سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 59

موضوع: امشب چه سینه‌سوز است بانگ اذان مولا*اشعار شهادت مولای متقیان علی (ع)*

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ادا کردنـد هنگـام عبــادت حـق مـولا را

    ز خـونش آبـرو دادنـد بیـت حـق‌تعالی را

    از آن فزت برب الکعبه گفت و چشم خود را بست
    که بعد از فاطمه زندان خود می‌دید دنیا را

    میـان دوستـان هـم انفـرادی بود زندانش
    چو شمع انجمن کشتنـد آن تنهای تنها را

    ز جبریل امین برخواست این فریاد بر گردون
    الا یا اهـل عالـم تسلیت، کشتند مـولا را


    علی بی‌هوش در محراب خون افتاده بود اما
    به زخم خویش حس می‌کرد اشک چشم زهرا را

    دوباره از درون زخم او فـواره مـی‌زد خون
    ز رویش هرچه یاران پاک می‌کردند خون‌ها را


    الهی تا قیـامت خـون بگرید چشم زیبایی
    که از خون لاله‌گون کردند آن رخسار زیبا را

    حسن جان! فرق مولا را بپوشان پاسداری کن
    کـه چشـم دختـر زهـرا نبینـد زخم بابا را


    سلام سجـده تـا صبح جزا تقدیم مظلومی
    که بخشید آبرو با خون خود شب‌های احیا را

    گنه کردی مشو مأیوس از عفو خدا «میثم!»
    علی با چهرۀ خونین شفاعت می‌کند ما را




    امضاء



  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    سلام ما به علی و نماز آخر او

    به حال راز و نیاز و به دیدۀ تر او


    سلام ما به علی و به عدل و ایمانش
    سلام ما به رخ غرق خون و منبر او


    سلام ما به سجودش که رنگ خون دارد
    سلام ما به رخ غرق خون اطهر او


    سلام ما به پریشانی حسین و حسن
    سلام ما به دل پُر ز آه دختر او


    سلام ما به نفس های نفس پیغمبر
    سلام ما به فروغ نگاه آخر او


    سلام ما به غمی کز مدینه دارد او
    سلام ما به ملاقات او و همسر او


    چو خاک اوست سزای ابوذر و مقداد
    فتاده است «وفائی» به خاک قنبر او




    امضاء



  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ناله کن اى دل به عزاى على

    گریه کن اى دیده براى على

    کعبه ز کف داده چو مولود خویش
    گشته سیه پوش عزاى على

    عمر على عمرۀ مقبوله بود
    هر قدمش سعى و صفاى على

    دیدۀ زمزم که پر از اشگ شد
    یاد کند، زمزمه ‏هاى على

    تیغ شهادت سر او را شکافت
    کوفه بُوَد، کوه مناى على

    عالم امکان شده پر غلغله
    چون شده خاموش صداى على

    نیست هم آغوش صبا بعد از این
    پیک ظفر بخش لواى على

    منبر و محراب کشد انتظار
    تا که زند بوسه به پاى على

    ماه دگر در دل شب نشنود
    صوت مناجات و دعاى على

    آه که محروم شد امشب دگر
    چشم یتمیان ز لقاى على

    مانده تهى سفرۀ بیچارگان
    منتظر نان و غذاى علی

    واى امیر دو سرا کشته شد
    خانۀ غم گشته، سراى على

    پیش حسین و حسن و زینبین
    خون چکد از فرق هماى على

    خواهم اگر ملک دو عالم «حسان»
    از دل و جان باش گداى على






    امضاء


  4. تشكرها 2


  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ماه می تابد از خم کوچه، چهره ای دائم الوضو دارد

    پینه بر دست هاش و نعلینش اثر وصله و رفو دارد

    مرد تنهاست، مرد غمگین است کمرش از فراق خم شده است
    ساغر شادی اش اگر خالی ست بادۀ غم سبو سبو دارد

    ضربان صدای او جاری ست: با یتیمی به خنده مشغول است
    سر تقیسم سهم بیت المال با صحابه بگو مگو دارد


    باز امروز بغض نخلستان تا به سر حد انفجار رسید
    باز امشب به استناد کمیل، ماه با چاه گفتگو دارد

    کاهگل های کوچه مرطوبند اشک دیوار را در آورده است
    نالۀ خانم جوانی که هر چه دارد علی از او دارد


    از دو دستش طناب بگشایید، مبریدش به مسلخ بیعت
    دیگر او را کشان کشان مبرید ایّها النّاس! آبرو دارد

    گر چه در بند غربت از این شیر، گرگ های مدینه می ترسند
    ذوالفقارش هنوز بران است شور "حتّی تُقاتِلوا" دارد


    حب مولا نتیجۀ سحر است، باش تا صبح دولتش بدمد
    آن صنوبر دلی که می باید پیش او سرو، سر فرود آرد

    ... چارده قرن بعد خیلی ها دم از او می زنند اما مرد
    هم چنان خار بر دو چشمش هست، همچنان تیغ در گلو دارد




    امضاء


  6. تشكرها 3

    fatimaehya (26-04-1393), ندا66 (25-04-1393), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (25-04-1393)

  7. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض







    به هر جایی که ذکر و خیر مولای کریمی هست
    یقینا روی بامش رد بال یاکریمی هست

    چه شبهای دل انگیزی دوباره جمع مان جمع است
    خدا را شکر بر لب یا علی و یا عظیمی هست

    شبانگاه از میان کهنه کاران سر در اوردم
    دلم مرهون لطف این گدایان قدیمی هست

    بیا ای شاعر عاشق بخوان که عشق سوزان است
    بگو که شور بسم الله رحمن الرحیمی هست


    علی دارم چه غم دارم چه غم دارم علی دارم
    مرا در شهر گمراهان صراط المستقیمی هست

    دلی که خالی از حب امیرالمومنین گردد
    یقین دارم اقامتگاه شیطان رجیمی هست


    شب قدر است و اما من ندارم ابرویی تا ...
    همه چشم و امید من به دستان رحیمی هست

    امین الله خواندن زیر ایوان احتیاجی نیست
    برای مستی من از نجف طرفه نسیمی هست

    حسابی وا نمی کردم به روی نار و جنت من
    اگر که مرتضی...اما ; بنازم که قسیمی هست

    به فردای قیامت که حساب من جدا باشد
    علی گویان عالم را در ان محشر چه بیمی هست


    پس از عمری غزل گفتن در این دفتر نمی بینم
    همین سوز و گدازی که در اشعار قدیمی هست

    (این سخن ورد زبان ها افتاد /دیدی اخر علی از پا افتاد )

    برای مرثیه امشب تمام جنس من جور است
    گریز روضه ام از کاسه ی شیر یتیمی هست

    بماند...میرسد روزی که در راه همین کوفه
    به دور محمل زینب دو تا فرق دو نیمی هست



    شاعر : علیرضا خاکساری






    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 23-03-1396 در ساعت 00:18
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  8. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    فضاى کوفه غمبار است امشب

    غم از هرسو پديدار است امشب

    سحاب غم گرفته روى مه را
    زمين و آسمان تار است امشب

    همه ذرّات عالم بى قرارند
    هراسان چرخ دوّار است امشب

    همه افلاک در سوز و گدازند
    شب افشاى اسرار است امشب

    سرشگ از ديده جبريل جارى
    بسان درّ شهوار است امشب

    ملايک در سما سر در گريبان
    نبى را ديده خونبار است امشب


    نداى قَدقُتل مى آيد از عرش
    جهان مبهوت و افگار است امشب


    چه در سر دارد آيا ابن ملجم
    که لرزان عرش دادار است امشب

    به محراب عبادت شاه مردان
    قتيل تيغ اشرار است امشب

    ميان خاک و خون چون مرغ بسمل
    على سلطان احرار است امشب

    عدالت را به خاک و خون کشيدند
    ز خون محراب گلزار است امشب

    براى بهترين فرزند آدم
    همه عالم عزادار است امشب

    ستون خيمه اشراق بشکست
    رسول حق عزادار است امشب

    رخ مهتابى فرزند کعبه
    ز شوق وصل گلنار است امشب

    بگفتا «فزت ربّ الکعبه» زيرا
    شب ديدار با يار است امشب

    به گردون آه فرزندان زهرا
    جگرسوز و شرربار است امشب

    ز چشم آسمان گر خون ببارد
    در اين ماتم سزاوار است امشب

    ترا «فولادى» ار داغ على نيست
    چرا غم يار و غمخوار است امشب




    امضاء



  9. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    وقتي که با نان ونمک افطار مي کرد

    انگار که با فاطمه ديدار مي کرد


    هي شير را از پيش خود مي زد کنار و
    هي دخترش باچشم تر اصرار مي کرد

    در آسمان انگار چيزي تازه مي ديد
    از اشک ديده چشم را خونبار مي کرد

    دردست خود پيراهني پرماجراداشت
    که اين جهان را برسرش آوار مي کرد

    امشب زشبهاي دگر مظلوم تر بود
    اين رااذان، وقت سحر اقرار مي کرد

    دنيابرايش خاطراتي پرزغم داشت
    که هر سحررا مثل شام تار مي کرد

    اين پيرمردي که غرورش را شکستند
    انا اليه راجعون تکرار مي کرد

    دلتنگ محسن بود اين شبهاي آخر
    گريه به پهلو ودرو ديوار مي کرد

    قلاب در وقتي که بوسه زد به شالش
    ياد غلاف وزخم دست يار مي کرد

    از بسکه دلتنگ نگاه همسرش بود
    او ابن ملجم را خودش بيدار مي کرد


    همراه زينب دخترش محراب کوفه
    گريه براي حيدر کرار مي کرد




    امضاء



  10. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    اي چاه کـوفـه من دگر يـاري ندارم
    اي چـاه کـوفه من طرفـداري ندارم


    من درغم و در نـاله ام ، اي واي اي واي
    دادم زکف من لاله ام ، اي واي اي واي

    زهراي هجده ساله ام ، اي واي اي واي
    افتاده ام از صبر و تاب ، اي واي اي واي

    شد بسته دستم باطناب ، اي واي اي واي
    هستم سلام بـي جواب ، اي واي اي واي

    علي علي يا مرتضي حيدر حيدر

    اي چاه کوفه غيرچشم ترندارم
    اي چاه کوفه من دگرسپرندارم

    درموجي ازغمها منم ، اي واي اي واي
    تنهـاتـراز تـنهـا منم ، اي واي اي واي


    عـلي بـي زهرا منم ـ اي واي اي واي
    دشمن پناهم را گرفت ، اي واي اي واي

    او تکيه گاهم را گـرفت ، اي واي اي اي
    از من سپاهم را گرفت ، اي واي اي واي

    علي علي يا مرتضي حيدر حيدر

    اي چاه کوفه يارمجروحم جوان بود
    يار جـوان من کـمان تر از کمان بود

    من جسم خسته شسته ام ، اي واي اي واي
    من چشم بستـه شسته ام ، اي واي اي واي


    دست شکستـه ش ، سته ام ، اي واي اي واي
    از ديـده خون افشانـده ام ، اي واي اي واي

    حـديث غم را خـوانـده ام ، اي واي اي واي
    او رفــتـه و مـن مـانـده ام ، اي واي اي واي


    علي علي يا مرتضي حيدر حيدر(۳)


    امضاء



  11. Top | #19

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    دی 1392
    شماره عضویت
    6450
    نوشته
    23
    تشکر
    44
    مورد تشکر
    87 در 24
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بهترین رهبر ابناء بشر کیست علیست

    به یتیمان ستم دیده پدر کیست علیست

    داشت ایزدبه صدف یک دُر یک گوهر ناب

    دُر یکدانه نبی هست و گهر کیست علیست

    آنکه بر دوش رسول مدنی پای نهاد

    تا کند بتکده ها زیر و زبر کیست علیست

    کس نگفته است سلونی بجهان بهر بشر

    انکه فرمود و به ما داد خبر کیست علیست

    آنکه بر جای نبی خفت که از راه وفا

    کند از جان نبی دفع خطر کیست علیست

    آنکه با دیدن رخسار غم آلود یتیم

    اشک می ریخت به دامن چو گهر کیست علیست

    آنکه می برد غذای فقرا بر سر دوش

    نیمه شب بر سر هر کوی و گذر کیست علیست

    آنکه در خانه حق آمد و از خانه حق

    بست از دار جهان بار سفر کیست علیست

    آنکه شق القمر از تیغ عدو گشت سرش

    بر سر سجده بهنگام سحر کیست علیست
    امضاء
    منتظران بدانند اگر بخواهند با افتاب بیدار شوند

    نمازشان قضاست


  12. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    شده باغ شقايق از خون همه جاي اين بستر من
    ز بس مي گريه بر حال من چش اين شکاف سر من

    دوباره شد مدينه زنده پيش ديده هاي تر من
    دوباره شد مدينه زنده پيش پشماي دختر من

    دلي از غم پر شرر دارم، و امشب عزم سفر دارم
    نگفته چيزي کسي اما، خودم از قصه خبر دارم

    ببين بيقرارم=کجايي بهارم
    که چشم انتظارت نشستم=ببين از غمت سر شکستم





    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 02-04-1395 در ساعت 15:10
    امضاء



صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی