··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪·· سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··
صفحه 8 از 9 نخستنخست ... 456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 88
  1. #71
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آنجا كه موظّف به حرف زدن بود حرف زد،آنجا كه موظّف به سكوت بود سكوت كرد.تمام رفتار و گفتارش روي حساب بود.
    تندي كردن با دشمن بجا،ملايمت داشتن با دشمن بجا؛
    احياناً كه لازم مي‌شد گريه كند گريه مي‌كرد و هرگز سخني حاكي از گلايه از خدا و يا تذلّل در پيش دشمن از زبان مباركش صادر نشد!
    بلكه با شهامت روحي عجيب به پسر زياد در كوفه فرمود:

    (ما رَأيْتُ اِلّا جَميلاً).

    من [از خدا] جز زيبايي چيزي نديدم.


    و تو به همين زودي ذلّت و خواري خود را در پيشگاه خدا خواهي ديد و در شام هم به يزيد فرمود:

    (اِنّي لاَسْتَصْغِرُ قَدْرَكَ وَ اَسْتَعْظِمُ تَقْرِيعَكَ وَ اَسْتَكْثِرُ تَوْبِيخَكَ).[83]

    من آنقدر تو را كوچك مي‌شمارم كه به خودم اجازه نمي‌دهم با تو هم‌سخن گردم و حتّي توبيخت كنم
    ولي چه كنم كه مقتضاي پيشامد حوادث اينچنين شد كه اينجا سخن بگويم.


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  2. #72
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    خلوص شگفتي‌آور امير مؤمنان حضرت علي (علیه السلام)

    شاعر در اين خصوص داستاني را از امام اميرالمؤمنين‌ (علیه السلام)نقل مي‌كند . حال نمي‌دانيم آيا اين قصّه مدرك روايي دارد يا نه ؟
    ولي به هر حال نقل آن خالي از لطف نيست .

    از عـلي آمـوز اخـلاص عمل---------شـير حق را دان مـنزّه از دَغـَل
    در غزا بر پهلواني دست يافت---------زود شمشيري برآورد و شتافت


    علي (علیه السلام)در ميدان جهاد الهي شمشير را بالا برده. همين قدر كه آن را پايين بياورد، كار حريف تمام مي‌شود. دشمن فقط يك لحظه با مرگ فاصله دارد . ولي در آن حال «او خدو انداخت بر روي علي». دشمن مغلوب آب دهان به صورت علي (علیه السلام)انداخت.كسي كه مسلّط شده و مي‌خواهد بر فرق دشمن شمشير بزند و نابودش كند،مي‌بيند دشمن، آب دهان به صورتش انداخت. طبيعي است كه در اين حال خشمش بيشتر مي‌شود و محكم‌تر شمشير مي‌زند .
    ولي عجيب اينكه تا آب دهان انداخت، ديد شمشير علي (علیه السلام)از زدن باز ايستاد:

    او خـدو انداخت بـر روي علي--------افتـخـار هـر نـبـيّ و هـر ولـي
    او خدو انداخت بر رويي كه ماه-------سجده آرد پيش او در سجده‌گاه
    در زمان انداخت شمشير آن علي------كـرد او انـدر غـزايش كـاهـلي
    گشت حيران آن مبارز زين عمل-------از نمودن عـفو و رحـم بـي‌محل


    شمشير را انداخت، طوري كه آن مرد مبارز خودش متحيّر شد .براي او سؤال پيش آمد كه چه شده ؟چه سرّي است ؟
    با اين كه الآن من يك قدم با مرگ فاصله داشتم، چرا او شمشير را فرود نياورد؟

    گفت من تيغ از پي حق مي‌زنم----------بنده‌ي حقّم نه مأمور تنم



    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  3. #73
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    چون دشمن آب دهان به صورتش انداخت، طبيعي بود كه خشمش بيشتر شود. علي (علیه السلام)انديشيد كه اگر در آن حال شمشير بزند، نيم از بهر خدا و نيم از بهر هويََ خواهد بود.اين عمل شرك است و اين شمشير زدن مشركانه مي‌شود.ولي او مي‌خواست موحّد باشد و لذا در آن حال از شمشير زدن منصرف شد .

    امير (علیه السلام)نيز غضب بشري دارد . وقتي دشمن آب دهان به صورتش بيفكند، طبعاً خشمش بيشتر مي‌شود.امّا چون برهان ربّ همراه اوست، مي‌خواهد اين شمشير را فقط براي خدا بزند . بنابراين، در همين حال كنار مي‌رود . زيرا كشته شدن در راه خدا محبوب‌تر از كشتن در راه هويََ است .

    تفاوت سرباز مسلمان و سرباز كافر در اين است كه كافر هدفش فقط كشتن است. حال از هر راهي و به هر كيفيّتي باشد تفاوتي ندارد .
    ولي مسلمان فقط در راه خدا مي‌كشد.

    شيـر حقّـم نيستـم شيـر هويََ---------فعـل من بر ديـن من باشد گوا
    خشم بر شاهان شه و ما را غلام--------خشم را مـن بستـه‌ام زيـر لُگام


    سلاطين بنده‌ي خشمند، ولي من سلطان بر خشمم . آنها اسير خشمند، ولي من امير بر خشمم.


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  4. #74
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    نتيجه‌ي صبر و شكيبايي رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)



    خداوند حكيم در آيه‌ي 127 سوره‌ي نحل خطاب به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مي‌فرمايد:

    "وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إلاّ بِاللهِ".

    تو هم بايد صبر كني و تمام ناملايمات جسمي و روحي را در راه دعوت مردم متحمّل شوي

    و اين صبر و شكيبايي نيز جز به حول و قوّه‌ي الهي و استمداد از مقام ربوبي امكان‌پذير نخواهد بود،

    زيرا ممكن نيست يك بشر عادي كه فاقد همه‌گونه امكانات از ثروت و قدرت و نيروي انساني از قبيله و ارحام و ارقاب بوده است،

    از يك محيط فاسد مُنحطّي برخيزد كه مردمش نه داراي علم و فرهنگي بوده‌اند و نه تمدّن و قانوني و نه خبري از آداب و رسوم انسانيّت داشته‌اند.

    مرامشان بت‌پرستي و اخلاق و رفتارشان قتل و غارت و بي‌عفّتي.


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .

  5. تشكرها 2


  6. #75
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آري ممكن نيست يك بشر عادي با اين شرايط برخيزد و يك تنه اعلان مبارزه با تمام دنياي بشر بدهد آن هم مبارزه با همه چيزشان،

    با اعتقاداتشان، با اخلاق و رفتار و گفتارشان،با حكومت‌ها و سياست‌ها و اجتماعاتشان و در اين مبارزه، فاتح و پيروز هم بشود

    و عقيده‌ي خود را در دل ميليون‌ها و ميلياردها انسان طيّ قرن‌هاي متمادي بنشاند.

    امروز بيش از چهارده قرن از زمان نهضت او مي‌گذرد، شما دو صحنه را در كنار هم بگذاريد و با هم مقايسه كنيد.

    يك روز در مسجدالحرام تنها سه نفر در كنار كعبه به نماز مي‌ايستادند، يكي صاحب همين نهضت، رسول خدا محمّد مصطفي (صلی الله علیه و آله و سلم)بود،

    دوّمي وصيّ او عليّ مرتضي (علیه السلام) و سوّمي همسرش خديجه‌ي كبري (علیها السلام)

    در حالي كه داخل مسجدالحرام و اطراف آن از مشركان و دشمنان لجوج معاند موج مي‌زد كه آنها را مسخره مي‌كردند و انواع اهانت‌ها درباره‌شان روا مي‌داشتند.


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .


  7. #76
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    امروز ببينيد در همان مسجدالحرام و كنار همان كعبه چه غوغايي برپاست، صدها هزار جمعيّت در موسم حجّ دور كعبه به نماز مي‌ايستند

    و با شُكوه و جلالي عجيب به ركوع مي‌روند و به سجده مي‌افتند.

    بانگ «اشهد اَن لا اله الّا الله»و «اشهد اَنّ محمّداً رسول الله»شان كه در فضاي شهر مكّه مي‌پيچد، دل‌ها را مي‌لرزاند.

    آن روز از باب تقويت روحيّه‌ي پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)خداوند حكيم خطاب به آن حضرت فرمود:

    "وَ إذا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إنْ يَتَّخِذُونَكَ إلّا هُزُواً...‌".[84]

    وقتي مردم كافر تو را مي‌بينند، تو را به تمسخر و استهزاء مي‌گيرند و به يكديگر مي‌گويند:

    "...أ هذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ...".[85]

    آيا همين آدم است كه سخن از خدايان شما به ميان مي‌آورد و راجع به آنها حرف‌هايي مي‌زند.

    يعني فعلاً دوران تمسخر اينهاست،

    و
    لي مطمئن باش روزي مي‌رسد كه جلال و عظمت تو چشم آنها را خيره مي‌كند و آنها را به زانو در مي‌آورد.




    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .

  8. تشكرها 2


  9. #77
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اقتدار و كرامت در سايه‌ي صبر و استقامت



    رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)13سال در مكّه مورد شديدترين اذيّت و آزار مكّيان بود

    و پس از هجرت به مدينه و تشكيل حكومت در سال هشتم هجرت با ده هزار سرباز مسلّح به مكّه بازگشت.

    در حالي كه چنان قدرتمند شده بود كه مي‌توانست به شدّت از مكّيان انتقام بگيرد،ولي آنچنان دست عفو و رحمت و كرم بر سر آن‌ها كشيد كه موجبات حيرت و تعجّب آنان را فراهم آورد.

    پس از اينكه وارد كعبه شد و بت‌ها را بيرون ريخت، بر آستانه‌ي در ايستاد و نگاهي به صحن مسجدالحرام انداخت،

    آن ظلاّم‌ها و جبّارها و آن گرگ‌ها و پلنگ‌ها را ديد كه همچون موشي شده‌اند و صف در صف ايستاده و سر به پايين انداخته‌اند.



    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .

  10. تشكر

    مانیل (29-09-1393)

  11. #78
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فرمود: شما درباره‌ي من چه فكر مي‌كنيد؟آن‌ها يكصدا گفتند:

    (أخٌ كَرِيمٌ وَ ابْنُ أخٍ كَرِيمٍ وَ قَدْ قَدَرْتَ).[86]

    تو بزرگواري هستي كه به قدرت رسيده‌اي.

    ديدند قطرات اشك از چشمان پيامبر مي‌ريزد. تعجّب كردند.آن‌ها بايد گريه و ناله مي‌كردند.

    ولي ديدند پيغمبر مي‌گريد.فرمود: نه تنها از شما انتقام نمي‌گيرم بلكه شما را ملامت نيز نمي‌كنم.

    (لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ اِذهَبوا اَنتُمُ الطُّلَقاء).[87]

    همه‌تان آزاديد،برويد دنبال كار خودتان.

    اين روش مجاهد مؤمن است.وقتي به قدرت برسد،انتقام نمي‌گيرد و خون نمي‌ريزد.

    آن روز كه تحمّل شدايد مي‌كرد،براي خدا بود.امروز هم كه به قدرت رسيده است باز براي خداست.

    چون براي خداست،همه‌اش عفو است و رحمت و كرم.


    وقتي هم به حسب ظاهر شكست مي‌خورد و قدرت را از دست مي‌دهد،باز مناعت طبع دارد و عزّت نفس.

    در مقابل دشمن كوچكترين تذلّلي نمي‌كند.


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .

  12. تشكر

    مانیل (29-09-1393)

  13. #79
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    روز عاشورا از همه طرف به سوي امام حسين (علیه السلام)هجوم آوردند و محاصره‌اش كردند؛در حالي كه تمام كسانش را كشته بودند؛

    برادرها،برادرزاده‌ها و فرزندان.تنها خودش مانده بود.زنان و كودكان در خيمه‌گاه،فرياد العطش داشتند.خودش نيز زخم‌هاي بسيار بر بدن داشت و پيشاني‌اش شكسته بود.

    انبوه لشكر دشمن حمله مي‌كردند تا زنده اسيرش كنند.يك تنه به آن‌ها حمله مي‌كرد و مي‌گفت:


    (لا وَ الله لا اُعطيكُم بِيَدي اِعطاءَ الذَّليلَ و لا اَفِرُّ مِنكُم فِرارَ العَبيدَ).[88]

    نه، به خدا قسم نه دست ذلّت به دست شما مي‌دهم و نه مانند بردگان از دست شما فرار مي‌كنم.

    (هَيهاتَ مِنّا الذِّلّة).[89]


    در عين حال كه به حسب ظاهر شكست خورده بود،اظهار ضعف و ذلّت نمي‌كرد.حتّي استخوان‌هاي سينه‌اش زير سمّ ستوران به زبان حالش مي‌گفت:

    (هَيهاتَ مِنّا الذِّلّة).[90]


    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .

  14. تشكر

    مانیل (29-09-1393)

  15. #80
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,095 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    سرش بالاي نيزه هم كه رفت زبان حالش«هَيهاتَ مِنّا الذِّلّة»بود. خواهر بزرگوارش عقيله‌ي بني‌هاشم،زينب كبري (علیها السلام)يك زن است
    و آن همه مصيبت كه يكي از آن‌ها كافي است تا قوي‌ترين مردها را به زانو درآورد.

    او را در لباس اسارت به مجلس پرسطوت ابن‌زياد آورده‌اند،مجلسي كه از در و ديوارش خون مي‌بارد.

    ابن‌زياد اكنون گرگ شده،پلنگ شده،ببر شده،خواست زخم زبان بزند،گفت: اي زينب!ديدي خدا با شما چه كرد؟چطور تارومارتان كرد؟بيچاره‌تان كرد؟

    كسي باورش نمي‌شد كه يك زن آن هم با آن حال اصلاً بتواند دم بزند.آن‌ها فكر كردند حالا بايد در گوشه‌اي بنشيند و سر در گريبان فرو برد و اظهار ذلّت كند.
    ولي ديدند،نه،اين زن اگر چه اسير است امّا شير در زنجير است.

    يك جمله فرمود:

    (ما رَأيْتُ اِلّا جَميلاً)
    من از خدا جز زيبايي چيزي نديدم.

    آنچه خدا براي ما مقدّر كرده است،زيباست.برادرم و يارانش:

    (هؤلاء كَتَبَ اللهُ عَلَيهِمُ القَتْلَ فَبَرَزوا اِلي مَضاجِعِهِم).[91]

    افتخار شهادت در راه خدا نصيبشان شده است.آن‌ها بالاترين شرف را برده‌اند.


    (وَ سَيَجْمَعُ اللهُ بَينَكَ وَ بَينَهُم فَتُحاجَّ وَ تُخاصَمُ فَانظُر لِمَن يَكُونُ الْفَلْجُ يَومَئِذٍ هَبِلَتْكَ اُمُّكَ يَابْنَ مَرجانَةَ).
    [92]

    فردا تو را با برادرم روبه‌رو مي‌كنند.آن روز مي‌فهمي پيروزي از آن كه بوده است.مرگت باد اي زاده‌ي زن نابكار.



    ··▪▪••●●:: کیمیای صبر و ثبات ::●●••▪▪··




    .

  16. تشكر

    مانیل (29-09-1393)

صفحه 8 از 9 نخستنخست ... 456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •