اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)








    اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)




    مرحوم نخودکی می‌گفت: زمانی که در صحن عتیق رضوی به ریاضت مشغول بودم، روزی پیری ناشناس بر من وارد شد و گفت: یا شیخ! دوست دارم که یک اربعین در خدمتت باشم.


    به گزارش فرهنگ نیوز، عرفان و معرفت، تنها سرچشمه‌ای است که از جوشش آن سرزمین جان‌ها سرزنده می‌شود و بذرهای محبت شکوفا و رابطه دوستی با خلق با خالق متعال محکم و با صفا.

    اهمیت عارفان از آنجا بسیار نمودار و روشن است که هرکه به مقامی والا رسید از غیر دوست بی‌نیاز شد. به همین منظور، با استناد به کتاب «نشان از بی‌نشان‌ها» نوشته علی مقداد اصفهانی بر شرح احوال و شیوه سلوکی عارف سالک شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی نظر می‌افکنیم که در مجاورت حرم ثامن الحجج مدفون است.





    اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)

  2. تشكرها 5


  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض











    این نوشتار به مسافرت‌های این عارف وارسته به شهرهای مختلف و نحوه سکونت مرحوم نخودکی از زبان فرزندش می‌پردازد:


    مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رحمة‌الله علیه در سال ۱۳۰۳ هجری قمری به سبب پیشامدی که در رابطه با ظل السلطان حاکم اصفهان برای ایشان رخ داد و منجر به تنبیه حاکم از طریق تصرفات نفسانی شد از آن شهر رخت سفر بربست و در بیست و چهار سالگی، تنها از اصفهان خارج شد و به عزم مشهد مقدس قدم به راه گذارد این نخستین سفر ایشان به آن شهر منور بود که به قصد زیارت مرقد مطهر حضرت سلطان اولیاء علی بن موسی الرضا علیه السلام صورت پذیرفت.





    اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)

  5. تشكرها 5


  6. #3
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض












    لیکن در همان روزهای اول سفر راه را گم می‌کند و نزدیک غروب آفتاب، در کوه و بیابان سرگردان می‌شود. در این حال به ذیل عنایت حضرت ثامن الحجج (ع) متوسل می‌شود و عرضه می‌دارد :

    مولای من! آگاهی که قصد زیارت تو را داشته‌ام ولی در این وادی سرگردان شده‌ام. تو را توانایی یاری و مددکاری من هست. از من دستگیری فرما.

    پس از دقایقی به خدمت با سعادت حضرت خضر علیه‌السلام تشرف حاصل می‌کند و به طریق ظاهر و باطن راهنمایی می‌شود و در کمتر از چند دقیقه هجده فرسنگ راه باقی مانده تا کاشان را، به مدد مولا، طی می‌کنند و وارد آن شهر می‌شود.






    اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)


  7. #4
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض













    باری، مدت توقف ایشان در شهر مقدس مشهد از یک سال کمتر به طول می‌انجامد که تمام این مدت را در حجره‌ای از حجرات صحن عتیق رضوی که ظاهراً اطاق فوقانی درب بازار سنگ‌تراشان بوده است به ریاضت و تصفیه باطن اشتغال داشته‌اند.


    سپس به اصفهان مراجعت می‌کنند و به سال ۱۳۰۴ هجری قمری، بار سفر به صوب نجف اشرف می‌بندد و مدتی نیز در آنجا به تحصیل علوم ظاهری و تزکیه نفس و ریاضت سرگرم بود تا آنکه مجدداً به اصفهان بازمی‌گردد.




    اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)


  8. #5
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض














    در سال ۱۳۱۱ هجری قمری برای دومین بار، به ارض اقدس رضوی مسافرت و تا سال ۱۳۱۴ در آن شهر توقف می‌کند. در این مدت در مدرسه حاج حسن و فاضل خان سکنی می‌گزیند ولی برای اشتغال به امور معنوی، حجره‌ای نیز در صحن عتیق به اختیار خود داشته‌اند.


    در همین سفر، در مدتی بیش از یک سال، هر شب ختمی از قرآن مجید در حرم حضرت رضا (ع) قرائت می‌کرده و روزها در محضر علما زمان به کسب علوم ظاهر همت می‌نمود.





    اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)


  9. #6
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض












    مرحوم پدرم می‌فرمودند:

    در همین سفر و در آن زمان که در صحن عتیق رضوی به ریاضت مشغول بودم، روزی پیری ناشناس بر من وارد شد و گفت: یا شیخ، دوست دارم که یک اربعین خدمتت را کمر بندم.

    گفتم: مرا حاجتی نیست تا به انجام آن پردازی.




    گفت: اجازه ده که هر روز کوزه آب را پر کنم. به اصرار پیر تسلیم شدم!

    و هر روز علی الصباح به در اطاق می‌آمد و می‌ایستاد و با کمال ادب می‌خواست تا او را به کاری فرمان دهم و در این مدت هرگز ننشست.





    اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)


  10. #7
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    چون چهل روز پایان یافت، گفت: یا شیخ من چهل روز تو را خدمت کردم، حال از تو توقع دارم تا یک روز مرا خدمتی کنی.

    در ابتدا اندیشیدم که شاید مرد عوامی باشد و مرا به تکالیف سخت مبتلا کند، ولی چون یک اربعین با اخلاص به من خدمت کرده بود، با کراهت خاطر پذیرفتم.



    پیر فرمان داد تا من در آستانه اطاق بایستم و خود در بالای حجره روی سجاده من نشست و فرمان داد تا کوره و دم و اسباب زرگری برایش آماده سازم.



    اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)


  11. #8
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض












    این کار با آنکه بر من به جهاتی شاق و دشوار بود، به خاطر پیر انجام دادم و لوازمی که خواسته بود فراهم ساختم. دستور داد تا کوره را آتش کنم و بوته بر روی آتش نهم و چند سکه پول مس در بوته افکنم و آنگاه فرمود آن‌قدر بدمم تا مس‌ها ذوب شود.


    از ذوب آن مس‌ها آگاهش کردم. گفت:

    خداوندا، به حق استادانی که خدمت‌شان را کرده‌ام، این مس‌ها را به طلا تبدیل فرما و پس از آن به من دستور داد بوته را در «رجه» خالی کن و سپس پرسید در رجه چه می‌بینی؟

    دیدم طلا و مس مخلوط است.





    اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)


  12. #9
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض













    او را خبر دادم.

    گفت: مگر وضو نداشتی؟

    گفتم: نه. فرمود تا همان‌جا وضو ساختم و دوباره فلز را در بوته ریختم و در کوره دمیدم تا ذوب شود و به دستور وی و پس از ذکر قسم پیشین، بوته را در «رجه» ریختم؛ ناگهان دیدم که طلای ناب است.




    اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)


  13. #10
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض












    آن را برداشتیم و به اتفاق، نزد چند زرگر رفتیم. پس از آزمایش، تصدیق کردند که زر خالص است.

    آنگاه طلا را به قیمت روز بفروخت و گفت:

    این پول را تو به مستحقان می‌دهی یا من بدهم؟

    گفتم: تو به این کار اولی هستی. سپس با هم به در چند خانه رفتیم و پیر پول را تا آخرین ریال به مستحقان داد، نه خود برداشت و نه به من چیزی بخشید و بعد از آن ماجرا از یکدیگر جدا شدیم و دیگر او را ندیدم.



    اضطرار شیخ نخودکی و ماجرای عنایت امام رضا (ع)


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •