باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم*
صفحه 7 از 10 نخستنخست ... 345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 97
  1. #61
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 28,214      تشکر : 49,935
    83,342 در 27,226 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین
    روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

    از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم
    مروه پشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین



    می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
    بیش از اینها٬ حرمت کوی منا دارد حسین...

    بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
    کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

    رخت دیبای حرم چون گل به تاراجش برند
    تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

    بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
    ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین؟


    سروران٬ پروانگان شمع رخسارش٬ ولی
    چون سحر٬ روشن٬ که سر از تن جدا دارد حسین

    سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق
    می نماید خود٬ که عهدی با خدا دارد حسین

    او وفای عهد را با سر کند سودا٬ ولی
    خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

    دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
    با کدامین سر کند؟ مشکل دوتا دارد حسین

    سیرت آل علی(ع) با سرنوشت کربلاست
    هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

    آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
    عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین


    دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
    داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین

    ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان٬ زخمه ای
    گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین


    دست آخر کز همه بیگانه شد٬ دیدم هنوز
    با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

    شمر گوید: گوش کردم تا چه خواهد از خدای
    جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین


    اشک خونین گو بیا بنشین به چشم «شهریار»
    کاندر این گوشه عزایی بی ریا دارد حسین


    باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم*


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ







    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  2. #62
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,856      تشکر : 51,133
    162,288 در 45,400 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    روزی که شود "اذا السما انفطرت"
    وانگه که شود "اذا النجوم انکدرت"

    من دامن تو بگیرم اندر "سئلت"
    گویم صنما "بای ذنب قتلت "

    عشق تو مرا "الست منکم ببعید "
    هجر تو مرا "ان عذابی لشدید"

    بر کنج لبت نوشته "یحیی ویمیت"
    من مات من العشق فقد مات شهید




    باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم*
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************




  3. #63
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    چشم هایش همه را یاد مسیحا انداخت
    در حرم زلزله ی شور تماشا انداخت

    هیچ چیزی که نمی گفت فقط با گریه
    جلوی پای عمو بود خودش را انداخت


    با تعجب همه دیدند غم بدرقه اش
    کوه طوفان زده را یک تنه از پا انداخت

    بی زره رفت و بلا فاصله باران آمد
    هر کس از هر طرفی سنگ به یک جا انداخت


    بی تعادل سر زین است رکابی که نداشت
    نیزه ای از بغل امد زد و او را انداخت

    اسب ها تاخته و تاخته و تاخته اند
    پس طبیعی است چه چیزی به تنش جا انداخت


    با عمو گفتن خود جان عمو را برده
    آنکه چشمش همه را یاد مسیحا انداخت




    باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم*
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  4. #64
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,856      تشکر : 51,133
    162,288 در 45,400 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
    یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟


    بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
    بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

    اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید
    محشر الله الله است می دانی چرا؟


    یک بغل باران الله الصمد آورده ام
    نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟

    راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
    راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟


    از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
    فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟

    از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
    انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟


    از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
    باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟






    باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم*
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************




  5. #65
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,856      تشکر : 51,133
    162,288 در 45,400 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    باز محرم رسيد، دلم چه ماتمزده
    کسي ميان اين دل، خيمه ماتم زده

    باز محرم رسيد، شدم چه حيران و مست
    از اين همه عاشقي، دوباره ام مست مست


    باز محرم رسيد، ميکده ها وا شدند
    تمام عاشقانت، واله و شيدا شدند

    باز محرم رسيد، اين من و گريه هايم
    رفع عطش مي کند، فرات اشک هايم


    باز محرم رسيد، شهر سيه پوش توست
    دل ، نگران رنج خواهر مظلوم توست

    باز محرم رسيد، مدرسه عشق باز
    کلاس درس زينب، کار نموده آغاز

    باز محرم رسيد، وعده گه بيدلان
    فصل جنون و مستي، صاحبِ صاحبدلان

    باز محرم رسيد، تا سحر آواره ام
    ميان ميخانه ها، مستم و ديوانه ام


    باز محرم رسيد، عاشقي سوداگريست
    گرمي بازار عشق، شور دل زينبي ست





    باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم*
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************




  6. #66
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,549      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    خواب بودم، خواب دیدم مرده ام
    بی نهایت خسته و افسرده ام

    تا میان گور رفتم دل گرفت
    قبر کن سنگ لحد را گل گرفت


    روی من خروارها از خاک بود
    وای، قبر من چه وحشتناک بود!

    بالش زیر سرم از سنگ بود
    غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود


    هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت
    سوره ی حمدی برایم خواند و رفت

    خسته بودم هیچ کس یارم نشد
    زان میان یک تن خریدارم نشد


    نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی
    ترس بود و وحشت و دلواپسی

    ناله می کردم ولیکن بی جواب
    تشنه بودم، در پی یک جرعه آب


    آمدند از راه نزدم دو ملک
    تیره شد در پیش چشمانم فلک

    یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
    دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟


    گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود
    لرزه بر اندام من افتاده بود

    هر چه کردم سعی تا گویم جواب
    سدّ نطقم شد هراس و اضطراب


    از سکوتم آن دو گشته خشمگین
    رفت بالا گرزهای آتشین

    قبر من پر گشته بود از نار و دود
    بار دیگر با غضب پرسش نمود:


    ای گنه کار سیه دل، بسته پر
    نام اربابان خود یک یک ببر

    گوئیا لب ها به هم چسبیده بود
    گوش گویا نامشان نشنیده بود


    نامهای خوبشان از یاد رفت
    وای، سعی و زحمتم بر باد رفت

    چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد
    بار دیگر بر سرم فریاد کرد:


    در میان عمر خود کن جستجو
    کارهای نیک و زشتت را بگو

    هر چه می کردم به اعمالم نگاه
    کوله بارم بود مملو از گناه


    کارهای زشت من بسیار بود
    بر زبان آوردنش دشوار بود

    چاره ای جز لب فرو بستن نبود
    گرز آتش بر سرم آمد فرود


    عمق جانم از حرارت آب شد
    روحم از فرط الم بی تاب شد

    چون ملائک نا امید از من شدند
    حرف آخر را چنین با من زدند:

    عمر خود را ای جوان کردی تباه
    نامه اعمال تو باشد سیاه

    ما که ماموران حق داوریم
    پس تو را سوی جهنم می بریم


    دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود
    دست و پایم بسته در زنجیر بود

    نا امید از هرکجا و دل فکار
    می کشیدندم به خِفّت سوی نار


    ناگهان الطاف حق آغاز شد
    از جنان درهای رحمت باز شد

    مردی آمد از تبار آسمان
    دیگران چون نجم و او چون کهکشان

    صورتش خورشید بود و غرق نور
    جام چشمانش پر از خمر طهور

    چشمهایش زندگانی می سرود
    درد را از قلب انسان می زدود


    بر سر خود شال سبزی بسته بود
    بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

    کِی به زیبائی او گل می رسید
    پیش او یوسف خجالت می کشید


    دو ملک سر را به زیر انداختند
    بال خود را فرش راهش ساختند

    غرق حیرت داشتند این زمزمه
    آمده اینجا حسین فاطمه؟!


    صاحب روز قیامت آمده
    گوئیا بهر شفاعت آمده

    سوی من آمد مرا شرمنده کرد
    مهربانانه به رویم خنده کرد


    گشتم از خود بی خود از بوی حسین (ع)
    من کجا و دیدن روی حسین (ع)

    گفت: آزادش کنید این بنده را
    خانه آبادش کنید این بنده را

    اینکه این جا این چنین تنها شده
    کام او با تربت من وا شده

    مادرش او را به عشقم زاده است
    گریه کرده بعد شیرش داده است


    خویش را در سوز عشقم آب کرد
    عکس من را بر دل خود قاب کرد

    بارها بر من محبت کرده است
    سینه اش را وقف هیئت کرده است


    سینه چاک آل زهرا بوده است
    چای ریز مجلس ما بوده است

    اسم من راز و نیازش بوده است
    تربتم مهر نمازش بوده است


    پرچم من را به دوشش می کشید
    پا برهنه در عزایم می دوید

    بهر عباسم به تن کرده کفن
    روز تاسوعا شده سقای من


    اقتدا بر خواهرم زینب نمود
    گاه میشد صورتش بهرم کبود

    تا به دنیا بود از من دم زده
    او غذای روضه ام را هم زده


    قلب او از حب ما لبریز بود
    پیش چشمش غیر ما ناچیز بود

    با ادب در مجلس ما می نشست
    قلب او با روضه ی من می شکست


    حرمت ما را به دنیا پاس داشت
    ارتباطی تنگ با عباس داشت

    اشک او با نام من می شد روان
    گریه در روضه نمی دادش امان


    بارها لعن امیه کرده است
    خویش را نذر رقیه کرده است

    گریه کرده چون برای اکبرم
    با خود او را نزد زهرا (س) می برم


    هرچه باشد او برایم بنده است
    او بسوزد، صاحبش شرمنده است

    در مرامم نیست او تنها شود
    باعث خوشحالی اعدا شود


    گرچه در ظاهر گنه کار است و بد
    قلب او بوی محبت میدهد

    سختی جان کندن و هول جواب
    بس بود بهرش به عنوان عقاب


    در قیامت عطر و بویش می دهم
    پیش مردم آبرویش می دهم

    آری آری، هرکه پا بست من است
    نامه ی اعمال او دست من است


    صمد بیابانی از سلماس



    باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم*
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 12-07-1395 در ساعت 11:20

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  7. #67
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,144      تشکر : 22,919
    13,392 در 5,868 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    دوباره می رسد از ره، صدای پای محرم
    سلام ماه حسین جان و گریه های محرم

    چه نفس های شریفی که می شوند در این ماه

    شبیه کعبه سیه پوش ماجرای محرم

    چه سینه ها که بسوزند در مصائب ارباب

    چه اشک ها که بریزند در عزای محرم

    به روی پیرهن مشکی ام نوشته ام امسال

    منم گدای حسین و منم گدای محرم

    تمام سال صدای حسین حسین می آید

    از آن دلی که شود سخت مبتلای محرم

    پیام فاطمه این است: شیعیان حسینم!

    سلوک روضه بگیرید پا به پای محرم

    سلام روضه ی غربت، سلام حضرت مسلم

    چه حیف شد نرسیدی به ابتدای محرم

    حسین می رسد و کربلاست مقصدش، اما

    امان ز کرب عظیم و غم و بلای محرم


    امیر عظیمی




    باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم*




    أللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَ العافِیَةِ وَ النَّصر
    i
    i
    i



    .


  8. #68
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,549      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    این بار بی مقدمه از سر شروع کرد
    این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد

    مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را
    از جای بوسه های پیمبر شروع کرد



    از تل دوید مرثیه قتلگاه را
    از لا به لای نیزه و خنجر شروع کرد

    از خط به خطّ مقتل گودال رد شد و
    با گریه از اسیری خواهر شروع کرد

    این جا چقدر چشم حرامی به خیمه هاست!
    طاقت نداشت از خط دیگر شروع کرد

    بر سر گرفت گوش عبا را و صیحه زد
    از روضۀ ربودن معجر شروع کرد


    برگشت، روضه را به تمامی دشت برد
    از ارباً ارباً تن اکبر شروع کرد

    لب تشنه بود خیره به لیوان نگاه کرد
    از التهاب مشک برادر شروع کرد


    هی دست را شبیه به یک گاهواره کرد
    از لای لایِ مادر اصغر شروع کرد

    تیر از گلوی کودک من در بیاورید!
    هی خواند و گریه کرد و مکرر شروع کرد


    غش کرد روضه خوان نفسش در شماره رفت
    مدّاحی از کناره منبر شروع کرد:

    ای تشنه لب حسین من ای بی کفن حسین!
    دم را برای روضه مادر شروع کرد


    یک کوچه باز کنید که زهرا رسیده است
    مداح بی مقدمه از در شروع کرد

    - هیزم می آورند حرم را خبر کنید-
    این بیت را چه مرثیه آور شروع کرد


    این شعر هم که قافیه هایش تمام شد
    شاعر بدون واهمه از سر شروع کرد

    محسن ناصحی







    باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم*

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  9. #69
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,856      تشکر : 51,133
    162,288 در 45,400 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    یک کاروان دل به سویت
    تو رهروی سوی فردا

    دارد می آید محرم
    ماه پر از یاد مولا

    دارد می آید محرم
    ماه مساجد، تکایا

    ماه غم و اشک و ماتم
    بر غربت ابن زهرا

    دارد می آید محرم
    ماه همیشه سیه پوش

    ماهی که هر انقلابی
    از یاد آن گشته پرجوش

    دارد می آید محرم
    ماه حسین و علمدار

    هیهات از هرچه ذلت
    از زندگانی چو مردار

    هیهات از هرچه بیعت
    با هر یزید زمانه

    از مسلک اهل کوفه
    از اشک بی پشتوانه

    دارد می آید محرم
    و کربلا کل دنیاست

    شمر و اباالفضل و هانی
    نقش من و تو همین هاست

    باید که خود را بیابیم
    ما در کدامین سپاهیم؟

    یا در عمل اهل حقیم
    یا آنکه اهل تباهیم





    باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم*
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************




  10. #70
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    چه می شود که شبی بشنوم صدایت را
    به درد، گریه کنم زخم روضه هایت را


    بگو کجا زده ای خیمه در کدامین دشت
    به این دو چشم که طی کرده رد پایت را



    زمان بدون تو امشب چه سرد می گذرد
    بیا که گرم کنی مجلس عزایت را


    جسارت است ولی می شود همین شب سرد
    کشی به روی سرم لحظه ای عبایت را


    گمان کنم که صدایت گرفته چون زینب
    میان بغض صدا می زنی خدایت را




    باز این چه شورش است که در خلق عالم است* اشعار برگزیده ماه محرم*
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






صفحه 7 از 10 نخستنخست ... 345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •