سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14

موضوع: قرآن و عقل

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : قرآن و عقل

    و مى‏افزايد:
    اسلام دين فطرت است ; لذا به تبع اوضاع تغيير نمى‏پذيرد . . . چون براساس مصالح و منافع واقعى كه مطابق اقتضاى آفرينش انسان و جهان است پايه‏گذارى شده است . . . فرق ميان قوانين اسلامى و قوانين مدنى ديگر اين است كه قوانين ديگر پيرو خواست اكثريت افراد جامعه است ; ولى قوانين اسلامى بر وفق هدايت طبيعت و فطرت است كه نشان دهنده اراده خداى متعال مى‏باشد و از همين جاست كه قرآن كريم حكم تشريع را انحصارى ساحت كبرياى خداوندى مى‏داند» [37].
    نتيجه اينكه همان گونه كه انسان و جامعه انسانى يك سلسله اصول و قوانين ثابت دارد، قوانين الهى هم كه منطبق بر فطرت انسان است اصول ثابت ولايتغبرى دارد كه ويژه عصر خاصى نيست و اگر عقل بر آن اصول ثابت‏حيات انسانى دسترسى پيدا كند بديهى است كه مطابق قرآن حكم نمايد . اما در جايى كه عقل به آن قوانين و اصول حيات انسانى كه متضمن سعادت واقعى او در دنيا و آخرت است دست نيافته طبيعى است كه به مصالح واقعى قوانين و احكام قرآنى هم احاطه پيدا نكند ; به همين جهت عقل بايد تابع قرآن باشد .
    ما حق نداريم به صرف اينكه به مصلحت پاره‏اى از احكام قرآن پى نبرديم و يا آن را با قوانين موضوعه جوامع غربى و حتى اعلاميه حقوق بشر سازگار نيافتيم نص قرآن را كنار بگذاريم و ادعاى خودبسندگى عقل نماييم . چرا كه عقل بشرى چه به طور فردى و چه جمعى مرزهاى معرفتى محدودى دارد ; چنان كه خداى سبحان در علت و حكمت‏بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: و علمكم مالم تكونوا تعلمون [بقره / 151] ; يعنى پيامبر معرفت‏هايى به شما مى‏دهد كه با عقل خويش توان دريافت آن مسائل را نداشتيد [38].
    چنان كه آية‏الله منتظرى در جواب يكى از روشنفكران در بحث‏حد عقل و نقش آن در استنباط احكام مى‏نويسد:
    عقل انسانى همچون وجودش محدود و ناقص است و بر تمام نظام هستى و گذشته و آينده و عاقبت امور و مصالح و مفاسد و نتايج قهرى اعمال احاطه ندارد و هرچند عقل در فطريات و قضاياى كليه به اصطلاح مستقلات عقليه اجمالا حكم جازم قطعى دارد نسبت‏به بسيارى از قضاياى جزئيه و مصالح و مفاسد اعمال و خصوصيات عالم غيب و حيات اخروى و شناخت راه سعادت در نشئات پس از مرگ كميت آن لنگ است . . . بر اين اساس خداى لطيف كريم و خبير و بصير انبياى عظام را براى تنبه و بيدارى انسانها و تقويت فطرت و نيروى عقل آنان فرستاد [39].
    امضاء

  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : قرآن و عقل

    2- 7 . آيا قرآن ما را از عقل بى‏نياز مى‏كند؟
    توجه به آنچه كه در سطور گذشته آورده‏ايم جواب اين سؤال را نيز روشن مى‏كند ; به ويژه اگر در سخن امام هفتم عليه السلام دقت نماييم آن حضرت عقل و انبياء عليهم السلام را دو حجت‏خدا بر مردم ذكر فرمودند [40] ; چرا كه تا انسان از نعمت عقل بهره‏مند نباشد اساسا به ايمان و اطاعت انبياء و آنچه كه انبياى عظام به ارمغان آورده‏اند مكلف نيستند . با عقل است كه تدبر و تعمق در قرآن صورت مى‏گيرد و آن فهميده مى‏شود و مى‏تواند برنامه عملى قرار گيرد . اگر تمسك به قرآن به معناى تعطيل عقل بود، قرآن كريم اين همه امر به تعقل و تفكر و تدبر و نظر در كتاب تكوين و تشريع نمى‏كرد و به برهان آورى دعوت نمى‏نمود و نمى‏فرمود: قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين [بقره / 111] ; اگر شما در ادعايتان صادق هستيد ادله خودتان را ارائه نماييد .
    حضرت امام «ره‏» در اين زمينه مى‏فرمايد:
    مطالب اين صحيفه الهيه كيفيت احتجاجات و براهينى است كه ذات مقدس حق تعالى يا خود اقامه فرموده بر اثبات مطالب حقه و معارف الهيه، مثل احتجاج بر اثبات حق و توحيد و تنزيه و علم و قدرت و ديگر اوصاف كماليه، كه در اين قسمت گاهى براهين دقيقه‏اى پيدا شود كه اهل معرفت از آن استفاده كامل نمايند ; مثل: شهدالله انه لا اله الاهو، (12) [ آل‏عمران / 18] و گاهى براهينى است كه حكما و دانشمندان طورى از آن استفاده مى‏كنند و اهل ظاهر و عامه مردم از آن طورى بهره‏بر مى‏دارند ; مثل كريمه لو كان فيهما الهة الا الله لفسدتا (13) [ انبياء / 22] و مثل آيات اول سوره حديد و سوره مباركه توحيد و غير آن . و مثل احتجاج بر اثبات معاد و رجوع ارواح و انشاء نشئه اخرى و احتجاج بر اثبات ملائكه و انبياى عظام، كه در موارد مختلف اين كتاب شريف موجود است، . . . با آنكه حق تعالى نقل براهين انبياء و دانشمندان را فرموده بر اثبات معارف، مثل احتجاجات جناب خليل الرحمن سلام الله عليه و غير آن [40].
    بنابراين وقتى خود خداى عز و جل در اثبات بسيارى از مسائل با بشر احتجاج مى‏كند و از كسانى كه براى اثبات توحيد و معاد احتجاج نموده‏اند با تجليل ياد مى‏كند چگونه مى‏توان پذيرفت كه ما را از انديشه ورزى در مسائل منع نمايد ; آن گونه كه محدثين از اهل سنت و اخبارى‏ها مدعى بودند و حجتى براى عقل در فهم قرآن و روايات و استنباط احكام براى آن قائل نبودند . از سوى ديگر اگر قرآن با انديشه‏ورزى مخالف بود، چرا در خود قرآن و احاديث‏شريف بر تدبر در قرآن و روايات و آسمان و زمين و دريا و حيوانات (14) حتى طعامى (15) كه مى‏خوريم تاكيد فراوان شده و ترك تدبر در قرآن توبيخ شده است ; چنان كه مى‏فرمايد: افلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها [محمد / 24] ; آيا در قرآن تدبر نمى‏كنند يا بر قلبهاى آنها قفل زده شده است؟
    امضاء

  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : قرآن و عقل

    8 . نتيجه و ثمره بحث
    از مباحث گذشته آشكار مى‏شود كه:
    الف . قرآن كريم عاليترين معيار فضيلت انسان بر ساير مخلوقات جهان مادى را عقل مى‏داند .
    ب . عقلى كه قرآن روى آن عنايت دارد بيشتر بر قوه‏اى اطلاق مى‏گردد كه انسان با آن حق و باطل در مسائل نظرى و خير و شر را در حكمت عملى مى‏شناسد .
    ج . قرآن آدميان را ترغيب مى‏كند كه نيروى عقل خويش را به كار گيرد و در آسمان زمين و آنچه بين آن دو است و تاريخ گذشتگان و نفسهاى خويش تفكر و تدبر نمايند تا به عظمت صانع و خالقشان پى برده و در درگاه عبوديت او سر تسليم فرود آورند تا به كمالات خويش نايل آيند .
    د . قرآن كتاب هدايت است و زمانى عقل مى‏تواند از هدايت قرآن بهره‏مند شود كه انسان درون خويش را پاك نمايد ; چرا كه حقيقت قرآن تنها توسط معصومين عليهم السلام درك مى‏گردد و ساير افراد به ميزانى كه درونشان را پاك نموده‏اند از نورانيت قرآن بهره مى‏برند .
    ه . از آنجايى كه عقل انسان محدود و غالبا اسير هواى نفس مى‏گردد ; لذا حد معرفتى آن محدود است .
    و . بر خلاف اهل ظاهر و عقل گرايان عقل و قرآن به منزله دو بال هستند كه لازمه تكامل انسان از عصر بعثت تا عصر ظهور و بعد از آن است . زيرا كه مخاطب قرآن و نيز ابزار فهم و درك قرآن هم عقل است .
    امضاء

  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : قرآن و عقل

    پى‏نوشت‏ها:

    1) لا بعث الله نبيا ولا رسولا حتى يستكمل العقل و يكون عقله افضل من جميع عقول امته; خدا هيچ پيامبر و رسولى را مبعوث نكرده، مگر وقتى كه خرد اوكامل شد و از خرد همه قومش افزونتر گرديد .
    2) واتقون يا اولوالالباب [بقره 197]: (و اى خردمندان از من پروا كنيد).
    3) و ما يذكر الا اولوالالباب [بقره 269]: (و جز خردمندان پند نگيرند).
    4) فبشر عبادالذين يسمعون القول ويتبعون احسنه اولئك الذين هديهم الله و اولئك هم اولوالالباب [زمر 18]: (آن دسته از بندگانم را كه سخن را مى‏شنوند و از بهترينش پيروى مى‏كنند، بر هدايت الهى و خردمندند).
    5) در سرگذشت اقوام براى كسى كه صاحب قلب (عقل) باشد پندى است .
    6) ان الله على الناس حجتين حجة ظاهرة و حجة باطنة . . . فاما الباطنة فالعقول [19]: خدا دو حجت‏براى مردم قرار داده ظاهرى و باطنى . . . حجت‏باطنى عقلهاى مردم است .
    7) اعملوا ان الله يحيى الارض بعد موتها قد بينا لكم الايات لعلكم تعقلون [حديد 17]: بدانيد كه خداوند زمين را بعد از موتش زنده مى‏كند و ما آيات را براى شما بيان مى‏كنيم به اميد آنكه تعقل كنيد .
    8) انا انزلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون [يوسف/3]: ما قرآن را به صورت خوانش عربى نازل كرديم تاشما تعقل كنيد .
    9) هوالذى يحيى و يميت و له اختلاف اليل والنهار افلا تعقلون [مؤمنون/80]: خداى شما آن كسى است كه خلق را زنده مى‏كند و مى‏ميراند و آمد و شد و شب و روز به امر اوست، پس چرا تعقل نمى‏كنيد؟ !
    10) و يجعل الرجس على الذين لايعقلون [يونس/100]: خدا براى مردم بى خردى كه تعقل نمى‏كنند تا به آيات خدا ايمان آورند، پليدى مقرر كرده است .
    11) آن قرآنى گرانمايه است در كتابى پوشيده كه جز پاكان‏بر آن دست نمى‏سايند .
    12) خدا شهادت مى‏دهد كه به تحقيق خدايى جز او نيست .
    13) اگر جز الله، الهه‏هايى در آسمان يا زمين وجود داشت جهان تباه مى‏شد .
    14) افلا ينظرون الى الابل كيف خلقت [غاشيه/17] آيا در خلقت‏شتر تفكر نمى‏كنيد .
    15) فلينظر الانسان الى طعامه [عبس/24] انسان بايد در طعامش نگاه كند .
    منابع
    1 . سيد محمد حسين طباطبائى، الميزان، چاپ بيروت اعلمى، ج 13، ص 152 .
    2 . محمدبن يعقوب كلينى ; اصول كافى، ترجمه سيدجواد مصطفوى، تهران، علميه اسلاميه، ص 14 .
    3 . نهج‏البلاغه شرح محمد عبده، بيروت، دارالبلاغه، چاپ دوم، 1413 ق، ص 78 .
    4 . محمدبن يعقوب كلينى، پيشين ص 10 .
    5 . على‏اكبر دهخدا ; لغتنامه دهخدا، ماده عقل، ص 370 و ماده خرد، ص 412 .
    6 . اسماعيل‏بن حماد جوهرى، الصحاح، تحقيق احمد عبدالغفور، شراميرى، ج 3، ص 1769
    7 . شيخ عباس قمى ; مفاتيح الجنان، قم، انتشارات حر، چاپ اول 1376 ش، ص 82 .
    8 . ابراهيم مصطفى و ديگران، المعجم الوسيط، طهران، المكتبة العلميه، بى‏تا، ص 616 و ر . ك: نعمة‏الله حسينى، فروق اللغات ماده عقل .
    9 . راغب اصفهانى، مفردات الفاظ القرآن، تحقيق صفران عدنان داودى، دمشق، دارالقلم، 1412 ق، ص 354 .
    10 . سيدمحمدحسين طباطبايى، پيشين، قم دارالعلم، ترجمه مصباح يزدى، ج 4، ص 39 .
    11 . شيخ محمدبن محمدرضا قمى، كنزالدقائق، ج 2، تحقيق حسين درگاهى وزارت ارشاد، 1367ق، ص 58 .
    12 . ر . ك: جوهرى ، پيشين، ج 3، ص 1769 .
    13 . راغب اصفهانى، پيشين، ص 827 .
    14 . جوهرى، پيشين، ج 2، ص 1769 .
    15 . همان، ج 1، ص 216 .
    16 . راغب اصفهانى، پيشين، ص 733 .
    17 . كلينى، پيشين، ج 1، ص 18 .
    18 . صدرالدين شيرازى، اسفار ج 8، ص 347 .
    19 . كلينى، پيشين، ج 1، ص 19 .
    20 . همان، ج 4، شرح سيدهاشم رسولى، ص 399 و امام خمينى (ره)، اربعين حديث، چاپ چهاردهم، 1376، مؤسسه تنظيم آثار امام، ص 500 .
    21 . همان ص 497 .
    22 . همان .
    23 . همان، ص 497 .
    24 . قرآن كتاب هدايت در ديدگاه امام خمينى، استخراج و تنظيم معاونت پژوهشى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1375، ص 113 .
    25 . همان، ص 19
    26 . همان، ص 18 .
    27 . همان، ص 127 .
    28 . صدرالمتالهين، تفسير قرآن كريم، تصحيح محمد خواجوى، قم انتشارات . . . ، ج‏1، ص 235، نقل به ترجمه با تلخيص .
    29 . قرآن كتاب هدايت، پيشين، ص 117 .
    30 . علامه طباطبايى، پيشين، ج 1، ص 9 و 11، نقل به ترجمه با تلخيص .
    31 . م . م . شريف تاريخ فلسفه در اسلام، ص 316 و 317 .
    32 . علامه طباطبايى، پيشين، ج 1، ص 12 و 13، با ترجمه و تلخيص .
    33 . قرآن كتاب هدايت در ديدگاه امام خمينى، پيشين، ص 132 و 133 .
    34 . محمد مجتهد شبسترى، مقاله بستر معنوى و عقلايى علم فقه، كيان ش 46، ص 8 و 9 .
    35 . ر . ك: قرآن كتاب هدايت، پيشين، ص 254 .
    36 . محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 10، ترجمه محمد على گرامى، قم مؤسسه دارالعلم 1344 .
    37 . محمدحسين طباطبايى، فرازهايى از اسلام، جمع‏آورى سيدمهدى آيت اللهى، قم، جهان آرا، بى‏تا ص 217 و 219 .
    38 . شيخ محمد رضا قمى، پيشين، ج 2، ص 194، و ر . ك: مجمع البيان، ج 1، ص 33 .
    39 . منتظرى (آيت‏الله)، باب مفتوح اجتهاد پاسخى به پرسشهاى دكتر عبدالكريم سروش كيان، ش 47 خرداد و تير 78 .
    40 . كلينى، پيشين، ج‏1، ص 19 .
    41 . قرآن كتاب هدايت در ديدگاه امام خمينى، پيشين، ص 33 و 34 .


    منبع : پایگاه اطلاع رسانی دارالقرآن
    امضاء

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی