اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان} سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    ghalbha اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}






    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ






    اصل قضیه عشق است ...

    {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}


    سالروز ولادت امام خامنه ای[دام عزّه] رهبر عزیزمان مبارک باد.



    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ



    اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 25-04-1393 در ساعت 02:41

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  2. تشكرها 4

    ناجی دلها (25-04-1393), یاس بهشتی (24-04-1393), کنیز فاطمه(سلام الله علیها) (24-04-1393), سابحات (25-04-1393)

  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ



    لطف خدا به مردم دنیا ارائه شد
    یکباره شوره زار زمین باغ لاله شد

    پس کوچه های خاکی مشهد پر از شعف
    خورشید شهر خامنه هفتادوچهار ساله شد


    سالروز ولادت رهبر عزیزمان ،امام خامنه ای[دام عزّه] مبارک باد.


    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ



    اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 25-04-1393 در ساعت 02:43

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  5. تشكرها 5

    fatimaehya (25-04-1393), ناجی دلها (25-04-1393), یاس بهشتی (24-04-1393), کنیز فاطمه(سلام الله علیها) (24-04-1393), سابحات (25-04-1393)

  6. #3
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ






    نگاهی اجمالی به زندگی نامه حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای{دامت برکاته}:



    دوران کودکی و نوجوانی

    رهبر عالیقدرمان حضرت آیت الله سید على خامنه ‏اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید جواد حسینى خامنه ‏اى، در روز 24 تیرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند. زندگى حجت الاسلام حاج سید جواد خامنه ‏اى مانند بیشتر روحانیون و مدرسّان علوم دینى، بسیار ساده بود. همسر و فرزندانش نیز معناى عمیق قناعت و ساده زیستى را از او یاد گرفته بودند و با آن خو داشتند.حجت الاسلام حاج سید جواد خامنه ای و همسرشان که دختر حجت الاسلام سید هاشم نجف آبادی بود. سعی بلیغی در تربیت فرزند خود داشته و در دوران طفولیت زمینه شناخت و آشنایی او را با معارف اسلامی فراهم ساختند.





    رهبر بزرگوار در ضمن بیان نخستین خاطره ‏هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده‏ شان چنین مى گویند: «پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر... زندگى ما به سختى مى ‏گذشت. من یادم هست شب‏هایى اتفاق مى ‏افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیه مى ‏کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»

    امّا خانه‏ اى را که خانواده سید جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنین توصیف مى کنند: «منزل پدرى من که در آن متولد شده ‏ام، تا چهارـ پنج سالگى من، یک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقیر نشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه‏ اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر این که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر زمین مى ‏رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»

    رهبر انقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسیس اسلامى « دار التعّلیم دیانتى » ثبت نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.


    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ




    اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 25-04-1393 در ساعت 02:44

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  7. تشكرها 5

    fatimaehya (25-04-1393), ناجی دلها (25-04-1393), یاس بهشتی (24-04-1393), کنیز فاطمه(سلام الله علیها) (24-04-1393), سابحات (25-04-1393)

  8. #4
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ






    تحصیلات مقدماتی

    آقا سيد على، از چهار سالگى آموزش قرآن را در مكتب‏خانه آغاز و در هفت ‏سالگى راهى دبستان شدند و پس از پايان تحصيلات دوران ابتدايى، دوره سه ساله سيكل اول دبيرستان را پشت‏ سر گذاشتند.آقا، خاطرات خود را از دوران مكتب و مدرسه چنين بيان مى ‏فرمايند:

    بايد بگويم اولين مركز درسى كه من رفتم، مدرسه نبود، مكتب بود - در سنين قبل از مدرسه - شايد چهار سال يا پنج ‏سالم بود كه من و برادر بزرگتر از من را - كه از من، سه سال و نيم بزرگ بودند - با هم در مكتب دخترانه گذاشتند، يعنى مكتبى كه معلمش زن بود و بيشتر دختر بودند، چند نفر پسر هم بودند.البته من خيلى كوچك بودم.

    تجربه ‏اى كه از آن وقت مى ‏توانم به ياد بياورم ، اين است كه بچه را در آن سنين چهار، پنج ‏سالگى، اصلا نبايد به مدرسه و مكتب و اينها گذاشت ، براى اين كه هيچ فايده ‏اى ندارد.من به نظرم مى ‏رسد كه از آن دوره‏ى مكتب قبل از مدرسه، هيچ استفاده‏ علمى و درسى نكردم.گذاشته بودند كه ما قرآن ياد بگيريم - طبعا - چون در مكتبها معمولا قرآن درس مى ‏دادند.آن وقت در مدرسه‏ ها قرآن معمول نبود.درس نمى ‏دادند.

    بد نيست ‏بدانيد كه من متولد 1318 هستم.اين دورانى كه مى ‏گويم، سالهاى 1323، 1324، آن سالهاست - اوايل مكتب رفتن ما - بنابر اين يك دوره آن است، كه اولين روز مكتب اول را يادم نيست.پس از مدتى - يكى، دو ماه - كه در آن مكتب بوديم، ما را از آن مكتب برداشتند و در مكتبى گذاشتند كه مردانه بود، يعنى معلمش مرد مسنى بود.شايد شما در اين داستانهاى قديمى، «ملا مكتبى‏» خوانده باشيد، درست همان ملا مكتبى تصوير شده در داستانها و در قصه‏ هاى قديمى، ما پيش او درس مى ‏خوانديم.

    من كوچكترين فرد آن مكتب بودم - شايد آن وقت، حدود پنج‏سالم بود - و چون هم خيلى كوچك بودم، هم سيد و پسر عالم بودم، اين آقاى «ملا مكتبى‏» ، صبح ها من را كنار دست‏خودش مى ‏نشاند و پول كمى، مثلا اسكناس پنج قرانى - آن وقتها اسكناس پنج ريالى بود.اسكناس يك تومانى و دو تومانى، شما نديده‏ ايد - يا دو تومانى از جيب خود بيرون مى ‏آورد، به من مى ‏داد و مى‏ گفت: تو اينها را به قرآن بمال كه بركت پيدا كند! بيچاره دلش را خوش مى ‏كرد به اين كه به اين ترتيب - مثلا - پولش بركت پيدا كند، چون درآمدى نداشتند.

    روز اولى كه ما را به آن مدرسه بردند، من يادم است كه از نظر من روز بسيار تيره، تاريك، بد و ناخوشايند بود! پدرم، من و برادر بزرگم را با هم وارد اتاق بزرگى كرد كه به نظر من - آن وقت - خيلى بود.البته شايد آن موقع به قدر نصف اين اتاق، يا مقدارى بيشتر از نصف اين اتاق (1) بود، اما به چشم كودكى آن روز من، جاى خيلى بزرگى مى ‏آمد.و چون پنجره‏ هايش شيشه نداشت و از اين كاغذهاى مومى داشت، تاريك و بد بود.مدتى هم آن جا بوديم.


    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ




    اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 25-04-1393 در ساعت 02:45

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  9. تشكرها 5

    fatimaehya (25-04-1393), ناجی دلها (25-04-1393), یاس بهشتی (24-04-1393), کنیز فاطمه(سلام الله علیها) (24-04-1393), سابحات (25-04-1393)

  10. #5
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ







    ليكن روز اول كه ما را به دبستان بردند، روز خوبى بود، روز شلوغى بود.بچه‏ ها بازى مى ‏كردند، ما هم بازى مى‏ كرديم.اتاق ما كلاس بسيار بزرگى بود - باز به چشم آن وقت كودكى من - وعده‏ بچه ‏هاى كلاس اول، زياد بود.حالا كه فكر مى ‏كنم، شايد سى نفر، چهل نفر، بچه‏ هاى كلاس اول بوديم و روز پرشور و پرشوقى بود و خاطره‏ بدى از آن روز ندارم.

    البته چشم من ضعيف بود، هيچ كس هم نمى ‏دانست، خودم هم نمى ‏دانستم، فقط مى ‏فهميدم كه چيزهايى را درست نمى ‏بينم. بعدها چندين سال گذشت و من خودم فهميدم كه چشمهايم ضعيف است، پدر و مادرم فهميدند و برايم عينك تهيه كردند.آن وقت، وقتى كه من عينكى شدم، گمان مى ‏كنم حدود سيزده سالم بود، ليكن در اين دوره‏ اول مدرسه و اينها اين نقص كار من بود. قيافه‏ معلم را از دور نمى ‏ديدم.تخته‏ سياه را كه روى آن مى ‏نوشتند، اصلا نمى ‏ديدم، و اين مشكلات زيادى را در كار تحصيل من به وجود مى ‏آورد.

    حالا خوشبختانه بچه‏ ها در كودكى، فورا شناسايى مى ‏شوند و اگر چشمشان ضعيف است، برايشان عينك مى‏ گيرند و رسيدگى مى ‏كنند.آن وقت اصلا اين چيزها در مدرسه ‏اى معمول نبود.

    البته اين مدرسه‏ ما يك مدرسه‏ به اصطلاح غير دولتى بود، بعلاوه مدرسه‏ دينى بود كه معلمين و مديرانش از افراد بسيار متدين انتخاب شده بودند، و با برنامه ‏هاى اندكى دينى ‏تر از معمول مدارس آن روز، اداره مى ‏شد، چون آن مدرسه‏ ها اصلا برنامه‏ دينى درستى نداشت و كسى توجهى و اعتنايى به آن نمى ‏كرد.

    در مورد معلمين اول ما، بله يادم است كه مدير دبستان ما آقاى «تدين‏» بود، تا چند سال پيش زنده بود.من در زمان رياست جمهوريم ارتباطات زيادى با او داشتم.مشهد كه مى ‏رفتم، ديدن ما مى ‏آمد.پيرمرد شده بود و با هم تماس داشتيم.يك معلم ديگر داشتيم كه اسمش آقاى روحانى بود، الان يادم است، نمى ‏دانم كجاست.عده‏اى از معلمين را يادم است، بله، تا كلاس ششم - دوره‏ دبستان - خيلى از معلمين را دورادور مى ‏شناختم.البته متاسفانه الان هيچ كدام را نمى ‏دانم كجا هستند.اصلا زنده ‏اند، نيستند و چه مى ‏كنند، ليكن بعد از دوره‏ مدرسه هم با بعضى از آنها ارتباط و آشنايى داشتم. مقام معظم رهبرى در مورد علاقه خود به درسهاى مختلف در دوران دبستان مى ‏فرمايند:دورانهاى كلاس اول و دوم و سوم را كه اصلا يادم نيست، الان هيچ نمى ‏توانم قضاوتى بكنم كه به چه درس هايى علاقه داشتم، ليكن در اواخر دوره‏ دبستان - يعنى كلاس پنجم و ششم - به رياضى و جغرافيا علاقه داشتم، خيلى به تاريخ علاقه داشتم، به هندسه هم - بخصوص - علاقه داشتم.البته در درسهاى دينى هم خيلى خوب بودم، قرآن را با صداى بلند مى ‏خواندم - قرآن خوان مدرسه بودم. - يك كتاب دينى را آن وقت ‏به ما درس مى ‏دادند - به نام تعليمات دينى - براى آن وقتها كتاب خيلى خوبى بود، من تكه ‏هايى از آن كتاب را - فصل، فصل بود - حفظ مى ‏كردم.



    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ




    اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 25-04-1393 در ساعت 02:46

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  11. تشكرها 5

    fatimaehya (25-04-1393), ناجی دلها (25-04-1393), یاس بهشتی (24-04-1393), کنیز فاطمه(سلام الله علیها) (24-04-1393), سابحات (25-04-1393)

  12. #6
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ







    در همان دوره‏ آخر دبستان - يعنى كلاس پنجم و ششم - تا منبر آقاى فلسفى را از راديو پخش مى ‏كردند كه ما از راديو شنيده بوديم، من تقليد منبر او را - در بچگى - مى ‏كردم.به همان سبك، آن بخشهاى كتاب دينى را با صداى بلندى و خيلى شمرده مى ‏خواندم. معلمم و پدر و مادرم خيلى خوششان مى ‏آمد، من را تشويق مى ‏كردند.بله، اين درسهايى بود كه آن وقت دوست مى‏ داشتم.

    آقا سيد على به موازات طى درسهاى كلاسيك، به تحصيلات طلبگى در مدرسه «نواب‏» پرداختند و در كنار تحصيل در مدرسه و حوزه، به ورزش و بازيهاى متداول دوران خود مى ‏پرداختند:
    در مورد بازى كردن پرسيدند؟ بله، بازى هم مى ‏كرديم.منتها در كوچه بازى مى‏ كرديم، در خانه جاى بازى نداشتيم و بازي هاى آن وقت ‏بچه ‏ها فرق مى ‏كرد.يك مقدار هم بازيهاى ورزشى بود، مثل واليبال و فوتبال و اينها كه بازى مى ‏كرديم.من آن موقع در كوچه، با بچه‏ ها واليبال بازى مى ‏كردم، خيلى هم واليبال را دوست ‏داشتم.الان هم اگر گاهى بخواهيم ورزش دسته ‏جمعى بكنيم - البته با بچه ‏هاى خودم - به واليبال رو مى ‏آوريم كه ورزش خيلى خوبى است.


    بازيهاى غير ورزشى آن وقت، «گرگم به هوا» و بازيهايى بود كه در آنها خيلى معنا و مفهومى نبود، يعنى اگر فرض كنى كه بعضى از بازيها ممكن است ‏براى بچه ‏ها آموزنده باشد و انسان با تفكر، آنها را انتخاب كند، اين بازيهايى كه الان در ذهن من هست، واقعا اين خصوصيت را نداشت، ولى بازى و سرگرمى بود.


    چيزى كه حتما مى ‏دانم براى شما جالب است، اين است كه من همان وقت، معمم بودم، يعنى در بين سنين ده و سيزده سالگى - كه ايشان سؤال كردند - من عمامه سرم بود و قبا تنم بود! قبل از آن هم همين طور، از اوايلى كه به مدرسه رفتم، با قبا رفتم، منتها تابستانها با سربرهنه مى ‏رفتم، زمستان كه مى ‏شد، مادرم عمامه به سرم مى ‏پيچيد.مادرم خودش دختر روحانى بود و برادران روحانى هم داشت، عمامه پيچيدن را خوب بلد بود.سر ماها عمامه مى ‏پيچيد و به مدرسه مى ‏رفتيم.البته اسباب زحمت‏ بود كه جلوى بچه ‏ها، يكى با قباى بلند و لباس جور ديگر باشد.طبعا مقدارى حالت انگشت ‏نمايى و اينها بود، اما ما با بازى و رفاقت و شيطنت و اين طور چيزها جبران مى‏ كرديم، نمى ‏گذاشتيم كه در اين زمينه‏ ها خيلى سخت ‏بگذرد.
    به هرحال، بازى در كوچه بود. البته خاطراتى هم در اين زمينه دارم كه الان اگر مناسب شد، ممكن است در خلال صحبت‏ بگويم. بازى ما بيشتر در كوچه بود، در خانه كمتر به بازى مى ‏رسيديم‏» .



    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ



    اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 25-04-1393 در ساعت 02:40

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  13. تشكرها 6


  14. #7
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ





    آقا سيد على در دوران نوجوانى نيز به ورزش ادامه دادند، اما بهترين تفريح خود را در آن زمان، حضور در جمع طلبه‏ ها و مباحث علمى و دوستانه با آنها مى ‏دانستند.

    «ماها متاسفانه سرگرمی هاى خيلى كمى داشتيم، اين طور سرگرميها آن وقت نبود، البته پارك بود، ولى كم و خيلى محدود، مثلا در مشهد فقط يك پارك در داخل شهر بود و محيط هايش، محيطهاى خيلى بدى بود.ماها هم خانواده‏ هايى بوديم كه پدر و مادرها مقيد بودند، اصلا نمى ‏توانستيم برويم. براى امثال من در دوره‏ جوانى، امكان اين كه بتوانند از اين مراكز عمومى تفريحى استفاده كنند، وجود نداشت، به خاطر اينكه اين مراكز، مراكز خوبى نبود، غالبا مراكز آلوده‏اى بود.

    دستگاه هاى آن روز هم مقدارى سعى داشتند كه مراكز عمومى را آلوده‏ به شهوات و فساد بكنند، اين كار، تعمدا و طبعا با برنامه‏ ريزى انجام مى ‏شد.آن وقتها اين را حدس مى ‏زديم، بعدها كه قراين و اطلاعات بيشترى پيدا كرديم، معلوم شد كه واقعا همين طور بوده است، يعنى با برنامه ‏ريزى، محيطهاى عمومى را فاسد مى ‏كردند! لذا ماها نمى ‏توانستيم برويم.بنابر اين تفريحهاى آن وقت ماها از اين قبيل نبود.

    تفريح من در محيط طلبگى خودم در دوران جوانى، حضور در جمع طلبه‏ ها بود.به مدرسه‏ خودمان - مدرسه‏ اى داشتيم، مدرسه‏ نواب - مى ‏رفتيم، جو طلبه‏ ها براى ما جو شيرينى بود.طلبه ‏ها دور هم جمع مى ‏شدند، صحبت و گفتگو و تبادل اطلاعات مى ‏كردند و حرف مى ‏زدند.محيط مدرسه براى خود طلبه‏ ها مثل يك باشگاه محسوب مى ‏شد، در وقت ‏بی‏كارى آن‏جا دور هم جمع مى ‏شدند.علاوه بر اين، در مشهد، مسجد گوهرشاد هم مجمع خيلى خوبى بود.آن‏جا هم افراد متدين، طلاب، روحانيون و علما مى ‏آمدند، مى ‏نشستند و با هم بحث علمى مى ‏كردند، بعضى هم صحبتهاى دوستانه مى ‏كردند.تفريحهاى ما اينها بود.

    البته من از آن وقت، ورزش مى ‏كردم، الان هم ورزش مى ‏كنم.متاسفانه مى ‏بينم جوانهاى ما در ورزش، سستى مى ‏كنند، كه اين خيلى خطاست.آن وقت ما كوه مى ‏رفتيم، پياده ‏رويهاى طولانى مى ‏كرديم.من با دوستان خودم، چند بار از كوههاى اطراف مشهد، همين طور كوه به كوه، روستا به روستا، چند شبانه روز حركت كرديم و راه رفتيم.از اين گونه ورزشها داشتيم.البته اينها تفريحهاى سرگرم كننده ‏اى بود كه خارج از محيط شهر محسوب مى ‏شد.

    حالا در تهران، اين دامنه‏ى زيباى البرز و ارتفاعات به اين قشنگى و خوب هست، من خودم هفته ‏اى چند بار به اين ارتفاعات مى ‏روم. متاسفانه مى ‏بينم نسبت ‏به جمعيت تهران، كسانى كه آن جا مى ‏آيند و از اين محيط بسيار خوب و پاك استفاده مى ‏كنند، خيلى كم است! تاسف مى ‏خورم كه چرا جوانهاى ما از اين محيط طبيعى و زيبا استفاده نمى ‏كنند! اگر آن وقت در مشهد ما يك چنين كوه هاى نزديكى وجود داشت - چون ما آن وقت در مشهد، كوه هاى به اين خوبى و به اين نزديكى نداشتيم ماها بيشتر هم استفاده مى ‏كرديم.



    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ




    اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 25-04-1393 در ساعت 02:48

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  15. تشكرها 6


  16. #8
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ





    تحصيلات حوزوى

    ملت ايران پيش از آلوده شدن به فرهنگ تحميلى غرب، پايبند به آداب و رسوم و فرهنگ غنى ملى و اسلامى خود بود. ابتدا روشنفكران غرب‏زده و سپس رضاخان در تغيير فرهنگ خودى، با استفاده از تبليغات و زور، تلاش گسترده‏اى به عمل آوردند كه نتيجه آن غرب‏زدگى ملت و تغيير لباس و بسيارى از سنن اصيل او بود.حجت الاسلام و المسلمين «سيد جواد خامنه ‏اى‏» در برابر اين موج تباه ‏كننده ايستاد و فرزندان خود، از جمله آقا سيد على را در كسوت لباس روحانيت درآورد.

    آقا سيد على در خصوص اين كه از چه وقتى به فكر آينده افتادند و چطور شد كه لباس و درسهاى طلبگى و راه نورانى روحانيت را انتخاب كردند، مى ‏فرمايند:

    چه زمانى به فكر آينده افتادم، هيچ يادم نيست.اين كه در آينده‏ زندگى خودم، بنا بود چه شغلى را انتخاب بكنم، از اول براى خود من و براى خانواده‏ى من معلوم بود، همه مى ‏دانستند كه من بناست طلبه و روحانى شوم.اين چيزى بود كه پدرم مى ‏خواست و مادرم بشدت دوست ‏داشت.خود من هم علاقه‏ مند بودم، يعنى هيچ بى ‏علاقه به اين مساله نبودم.

    اما اين كه لباس ما را از اول، اين لباس قرار دادند، به اين نيت نبود، به خاطر اين بود كه پدرم با هركارى كه رضاخان پهلوى كرده بود، مخالف بود - از جمله، اتحاد شكل از لحاظ لباس - و دوست نمى ‏داشت همان لباسى را كه رضاخان بزور مى ‏گويد، بپوشيم. مى‏ دانيد كه رضاخان، لباس فعلى مردم را كه آن وقت لباس فرنگى بود و از اروپا آمده بود، بزور بر مردم تحميل كرد.ايرانی ها لباس خاصى داشتند و همان لباس را مى ‏پوشيدند. او اجبار كرد كه بايستى اين جور لباس بپوشيد، اين كلاه را سرتان بگذاريد.

    پدرم اين را دوست نمى ‏داشت، از اين جهت‏ بود كه لباس ما را همان لباس معمولى خودش كه لباس طلبگى بود، قرارداده بود، اما نيت طلبه شدن و روحانى شدن من در ذهنشان بود، هم پدرم مى ‏خواست، هم مادرم مى ‏خواست، و از كلاس پنجم دبستان، عملا درس طلبگى را در داخل مدرسه شروع كردم.

    آقا سيد على، در كسوت روحانيت، درس هاى كلاسيك زمان را نيز مى ‏خواندند و لباس مانعى براى فعاليتهاى علمى و حتى نشاط و بازيهاى نوجوانى و جوانى ايشان نبود.

    معلمى داشتيم كه خودش طلبه بود و معلم كلاس پنجم ما هم بود - پنجم يا ششم، به نظرم هر دو سال، معلم ما بود. - او پيشنهاد كرد كه به ما درس جامع المقدمات بدهد.مى ‏ديد كه من و يكى، دو نفر از بچه ‏ها علاقه ‏منديم و استعدادمان هم خوب بود، فكر كرد كه به ما درس بدهد، ما هم قبول كرديم.

    جامع المقدمات، اولين كتابى است كه طلبه‏ ها مى‏ خواندند، الان هم هنوز معمول است، خودش مجموعه‏اى از جزوات، يعنى چند كتاب كوچك است.من چند تا از آن كتابهاى كوچك را در دبستان خواندم، بعد هم كه بيرون آمدم، بشدت و با جديت و علاقه دنبال كردم.

    من بعد از دبستان، دبيرستان نرفتم، دوره‏ى دبيرستان را به طور داوطلبانه و به صورت شبانه، خودم مى ‏خواندم.درس معمولى من طلبگى بود و بعد از دوره‏ دبستان، مدرسه‏ طلبگى رفتم - يعنى از دوازده سالگى به بعد - بنابراين از همان وقتها ديگر من به فكر آينده - به اين معنا - بودم، يعنى معلوم بود كه ديگر بناست طلبه بشوم.

    البته طلبگى و لباس طلبگى، به هيچ وجه مانع از كارهاى كودكانه‏ آن زمان نبود، يعنى هم عمامه سرمان مى ‏گذاشتيم، هم وقتى مى ‏خواستيم بازى كنيم، عمامه را در خانه مى ‏گذاشتيم، به كوچه مى ‏آمديم و با همان قبا بازى مى ‏كرديم، مى‏ دويديم - كارهايى كه بچه‏ ها مى ‏كنند. - وقتى مى ‏خواستيم با پدرم به مسجد برويم، باز عمامه را سرمان مى ‏گذاشتيم و عبا را دوش مى ‏كرديم و با همان وضع كوچك و چهره‏ كودكانه به مدرسه مى ‏رفتيم و مى ‏آمديم.

    نقش پدر و مادر فهميده، آگاه و علاقه‏ مند به سعادت فرزندان، چقدر ارزنده است و در زندگى آقا سيد على، در حد والايى اين هدايت و نقش را مشاهده مى‏ كنيم.آيت الله خامنه ‏اى بعضى دروس مقدماتى را نزد پدر گرانقدر و داراى مقام علمى بالاى خود خواندند و در تابستان ها كه كلاس درس تعطيل مى ‏شد، دروسى را كه پدرشان تعيين مى‏ كردند، نزد ايشان مى ‏خواندند، و به همين دليل، پيشرفت‏ سريعى در دروس حوزوى داشتند و پيش از اتمام سن هجده سالگى، تمام دروس سطوح را خوانده و درس خارج را شروع كرده بودند.



    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ



    اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  17. تشكرها 3


  18. #9
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ






    از ديگر فعاليتهاى مقام معظم رهبرى در دوران جوانى، مطالعه كتابهاى غير درسى بود كه هم اكنون نيز با تمام مشغله ‏اى كه دارند، به آن ادامه مى‏ دهند:


    من در دوران جوانى، زياد مطالعه مى ‏كردم، غير از كتابهاى درسى خودمان كه مطالعه مى‏ كردم و مى ‏خواندم، هم كتاب تاريخ مى ‏خواندم، هم كتاب ادبيات، هم كتاب شعر، هم كتاب قصه و رمان مى ‏خواندم.به كتاب قصه خيلى علاقه داشتم و خيلى از رمانهاى معروف را در دوره‏ى نوجوانى خواندم.شعر هم مى‏ خواندم.من با بسيارى از ديوانهاى شعر، در دوره‏ نوجوانى و جوانى آشنا شدم.به كتاب تاريخ علاقه داشتم، و چون درس عربى مى ‏خواندم و با زبان عربى آشنا شده بودم، به حديث هم علاقه داشتم.

    الان احاديثى يادم است كه آنها را دوره‏ نوجوانى خواندم و يادداشت كردم، دفتر كوچكى داشتم كه يادداشت مى ‏كردم.احاديثى را كه ديروز يا همين هفته نگاه كرده باشم، يادم نمى ‏ماند، مگر اين كه يادآوريى وجود داشته باشد.اما آنهايى را كه در آن دوره خواندم، كاملا يادم است.شماها هم واقعا بايد قدر بدانيد، هرچه امروز مطالعه مى ‏كنيد، برايتان مى ‏ماند و هرگز از ذهنتان زدوده نمى ‏شود.

    اين دوره‏ نوجوانى براى مطالعه و يادگرفتن، دوره‏ خيلى خوبى است، واقعا يك دوره‏ طلايى است و با هيچ دوران ديگرى قابل مقايسه نيست.

    من خيلى كتاب نگاه مى‏ كردم، منزل ما هم كتاب زياد بود.پدرم كتابخانه‏ خوبى داشت و خيلى از كتابها هم براى من مورد استفاده بود.البته خود ماها هم كتاب داشتيم، كرايه هم مى ‏كرديم.نزديك منزل ما كتاب فروشى كوچكى بود كه كتاب، كرايه مى ‏داد. من رمان و اينها كه مى ‏خواندم، معمولا از آن جا كرايه مى ‏كردم.


    الان يادم افتاد كه كتابخانه‏ آستان قدس هم مراجعه مى‏ كردم، آستان قدس هم در مشهد، كتابخانه‏ خيلى خوبى دارد.در دوره‏ اوايل طلبگى - در همان سنين پانزده، شانزده سالگى - به آن‏جا مراجعه مى ‏كردم.گاهى روزها آن‏جا مى ‏رفتم - نزديك آستان قدس است. - و مشغول مطالعه مى ‏شدم.صداى اذان با بلندگو پخش مى ‏شد، به قدرى غرق مطالعه بودم كه صداى اذان را نمى ‏شنيدم! خيلى نزديك بود و صدا خيلى شديد داخل قرائتخانه مى ‏آمد و ظهر مى ‏گذشت.بعد از مدتى مى‏ فهميديم كه ظهر شده است! با كتاب انس داشتم.البته الان هم كه در این سن هستم و همان طور كه گفتيد، بعضى از شماها جاى فرزند من هستيد و بعضى مثل نوه من مى ‏مانيد، الان هم از خيلى از نوجوانها بيشتر مطالعه مى ‏كنم، اين را هم بدانيد.

    در اين جا ضرورى مى ‏دانيم به خاطره ديگرى از مقام معظم رهبرى اشاره كنيم تا جايگاه مطالعه را بهتر دريابيم و ملاحظه كنيم كه رهبرى با وجود مسؤوليت هاى خطير، فرصت مناسبى را براى مطالعه اختصاص داده ‏اند و زيادى مشغله و بالا بودن مسؤوليت، منافاتى با مطالعه منظم ندارد.

    هركسى كه در يك بخش يا گوشه‏اى، مشغول تبليغ و كار است، رابطه خودش را با كسب معلومات قطع نكند.نگوييم كار داريم و نمى ‏رسيم.من خودم، اوايل انقلاب كه شد، حدود دو سال رابطه ‏ام با كتاب قطع شد.با آن همه اشتغال كه ما داشتيم، مگر فرجام داشت؟ من، شب ساعت 11 و يا بيشتر، به خانه مى‏ رفتم و كار، ساعت 6- 5 صبح آغاز شده بود.تازه، عده ‏اى ملاقاتى در خانه هم داشتم.خانه‏ ما هم دم دست ‏بود. مى ‏رفتم و مى ‏ديدم عده‏اى از ارگانهاى مملكتى، از نهادهاى انقلابى، از بخشهاى مختلف، از علماى شهرستانها و...در اتاق نشسته‏اند و كار دارند.اصلا مجال نبود.مدتها مديد مى‏ گذشت كه من فرزندان خودم را نمى ‏ديدم، با اين كه در خانه‏ خودمان بوديم! وقتى موقع شب مى ‏رفتم، خواب بودند و صبح هم وقتى بيرون مى ‏آمدم، خواب بودند.روزهاى متمادى مى ‏شد كه من بچه‏ ها را نمى ‏ديدم.اين، وضع زندگى ما بود.ناگهان به خودم نهيب زدم و الان سه، چهار سال است كه شروع به مطالعه كرده ‏ام...شروع مجدد من به مطالعه، بعد از اشتغال به رياست جمهورى است.الان من مطالعه هم مى ‏كنم و به كارم هم مى ‏رسم و مى ‏بينم منافات با هم ندارند.مطالعه‏ علمى - تاريخى هم دارم، مطالعه‏ تفننى هم مى ‏كنم.



    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 25-04-1393 در ساعت 03:10

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  19. تشكرها 3


  20. #10
    عضو ماندگار
    ناجی دلها آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 519      تشکر : 1,328
    1,860 در 562 پست تشکر شده
    وبلاگ : 4
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ناجی دلها آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ

    نقل است که امام خامنه ای فرموده اند:”مولود این حقیر در تیرماه نیست” و عده ای از دوستان با تطبیق ۲۸ صفر ۱۳۵۸ هجری قمری با هجری شمسی ۲۹ فروردین را تاریخ صحیح تولد ایشان می دانند. به هرحال آنچه در شناسنامه ایشان ثبت شده است ۲۴ تیرماه می باشد و ما نیز این روز را عزیز شمرده و به یکدیگر تبریک می گوییم.
    البته دقت شود که مشهور است امام خامنه ای در حاشیه برگی که حاوی خبر جشن تولد ایشان در یکی از استان های کشور بود مرقوم نموده بودند: «این کار غلط است، این تولد و امثال آن هیچ جشنی ندارد، برگزارکنندگان مسئول وقت و عمر و اموالی هستند که در این کار صرف و ضایع می شود. من از کسی که برای تولد من جشن می‌گیرد به هیچ وجه متشکر نمی‌شوم و او را مسئول زیان‌های این کار هم می‌شناسم» و ما نیز به تبریک و شناخت بیشتر امام خامنه ای در این روز بسنده کرده و طبق فرمایشات ایشان که البته برای پرهیز از اسراف از یک سو و به جهت ورع و تقوایشان از سوی دیگر بوده است از گرفتن جشن خودداری می کنیم.


    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    ** «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» **
    ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ✿✿✿✿✿✿ஜ۩۞۩ஜ ஜ۩۞۩ஜ
    اصل قضیه عشق است ... {ویژه نامه 24 تیرماه سالروز ولادت امام خامنه ای رهبر عزیزمان}


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •