سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 59

موضوع: امشب چه سینه‌سوز است بانگ اذان مولا*اشعار شهادت مولای متقیان علی (ع)*

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    دیشب سحر را باب محنت باز گردید
    سوزو گداز مرغ شب آغاز گردید

    دیشب درون سفره ی شب زنده داران
    غم بود و ماتم بودو رنج و دردو حرمان


    دیشب به منبر راز دل محراب می گفت
    از صبح خونین گل مهتاب می گفت

    دیشب درو دیوار کوفه داد میزد
    فریاد از بی رحمی بیداد میزد


    دیشب علی در عرش اعلی سیر می کرد
    آهنگ رفتن از دیار غیر می کرد

    دیشب فضا را غرق سوزو ساز می کرد
    گه دیده را می بست و گاهی باز می کرد


    دیشب قرارش همعنان درد می شد
    رخساره ی با خون خزابش زرد می شد

    دیشب حسن بر هم کف افسوس می زد
    بر صورت خونین بابا بوس می زد




    امضاء

  2. تشكرها 4


  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,035 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض





    ﺧﺒﺮ زﺧﻢ ﺳﺮش ورد زﺑﺎن ﻫﺎ اﻓﺘﺎد

    آﺳﻤﺎن ﻫﺎ ﻟﺮزﯾﺪ

    ﻧﺎﮔﻬﺎن وﻟﻮﻟﻪ در ﻋﺮش ﻣﻌﻠﯽ اﻓﺘﺎد

    روﺿﻪ ای ﺑﺮﭘﺎ ﺷﺪ

    مصطفی در وسط ﺻﺤﻦ ﻣﺼﻠﯽ اﻓﺘﺎد

    ﺗﺎ زﻣﯿﻦ ﺧﻮرد ﻋﻠﯽ

    ﮐﻨﺞ ﻣﺤﺮاب دﮔﺮ ﺣﻀﺮت زﻫﺮا اﻓﺘﺎد

    ﯾﺎدی از ﺧﺎﻧﻢ ﮐﺮد

    غرق خون ﺑﺮ روی ﺳﺠﺎده ﺳﺮش ﺗﺎ اﻓﺘﺎد

    ﺑﻪ در ﺧﺎﻧﻪ رﺳﯿﺪ

    ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻤﺎن ﺗﺮ زﯾﻨﺐ ﮐﺒﺮی اﻓﺘﺎد

    ﺑﺎز ﻫﻢ زﺧﻢ زﺑﺎن

    ﺑﺎر دﯾﮕﺮ ﺷﺮری ﺑﺮ دل آﻗﺎ اﻓﺘﺎد

    ﻫﻤﮕﯽ دﻟﮕﯿﺮﻧﺪ

    ﻣﺤﻨﯽ ﺑﺮ دل ﻣﺮﻏﺎﺑﯽ درﯾﺎ اﻓﺘﺎد

    ﺑﺴﺘﺮی ﭘﻬﻦ ﮐﻪ ﺷﺪ

    ﯾﺎد ﺑﺎغ ﮔﻞ اﻧﺴﯿﺔ اﻟﺤﻮرا اﻓﺘﺎد

    ﻧﻪ ﻓﻘﻂ در ﮐﻮﻓﻪ

    ﮐﺮﺑﻼ ﻫﻢ ﻋﻠﯽ دﯾﮕﺮی از ﭘﺎ اﻓﺘﺎد

    ﺑﺎز ﻫﻢ ﺿﺮب ﻋﻤﻮد

    ارﺑﺎ ارﺑﺎ ﭘﺴﺮی در دل ﺻﺤﺮا اﻓﺘﺎد

    ﺑﺎز ﻫﻢ ﻓﺮق دو ﻧﯿﻢ

    از سر زﯾﻦ ﺑﻪ زﻣﯿﻦ اﮐﺒﺮ ﻟﯿﻼ اﻓﺘﺎد

    ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ از آن

    ﭼﺸﻢ ﺷﻮری ﺑﻪ ﺳﺮ ﺣﻀﺮت ﺳﻘﺎ اﻓﺘﺎد

    اﺑﻦ ﻣﻠﺠﻢ آﻣﺪ

    ﺣﯿﺪری در دل دشمن تک و تنها اﻓﺘﺎد

    حجت الله رسید

    ﺗﺎ ﺑﻪ زاﻧﻮ ﺑﮕﺬارد ﺳﺮش اﻣﺎ اﻓﺘﺎد

    تازه یادم امد

    سر طفلی به روی شانه ی بابا افتاد

    روضه در لفافه ست

    سیب سرخی بغل حضرت مولا افتاد

    ﻋﺎﺷﻘﯽ دردﺳﺮ اﺳﺖ

    ﻫﺮ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻧﺎم ﻋﻠﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﺧﻄﺮﻫﺎ اﻓﺘﺎد


    شاعر : علیرضا خاکساری






    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  4. تشكر

    fatimaehya (29-04-1393)

  5. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,259
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,330
    مورد تشکر
    88,482 در 29,306
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    کوفه شده در ماتمت شام غريبان يا علي
    چون گيسوي زينب بوَد عالم پريشان يا علي


    دردا که همچون فاطمه آرام و مخفي از همه
    شب گشت درخاک زمين جسم تو پنهان ياعلي

    تو روح قرآني علي، تو شاه مرداني ولي
    مردي نديده مثل تو ظلم فراوان يا علي

    طفل يتيم بي‌غذا قوتش شده اشک عزا
    امشب صدايت مي‌زند با چشم گريان يا علي

    ديدم به اشک غربتت بنوشته روي تربتت
    عمر تو با خون جگر آمد به پايان يا علي

    سر بر زمين بگذاشتي اي کاش زهرا داشتي
    بودند بالاي سرت عمار و سلمان يا علي

    فرقت دو تا شد غم مخور از هم جدا شد غم مخور
    با اشک زهرا مي‌شود زخم تو درمان يا علي


    رويت تو از خون لاله‌گون محراب شد درياي خون
    فرق تو از هم باز شد مانند قرآن يا علي

    اجر محبت‌هاي تو شمشير زهرآلوده شد
    خون دلت شد از جبين جاري به دامان يا علي


    نخلي که با سوز و گداز خواندي کنار آن نماز
    امشب ز هجرت مي‌برد سر در گريبان يا علي

    دل گشته درياي غمت شب خيمه اي از ماتمت
    گرديده روز «ميثمت» شام غريبان يا علي




    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  6. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    ديگر علی ز بستر خود پا نمی شود
    زخم سر شکسته مداوا نمی شود

    دربی که تا کنون به کسی"نه"نگفته بود
    اين چند روز روی کسی وا نمی شود


    ديگر طبيب زحمت بيخود مکش برو
    درد علی که بهتر از اين ها نمی شود

    از بس که تب نموده و رنگش پريده است
    زردی دستمال هويدا نمی شود


    رخسار زرد و ريش سفيد و حنای سرخ
    آخر چنين خضاب که زيبا نمی شود

    زينب! به کاسه های پر از شير دل نبند
    اين چيزها برای تو بابا نمی شود


    حرفی بزن علی، به حسينت نگاه کن
    دارد ز غصه های تو ديوانه می شود

    حال تو را فقط حسنت درک می کند
    دردی حريف ماتم زهرا نمی شود


    سی سال پيش، جان علی را گرفته اند
    خنجر که مَرد کشتن مولا نمی شود

    قبری در آسمان بکنيد ای فرشتگان
    ماه شکسته روی زمين جا نمی شود




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  7. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,259
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,330
    مورد تشکر
    88,482 در 29,306
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    سر به زیر آمده خورشید گدایی بکند
    ماه را روی تو هر بار هوایی بکند

    روسیاه آمده تا با قلم گلدسته
    روی خود را پر از انوار طلایی بکند


    آمد از دور غریبی دم ایوان طلا
    تا که با بردن اسم تو صفایی بکند

    پای عشق تو گرفتار شده کهنه گدا...
    پس محال است اگر فکر رهایی بکند

    از حدیثی که (اَنَا اولُ وَالْآخِر) داشت
    میشود گفت علی کار خدایی بکند...

    کعبه از عشق برای تو گریبان بدرد
    بهر مدح تو غزل جامه ی ایمان بدرد


    کوچه کوچه نفسش را که صبا می آورد
    با خودش حال مناجات و دعا می آورد

    عطر نان و رطبش , عطر بهشت است یقین...
    لقمه ای را که فقط دست خدا می آورد


    تا که دشمن به دلش ترس بیفتد، احمد
    با خودش حرز علی را همه جا می آورد

    از نجف تا به نجف دور زمین آشوب است
    مست بودن فقط از جام ولایت خوب است


    مثل ابری که از آن درّ و گهر می بارید
    علی از خوف خدا تا به سحر می بارید

    وقت رزمش همه دیدند که باران آمد
    از هوا روی زمین یکسره سر می بارید


    آنقدر شهر نظر تنگ به جانش افتاد
    که فقط بر سر او چشم نظر می بارید

    او خودش دید میان در و دیواره ی باغ
    که روی یاس و اقاقیش تبر می بارید


    کوچه نا امن شد و دست ز حیدر نکشید
    بر سر فاطمه اش گرچه خطر می بارید

    گرچه یک روز علی کشته به محراب شده ست
    لیک از داغ در و کوچه ی غم آب شده ست


    شاعر : ایمان کریمی


    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  8. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    شب درد است، شب ضجه و بي‌تابي‌ها
    شب دلخون شدن از ناله‌ي مرغابي‌ها


    شبِ دلشوره، شبِ بغض، شبِ دل‌نگران
    شب بي‌ميلي لب‌هاي مؤذن به اذان


    معني داغ پدر را چه کسي مي‌فهمد؟
    دامن و حلقه‌ي در را چه کسي مي‌فهمد؟


    کوفيان گرچه که از غصه‌ي او دل‌شادند
    دوش وقت سحر از غصه نجاتش دادند


    نخل خم شد سر هر کوچه و لالايي خواند
    چاه در گوشِ زمين قصه‌ي تنهايي خواند


    نه فقط کعبه تَرَک خورد که مولا آمد
    آن شب از فَرقِ علي کعبه به دنيا آمد


    آن شب از فَرقِ علي کعبه پُلي زد به بهشت
    چه مراعاتِ نظيري‌ست؛ علي، کعبه، بهشت


    نفَسِ سردِ خدا سرزده از صور دميد
    و زمين بارِ امانت نتوانست کشيد


    اللهم العن القتلة الامیر المومنین



    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 22-03-1396 در ساعت 23:33
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  9. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    باز امشب عشق تنها می شود
    زخم سهم فرق مولا می شود


    آفتاب عشق گلگون می شود
    سینه ی سجاده پرخون می شود

    پشت نخل آرزو خم می شود
    داغ حسرت سهم آدم می شود


    جاده می ماند غریب و بی سوار
    ذوالفقار عدل می گیرد غبار

    شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد.




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  10. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,259
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,330
    مورد تشکر
    88,482 در 29,306
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    هیچ کس نشناخت دردا! درد پنهان علی
    چون کبوتر ماند در چاه شب، افغان علی

    ای غم! از درد علی، بویی نیاوردی به دست
    عودسان هر چند عمری سوختی جان علی


    ناله مجروح دارد ساز غم، امشب مگر
    خورده زخم از ناترازان فرق میزان علی؟

    داده بود انگشتری را بر گدای دیگری
    داد جان را بر شهادت، لطف حیران علی


    از شکاف زخم، جان را داد با شرمندگی
    بر فقیری چون شهادت، لطف عریان علی

    سر برآوردهست چون خورشید از جیب فلک
    ناله افتاده در چاه زنخدان علی


    کشتزار آخرت را آبیاریکرده است
    در بیابان غریبی، چشم گریان علی

    چون علی نشناخت خود را در جهان، یک حق شناس
    ماند در ابه ام، سیمای درخشان علی


    از علیکی زودتر ای صبح، سر برداشتی؟
    یک شب از بالین شب تا صبح پایان علی

    گرچه ای بغض، آبرویت را علی هرگز نریخت
    همچو سنگ آویختی دست از گریبان علی


    چاشنی دارد اگر مرگ و حیات از شور عشق
    آبرویش مایه دارد از نمکدان علی

    از دهانی بر دهانی می رود چون بوی گل
    قصّه از گوشهای خلق پنهان علی


    از می تکرارِ نامش، عاشقی سیراب نیست
    کز خدا جوشیده نام حال گردان علی

    در میان آید اگر پای عدالت می نهد
    داغ بر دست برادر، خشم سوزان علی

    پرچم فتحی درخشان بود در روز نبرد
    چون درفش صبح صادق، گَرد جولان علی

    کودک باهوشِ عقل و علم بازیگوش را
    با هزاران خون دل، پرورده دامان علی

    کودکستان شهادت، دوره آمادگی ست
    تا که روزی راه یابی در دبستان علی

    در کویر خاک، باغ لاله پوش کربلا
    هست چشم انداز سبزی از گلستان علی


    از تب حسرت، زلیخای شهادت، بارها
    پیرهنها چاک زد در یوسفستان علی

    کعبه از شوق لقای او گریبان چاک زد
    هست یعنی کعبه هم از سینه چاکان علی!


    نقش آن چاک گریبان، ماند در بیت عتیق
    تا نشانی باشد از زخم نمایان علی

    در میان تنگدستیها، شهادت مرده بود
    گر نبود او را دمادم روزی از خوان علی


    کی شهادت با علی یکدم جدایی داشته است؟
    بوده این مسکین تمام عمر، مهمان علی!

    چون هزاران عاشق مسکین، شهادت سالها
    زردروییها کشید از درد هجران علی

    با شهادت از رگ گردن علی نزدیک تر
    او در این حسرت که بیند روی تابان علی

    از چه مرگ سرخ را شیرین نباشد کام و لب
    خورده عمری روزی شیرین از احسان علی


    ای شهادت، یازده تَنگِ شکر بردی، بس است
    رو که تنگ آخرین ما راست از خوان علی

    نیست چندان اعتباری گوهر جان را، «فرید»!
    تا بگویم ای سر و جانم به قربان علی




    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  11. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    سکوت می وزد و باد ها پریشانند
    و در به در همه در کوچه های بارانند


    شب است و تشنگی نخل ها نمی خوابند
    یتیم های خدا هم گرسنه ی نانند


    قنوت نافله ها هم ز درد می سوزند
    به یاد مسجد و محراب نوحه می خوانند


    هزار آدم آواره ی پشیمان گرد
    دوباره منتظر سوره های انسانند


    تمام کوفه پر از ردّ اشک های علیست
    و چاه ها که پر از ناله های پنهانند


    شکست فرق نماز خدا به شمشیری
    به من نگو که دگر کوفیان مسلمانند!


    هنوز خون سرش روی فرق محراب است
    و جمع قبله نشینان هنوز گریانند


    هنوز کوفه و شهر مدینه می گریند
    و بین یک در و دیوار روضه میخوانند






    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  12. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,591
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,593
    مورد تشکر
    177,665 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    بابا اتاق پر شده از بوی مادرم
    وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم

    دیگر خجل نباش تو از روی مادرم
    فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم

    از پشت در دوباره تو را می زند صدا
    تا که به دست تو بدهد محسن تو را

    سی سال در نبودن مادر شکسته ای
    پهلو به پهلویش پس آن در شکسته ای

    در کوفه های درد مکرر شکسته ای
    از مردم و نبودن باور شکسته ای

    گر چه شکسته ای و دلت هم شکسته تر
    این دل شکسته را هم از این کوفه ها ببر

    یادت که هست مادر ما قد خمیده بود
    یادت که هست گیسوی مادر سپیده بود

    یادت که هست محسن خود را ندیده بود
    یادت که هست غنچه خود را نچیده بود

    آنروزها که قد تو آنجا خمیده شد
    موی منم شبیه تو بابا سپیده شد

    مادر رسیده عطرپیمبر بیاورد
    تو تشنه ای برای تو کوثر بیاورد

    مرهم برای این دل پرپر بیاورد
    تا خار را ز دیده ي تو در بیاورد

    حرفی بزن که مونس تو مادر آمده
    حالا که استخوان زگلویت در آمده

    بابا بگو به مادرم از غصه های من
    از کوفه های بعد تو و ماجرای من

    از بی حسین گشتن من از عزای من
    از کوفه گردی من و از کربلای من

    بابا بگو که زینب خود را دعا کند
    بعد از حسین زود مرا هم صدا کند

    مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد
    گریه برای گودی یک قتلگاه کرد

    پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد
    نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد

    وشمر جالسٌ ... نفس مادرم گرفت
    سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت






    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی