سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: کاش باز هم در شلوغی حرم گم می شدم ...

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,252
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,326
    مورد تشکر
    88,470 در 29,295
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض کاش باز هم در شلوغی حرم گم می شدم ...





    آن روزها من دخترکی بودم که بخاطر همبازی شدن با کبوتران صحن
    و سرایت و آب خوردن از سقاخانه ی ‏حرمت با آن کاسه‏ های
    طلایی و قشنگ‏، تو را دوست می ‏داشتم.



    آنچه از تو در خیال کودکانه ‏ام تصویر بسته بود، نوازش پرهای
    رنگارنگ گردگیر خادمانت بود بر روی صورتم، و عطر بهشتی
    گلابی که موقع زیارت، لباس هایم را خوشبو می‏ کرد.



    بر روی شانه‏ های پدرم سوار می‏شدم تا از میان سیل جمعیتی که دور
    ضریح زیبایت می ‏چرخیدند، دست های کوچکم را به
    شبکه‏ های ضریحت برسانم و آن را ببوسم.

    بعد که پدرم یک گوشه ‏می‏ نشست و با چشمانی خیس و صدایی
    بغض کرده، زیارتنامه می‏ خواند، من لی‏ لی‏ کنان
    روی سنگ‏ های صحن گوهرشاد بازی می ‏کردم



    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,252
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,326
    مورد تشکر
    88,470 در 29,295
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    یادم نمی رود آن موقعی را که هنگام بازگشت از زیارت
    وقتی پدرم کفش‏ هایمان را از کفشداری حرم می ‏گرفت
    دستم از دست او رها شد و سیل جمعیت، من را با خود برد.

    هر چقدر چشم به اطرافم چرخاندم، پدرم را ندیدم.
    با پای برهنه شروع به دویدن در حیاط حرم کردم

    با چنان دلهره و شتابی که کبوترهای صحن که مشغول دانه
    خوردن بودند ترسیدند و یک دفعه پریدند به هوا.

    هر چه پدرم را صدا زدم، جوابی نشنیدم.
    کم کم فریادم رنگ بغض و گریه به خود گرفت.

    وقتی فهمیدم گم شده ام، ترس وجودم را گرفت. به خودم گفتم:

    "حتما دختر بدی شدی که پدرت تو را فراموش کرده".

    از فکر اینکه مرا به حال خود رها کرده و از یاد برده
    باشند، گریه ‏ام بیشتر و بیشتر شد.

    ناگهان یاد حرف های بی‏ بی ام افتادم
    همیشه می ‏گفت:


    "امام هشتم خیلی مهربونه، خیلی مهموناشو
    دوست داره، زائراشو تنها نمیذاره...".



    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,252
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,326
    مورد تشکر
    88,470 در 29,295
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    یاد آن قصه قشنگ آهو و صیاد افتادم که بی ‏بی بارها برایم
    تعریف کرده بود و پدرم عکس آن را روی دیوار خانه زده بود.

    از همان جا با دل شکسته به طرف حرمت رو کردم
    و چشم های پر از اشکم را به گنبد طلایت دوختم و مثل
    آن وقت هایی که مادرم با دل شکسته تو را صدا می زد، گفتم:

    "یا امام رضا! اگه کمکم کنی بابامو پیدا کنم
    قول میدم که دیگه دختر خوبی بشم".

    هنوز آن شیرینی وصف ناپذیر خلوت با تو را در دل کوچکم
    احساس می کردم که ناگهان جمعیت شکافته شد
    و دست گرم پدرم را روی گونه های خیسم حسّ کردم...



    ویرایش توسط مدير محتوايي : 15-06-1393 در ساعت 12:54
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,252
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,326
    مورد تشکر
    88,470 در 29,295
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    حالا بعد از سال ها، همه می‏ گویند که برای خودم خانمی شدم
    و یک سری تو سرها درآورده ای.

    اما هنوز هم وقتی صدای نقاره‏ خانه به گوشم می ‏رسد
    و چشمم به گلدسته های بلند حرم می افتد


    و با کاسه ‏های با صفای سقاخانه‏ ات جرعه ای آب می نوشم
    یاد همان قولی که مدت ها پیش به تو داده بودم
    می‏ افتم و آهی از دل می کشم و از خجالت سر به زیر می اندازم.


    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,252
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,326
    مورد تشکر
    88,470 در 29,295
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    این روزها، دیگر آن معصومیت و صفای کودکانه
    ‏را احساس نمی کنم، و دیگر نمی‏ توانم با آن
    سادگی و صداقت زیبای بچه گانه با تو حرف بزنم.

    انگار که مدت هاست زیر قول خود زدم
    و باز هم دختر بدی شدم.

    دلم برای آن کودکی که مثل بّره آهو خود را
    به آغوش امن تو می انداخت، تنگ شده.

    کاش یک بار دیگر در شلوغی حرمت گم می شدم.
    دلم برای آن گریه های معصومانه تنگ شده.

    امروز می خواهم باز با همان صداقت و سادگی کودکانه
    عقده دل باز کنم و با تو درد و دل کنم.

    یا ضامن آهو!
    بشنو صدایم را آقاجان! ...




    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی