« مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
« مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 23
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    امام ، آينه حقيقت نما


    اگر مساءله امام شناسى بالا رود، خداشناسى هم بالا مى رود، زيرا، چه آيتى بالاتر از امام (عليه السلام )؟ امام ، آينه اى است كه حقيقت تمام عالم را نشان مى دهد.(26)



    رابطه توحيد و ولايت (عليه السلام)


    تمام انبيا، مثل يك نبى واحد، و تمام اوصيا، مثل يك وصى واحد هستند. همه اينان از توحيد نشاءت گرفته اند. لذا در اول امر، حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: قولو لا اله الا الله تفلحوا(27) و هيچ چيز ديگر نفرمودند.

    در اول امر، همين كلمه را فرمودند و بعد از مدتى فرمودند: ((هر كس ‍ دعوت مرا اجابت كند، او، وزير و وصى من خواهد شد.)) كسى جواب نداد. حضرت اين كلام را دو يا سه بار تكرار كردند. آخر كار، حضرت امير (عليه السلام ) بلند شدند و گفتند: ((من ، حاضرم !)) و اجابت كردند. بعد هم ابولهب (عموى پيامبر) به تمسخر گفت : ((براى مثل تو و دعوت تو، يك چنين طفلى بايد اجابت كند و حرف تو را قبول كند. براى اين ، ما را دعوت كرده بودى ))(28) ببينيد برادر و برادرزاده چه قدر با هم متفاوت اند! يكى جهنمى محض و ديگرى بهشتى محض !(29)

    آيا در اين اختلاف داريم كه حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرموده است : قولوا لا اله الا الله تفلحوا(30) همين كلمه لا اله الا الله همه را درست مى كند. اگر كسى ، راستى راستى ، از اصنام و انداد، جدا شود و موحد شود، مسلمان مى شود، و اگر كسى به درستى مسلمان شد، براى خاطر اين كه موحد است ، مؤ من مى شود، و اگر كسى ، راستى راستى ، مؤ من و شيعه شود، براى اين كه نص نسبت به وصايت وصى و وصى الوصى همين طور تا به آخر، قطعى است ، وصايت همه اوصياء (عليهم السلام ) را مى پذيرد. پس قهرا مى شود گفت ، توحيد، همه اين ها را در بر دارد و همه اين ها، پشت سرش مى آيد. پس اگر حقيقت را بخواهيم ، همان شهادت اولى (31) از براى شهادت به وصايت خاتم الوصياء(32 ) كافى است ، چون همه اين ها سلسله وار بر يك ديگر مترتب است .

    اگر كسى بخواهد وصى يكى از اوصيا را رد كند، با وجود اعتقاد و يقين به ثبوت وصايت او، در واقع ، همان وصى را رد كرده است و همين طور كسى را هم كه او اين وصى را تعيين كرده ، رد كرده است ، تا به آخر مقصود اينكه اگر حسابش را بكنيم ، بايد هر موحدى ، به خاتميت وصايت دوازدهمين ولى خدا اقرار داشته باشد و الا بايد اشكال همين طور برود بالا و به توحيدشان اشكال كرد. لذا دعوت حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) از همان اول بسم الله ، به همان توحيد بوده و ايشان ماءمور بود كه توحيد را به مردم برساند. پس اگر رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) راستگو است و در اين كه مى گويد: ((رسول الله است ))، راستگو هم هست ، همان پيامبر وصى و ولى بعد خود را تعيين كرده است و به مردم رسانده است يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته (33) و اگر نعوذ بالله ، دروغگو است ، پس در توحيدى كه حضرت منادى آن است ، اشكال داريد.

    چون خود آن حضرت ، توحيد را در ميان مردم نشر داده و آورده است . اگر كسى به يكى از ائمه اطهار (عليهم السلام ) اعتقاد نداشته باشد در حقيقت ، همان اصل توحيد را ايمان ندارد و بالاخره ، مقصود، اين است كه ايمان به توحيد، از براى اثبات وصايت آن حضرت كه الان تشريف دارد، كافى است عين الله الناظره و اذنه الواعيه (34) اين حرف هايى كه ما با هم مى زنيم ، آن حضرت جلوتر مى شوند. ما قائل هستيم به اين كه حضرات معصوم (عليهم السلام ) خليفه پيغمبر هستند و از طرف پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) منصوب شده اند، اما مخالفان ، مى گويند: ((ما خودمان خليفه شديم ، كسى ما را خليفه نكرده است )). اينان رفيق نيمه راه هستند. همين فرق مختلف شيعه ، از نبود توحيد درست و از انحراف از آن به وجود آمده اند: يك امامى ، دو امامى ، سه امامى ...، واقفيه ، فطحيه ، اسماعيليه (35) تا به آخر. مثلا امام صادق (عليه السلام ) از افراد مختلف خواستند كه شهادت بدهند اسماعيل بن جعفر وفات كرده است ؛ براى اين كه حضرت مى دانست ، همين سبب مى شود كه عده اى منحرف بشوند و فرقه اسماعيليه را به وجود آورند. به خاطر اخبار از مغيبات ، به آن حضرت ((صادق )) لقب داده اند؛ براى اينكه آتيه را مى ديد و مى گفت .




    « مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  2. تشكرها 3

    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (17-07-1393), ندا66 (17-07-1393), سابحات (17-07-1393)

  3. #12
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ولايت ادامه نبوت


    نبوت ، مترتب است بر توحيد، و وصايت ، مترتب است بر نبوت در حقيقت ، وصايت ، بقاء نبوت است ، به طورى كه اگر نبوت لازم باشد، وصايت و ايصاء هم لازم است ، و اگر نبوت لازم نباشد، اين ها هم لازم نيست . بين حدوث و بقاء وصايت نبايد فرق گذاشت . پس قهرا اينان با رسالت مخالف اند و با رسالت مخالف نيست . مگر كسى كه با توحيد مخالف باشد! لذا زمشخرى در شعرش مى گويد: و ان حنبليا قلت ...(36)

    مى گويد: نبايد از انسان سؤ ال كرد ((از چه كسى تقليد مى كنى ؟)) اگر بگويى از ابوحنيفه تقليد مى كنم ، او يبيح الطلى و هو الشراب المحرم و مالك ، فلان جور مى گويد، و شافعى ، فلان جور مى گويد، و ابن حنبل ، فلان جور مى گويد كه قائل به جسم (مجسم ) بودن خداوند تبارك و تعالى - نعوذ بالله - هستند.

    مجسمه از اهل تسنن ، در زمان امام جواد (عليه السلام ) كه همان ابن حنبل باشد، بوده اند. لذا مى بينيم كه مرحوم آقا شيخ عبدالحسين رشتى ،(37) در اوايل تاءسيس دارالتقريب بين المذاهب براى آنان نوشت كه : ((چه طور ما مى توانيم با اهل تسنن نزديك شويم و حال آن كه آنان خدا را جسم مى دانند.)) مرحوم آقاى بروجردى فرمودند، اين نامه آقا شيخ عبدالحسين را به دارالتقريب در مصر فرستاديم كه شما چه جوابى داريد؟ مسئولان دارالتقريب ، همه ، براى تمام ممالك اسلامى اين مطلب را فرستادند كه ((شما چه جوابى داريد؟)) ايشان مى فرمودند: چهار ماه طول كشيد تا اين گونه جواب دادند: ((اليوم ، علما، اتفاق دارند كه خدا جسم نيست !)) عجب ! شما قائل به تجسم را يكى از ائمه اربعه خودتان مى دانيد، بعد مى گوييد، علما، اتفاق دارند بر خلاف او؟! يعنى حالا با او مخالف ايد؟!(38)






    « مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  4. تشكرها 3

    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (17-07-1393), ندا66 (17-07-1393), سابحات (17-07-1393)

  5. #13
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    اهل بيت (عليهم السلام )، نور واحد


    اهل بيت (عليهم السلام ) همه ، نور واحدند، لذا انسان به هر كدام متوسل شود، از ديگرى جواب مى گيرد. البته مصححى در كار است . هم چنان كه از حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) حاجت خواسته اند و ايشان به حضرت امير (عليه السلام ) و آن حضرت به امام حسن (عليه السلام ) تا امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) حواله داده اند؛ زيرا، مجرى امور، در اين زمان ، آن حضرت است .

    پارسال شخصى در مشهد كنار من آمد و گفت : ((ديشب در حرم امام رضا (عليه السلام ) پنج كرامت از آن حضرت مشاهده كردم .)) هم چنين عجيب اين كه امسال شنيدم ، دو نفر عرب كه از معاودان مقيم مشهد بودند، به بيمارى سختى مبتلا شدند و جداگانه براى شفا و قضاى حاجت خويش به امام رضا (عليه السلام ) متوسل شدند و هر دو گفتند: همان شب توسل ، در خواب ، حضرت معصومه (عليهاالسلام ) را ديديم كه فرمود: حضرت رضا (عليه السلام ) فرمودند:

    ((حاجت شما برآورده شده است .)) و به يكى از آن دو كه كنار سرش به عمل جراحى احتياج داشته ، فرموده :
    ((ديگر احتياجى به عمل ندارى .)) و به ديگرى فرموده : ((خيلى گريه كردى ! زياد گريه نكنيد؛ زيرا، حضرت ، از گريه شما زوار و دوستان متاءذى و متاءثر مى شوند.)) اينان و اهل بيت (عليهم السلام ) با هم اتحاد و اتصال دارند.(39)







    « مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  6. تشكرها 2


  7. #14
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    لزوم تمسك به ثقلين



    تمام شريعات ، از اول دين تا آخر آن ، يك كلمه است ، و آن ، بندگى خدا است و نبايد آنى از اين كلمه غفلت كنيم . هر كدام از ما به انبيا و اوصيا و وصى وقت (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) شبيه تر باشيم ، به هدف نزديك تر هستيم ، و هركدام ، از اين وصايت و از اين يادگار - كه ثقلين باشند - دورتر باشيم ، از خدا دورتريم و هرچه به اين دو ثقل كه قرآن و عترت است نزديك تر باشيم ، به خدا و هدف خلقت نزديكتريم .

    ما نبايد خيال كنيم كه توانايى اتكا و افكار و آراء خودمان را داريم ! كسانى كه به اين ثقلين ، اعتماد و تمسك ندارند، از هدف خلقت كه همان بندگى خداست ، دور هستند.

    كسانى كه مى گويند: ((ما، قرآن را مى خواهيم ، ولى عترت را نمى خواهيم .))، در واقع ، قرآن را هم نمى خواهند!

    در قرآن آمده است : اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا(40)

    چه چيزى خصوصيت دارد كه آن موجب اكمال است و چه چيزى سبب اكمال اسلام است ؟ هميشه ، اسلام ، دين مرضى خدا است . پس امروز (روز غدير خم ) روز تكميل و اكمال اين دين است و تمام رضاى خدا در اين است . اگر كسى هم بگويد: ((من ، عترت را مى خواهم و قرآن را نمى خواهم .))، در واقع ، عترت را نمى خواهد و عترت را ندارد!

    عترت و قرآن ، شى ء واحدند. عترت ، شارح قرآن براى ما است و قرآن شارح عترت است و ما نمى توانيم با تمسك به يكى از تمسك به ديگرى مستغنى شويم !
    اگر كسى بگويد: ((كتاب خدا، ما را بس است ))، اين به معناى اين است كه كتاب خدا، از كتاب خدا كفايت مى كند! آيا مى شود يك هم چنين چيزى را گفت ؟!

    اگر كسى هم بگويد: ((عترت براى ما كافى است و به قرآن كارى نداريم ))، اين فرد، در واقع ، با عترت كارى ندارد، زيرا عترت اول و آخرش قرآن است . متشابهات قرآن ، برگشت به عترت مى كند و تعليمت ، از عترت برگشت به قرآن دارد. به طورى كه حضرات معصوم (عليهم السلام ) در روايات فرموده اند:

    ما خالف كتاب الله لم اقله (41) پس قهرا، براى رسيدن به خدا، بايد به همين وسائل ، يعنى مقربان درگاه الهى متوسل شويم ، الاقرب فالاقرب تا برسد به امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف )(42)






    « مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  8. تشكرها 3

    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (17-07-1393), ندا66 (17-07-1393), سابحات (17-07-1393)

  9. #15
    عضو آشنا
    ندا66 آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1393
    نوشته : 8      تشکر : 67
    35 در 10 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ندا66 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    « مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت


  10. #16
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    آل الله (عليهم السّلام ) فريب نمى خورند.



    (پاره اى نادان ) مى گويند: ((حضرت سيدالشهداء (عليه السلام ) گول خورد!)) اصلا به اين علوم و اين مقاماتى كه معصومان (عليهم السلام ) دارند، معتقد نيستند. اين ها گول خوردنى نيستند؛ آنان كسانى مى باشند كه بر نيات هر شخصى به مجرد اينكه خودش را ببينند يا كلامش را بشنوند، مطلع هستند.

    بلكه افراد پايين تر از معصومان هم ، به مراتب ديده شده . همين نزديكى زمان ما بوده اند. مثلا مى گفتند: ((فلان نامه در فلان جا نوشته شده ))، بعد تحقيق كردند و ديدند همين طور است . يا اينكه آن آقا در مشهد بوده ، مى گفتند نامه اى براى يك نفر در قم نوشته و فرستاده و در آن نوشته بود: ((حالا كه شما مشغول غذا خوردن هستيد، فلان كار را انجام دهيد.)) و نامه هم در وقتى كه مشغول غذا خوردن بوده ، به او رسيده بود و نويسنده ، اين مطلب را قبلا خبر داده بود! خب ، اين ها كه خدا مى داند چه مقاماتى (=چه فاصله هايى ) بين خودشان و بين معصومان (عليهم السلام ) مى دانستند، اين جور مقامات داشتند. آن وقت ، ايراد گرفتن بر اهل بيت (عليهم السلام ) و انبيا، پيش بعضى ها آسان است !(43)




    « مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  11. #17
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    علم به شهادت


    چگونه مى توان رواياتى را كه مربوط به مسموميت ائمه (عليهم السلام ) يا موارد ديگر است ، با عصمت آن ها جمع كرد؟

    بر حسب ظاهر، اين روايات با هم منافات ندارد. چرا؟ به جهت اين كه علم امامان (عليهم السلام ) مسلم است ، لكن از جمله معلوماتشان اين است كه يك وقتى اينان وفات مى كنند و از دار دنيا مى روند، شبيه به رفتن ديگران . هر كسى برايش مقدر است كه يك روزى يا يك شبى بايد از دنيا برود. امام يا پيغمبر، مى داند چه زمانى از دنيا خواهد رفت و مى داند به چه سببى خواهد رفت . اين عملشان هم ، تا آن زمان رفتنش مستمر است .

    عده اى مى گويند: ((آخر چطور مى دانست اين زهر است و نوشيد (در حالى كه قرآن مى فرمايد:) لا تلقوا باءيديكم الى التهلكه (44)؛ ((با دست خود، خودتان را به نابودى نيندازيد)). آيا مى شود بگوييم ارشاد به حكم عقل است ؟ چطور خودش ، خودش را مى كشد و هلاك مى كند؟!))

    اين هم جوابش اين است كه به همان طريقى كه فهميده است كه در چه ساعتى وفات خواهد كرد و به چه سببى وفات خواهد كرد، از همان طريق غيب و مخصوص به خودش مى داند، مى داند كه نبايد بر آن علم غيبش ‍ ترتيب اثر دهد و بايد كاءحد من الناس ؛ ((مانند يكى از مردم )) معامله كند؛ مثل اينكه نمى داند چه وقت فوت مى كند و به چه سببى وفات مى كند. لذا حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) چند دانه از آن خرماى مسموم كه تناول كرد، فرمود: ((حسبى ؛ مرا كافى است .))(45)




    « مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  12. #18
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    محبّت اهل بيت (عليهم السّلام ) ، اعظم عبادات



    محبت و ولايت اهل بيت (عليهم السلام ) خود، يك عمل است و واجب ، بلكه از اعظم طاعات و واجبات است ، به حدى كه فرموده اند: لم يناد بشى ء كما نودى بالولايه !(46)

    البته نماز، روزه ، زكات ، حج هم واجب است . محبت ، هر قدر رتبه اش بيشتر باشد، اثر آن در اعمال ديگر بيشتر خواهد بود. در قرآن شريف مى فرمايد:

    الا المودة فى القربى (47)

    اگر چيز ديگرى غير از مودت اهل بيت (عليهم السلام ) براى مردم نافع تر بود، بيان مى شد. البته ما متاءسفانه به آنان محبت داريم ، اما در راه و مكتب آنان نيستيم ، لذا مثل آنان نماز نمى خوانيم و مثل آنان حج بجا نمى آوريم .(48)




    « مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  13. #19
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ولايت اهل بيت ، شرط صحت عمل


    سؤ ال : آيا ولايت اهل بيت (عليهم السلام )، شرط قبولى اعمالى است يا شرط صحت آن ؟

    جواب : ولايت اهل بيت ، شرط صحت عمل است . نجات ، براى كسى است كه اهل بيت (عليهم السلام ) را در همه جا، مورد تخاطب و حاضر ببيند.(49)


    عصمت از خطا و خطيئه


    عصمتى كه ما در انبيا و اوصيا ملتزم هستيم ، عصمت از خطا و خطيئه است نه فقط عصمت از خطيئه ؛ بلكه اشتباهات هم در آن ها راه ندارد و الا اعتبارى به قولشان نيست . چرا؟ به دليل اين كه اگر مردم ببينند يك كسى پشت سر هم دروغ مى گويد و اشتباه مى كند، از او كناره گيرى مى كنند.

    آن آقا آدم خوبى بود، يك دفعه ديدند آمده و پشت سر هم دروغ مى گويد. پرسيدند: ((اين كه آدم خوبى بود، چطور شد كه اين جور شده ؟!)) گفتند: ((به حصبه مبتلا شد و حافظه اش را از دست داد. الان هيچ راست و دروغ را تشخيص نمى دهد. همين طور يك چيزهايى مى گويد)). سرانجام اين (اشتباهات ) سبب كناره گيرى مردم از نبى يا وصى مى شود. اگر مردم ببينند كه معصوم ، الى ماشاءالله سهو مى كند، نسيان مى كند(50) و از فرائض محروم مى شود، از او دور مى شوند.(51)





    « مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  14. #20
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    عصمت هم مراتب دارد



    عصمت مراتب دارد. فلذا در خود انبيا و اوصيا معتقد به تفاضل هستيم . اءولوالعزمى داريم (و غير اءولى العزمى )؛ خاتم الاءنبيائى داريم كه از همه آن ها بالاتر است و در اوصيا هم خمسه (52) را از غير خمسه ، مقدم مى دانيم . در غير خمسه هم صاحب وقت ، امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) را كالكوكب الدرى ؛(53) ((مانند ستاره درخشان )) در بين آن ها مى دانيم . همه اين ها مراتب دارند.(54 )


    عصمت در غير معصوم



    شرط نبوت و وصايت ، عصمت است ؛ اما بر اين كه ((عصمت ، اصلا تحققش منحصر به نبى و وصى است ))، دليل نداريم . زيرا در زيد بن على بن الحسين (عليهم السلام ) احتمال عصمت مى دهيم ؛ من احتمال حسابى ، حتى بالاتر از احتمال مى دهم ، كه ايشان معصوم از خطيئه بوده نه معصوم از خطا.

    در جايى - گويا در تفسيرش - مى گويد: ((معصوم همان پنج تن بودند)) كه پيداست در اين مساءله با معصوم (عليه السلام ) گفتگو نكرده ؛ اما هم خودش و هم پسرش (يحيى )(55) با آن جوانى اش ، معصوم از خطيئه بودند. و امام صادق (عليه السلام ) فرموده است : ((خدا عمويم زيد را رحمت كند؛ اگر پيروز مى شد، حق ما را به ما وا مى گذاشت .))


    همين طور در حضرت ابوالفضل و على بن حسين (كه در كربلا شهيد شد) و اين همه اصحاب سيدالشهداء؛ صحبت احتمال نيست واقع عصمت در اين ها محرز(56) است . و همچنين براى مقداد و سلمان ؛ آيا مى شود بگوييم عصمت ندارند؟ بلكه نزديك عصر ما هم ديده شده كسانى كه مدعى بودند: ((معصيت بجا نياورديم عالما و عامدا؛ از روى علم و عمدا، معصيت بجا نياورديم .))(57)






    « مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا » _ ویژه نامه گرامیداشت دهه ولایت

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •