··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪·· سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··
صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 23456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 88
  1. #51
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    تفاوت صبر و ثبات مؤمنان و كافران

    نكته‌ي قابل تأمّل اينكه كفّار هم ثبات دارند. آنها هم در مسير خودشان ثابت و استوارند . رو به هر مقصدي كه بخواهند بروند، با استقامت و استواري مي‌روند.
    آنها هم به قانون خودشان عمل مي‌كنند و انضباط عملي دارند.

    آنچه ندارند«ذِكْرُ الله»است.
    تفاوت سرباز مسلمان و سرباز كافر همين است .

    سرباز كافر در راه خود ثابت و نيرومند است.ولي خدا همراهش نيست و با خدا ارتباطي ندارد . چنين آدمي ظالم و ستمگر مي‌شود.
    دروغگويي،تدليس، حقّه‌بازي و آدمكشي در او هست .

    ولي سرباز مسلمان تنها به ثبات و انضباط اكتفا نمي‌كند . بايد خدا در كنارش باشد.او قدرت و انضباط را در مسير خدا به كار مي‌بندد.
    سرباز مسلمان هرگز دروغ نمي‌گويد، تهمت نمي‌زند، نيرنگ به كار نمي‌برد و اجحاف نمي‌كند.


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  2. #52
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    صبر و توكّل، دو صفت بارز مهاجران

    خداوند متعال در قرآن كريم «مهاجران في الله»را با دو صفت توصيف كرده مي‌فرمايد:

    "الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلي رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ".[55]
    آنها [كساني هستند] كه صبر و ثبات و استقامت [در شدائد و مصائب] پيشه‌ي خود ساخته‌اند و [در تمام كارها] بر پروردگارشان توكّل مي‌كنند.

    «صبر»يعني آدمي در راه رسيدن به هر هدف و مقصدي كه دارد، تحمّل همه‌گونه سختي‌ها و ناملايمات را بنمايد
    و در مقابل دشواري‌ها ضعف و سستي از خود نشان ندهد،از پا نيفتد و به زانو در نيايد.

    «توكّل»يعني انسان مؤمن به خدا، جز خدا هيچ موجودي را مؤثّر مستقل در عالم نشناسد. در عين اين كه دنبال كسب و كار و فعّاليّت از هر قبيل مي‌رود
    و متوسّل به وسايل و اسباب عادي مي‌گردد؛ در عين حال خدا را به عنوان مسبّب‌الاسباب بشناسد،آنگونه كه هر سبب و وسيله‌اي اعمّ از عادي و غير عادي، هم وجودش و هم خاصيّت اثر گذاري‌اش بسته به اراده و خواست خداست. اگر او نخواهد كه من به هدفي برسم، هيچ وسيله و هيچ سببي نه وجود خواهد داشت و نه اثرگذار خواهد بود
    و اگر او بخواهد كه من به آن هدف برسم، با نبود تمام اسباب و وسايل از راهي كه خودم نمي‌دانم به آن مي‌رسم

    كه خودش فرموده:

    "...وَ مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً$وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ...".[56]
    ...كسي كه [خدا را به حساب آورده و] تقوا پيشه كند خدا راه خروج [از هر مشكلي] را به رويش مي‌گشايد
    و از جايي كه خودش احتمال آن را نمي‌دهد، او را به هدف مي‌رساند...


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  3. #53
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    لذا انسان مؤمن نه به هنگام فراهم بودن اسباب و وسايل مغرور مي‌شود و خود را به هدف رسيده مي‌بيند

    و نه به هنگام فقدان اسباب و وسايل مأيوس مي‌گردد و خود را بيچاره و محروم از نيل به هدف مشاهده مي‌نمايد؛

    بلكه در همه جا و در همه حال، دل از همه چيز و از همه كس بريده و چشم اميد از همه جا بسته به زبان حال و قالش گفتار خدايش را زمزمه مي‌كند كه:

    "فَإنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللهُ لا إلهَ إلّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ".
    [57]

    اگر از چشم همه خلق بيفتم سهل اســت

    تو ميانداز كه مخذول تو را ناصر نيست

    به جدّ و جهد چو كاري نمي‌رود از پيش
    به كردگار رها كرده بِه مصالح خويــش


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  4. #54
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    كمبود صبر و يقين در بين مؤمنين

    اگر مي‌بينيم برخي از مؤمنين توجّه قلبي به خدا ندارند و دلبستگي به غير خدا پيدا كرده‌اند، گوششان در گرو«لهوالحديث»و چشمشان در دام و كمند زنان افتاده است! نه حظّ و نصيبي از حال يقين نسبت به خدا و معاد تحصيل كرده‌اند و نه نيرويي از صبر و خود نگهداري از گرايش به گناه به دست آورده‌اند
    و سبب آن را خداوند متعال در آخر آيه‌ي 108 سوره‌ي نحل بيان مي‌فرمايد:

    "...اُولئِكَ هُمُ الْغافِلون".
    ...اينان مبتلا به بيماري غفلتند.

    متأسّفانه آنچه كه ما بيشتر كم داريم كمبود همين دو گوهر گرانقدر صبر و يقين است.

    اين بيان نوراني از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)منقول است:

    (مَنْ اَقَلِّ ما اُوتِيتُمُ الْيَقينُ وَ عَزيمَةُ الصَّبْرِ وَ مَنْ اُعْطِي حَظَّهُ مِنْهُما لَمْ يُبالِ ما فاتَهُ مِنْ قِيامِ الْلَّيْلِ وَ صِيامِ النَّهارِ وَ لَئَنْ تَصْبِرُوا عَلي مِثْلِ ما اَنْتُمْ عَلَيْهِ اَحَبُّ اِلَيَّ مِنْ اَنْ يُوافِينِي كُلُّ اَمْرِيءٍ مِنْكُمْ بِمِثْلِ عَمَلِ جَميعِكُمْ).[58]

    از جمله‌ي كمترين چيزهايي كه شما داريد، يقين است و صبر محكم و استوار، اگر كسي از اين دو صفت داراي بهره‌ي كافي باشد، از كمبود شب زنده‌داري‌ها و روزه‌هاي مستحبّي نبايد نگران باشد. اگر شما به همان اعتقادات حقّه و اخلاق فاضله و اعمال صالحه‌اي كه دستور داده شده‌ايد ثابت و محكم باشيد[شكّ و ترديد در عقايد و فساد در اخلاق و سستي در عمل به شما راه نيابد] نزد من محبوبتر از اين است كه هر كدامتان در روز قيامت به اندازه‌ي اعمال تمام امّت با من مواجه گرديد.

    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  5. #55
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    آنچه كه در رتبه‌ي مقدّم بر همه چيز از ما خواسته‌اند، انجام واجبات و ترك محرّمات است، بنابراين كساني كه در انجام وظايف واجبشان در زندگي خانوادگي و اجتماعي، سست و در ارتكاب گناهان، بي‌پروا مي‌باشند آنگاه اهتمام تمام براي انجام عبادات مستحبّ از نمازها و روزه‌ها و زيارت‌ها و حجّ و عمره‌هاي مكرّر و ساختن مسجد و حسينيه‌ها از خود نشان مي‌دهند، در واقع راه را گم كرده و در بيراهه پيش مي‌روند.

    در پايان حديث مزبور رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمود:

    (وَلكِنِّي اَخافُ اَنْ يُفْتَحَ عَلَيْكُمُ الدُّنْيا بَعْدِي فَيُنْكِرَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً وَ يُنْكِرَكُمْ اَهْلُ السَّماءِ عِنْدَ ذلِكَ).[59]
    ولكن من ترس اين دارم كه پس از من درهاي ثروت و قدرت دنيا به روي شما باز شود و شما براي به دست آوردن آن رو در روي يكديگر بايستيد و به ستيزگي با هم بپردازيد كه در اين موقع است كه آسمانيان نيز از شما رو بر مي‌گردانند و مددي از جانب خدا به شما نمي‌رسد و قهراً همه چيز خود را از دست مي‌دهيد.

    (فَمَنْ صَبَرَ وَ احْتَسَبَ ظَفَرَ بِكَمالِ ثَوابِهِ).
    پس كسي كه صابر و قانع باشد، به كمال بهره‌ي خود نائل مي‌گردد.


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  6. #56
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    قدرت روحي مؤمن

    عبدالله بن‌حذاقه از سابقين در اسلام است؛ يعني از جمعيّت اندكي است كه در مكّه به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ايمان آوردند و شكنجه‌هاي ددمنشانه‌ي مشركان را تحمّل نموده و دست از ايمان خود برنداشتند. در زمان حكومت عمر لشكر روم هشتادودو نفر از مسلمانان را اسير كردند و همين عبدالله در رأس آنها بود.

    او را نزد سردار روم آوردند. او به عبدالله تكليف كرد كه بيا نصرانيّت را بپذير،من آزادت مي‌كنم و همه گونه وسايل رفاه زندگي در اختيارت مي‌گذارم. عبدالله گفت: من موحّد و اهل لااله الّا الله هستم. من دينم را با تعارف به دست نياورده‌ام كه با تعارف از دست بدهم.او از اين جواب قرص و محكم كه توأم با بي‌اعتنايي نسبت به گفتار او بود سخت برآشفت و بعد دستور داد ديگ بزرگي پر از روغن زيتون آوردند و روي آتش جوشاندند.

    آنگاه دستور داد يكي از مسلمانان اسير را آوردند و به او هم گفت از اسلام دست‌بردار و به نصرانيّت در بيا.
    او هم اعتنا به حرف او نكرد. دستور داد لختش كردند و در همان روغن جوشيده‌ي زيتون انداختند.

    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  7. #57
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    گفتن و شنيدن اين سخنان آسان است! امّا انسان بينديشد كه آنها چه ايمان قويّ و محكمي به عالم پس از مرگ خود داشتند

    و ارزشي براي جان خود در مقابل ايمان به خدا قائل نبودند؟!

    اگر مي‌گفت: باشد، تسليمم؛ مطلب تمام مي‌شد و زندگي مرفّهي داشت. بيش از چند لحظه نگذشت كه پوست و گوشتش جدا شد و استخوانها روي روغن آمد.

    آنگاه آن سردار رو به عبدالله بن‌حذاقه كرد و گفت: اين منظره را ديدي؟! اگر در مقابل من تسليم نباشي به همين بلا مبتلا خواهي شد!

    او منقلب شد و به شدّت گريست. سردار روم گفت: عجب! تو اين قدر ترسو بودي كه گريه كردي؟!

    عبدالله گفت: تو اشتباه كردي! اين گريه‌ام به خاطر اين روغن جوشان نيست بلكه براي اين است كه چرا يك جان بيشتر ندارم!

    آرزو مي‌كنم اي كاش به تعداد موهاي بدنم جان داشتم و به تعداد جانهايم ميان اين روغن جوشان انداخته مي‌شدم!


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  8. #58
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    روميان از اين شهامت و قوّت روحي عجيب به حيرت افتادند و گفتند: درست نيست اين چنين مرد قويّ‌النّفس دريادلي از بين برده شود.

    به اين فكر افتادند كه آزادش كنند امّا دنبال بهانه‌اي مي‌گشتند! سردار رومي گفت: بسيار خوب! بيا سر مرا ببوس؛آزادت مي‌كنم.

    عبدالله گفت: نه! من مسلمانم و اسلام با عزّت توأم است. بوسيدن سر كافر ذلّت است و با عزّت اسلامي من نمي‌سازد!

    اين سخن بر تعجّب آن مرد رومي افزود و خواست از در تطميع وارد شود و گفت: بيا دين من را قبول كن.

    من هم دخترم را به تو تزويج مي‌كنم و هم تو را شريك در حكومتم قرار مي‌دهم!گفت: حرف عجيبي است!

    گوهر ايماني كه من به دست آورده‌ام در نظرم به مراتب از دختر تو و از حكومت بر يك مملكت با ارزش‌تر است.

    سردار رومي‌ ديد خير! اين آدم مردي نيست كه با تهديد و تطميع به زانو درآيد و دست از ايمان خود بردارد گفت:

    بسيار خوب، بيا سر مرا ببوس. من هم خودت و هم هشتاد نفر همراهانت را آزاد مي‌كنم. عبدالله گفت:باشد؛ اين كار را مي‌كنم.

    چون مي‌دانم بوسيدن سر يك كافر به بهاي آزاد شدن هشتاد مسلمان از قيد اسارت مورد رضاي خداوند است. از جا برخاست جلو آمد و سر او را بوسيد.

    او هم به وعده وفا كرد و آنها را آزاد نمود. وقتي به مدينه آمدند،اصحاب با او مزاح مي‌كردند و مي‌گفتند:تو رفتي در ديار كفر سر كافر بوسيدي؟!

    مي‌گفت: بله، سر يك كافر بوسيدم و سر هشتاد مسلمان از اسارت نجات دادم.[60]


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  9. #59
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    صبر شگفت‌انگيز حضرت ايّوب(علیه السلام)

    داستان حضرت ايّوب (علیه السلام) پيامبر بزرگوار خدا را شنيده‌ايم كه به چه بلاهاي بزرگي مبتلا شد و چه صبر عظيمي از خود نشان داد كه خدا درباره‌اش فرموده است:

    "وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أيُّوبَ...".[61]
    به ياد آور بنده‌ي ما ايوب را...

    تعبير به«عبدنا»بنده‌ي ما،نشان از كمال لطف و عنايت دارد كه خطاب به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)مي‌فرمايد،
    يادي از بنده‌ي ما ايّوب بنما و سخن از وي به ميان آور.


    "...إنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إنَّهُ أوَّابٌ"؛[62]
    ...ما او را صابر يافتيم چه بنده‌ي خوبي است كه بسيار رابطه‌ي تضرّع پي‌در‌پي با ما داشت.

    آن پيامبر بزرگوار، روي حكمت الهي به صحنه‌ي امتحان كشيده شد و انواع بلاها و محنت‌ها به او روي آورد!هر چه از اموال و اولاد داشت از دستش رفت!
    بيماري فوق‌العاده شديد بر بدنش عارض شد و زمين‌گير گرديد!اين محنت عظيم، هفت سال ـ و به نقلي هجده سال طول كشيد!
    تمام دوستان و يارانش به زعم اين كه او (العياذبالله)مرتكب گناهي بزرگ شده كه مورد قهر و غضب خدا قرار گرفته، از اطرافش پراكنده شدند و تنهايش گذاشتند!تنها همسرش در وفاداري نسبت به وي استقامت ورزيد تا اينكه روزي عدّه‌اي از اصحاب پيشين آن حضرت نزد او آمدند و زبان به شماتت و سرزنش گشودند.

    گفتند: اي ايّوب! تو حتماً گناه بزرگي مرتكب شده‌اي كه اين‌گونه مبتلا گشته‌اي!
    حال، بيا نزد ما به گناهت اعتراف كن شايد خدا به پاس همين اعتراف از گناه تو بگذرد و بهبودي‌ات بخشد!



    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  10. #60
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    به درد آمدن دل ايّوب پيامبر

    آن پيامبر بزرگوار خدا از اين سخن شماتت‌آميز، سخت آزرده خاطر شد و پس از رفتن آنها دست به دعا برداشت و به درگاه خدا ناليد
    و گفت: پروردگارا! اگر به من اجازه بدهي دليلي محكم مي‌آورم بر اينكه من استحقاق چنين بلايي را نداشته‌ام!
    ناگهان قطعه ابري در مقابلش پديدار شد و صدايي از آن به گوشش رسيد: اي‌ايّوب! آنچه مي‌خواهي بگو و دليل خود را بياور كه من حاضرم مي‌شنوم.

    ايّوب با حال تضرّع و زاري عرضه داشت: خدايا! من بنده‌اي بودم كه هرگز سفره‌ام از يتيمان و مستمندان خالي نبود.قلبم پيوسته به ياد تو و زبانم به ذكر تو مشغول بود.
    آيا پاداش آن همه طاعت و بندگي اين همه بلا و محنت بود؟
    از همان قطعه‌ي ابر جواب به گوشش رسيد: اي ايّوب! آن توفيق طاعت و بندگي را چه كسي به تو داد؟
    آن كس كه دلت را به ياد معبود افكند و زبانت را به نام او مترنّم ساخت كه بود؟

    (اَتَمُنُّ عَلَي اللهِ بِما لِلّهِ فِيهِ الْمِنَّةُ عَلَيْكَ).

    به جاي اينكه من بر تو منّت بگذارم و نعمت توفيق عبادت و «يا الله»و «يا ربّاه»گفتن را به رُخت بكشم،تو بر من منّت مي‌گذاري و طاعت و بندگيت را به رُخم مي‌كشي؟!

    اگر حَوْل و قوّه‌ي من نبود و لطف و عنايت من شامل حالت نمي‌شد، تو كجا و «ياالله»گفتن كجا؟
    تو كجا و دل به خدا بستن كجا؟


    نــي كــه آن الله تو لبّيــــكِ ماست
    آن نياز و سوز ودردت پيك ماست

    نـــي تو را در كــار مـن آورده‌ام
    نــي كه من مشغول ذكرت كرده‌ام

    درد و رنج تـــو كمند لطف ماست
    زيـــر هـــر ياربّ تو لبّيـــك‌هاست


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 23456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •