاموش می­کردند تا اسلام ناب محمدی را به مردم بشناسانند. زیرا با وجود آنها رساندن صدای نهضت به مردم مشکل بود. خوشبختانه بخش اعظم مردم به لحاظ قداست حضرت امام (ره) و خدامحوری حضرت امام (ره) و به عنوان کسی که بیش از 40 سال از بهترین مدرسین حوزه قم بودند به ایشان اعتقاد داشتند و اینکه آغازگر نهضت کسی بود که خود عارف، فقیه، فیلسوف و یک شخصیت جامع بود، مردم اقبال خوبی به ایشان کردند. بعید می­دانم غیر از ایشان، اگر کسی نهضت را شروع می­کرد، می­توانست با آن طیف­هایی که مقابلش بودند، آن را به سوی اسلام ناب محمدی پیش ببرد.



    * آیا انجمن حجتیه هم در میان مخالفین قرار می­گرفتند؟

    بله یکی از طیف­هایی که جلوی حضرت امام (ره) ایستاد، انجمن حجتیه بود که طیف شاگردان مرحوم حلبی بودند و غالباً هم دانشگاهی بودند. خاطرم هست، زمانی یکی از بخشنامه­های سری ارتش را که تحلیف به کلام الله مجید را در لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی به تحلیف به هر یک از کتب آسمانی تغییر داده بود و طی این تغییر هر فردی با هر اعتقاد دینی می­توانست وارد ارتش بشود، از طریق رابطمان با ارتش که آن زمان مرحوم شهید عراقی بود، به دست آوردیم و خدمت حضرت امام (ره) بردیم، فرمودند این را ببرید شیخ محمود حلبی ببیند. مرحوم شهید حاج صادق امانی و مرحوم شهید عراقی مأمور این کار شدند که آقای حلبی با تعجب پرسیدند چگونه این را به دست آوردید؟ تمام حرف ما با آنها این بود که امروز ریشه اسلام را دارند از بین می­برند و شما در این میان علم مبارزه با بهائیت را بلند کرده­ای، با این کار مثل هرس کردن شاخه و برگهای درخت، باعث رشد بیشتر بهائیت می­شوید. زیرا باعث بیشتر مطرح شدن آن هستید. این یک طیف از طیف­هایی بودند که در مقابل حضرت امام (ره) و با اسم دین ایستاده بودند. سخنشان این بود که شاه در ظل سایه امام زمان (عج) حکومت می­کند و حکومت شیعه را باید حفظ کرد و دشمن اصلی بهائیت است.



    تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه

  8. #38
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه





    * بجز انجمن حجتیه، چه طیف­های دیگری در مقابل نهضت حضرت امام خمینی (ره) قرار داشتند؟

    یک طیف دیگر، گروهی از روحانیون (حدود 50 تن) بعضاً برجسته تهران بودند؛ که متشکل عمل می­کردند و جلسات هفتگی داشتند. زمانی که مسئله غصب فلسطین پیش آمد و مسلمانان آن خطه زیر فشار صهیونیستها قرار گرفتند و حضرت امام (ره) شعار حمایت از مردم محروم و ستمدیده فلسطین و مبارزه با اسرائیل غاصب را سر دادند؛ اینها شعار «الکفر ملة واحده» را مطرح کردند که یعنی جامعه کفار همه یکی هستند، و فرقی بین اسرائیل با سایر کشورهای غیراسلامی نیست. به این منظور می­خواستند بحث حضرت امام (ره) را لوث کنند و از محوریت بیندازند. آنها قشری از روحانیون بودند که خیلی­شان هم مسن بودند.

    به اینها ولایی هم می­گفتند. به این معنی که ولایت فقط دوستی اهل بیت است. این دوستی فقط در دل است و در لفظ است، به عمل ارتباطی ندارد. اینها یک طیف حقیقتاً قشری بودند که در نهضت با آنها روبرو بودیم. یک بار حضرت امام (ره) به من فرمودند که برو لیست اینها را برای من بیاور، زیرا آن زمان، من یکی از چهار رابط مؤتلفه بودم، که به حضور حضرت امام (ره) می­رسیدم.

    ما آن لیست را تهیه کردیم و بردیم خدمت حضرت امام (ره)، به اتفاق یکی از دوستان مؤتلفه که از رابطین نبودند، امام ما را به اتاق خصوصی بردند و آنجا عرض کردم که اینها اگرچه سرشاخه­شان در تهران است، لکن ریشه اینها در قم آب می­خورد، دیدم حضرت امام (ره) دائم به آن دوست ما نگاه می­کنند و ظاهراً مطلبی دارند. گفتم: ایشان از برادران مؤتلفه و کاملاً مورد اعتماد هستند. حضرت امام (ره) فرمودند: ما با رژیم شاهنشاهی با آن همه دبدبه و کبکبه­اش می­توانیم مبارزه کنیم ولی با این­ها که لباس روحانیت دارند و این قدر قشری و کم­فهمند چه کار می­توانیم بکنیم؟

    * فرمودید یک قشر هم از عوام جامعه بودند، آیا آنها هم طیف متشکل و منظمی بودند؟

    یک قشر دیگر هم عوام در جامعه بودند، که اینها تصورشان این بود که ولایت دوستی اهل بیت است. لکن فقط در حرف و در دل و با عبادت کردن. آن روحانی را روحانیِ خوب می­دانستند که برود مسجد نماز بخواند و برگردد عبایش را به سرش بکشد و حرف نزند و جز عبادت کاری نکند. البته ناگفته نماند استعمار خیلی تلاش و هزینه کرده بود که چنین تفکری در عوام ما شکل بگیرد.

    همین که روحانی وارد سیاست و انتقاد از مسائل جاری می­شد، از چشم چنین قشری می­افتاد و اینها مسلماً از همان طیف روحانی خط فکری می­گرفتند. خاطرم هست در همان سالهای مبارزه یک بار حضرت امام (ره) فرموده بودند که، «علیّ جُندی» یعنی علی علیه­السلام، یک فرد نظامی است.

    طیف خاصی از روحانیون قم علیه حضرت امام (ره) شرع به صحبت کرده بودند، که حاج آقا روح­الله می­گوید علی (ع) نظامی بوده و این را یک امر غلط وانمود می­کردند. ببینید حضرت علی علیه­السلام بعد از پیامبر (ص) با چه قشرهای وسیعی برخورد داشتند که عده‌ای به اسم مذهب جلوی ایشان ایستاده بودند. در حقیقت حضرت امام (ره) هم در آغاز مبارزه با یک چنین حرکت دشواری مواجه بودند.


    تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه

  9. #39
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه





    * این طیف­هایی که جلوی حضرت امام (ره) و جریان مبارزه اسلامی می­ایستادند آن هم با ظاهر روحانی و مذهبی اینها طیف متشکل و یک کل واحد بودند یا چند جریان مجزا از هم بودند که هر کدام به طور طبیعی نسبت به نهضت واکنش داشتند؟

    قاعدتاً یکی از اینها متشکل بودند مثل جریان حجتیه یا جریانی که شعار «الکفر ملة واحده» می­دادند و حتی یک بخش از اینها را ساواک سازماندهی و حمایت می­کرد.

    مثلاً حجتیه در استانهای مختلف کشور در خبررسانی، از ساواک کمک کی­گرفت.



    * مطالبی که حضرتعالی می­فرمایید، حاکی از خطرناک بودن اندیشه این طیف است. بخصوص که اینها با ظاهر مذهب و تقدس حرف خود را می­زدند، لذا خواهش می­کنم اگر ممکن است حداقل افراد شاخص این طیف­ها را نام ببرید تا اندیشه و خط اینها برای مردم مشخص شود. زیرا به هر صورت اینها نمرده­اند و پس از انقلاب هم حضور دارند و ممکن است اندیشه خود را مجدداً تبلیغ کنند، لذا ضروری است که اینها بازشناسی شوند؟

    این خطری که شما می­فرمایید امروز به این شدت وجود ندارد. زیرا زمانی که حضرت امام (ره) حرکت خود را آغاز کردند، در مسیر مبارزه به جایی رسیدند که اقبال عمومی مردم منورالفکر و جوانان به حدی بالا بود که تمام این مخالفین به زباله­دان تاریخ پیوستند و برای همیشه فراموش شدند و حتی بعضی از اینها به نهضت جذب شدند و عده­ای دیگر برای همیشه به حاشیه رانده شدند و اثری از اینها به آن صورت نماند.

    حتی در مرحله اولی که امام بازداشت شدند، در 15 خرداد حدود چند ماه قبل از دادگستری قم به ایشان اخطاریه داده بودند. آنها مسیر را به گونه­ای انتخاب کرده بودند که بیشتر به وسیله قشریون جلوی نهضت امام را بگیرند تا اینکه ساواک و رژیم دخالت داشته باشند. ما در بازار کسانی را داشتیم که به سکه‌ی دورو معروف بودند.

    مثلاً آقایی بود که از یک سو با مردم و روحانیت همراه بود، و از سوی دیگر با ساواک همکاری داشت ولی اینها به جایی نرسید و با موج نهضت اسلامی همه کنار زده شدند، تا جایی که امروز بقایای این­ها، حتی ابا دارند که سابقه چنین فعالیت­ها و تفکراتی را برای خود ذکر کنند، چه رسد به تبلیغ این افکار. و البته هیچ زمانی هم استقبال قشرهای مردم به نهضت­های اسلامی، این قدر بالا نبوده که چنین عملکردی داشته باشد. در تاریخ اسلام زمان امیرالمؤمنین (ع) و امام حسین (ع) را ببینید، چقدر نامه به امام حسین (ع) نوشته شد، ولی در نهایت، کمتر از 72 تن به یاری ایشان رفتند.


    تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه

  10. #40
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه






    * حضرت امام فرمودند: ما با رژیم شاهنشاهی، با آن همه دبدبه و کبکبه­اش، می­توانیم مبارزه کنیم؛ ولی با این­ها، که لباس روحانیت دارند و اینقدر قشری و کم­فهمند، چه کار می­توانیم بکنیم؟

    اینکه حضرت امام (ره) فرمودند مردم زمان ما از مردم زمان رسول خدا و ائمه بهترند حقیقتاً صحیح است و با این رویکرد این مطلب را می­گوید.



    * برگردیم به جریان تحجر، فرمودید اینها در ابتدای مبارزه ظهور و بروزشان بیشتر بود و فرمودید که بعضی از اینها طیف­هایی از علما بودند. اینها استدلالشان در مقابل استدلالهای منطقی که نهضت حضرت امام (ره) در امر مبارزه داشت چه بود؟

    پاسخ این مسئله ساده است. مگر ابوموسی اشعری که جلوی امیرالمؤمنین با ظاهر مذهبی قرار گرفت و کار را تا جایی پیش برد که نتیجه جنگ صفین برعکس شد، چه استدلالی داشت. یک مشت عوام را دور خود جمع کرده بود و عوام­فریبی می­کرد. اینها هم همین تفکر را داشتند و عوام­فریبی می­کردند. آنچه باعث شد در نهضت حضرت امام (ره) کم کم تأثیر این متحجرین از بین برود، روشن شدن اذهان مردم بود که حضرت امام (ره) بسیار بر آن تأکید داشتند. البته فراموش نکنیم که خداوند فرموده «ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم» این یعنی اگر یاری کنید خدا را، یاریتان می­کند و شما را ثابت قدم می­دارد.

    حقیقتاً آن صفای باطن و خلوص امام به عنوان یک عارف بزرگ بسیار مؤثر است. به طوری که کم کم کسانی که وزنه­های بزرگی در حوزه بودند و در حد اجتهاد و حتی مرجعیت مطرح بودند، می­بینیم در مقابل ایشان محو می­شوند و حضرت امام (ره)، در محوریت توجه جامعه قرار می­گیرند.

    یکی از قشریون مثلاً آقای شریعتمداری بود. خاطرم هست، در ابتدای نهضت خدمت امام (ره) رسیدم، عرض کردم این آقا مستقیم با اطلاعات شهربانی و ساواک مرتبط است. حضرت امام (ره) فرمودند «این را جایی مطرح نکن». فتنه او تا بعد از انقلاب هم خاموش نشد. خاطرم هست زمانی بعد از انقلاب تعدادی چماقدار به طرفداری از او به شهر قم ریختند و مردم را کتک زدند. البته به خاطر تدبیر حضرت امام (ره) که سریعاً پیام دادند «کسی با اینها درگیر نشود» حادثه عمیق نشد وگرنه مردم آنها را تکه تکه می­کردند.

    شاید اصل توطئه هم همین بود که طرفداران دو آیت­الله یعنی حضرت امام (ره) و شریعتمداری در قم با هم درگیر شوند و این کانون فتنه­ای شود و به کل کشور سرایت کند.

    الحمدلله با تدبیر حضرت امام (ره) چنین نشد. همان زمان عده­ای از «قشریون ساده­انگار» از تهران هم راهی قم شدند. یكی از آنها را می­شناختم، هر چه او را نصیحت کردم که نرو قانع نشد. رفت و برگشت. گفتم فلانی چه شد؟ گفت دیدیم درگیری است، جرأت نکردیم وارد شویم. اینها از تهران با خود 800 نفر را برده بودند ولی ترسیدند برگشتند. حالا اگر وارد شده بودند چقدر درگیری دامنه­دارتر می­شد؟ یعنی اینها ذاتاً مثل آن چماق بدست­ها توطئه­گر نبودند و بخاطر سادگی و تفکر بسته فریب خورده بودند، که رفتند و خوشبختانه حالا به خاطر ترس یا پی بردن به اصل ماجرا داخل نشده و برگشتند ولی این مسائل به لطف خدا ادامه نیافت و با افزایش آگاهی مردم از دامن زدن به چنین توطئه­هایی جلوگیری شد.


    تاریخچه ی پیدایش انجمن حجتیه

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •